قهرمانان این رمان‌ها واقعاً وجود داشته اند!

به نقل از یک مجله ادبی فرانسوی، شخصیت‌های این داستان‌ها بر اساس واقعیت ساخته شده اند. از مشهورترین شخصیت‌های داستانی که از واقعیت الگو گرفته اند می‌توان به فاوست و رابینسون کروزوئه اشاره کرد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

قهرمانان اين رمان‌ها واقعاً وجود داشته اند!


 به نقل از يک مجله ادبي فرانسوي، شخصيت‌هاي اين داستان‌ها بر اساس واقعيت ساخته شده اند. از مشهورترين شخصيت‌هاي داستاني که از واقعيت الگو گرفته اند مي‌توان به فاوست و رابينسون کروزوئه اشاره کرد.


آيا مي‌دانيد شخصيت‌هاي داستان‌هايي مانند فاوست، رابينسون کروزوئه و بسياري از رمان‌هاي ديگر واقعي بوده و وجود خارجي داشته اند؟

به نقل از يک مجله ادبي فرانسوي، شخصيت‌هاي اين داستان‌ها بر اساس واقعيت ساخته شده اند. از مشهورترين شخصيت‌هاي داستاني که از واقعيت الگو گرفته اند مي‌توان به فاوست و رابينسون کروزوئه اشاره کرد.

1. کتاب سه تفنگدار:

در کتاب سه تفنگدار سه شخصيت اصلي به نام‌هاي آتوس، آراميس، پورتوس وجود دارد. اين سه شخصيت با هم دوست هستند و در اتفاقي ناگهاني و در جريان يک دوئل، تفنگدار چهارم با نام دارتانيان نيز به آنها مي‌پيوندد و دوستي محکمي‌ را با هم برقرار مي‌کنند.

اکساندر دوما، نويسنده اين کتاب با ترکيب شخصيت‌هاي واقعي تاريخ فرانسه و شخصيت‌هاي ساخته خيال خود داستان‌هاي جالبي را خلق کرده است.

اين رمان قهرماني‌ها و دلاوري‌هاي سه تن از تفنگداران لويي سيزدهم به نامهاي آتوس که با نام واقعي (آرمند دو سيلگ آتوس)، پورتوس (ايساک دو پورتو)، آراميس (هنري آراميتز) و همچنين دارتانيان (چارلز دو باتز دو کستلمور) که در سال 1673 در گذشت.

 

2. کتاب دراکولا، مستبد ظالم:

کارگردان اين فيلم برام استوکر است و دراکولا به خاطر گذشته بد و همين طور شخصيت اهريمني که دارد به اين سرنوشت دچار مي‌شود. نويسنده با الهام از داستان زندگي يک پادشاه يوناني مستبد به نام ولاد 3 اين داستان را به رشته تحرير درآورده است.

او به حدي مستبد بوده است که سر مردم را از بدنشان جدا مي‌کرده و از ديدن خون ريخته شده مردم بي گناه لذت مي‌برده و به او لقب پسر اژد‌ها داده بودند و مردم شهر از او به شدت مي‌ترسيدند انگار که او خداي آنجاست. وي هميشه لباس‌هاي تيره رنگ بر تن مي‌کرد آستر شنل خود را از مخمل قرمز رنگ دوخته بود و هميشه شراب سرخ مي‌نوشيد. به همين سبب مردم گمان مي‌کردند که وي خون آشام است.

 

او به حدي مستبد بوده است که سر مردم را از بدنشان جدا مي‌کرده و از ديدن خون ريخته شده مردم بي گناه لذت مي‌برده و به او لقب پسر اژد‌ها داده بودند و مردم شهر از او به شدت مي‌ترسيدند انگار که او خداي آنجاست.

 

3. فاوست، دانشمند ديوانه:

فاوست اثر گوته نويسنده آلماني است. فاوست داستان يک دانشمند است که تمام عمر خود را صرف علم کرده است اکنون شيطان به او پيشنهاد جواني و عشق مي‌دهد و در عوض روح فاوست را طلب مي‌کند....

بسياري از عارفان معتقد هستند که انسان‌هاي زيادي، عمل فاوست را انجام مي‌دهند و اين داستان تنها يک افسانه يا حاصل روياي يک نويسنده نبوده است.

 

4. گوژپشت نتردام، کازيمودو :

گوژپشت نتردام يکي از شاهکارهاي ادبي ويکتور هوگو نويسنده فرانسوي مي‌باشد.

در اين کتاب گوژ پشتي به اسم کازيمودو وجود دارد که ناقوس زن يک کليساست. هوگو اين کتاب را در سال 1820 نوشته است و در آن سالها در کليساي جامع يک گوژپشتي همانند انساني که هوگو توصيف مي‌کند در تاريکي‌هاي اين کليسا در رفت و آمد بوده است.

 

 

5. رابينسون کروزوئه:

مشهورترين رمان نويسنده انگليسي دانيل دِفو است که رابينسون از سال 1860 به مدت بيست سال در يک جزيره تنها زندگي مي‌کرده است. او موفق به کشاورزي و کشت گندم در مدتي که در جزيره به سر مي‌برده شده بود. اين داستان از ماجراجوئي‌ها و زندگي الکساندر سرکيليک در يک جزيره اقتباس شده است.    

 

 

   

6. رولاند:

گروه رولاند در دره رونسوو به دام دشمن مي‌افتند و يکي از بستگان نزديکش به نام اوليويه از رولاند مي‌خواهد تا براي فراخوان کمک در بوق عاج بدمد. رولاند کمک خواستن را در شأن پهلواني خود نمي‌بيند و از اين کار خودداري مي‌کند.

در نبردي که با دشمن در مي‌گيرد همه مردان رولاند کشته مي‌شوند و تنها او و دو تن از پيرامونيانش زنده مانده‌اند. در اين هنگام است که رولاند در بوق عاج مي‌دمد و شارلماني با شنيدن آواي بوق به ياري او مي‌شتابد. ولي ديگر دير شده و شارلماني با پيکرهاي کشته‌شده رولاند و سپاهيانش روبه‌رو مي‌شود. بوق عاج در زير بدن رولاند افتاده و صورت رولاند به سوي اسپانيا قرار گرفته‌است. رولاند به راستي وجود حقيقي داشته و بخشدار يکي از شهرهاي بريتانيا بوده است.

 

7. پرنس جان، پادشاه بي زمين:

جان انگليسي که در يکي از نمايشنامه‌هاي شکسپير ظاهر مي‌شود. پرنس جان برادر کوچکتر ريچارد ليون بوده است. جان، برادرش را در سال 1199 شکست مي‌دهد و مي‌تواند بر تخت پادشاهي بنشيند. اشراف انگلستان پرنس جان را مجبور مي‌کنند تا مگناکارتا (فرمان کبير) را امضاء کند. پادشاه ناگزير مي‌شود به قوانين مربوط به زمين احترام بگذارد.

 

بخش ادبيات تبيان


منبع: پايگاه خبري دي‌نا- ندا فراهاني

مطالب مرتبط مجموعه :
آخرین مطالب سایت