شراره زهر

خونین تر است از همه ی لاله ها دلم می سوزد از شراره ی زهر جفا دلم آتش فتاده است ز سر تا به پای من یا رب ببین که زهر چه کرده است با دلم دل در میان سینه من نیست آتشی است از بس که سوخته است نمانده بجا دلم دشمن به کشتنم شده راضی چرا چو نیست هرگز به رنج
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

شراره زهر

خونین تر است از همه ی لاله ها دلم
می سوزد از شراره ی زهر جفا دلم
آتش فتاده است ز سر تا به پای من
یا رب ببین که زهر چه کرده است با دلم
دل در میان سینه من نیست آتشی است
از بس که سوخته است نمانده بجا دلم
دشمن به کشتنم شده راضی چرا چو نیست
هرگز به رنج مورچه ای  هم رضا دلم
من در میان حجره ی در بسته ام ولی
بگشوده چشم در همه ارض و سماء دلم
چندان به درد طی شده عمرم که جز به مرگ
دیگر به هیچ چیز نگردیده وا دلم

 

سید رضا موید
تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

  

 

در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.
مطالب مرتبط مجموعه :
آخرین مطالب سایت