فرقه های شیعی منحرف

برخي از فرق کلامي، از اقسام فرق کلامي شيعه محسوب مي‌شوند ولي به دليل برخي انحرافات تاريخي و عقيدتي، اعتقاداتي غير از شيعه اثني‌عشري اتخاذ کرده‌اند. با وجود عقايد انحرافي اين مکاتب کلامي، ولي به دليل وجود آن‌ها در تاريخ انديشه اسلامي، لازم است مختصراً ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فرقه‌های شیعی منحرف 

آشنایی با فرقه‌های کلامی


برخی از فرق کلامی، از اقسام فرق کلامی شیعه محسوب می‌شوند ولی به دلیل برخی انحرافات تاریخی و عقیدتی، اعتقاداتی غیر از شیعه اثنی‌عشری اتخاذ کرده‌اند. با وجود عقاید انحرافی این مکاتب کلامی، ولی به دلیل وجود آن‌ها در تاریخ اندیشه اسلامی، لازم است مختصراً به آن‌ها اشاره‌ای داشته باشیم.


در تاریخ اندیشه اسلامی، فرق و مکاتب کلامی بسیاری به وجود آمده‌اند. امامیه، معتزله و اشاعره سه مکتب کلامی عمده هستند. تضارب آرا میان اندیشمندان هر یک از این مکاتب کلامی به پیشرفت علم کلام در اندیشه اسلامی کمک کرده است.  اما اندیشه‌های کلامی ریز و درشت دیگری نیز در تاریخ علم کلام دیده می‌شوند که در این مقاله به طور خلاصه و اجمال، به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

 

زیدیه

زیدیه به شاخه‌ای از مذهب تشیع گفته میشود که به امامت زید بن علی بن الحسین(علیه‌السلام) معتقدند و خود را پیرو او میدانند. به همین دلیل نیز نام خود را از نام زید بن علی (علیه‌السلام) اتخاذ کرده‌اند. زیدیه به امامت علی(ع)، حسن(ع)، حسین(علیه‌السلام) و زید بن علی و نیز هر فاطمی‌ای که به خود دعوت کند و در ظاهر، عادل و اهل علم و شجاعت باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای جهاد بیعت شود، قائل هستند. بنابراین تاریخ پیدایش زیدیه، پس از شهادت امام حسین(علیه‌السلام) است. شیعیان پس از شهادت آن حضرت (علیه‌السلام) به چند گروه تقسیم شدند. بیشتر شیعیان امامت زین‌العابدین(علیه‌السلام) را پذیرفتند ولی برخی محمد فرزند امام علی (علیه‌السلام) ـ معروف به ابن حنفیه ـ را امام خود دانستند و به «کیسانیه» معروف شدند. گروه دیگر زیدیه بودند که اعتقاد به امامت فرد خاصی نداشتند و معتقد بودند امامت در فرزندان حضرت زهرا (سللام‌الله‌علیها) باقی می‌ماند و هر یک از فرزندان آن حضرت که بتواند شرایط  را برخوردار گردد ـ یکی از این شرایط خروج بر حاکم ظالم بود ـ می‌تواند امامت را به عهده بگیرد. زید در سال هفتاد و پنج هجری قمری در مدینه به دنیا آمد و پس از پدرش، امام زین‌العابدین(ع)، شاگرد برادر بزرگتر خود امام محمد باقر(علیه‌السلام) بود. وی در زمان حکومت هشام بن عبدالملک بن مروان در کوفه دست به قیام و شورش زد و در ذیالحجه سال 122 ه ق کشته شد. پس از مرگ زید بن علی (علیه‌السلام) در  کوفه (محرم سال 122 هجری قمری) فرزندش یحیی پرچم‌دار مبارزه با بنی‌امیه شد. قیام‌های او نیز هرچند به سرکوبی منجر شد ولی مقدمات براندازی بنی‌امیه را فراهم کرد و پس از بنی‌امیه بنی عباس زمام قدرت را به دست گرفتند. مکتب فقهی آنها شباهت‌هایی با مذهب حنفی و نیز شیعه اثنی‌عشری دارد و از نظر کلامی نیز شباهت‌های بسیاری با کلام معتزله دارند. آنها برخلاف شیعه اثنی‌عشری به عصمت امامان(علیه‌السلام) معتقد نبودند و معتقد بودند هر یک از فرزندان امام حسن(علیه‌السلام) یا امام حسین(علیه‌السلام) می‌تواند به امامت برسد.

یکی از نام‌های اسماعیلیه «باطنیه» است. علت این نام‌گذاری به دلیل عقاید خاص آن‌هاست که معتقد بودند: هر ظاهری یک باطن دارد. تعالیم ظاهری از دیدگاه آن‌ها مسائل فقهی است

اسماعیلیه

فرقه‌ی مذهبی اسماعیلیه برای اولین بار در نیمه دوم قرن سوم بر صحنه تاریخ اسلام ظاهر شد. مرکز این فرقه ابتدا در خوزستان بود ولی گسترش آن تا حدی بود که برخی قرن چهارم تاریخ اسلام را «سده اسماعیلیه» نامیده‌اند. اسماعیلیه به طور کلی به تمام فرقه‌هایی گفته می‌شود که پس از وفات امام جعفر صادق (علیه‌السلام) اسماعیل، فرزند بزرگ آن حضرت را امام خود می‌دانستند. این عده، امامت امام موسی کاظم (علیه‌السلام) را منکر بودند. تاریخ زمان مرگ اسماعیل را در زمان حیات امام صادق (علیه‌السلام) معرفی می‌کند ولی اسماعیلیه معتقد است خبر مرگ اسماعیل تنها برای حفظ جان او بوده و او 5 سال بعد از حیات امام صادق (علیه‌السلام) نیز به زندگی خود ادامه داد.

البته این مسئله در میان خود اسماعیلیه نیز مورد اختلاف است و برخی از اسماعیلیه معتقدند امامت (امامت از دیدگاه آن‌ها) با مرگ اسماعیل به محمد فرزند اسماعیل رسیده است.  این اختلافات باعث تشکیل فرق دیگری در میان خود اسماعیلیه شده است. طرفداران دیدگاه دوم به نام «مبارکیه» معروف شده‌اند. «قرمطیه» نیز شاخه‌ای از اسماعیلیه است که در ناحیه‌ای در میان کوفه و بصره ظهور کرد. جنبش مذهبی فاطمیه و حسن صباح همگی از طرفداران فرقه اسماعیلیه هستند. ناصر خسرو، شاعر و نویسنده بزرگ فارسی نیز متعلق به همین فرقه است.

یکی از نام‌های اسماعیلیه «باطنیه» است. علت این نام‌گذاری به دلیل عقاید خاص آن‌هاست که معتقد بودند: هر ظاهری یک باطن دارد. تعالیم ظاهری از دیدگاه آن‌ها مسائل فقهی است. همان‌طور که گفتیم، آنها امامت امام هفتم شیعه را قبول نداشته و به امامت محمد بن اسماعیل معتقد بودند. یکی از عقاید آن‌ها این بود که بعد از محمد بن اسماعیل دوران امامت امامان مستور شروع می‌شود. آنها به امامت ظاهری خلفای فاطمی معتقد بودند و به آن‌ها لقب امام می‌دادند. آن‌ها پس از پایان دوره امامت مستوری به امامت حضرت مهدی(علیه‌السلام) نیز معتقد بودند. اسماعیلیه نظرات خاصی نیز درباره تأویل و تفسیر آیات قرآن داشتند که برای حفظ اختصار از ذکر آن‌ها صرف نظر می‌کنیم.

 علیزاده

بخش اعتقادات تبیان

 

در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.
مطالب مرتبط مجموعه :
آخرین مطالب سایت