پری غلط دیکته

بابا از توی آشپزخانه پرسید: صبا بیام؟ هول شدم و یواش به خودم گفت: کاش پری غلط دیکته وجود داشت و به داد من می رسید.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
همان وقت، یک پری کوچولو اندازه یک سنجاقک نشست روی دفترم. تعجبم را که دید پرسید: چرا این طوری نگاهم می کنی؟ مگر صدایم نکردی؟

زود او را توی دستم گرفتم و توی گوشش گفتم: امروز بابا می خواهد به من دیکته بگوید اصلا نمی خواهم خراب کاری کنم ولی کلمه های سخت را یاد نمی گیرم.

بابا آمد و پری زیر موهایم قائم شد. از اول تا آخر دیکته هی توی گوشم پچ پچ کرد.
برای هر کلمه سخت می گفت: آره! آره! نه... نه... دو چشم، سه نقطه.

من هی پاک می کردم و دوباره می نوشتم . بابا روزنامه می خواند و متوجه چیزی نمی شد.
اما دفترم را که دید فریاد کشید: وای صبا... این همه غلط؟ باورم نمی شود. صابون با س طناب با ت دو نقطه؟

بابا که رفت به پری گفتم: این جوری کمکم کردی؟

پری گفت: خواب من هم کلمه های سخت را یاد نمی گیرم. چه طور می توانم به بچه ها کمک کنم.
دلم برایش سوخت. تازه فهمیدم اولین بار است به کمک یه بچه آمده است.

گفتم: می خواهی با هم تمرین کنیم؟
از آن شب به بعد برای هر درس جدید این قدر نوشتیم و پاک کردیم و خندیدیم که دیکته من کمی خوب شد.
حالا من پری غلط دیکته او شده ام. او هم کم کم دارد یاد می گیرد.

مطالب مرتبط:
پری کوچولو و عروسک شیشه ای
انقدر خودت و نتراش مداد جان
نمره بیست

کانال کودک و نوجوان تبیان
تنظیم: شهرزاد فراهانی- منبع: رشد نو آموز
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.
مطالب مرتبط مجموعه :
آخرین مطالب سایت