سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
 کی و کجا جیغ بزنم؟
کی و کجا جیغ بزنم؟
کی و کجا جیغ بزنم؟
سلام دوست های خوبم، جیغ زدن کار خوبی نیست و ممکنه بقیه از صدای ما ناراحت بشوند ولی جیغ زدن هم زمان و مکان دارد پس این داستان را از دست ندهید...
 سه ماهی
 سه ماهی
 سه ماهی
روزی روزگاری سه ماهی در دریاچه ای زندگی می کردند که با هم دوست بودند....
رویا
رویا
رویا
سلام همراهان عزیز، با یک داستان زیبا و خواندنی از کتاب کلیله و دمنه همراه شما هستیم، این داستان زیبا را با دوستانتان بخوانید و لذت ببرید...
من یک شتر هستم
من یک شتر هستم
من یک شتر هستم
من یک بچه شتر هستم. بچه همان شتری که چند بار در قرآن در داستان حضرت صالح اسمش آمده است.
یک دانه گندم
یک دانه گندم
یک دانه گندم
داستان امروز ما راجب دو تا موچه هست که برای کمکی که می کنند سر دیگران منت می گذارند و مادرشان نصیحت زیبایی به آن ها می کند و ....
گاو صندوق
گاو صندوق
گاو صندوق
ماجراهای بهلول بسیار زیبا، دلنشین و آموزنده است. هر چند کوتاه اما در آن درس های زیبایی نهفته شده که ارزش خواندن آن را چند برابر می کند. در زیر یک نمونه از ماجرای بهلول را برایتان باز گویی می کنم...
از پرفضیلت ترین دعاها
از پرفضیلت ترین دعاها
از پرفضیلت ترین دعاها
دعای جوشن کبیر در یکی از غزوات صدر اسلام از جانب جبرئیل برای پیامبر اسلام آورده شده است. این‌ دعا صد بند دارد و هر بند حاوی‌ ده‌ "اسم" از اسمای‌ خداست‌.
داستان های کوتاه
داستان های کوتاه
داستان های کوتاه
من و مادرم به خانه پدر بزرگم رفتیم. به کنار پدربزگم رفتم و سوال کردم: پدر بزرگ غول چراغ جادو وجود دارد؟...
داستان هایی کوتاه اما خواندنی
داستان هایی کوتاه اما خواندنی
داستان هایی کوتاه اما خواندنی
یک روز صدای هق هق گریه بلند به گوش رسید.همه جا را گشتم اما صاحب صدا را پیدا نکردم.حتی فرشته هم دلش سوخت و از آسمان پایین امد...
عروس مهربان
عروس مهربان
عروس مهربان
دختری با شادی آواز می خواند. دختر بچه ها دست می زدند. صدای خنده و شادی از اتاق می آمد. اتاق عروس پر از زن بود. ...
معلم صبور
معلم صبور
معلم صبور
روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهراء علیها السلام آمدو سوالی نمود...
معلم صبور
معلم صبور
معلم صبور
روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهراء علیها السلام آمدو سوالی نمود ....
موسی و مرد قصاب
موسی و مرد قصاب
موسی و مرد قصاب
یکی بود ، یکی نبود آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود...
زمزمه های مادرانه
زمزمه های مادرانه
زمزمه های مادرانه
حضرت آمنه مریض شده بود .کسانی که دراطراف او بودند می دانستند که از زندگی او زمان زیادی باقی نمانده است...
پند سقراط
پند سقراط
پند سقراط
روزی سقراط، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتی اش را پرسید و او پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم...
بهترین بنده
بهترین بنده
بهترین بنده
روزی حضرت موسی (ع) رو به درگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود: بارالها! می خواهم بدترین بنده ات را ببینم....
خوشبخت ترین آدم
خوشبخت ترین آدم
خوشبخت ترین آدم
پادشاهی پس از این که بیمار شد گفت: نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند....
طعم هدیه
طعم هدیه
طعم هدیه
روزی فردی جوان هنگام عبور از بیایان، به چشمه آب زلالی رسید. آب به قدری گوارا بود که مرد سطل چرمی اش را پر از آب کرد تا بتواند...
از حرف تا عمل
از حرف تا عمل
از حرف تا عمل
این سخنان و حکایات هرچند کوتاه هستند اما انسان را به فکر وا می دارند تا هر چه بیش تر به زندگی پیامبران دقت کنیم و از آن ها درس بگیریم....
معلم و کودکان
معلم و کودکان
معلم و کودکان
کودکان مکتب از درس و مشق خسته شده بودند. با هم مشورت کردند که ...چگونه درس را تعطیل کنند و چند روزی از درس و کلاس راحت باشند.
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین
x