در میان تكالیف مالى آنچه مهم‌تر است رسیدگى به نزدیك‌ترین كسانی است كه با انسان رابطه خویشاوندى دارند؛ طبعاً در درجه اول پدر و مادر و بعد از آنها سایر خویشاوندان مثل خواهر و برادر، عمو، عمه، دایى، خاله و فرزندان آنها. هر چه نسبت خویشاوندی نزدیكتر باشد و
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مهمترین عمل بعد از واجب ترین واجبات چیست؟


رسیدگى به خویشاوندان و همسایگان وظایف اخلاقى است كه در قرآن كریم به صورت‌هاى مختلف مورد تأكید واقع شده است.  شیوه قرآن كریم در بیان احكام و دستورات این نیست كه واجبات را از مستحبات جدا كند.


صله رحم

معمولاً سفارشات قرآن كریم برای انجام اعمال نیك این‌گونه است كه عناوین كلى و ذومراتبى را بیان مى‏كند تا كسانی كه عذری دارند، كمترین مراتب آن را به جا آورند و افرادى كه فراغت بیشتر و همت عالی‌ترى دارند، به مراتب بالاتر آن بپردازند.

مثلاً امر به « اقامه صلاة »  در قرآن انحصار به نماز واجب ندارد؛ بلكه مطلق نماز مورد تأكید است .

هم‌چنین آیه «وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ »1 فقط زكات واجب را نمى‏فرماید؛ بلكه  اصل انفاق را مورد تأكید قرار مى‏دهد كه مرتبه‏ای از آن واجب مؤكد است؛ مراتب دیگرى هم دارد كه هر كس به اندازه توان و همتش آنها را انجام مى‏دهد.

این قبیل اوامر در مقام بیان واجبات نیست؛ بلكه برای ترغیب و تشویق به اصل انجام این اعمال با مراتب مختلف آنهاست.

 

مؤکدترین سفارش خداوند

مى‏دانید كه از جمله مؤكدترین سفارشات الهى به همه انبیا، اولیا و همه اقوام و ملل و صاحبان ادیان در درجه اول، نماز و در درجه دوم، زكات بوده است .

حضرت عیسى _‌على نبینا و آله و علیه السلام‌_  هنگامی كه با اعجاز الهی در گهواره با مردم سخن گفت، خود را این‌گونه معرفى كرد: « قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ... وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَیًّا 2؛ من بنده خدا هستم، خدا به من كتاب مرحمت فرموده و سفارشاتى به من كرده؛ اولین این  سفارش‌ها نماز و دومین آنها زكات است. این دو عمل جدای از یك دیگر هم ذكر نشده است.»

گویا این دو، مكمل یکدیگر  و اجزاى یك مركبند. آیات دیگر هم كاملاً نشان مى‏دهد كه از نظر قرآن كریم بعد از نماز هیچ كاری مهم‌تر از اداى حقوق مالى نیست .

كاربرد «زكات» در قرآن به معناى لغوی آن است: « الَّذِی یُؤتِی مالَهُ یَتَزَكّی »3 این آیه در مقام ستایش كسى است كه از اموال خودش بخشش مى‏كند و همه اموالى را كه در راه خدا و براى انجام وظیفه پرداخت شود، شامل می‌شود

معنای زکات در قرآن

اصطلاح قرآنى «زكات» غیر از اصطلاح فقهى آن است كه امروزه در عرف شایع است .

قانون زکات

منظور قرآن از «زكات» مطلق وظایف مالى است . اما فقها براى این‌كه هر یك از اعمال، اصطلاح خاصى داشته و بهتر قابل تفهیم و تعلیم باشد، عنوان «زكات» را به حقوق مالی كه طبق فتواى مشهور به نه چیز تعلق مى‏گیرد و مصرف آن بر ذریه پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) حرام است، اختصاص داد‌ه‌اند.

كاربرد «زكات» در قرآن به  معناى لغوی آن است: «الَّذِی یُؤتِی مالَهُ یَتَزَكّی»3 این آیه در مقام ستایش كسى است كه از اموال خودش بخشش مى‏كند و همه اموالى را كه در راه خدا و براى انجام وظیفه پرداخت شود، شامل می‌شود .

همه این موارد در لغت «زكات» نامیده می‌شود و استعمالات قرآنى هم طبق معناى لغوى وارد شده  است؛ اعم از این‌كه به عنوان زكات واجب  باشد یا خمس.

پیش از این گفته شد كه در قرآن كریم و هم‌چنین در كلمات معصومین(علیهم السلام) اطلاقاتى داریم كه امروزه مأنوس نیست و در اصطلاح رایج، مفهوم دیگری از آن برداشت می‌شود؛ مثلاً گاه مفهوم عامی بوده كه در عرف خاص یا در شرایط خاصى معنای جدیدی پیدا كرده و امروزه به عنوان یك  اصطلاح جدید استفاده می‌شود. این تحولات در لغت زیاد پیدا مى‏شود و باید به این نكته توجه داشته باشیم .

بر همین اساس «زكات» در عرف قرآنى به معنای لغوى‌اش به كار رفته؛ یعنی هر مالى كه انسان در راه خدا صرف كند، بنا بر این حتى بر صدقات مستحب هم «زكات» اطلاق مى‏شود.

هم‌چنان‌ كه در عرف قرآنی عنوان «صدقه» برای زكات واجب هم استعمال مى‏شود. مثل آیه‌ای كه در مقام تعیین مصارف زكات می فرماید:  « إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِینِ...»4

 

مراتب تکالیف مالی در رسیدگی به افراد

در میان تكالیف مالى آنچه مهم‌تر است رسیدگى به نزدیك‌ترین كسانی است كه با انسان رابطه خویشاوندى دارند؛ طبعاً در درجه اول پدر و مادر و بعد از آنها سایر خویشاوندان مثل خواهر و برادر، عمو، عمه، دایى، خاله و  فرزندان آنها. هر چه نسبت خویشاوندی نزدیكتر باشد وجوب رسیدگی به آنها مؤكدتر و از اولویت بیشترى برخوردار است.

این مطلب در این آیه از سوره نساء مورد تأكید واقع شده است: «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساكِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً»5.

در این آیه ابتدا بر پرستش خدا كه واجب‏ترین واجبات است  تأكید و از شرك نهى مى‏كند.

 

آیا عبادت خداوند، منحصر به انجام واجبات است؟

باید گفت که عبادت خدا منحصر به واجبات  نیست؛ بلكه  هر عمل عبادى پرستش خداست .

متقابلاً نهى از شرك فقط بت پرستى را شامل نمى‏شود؛ بلكه هر نوع شركى مذموم است؛ حتى شرك‏هاى خفى مثل ریا ، تامراتبی از شرك كه مخفی‌تر است مثل : اعتماد و امید بستن به غیر خدا كه منزه بودن آن‌ها اختصاص به اولیای الهی دارد ، این آیه انسان را از آنها  هم بر حذر می‌دارد .

اسلام مى‏خواهد مؤمنین ، به ‌خصوص شیعیان نسبت به یك‌دیگر این‌گونه مهربان باشند. نه این‌كه بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاكم باشد و هر كسى به دنبال این باشد كه به صورت‌های مختلف رفیقش را فریب بدهد

هر کس به اندازه توان خود کسب فیوضات می کند!

اسلام هیچ گاه به حد خاصى از كمال دعوت نمى‏كند؛ بلكه معمولاً ارزشهایی كه اسلام مطرح مى‏كند ذومراتب است ، به‌گونه‌ای كه فاصله بین مرتبه نازل با مرتبه عالى و اعلا را خدا مى‏داند و فهمیدن این مراتب  بسته به این است كه ما براى تسهیل در فهم و انتقال مطالب آنها را چگونه دسته‏بندى كنیم.

مثلاً در بعضى روایات براى ایمان هفت بخش شمرده شده است: سَبْعَةِ أَسْهُم6. بعضى افراد یك سهم از ایمان دارند، بعضى دو سهم و بعضى بیشتر.

در این روایت سفارش مى‏فرماید: كسانی كه سهم عالی‌تری از ایمان را دارند، نخواسته باشند مرتبه خود را به مرتبه پایین‏تر تحمیل كنند. چون هر كسى ظرفیت خاصى براى ایمان دارد. همه نمى‏توانند ایمان سلمان و ابوذر را داشته باشند. ابتدا باید ظرفیت افراد سنجیده شود ، تا به اندازه ظرفیت هر كس در جهت بالا بردن ایمانش سعى شود، در غیر این صورت او  نمى‏تواند تحمل كند.

دعا

هم‌چنان‌كه مى‏دانید در میان اصحاب پیغمبر (ص) نزدیك‌ترین افراد از نظر ایمان به یکدیگر ‌سلمان و ابوذر بودند. در بعضی روایات ایمان به ده درجه تقسیم شده و در ادامه گفته‌اند: ابوذر در مرتبه نهم و سلمان در درجه دهم از ایمان قرار گرفته‌اند.

به قدرى ایمان این دو به هم نزدیك بود كه: «لَقَدْ آخَى رَسُولُ اللَّهِ(ص) بَیْنَهُمَا7؛ پیغمبر اكرم(ص) بین سلمان و ابوذر عقد اخوت بستند.»؛ در عین حال در همین روایت و روایات متعدد دیگرى داریم كه: «لَوْ عَلِمَ أَبُوذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ. گرچه این دو در ایمان فقط یك درجه با هم اختلاف داشتند، اما ظرفیت ابوذر به اندازه‏اى بود كه اگر معرفت سلمان به او عرضه مى‏شد، طاقت نمى‏آورد و از اسلام خارج می شد.»

ظرفیت‏هاى افراد در فهم و معرفت و درك معارف بلند متفاوت است و اگر بیش از حد  به آنها عرضه شود، ممكن است برای ایشان باعث فتنه شود.

در تصدیق این مطلب خداوند نیز می فرماید: «لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» این است كه خداوند هیچ كس را جز به اندازه توانایى‏اش تكلیف نمى‏كند.

آیه شریفه هم شامل احكام عملی می شود و هم شامل معنویات و مسائل روحی ، گرچه هر انسانی موظف است خود را به قرب الهی برساند : « ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ»

مقام عبودیت مقام قرب الهی است و هدف از خلقت از منظر قرآن نیز معرفی شده است ؛ اما ظرفیت و توانایی افراد به یك اندازه نیست ،هر فرد به قدر توانایی خود به قعر دریای معرفت الهی راه پیدا می كند ، به ما دستور داده اند تا می توانیم تلاش كنیم تا به اندازه توان خود به قعر دریا بار یابیم .

اسلام هیچ گاه به حد خاصى از كمال دعوت نمى‏كند؛ بلكه معمولاً ارزشهایی كه اسلام مطرح مى‏كند ذومراتب است ، به‌گونه‌ای كه فاصله بین مرتبه نازل با مرتبه عالى و اعلا را خدا مى‏داند و فهمیدن این مراتب  بسته به این است كه ما براى تسهیل در فهم و انتقال مطالب آنها را چگونه دسته‏بندى كنیم

مهمترین عمل بعد از واجب ترین واجبات

خداوند بعد از امر به واجب‌ترین واجبات كه آفرینش انسان و جن براى آن بود: « ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ»8،

احسان به پدر و مادر

مى‏فرماید: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً »: بعد از عبادت خدا كاری واجب‏تر از احسان به والدین نیست.

در مرتبه  بعد هم نیكی به «ذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینِ، وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ » را بیان می کند .

در این میان، قرآن حتی رفیق راه، هم‌نشین و هم‌سفر را هم از قلم نمى‏اندازد و نیكی به آنها را از جمله كارهایی بر می‌شمرد كه خدا دوست دارد.

در بعضی از روایات از این كارها به عنوان حق واجب یاد شده است. البته منظور از واجب، واجب فقهى نیست؛ بلكه یعنى كاری كه مؤكداً خداوند انجام آن را  از ما مى‏خواهد.

 

نتیجه گیری:

اگر ما اندكى از این تعالیم اهل بیت _‌ صلوات الله علیهم أجمعین ‌_  را عمل كنیم، جامعه ما نمونه یك جامعه بهشتى مى‏شود؛ جامعه‌ای كه آن روابط صمیمانه و صفا و محبت آن‌چنان در آن حاكم است كه اگر كسی متوجه نیاز رفیقش شد، مال خودش را  حتی به صورت ناشناس در اختیار او مى‏گذارد.

اسلام مى‏خواهد مؤمنین ، به ‌خصوص شیعیان نسبت به یك‌دیگر این‌گونه مهربان باشند ، نه این‌كه بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاكم باشد و هر كسى به دنبال این باشد كه به صورت‌های مختلف رفیقش  را فریب بدهد.

 

پی نوشت ها :

1. بقره / 3.

2. مریم / 31.

3. لیل / 18.

4. توبه / 60.

5. نساء / 36.

6. وسائل‏الشیعة، ج 16، ص 159، باب 14، «استحباب الرفق بالمومنین».

7. الكافی، ج 1، ص 401، باب «فیما جاء أن حدیثهم صعبٌ مستصعب.»

8. ذاریات / 56.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


منابع :

سایت حوزه

سایت آیت الله مصباح یزدی

سایت اندیشه قلم

سایت حجت الاسلام قرائتی