وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
گفت‌وگو با مرضیه برومند (كارگردان هنری)، مسعود فروتن (كارگردان تلویزیونی) و راضیه برومند و گیتی مرتضوی (نویسندگان) مجموعه «همه فرزندان من»
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اگر عموها و خاله‌ها بگذارند!

همه فرزندان من

گفت‌وگو با مرضیه برومند (كارگردان هنری)، مسعود فروتن (كارگردان تلویزیونی) و راضیه برومند و گیتی مرتضوی (نویسندگان) مجموعه «همه فرزندان من»

 هر بار كه قرار باشد سریالی از مرضیه برومند در تلویزیون پخش شود منتظر غافلگیری از یك كار بدیع و جذاب دیگر هستیم؛ فرقی نمی‌كند برای كودكان بسازد یا بزرگسالان؛ قهرمانش یك عروسك شیرین زبان باشد یا دو تا پیرزن تنها؛ برای مخاطب فرهیخته و اهل مطالعه كار كند یا مخاطب عام. به هر حال همه را پای آن كار می‌نشاند و راضی می‌كند. مرضیه برومند از معدود كارگردان‌هایی است كه برای همه نوع مخاطبی در هر سن و سال و سلیقه كار كرده و از تجربه‌های جدید در ژانرهای مختلف استقبال كرده است.

این بار او با همكاری مسعود فروتن (به عنوان كارگردان تلویزیونی) و خواهرش راضیه‌برومند و گروهی از نویسندگان خوش‌فكر از جمله گیتی مرتضوی، باكس خانواده را انتخاب كرده و 42شب به شكل روتین با سریالی تحت عنوان «همه فرزندان من» به شبكه یك آمده است. به بهانه پخش این سریال با او و گروهش گپ صمیمانه‌ای داشتیم.

• چطور است مصاحبه را با شخصیت اصلی سریال شما «پوراندخت» آغاز كنیم چون من حس می‌كنم چنین شخصیتی البته با خصوصیات متفاوت از هم به نوعی در تمام كارهای شما دیده می‌شود. یعنی زنی كه تنهاست و پناهگاه آدم‌های دیگر. می‌خواهم بدانم این تصویر ذهنی از كجا نشأت می‌گیرد؟

مرضیه برومند: اتفاقی بوده و البته در چند تا كار ما چنین شخصیتی داشتیم، نه همه. اما عمدی نداشتیم.

گیتی مرتضوی: به نظر من هم عمدی نبوده. در هر خانواده‌ای چنین فردی وجود دارد. من در خانواده خودم كه نگاه می‌كنم، اصولا خانم‌هایی كه مجردند، ازدواج نكرده‌اند یا به دلایلی همسرشان را از دست داده‌اند همیشه به نوعی محور خانواده می‌شوند.

 هر بار كه قرار باشد سریالی از مرضیه برومند در تلویزیون پخش شود منتظر غافلگیری از یك كار بدیع و جذاب دیگر هستیم؛ فرقی نمی‌كند برای كودكان بسازد یا بزرگسالان؛ قهرمانش یك عروسك شیرین زبان باشد یا دو تا پیرزن تنها؛ برای مخاطب فرهیخته و اهل مطالعه كار كند یا مخاطب عام.

مسعود فروتن: فقط خانم‌ها نه، آقایان هم هستند.

گیتی مرتضوی: جدی؟ شما هم هستید؟!

مسعود فروتن: بله. من كه یك مجرد مدل بیوه هستم – به این معنی كه فرزند دارم ولی همسری ندارم- به دلیل اینكه آدم‌های دیگر فكر می‌كنند یك تجربه‌ای را پشت‌سر گذاشته‌ام و شاید یك جسارتی داشته‌ام خیلی مورد مشورت قرار می‌گیرم و مثلا كسانی می‌آیند با من حرف می‌زنند كه جای فرزند من هستند و به آنها  و به آنها می‌گویم اگر حرف من را گوش می‌دهی باید این كار را انجام بدهی.

گاهی هم خودم می‌بینم یك دوستی یا همكاری رفتاری می‌كند كه ممكن است بعدا از آن ضربه بخورد، همانجا به او می‌گویم «شب با من تماس بگیر، باهات كار دارم» و اینكه وقتی با او حرف زدم و راهنمایی‌اش كردم به او می‌گویم «من بهت گفتم، پس فردا نگویی نگفتی» و یك دلیل دیگر كه امثال ما مورد مشورت هستیم این است كه فكر می‌كنند ما وقت داریم چون تنها هستیم. همیشه به من می‌گویند «تو كه یك نفر آدمی، چی كار داری؟»

مرضیه برومند: البته من فكر می‌كنم موضوع از زاویای دیگر هم جالب توجه باشد. معمولا وقتی كسی مادر است و خودش یكی دو تا بچه دارد، تمام فكر و ذكر و تمركزش، آنها هستند و تقریبا خارج از این محدوده را نمی‌بیند. در خانواده خود من، خواهرم قبل از اینكه ازدواج كند عاشق همه بچه‌های فامیل بود ولی از وقتی بچه‌دار شده فقط به بچه‌های خودش فكر می‌كند.

مثلا غیرممكن بود سر میز ناهار مواظب غذاخوردن خواهرزاده‌اش نباشد، بهترین گوشت غذا را برای او نگذارد ولی حالا بهترین گوشت غذا را ممكن است از بشقاب او هم بردارد و بگذارد توی بشقاب بچه خودش (همه می‌خندند) بنابراین آنهایی كه بچه دارند دایره ابراز محبت‌شان محدود می‌شود به خانواده خودشان.

ولی آنها كه بچه ندارند اگر این زمینه عاطفی در آنها فراهم باشد، این را تقسیم می‌كنند با همه و دیگر این خواهرزاده و آن برادرزاده و این آدم و آن همسایه فرقی نمی‌كند و اگر مهربان و غمخوار باشند این را به مساوات و با عدالت تقسیم می‌كنند.

همه فرزندان من

• و به خاطر همین گستره روابط و علاقمندی‌شان به همه، آدم‌های جذاب‌تری هم هستند و كمتر رنگ و بوی روزمرگی در زندگی‌شان احساس می‌شود.

مرضیه برومند: همین‌طور است و به نظر من خیلی ارزشمندتر است اگر كسی با همه آدم‌ها بدون احساس مالكیت مهربان باشد و غمخوار.

مسعود فروتن: البته بچه هم داشته باشد می‌تواند این‌طور باشد. من خودم بچه دارم ولی چون سال‌هاست بچه‌ام از من دور است این حس را تقسیم كرده‌ام بین او و آدم‌های اطرافم.

مرضیه برومند: بله، بچه‌ات اگر پیش خودت باشد این سخت می‌شود.

مسعود فروتن: این از خاطرات ما هم می‌آید. چون خودمان هم در زندگی‌مان و در دوران كودكی و نوجوانی چنین كسانی را داشته‌ایم. من یك «عزیزجون» داشتم كه چون فرزندی نداشت خیلی به ما محبت می‌كرد.

مرضیه برومند: این را قبلا به من گفته بودید. مادر این «عزیزجون» نامادربزرگی‌اش بوده.

مسعود فروتن: بله، در واقع مادر «عزیزجون» دایه مادر من بود و این دایه یك دختر داشت كه با مادر من بزرگ شده بود ولی از خاله به ما نزدیك‌تر بود و خیلی بامزه است كه ما وقتی بزرگ‌تر شده بودیم به ما می‌گفت «این‌قدر خودت را به من نچسبان، تو به من نامحرمی» و به ما برمی‌خورد، می‌گفتیم «یعنی چه؟ ما توی بغل این بزرگ شدیم از بچگی، به من محرم نیستی چیه؟!» هر وقت ما در خانه دعوایمان می‌شد و بیرون‌مان می‌كردند، می‌رفتیم خانه او، حتی در سن و سال بالا.

مرضیه برومند: و هر كدام از ما در زندگی اگر نگاه كنیم یك آدم این شكلی داشتیم. منتها نكته این است كه من فكر نمی‌كنم پوراندخت به این معنا غمخوار باشد كه هی بیخودی غم این و آن را بخورد. این مدلی نیست.

بله. او همفكری می‌كند. درواقع زن منطقی‌ای است و براحساساتش تسلط دارد. روی هم رفته می‌شود گفت ابراز محبت و لطفش به آدم‌ها حساب شده است و این به خاطر سواد و فعالیت اجتماعی اوست كه مسلما او را از زنان سنتی متفاوت می‌كند و ارتباطش بیشتر دوستانه است تا مادرانه.

مرضیه برومند: بله و ما اصلا نمی‌خواستیم نصیحت كند و كار شعارگونه بشود و او یك نقطه‌ای است برای تلاقی مشكلات ظاهرا كوچك خانواده كه به نظر شاید جزئی بیایند اما می‌توانند تاثیرات عمیقی داشته باشند و مشكلات حادتری به وجود بیاورند. این مشكلات در خانه پوراندخت با هم تلاقی می‌كند و برش‌هایی از این مسائل را ما در این خانه می‌بینیم.

و این شخصیت به خاطر همان شرایط خاص زندگی و گستره روابطش كه به آن اشاره شد، ظرفیت اینكه در 42قسمت محور یك سریال باشد را داشته؛ یعنی اگر در شرایط یك آدم تنها نبود یا اینكه قرار بود صرفا یك زن سنتی مهربان و غمخوار باشد تماشاگر با او ارتباط برقرار نمی‌كرد. همین به‌روز بودن اوست كه ارتباطش را با بچه‌ها و جوان‌ها جذاب كرده و بخشی از مخاطبان شما هم از همین دسته هستند.

این كار اصلا در ابتدا كه قرار بود 78 قسمت باشد ولی ما در 42 قسمت گفتیم تمام.

• حس كردید بیش از این كشش ندارد؟

مرضیه برومند: برای اینكه دیگر بعد از این ممكن بود قصه‌ها تحمیلی باشد. ما می‌خواستیم ماجراهای ما خیلی‌خیلی واقع‌گرایانه و بدون زور و به شكلی منطقی اتفاق بیفتد و بیش از این كشاندن ماجراها به خانه پوراندخت آن را از چنین حالتی خارج می‌كرد.

• چرا فقط خانه پوراندخت را انتخاب كردید؟

مرضیه برومند: چون تصمیم ما از اول این بود كه تك لوكشین كار كنیم. چون این باكسی بود كه زمان كوتاهی داشت برای هر قسمت، پس خودمان را در چارچوب محدود كردیم و دست و پایمان را بست ولی خب محدودیت، خلاقیت هم می‌آورد، وگرنه اگر ما با پوراندخت حركت می‌كردیم می‌رفتیم محیط دانشگاه و آنجا با شاگردهای دیگر او برخورد می‌كردیم یا همراه او می‌رفتیم خانه خواهر و برادرش می‌توانست خیلی بیشتر از این جای پرداخت داشته باشد و ادامه پیدا كند.

•  البته كار به عنوان یك سریال خانوادگی روتین در جای درست و با شكل و شمایل خوبی ساخته شده.

همه فرزندان من

مرضیه برومند: بله، ما از اول یك كار جمع و جور و مطابق با باكس خانواده اجتماعی با چارچوب‌های خودش تعریف و طراحی كردیم، وگرنه اگر قرار بود ابعاد دیگری را ببینیم باید سریالی می‌ساختیم كه زمان پخش هر قسمت بیشتر بود و اصلا برآورد و بودجه و امكاناتش هم متفاوت بود. ولی ما این را برای گروه خانواده و اجتماعی طراحی كردیم و بازتاب‌ها را هم در مخاطب همین گروه باید ببینیم و بررسی كنیم.

• شما همیشه علاقه‌مند به ساخت سریال اپیزودیك بوده‌اید و تجربه زیادی در ساخت این نوع كار كه خیلی هم دشوار و زمان‌بر است، دارید. اما ساخت 42 قسمت سریال روتین با چنین ساختاری می‌تواند خیلی خسته‌كننده و آزاردهنده بشود.

مرضیه برومند: البته ما كار را تا قسمت پایانی فیلمبرداری كردیم و بعد تحویل پخش دادیم.

• همكاری‌تان با آقای مسعود فروتن به همین جهت شكل گرفت؟ گرچه من از آقای فروتن شنیدم كه از مدت‌ها پیش علاقه‌مند به همكاری با شما بوده‌اند.

مرضیه برومند: اصلا هم علاقه‌مند نبوده (می‌خندند)، زمان ساخت سریال «آرایشگاه زیبا» از او دعوت به همكاری كردم و نیامد!

• چرا نرفتید آقای فروتن؟

مرضیه برومند: مچت را گرفتم. حالا توضیح بده چرا نیامدی!

مسعود فروتن: ما با خانواده خانم برومند، خواهرشان و همسرش آقای داوود رشیدی، خانم راضیه برومند و همسرش دوستی سی و چند ساله داریم. ما یك وقتی همه كارمند آقای رشیدی بودیم در اداره تئاتر واحد نمایش و خانم برومند وقتی كار تصویری می‌كردند با آقای شهریار بدیعی كار می‌كردند كه خیلی كارگردان تلویزیونی خوبی بود و همراه با خانم برومند كه من كارش را دوست داشتم و تایید می‌كردم.

من واقعا كارهای خانم برومند را دوست داشتم. من اصلا عاشق «خونه مادربزرگه»‌بودم و راحت می‌توانم بگویم كه ایشان به نظر من اصلا كار بدی نداشته و همه كارهایشان جذاب بوده در جای خودش. همیشه خودش می‌داند كه چه می‌خواهد و مخاطبش كیست.

من كارهای او را در تلویزیون بیشتر از سینما دوست دارم چون قاب تلویزیون را خوب می‌شناسد و می‌تواند مخاطبش را بنشاند پای كار. آن ماجرای قشنگی كه در «زی‌زی‌گولو» به وجود آورد را هیچ‌كس نمی‌توانست انجام دهد.

آدم چطور می‌تواند یك عروسك را در خانه باور كند؟ و او كاری كرد كه همه باور كردیم كه یك عروسك در زندگی یك زوج جوان هستند و این به باوررساندن كار خیلی سختی است.

مرضیه برومند: آقای فروتن شما در همه مصاحبه‌های من بیا (با خنده).

مسعود فروتن: نه واقعا از هر كسی برنمی‌آید و خلاصه خانم برومند تا آن سال‌ها با آقای بدیعی كار می‌كردند و بعد كه آرایشگاه زیبا را به من پیشنهاد دادند من قدری مدعی شده بودم و می‌خواستم مستقل باشم و تنها كار كنم و بال‌بال هم می‌زدم و چند تا كار هم كردم آن سال‌ها ولی خب، این برچسب كارگردان تلویزیونی انگار روی پیشانی من خورده و هنوز هم در این زمینه كار می‌كنم.

نمی‌دانم لابد در این حیطه خوب بودم. بعد از آرایشگاه زیبا خانم برومند تك‌دوربین كار كرد و نیازی به من نداشت اما در مورد این همكاری باید بگویم كه خانم برومند در كار خیلی جدی، حساس و جزئی‌نگر است و من تقریبا همین خصوصیات را دارم در رابطه با بچه‌هایی كه با آنها كار می‌كنم. مثلا كسی جرأت ندارد صبح دیر سر كار بیاید، وگرنه خدمتش می‌رسم.

پس دو تا آدمی كه هر دو حساسند نسبت به كار و عوامل‌شان، كار كردن‌شان با هم سخت است و من هم فكر كردم كه موظفم در كار با ایشان اگر جایی عصبانی هستند كوتاه بیایم. چون وقتی دو نفر با هم كار می‌كنند یكی باید از منیت خودش كم بكند و من كم كردم.

مرضیه برومند: چی كار كردی؟!

فروتن: هیچی. من فكر می‌كنم در این كار یك عشقی در جریان است كه از تصویر بیرون می‌زند. ما همه عاشقانه كار كردیم این مجموعه را. دوربین را دوست داشتیم، قاب‌ها را دوست داشتیم.

همه فرزندان من

راضیه برومند: وقتی آقای فروتن و خانم برومند تصمیم گرفتند این كار را مشترك انجام دهند، من خیلی نگران بودم چون هر دو یك منیتی دارند در شخصیت‌شان و من همه‌اش می‌ترسیدم كه كار به سرانجام خوبی نرسد ولی بر عكس تصور من از آب درآمد.

مسعود فروتن: ولی گذشته از شوخی ما اگر هم با هم اختلاف سلیقه‌ای داشته باشیم ولی یكدیگر را به شدت در كار قبول داریم و می‌توانیم به هم تفهیم بكنیم كه كجا اشكال دارد و كجا باید تغییر كند و كجا درست است.

من در این مدت سعی كردم شاگرد خوبی برای مرضیه برومند باشم و باور كنید به جان بچه‌ام كلاس درس بود برای من كار كردن كنار ایشان چون گاهی ظرافت‌هایی در كار داشت و به چیزهایی دقت می‌كرد كه من از دستم رد می‌شد و اگر او نبود و گاف می‌دادم. ولی مرضیه برومند گاف نمی‌دهد.

او طراح صحنه هست، طراح لباس هست، جوری نویسنده است، جوری بازیگر است و منشی صحنه است كه حیرت می‌كنی و مرضیه برومند در كار یك نفر نیست و به تعداد آدم‌ها آدم است. برای دوربین تصویر می‌بیند، برای نور نورپردازی می‌كند و كار با او یك شانس است.

گیتی مرتضوی: آقای فروتن حق دارند. من خاطرات جالبی دارم از این مدت كار با خانم برومند زمانی كه ما می‌نوشتیم و در آن شرایطی كه ایشان از تصویربرداری می‌آمدند پیش ما خب حجم كار خیلی زیاد بود، می‌دیدیم آش رشته آوردند یا انار دان می‌كردند ما می‌خوردیم و من به ایشان می‌گفتم: «چه حوصله‌ای داری!» و واقعاً خیلی باحوصله هستند چه زمان كار و چه خارج از كار.

مرضیه برومند: در مورد اینكه آقای فروتن و راضیه گفتند نگران من بودن ما و این همكاری بودند من فكر می‌كنم كه اتفاقاً اصلاً نگرانی ندارد. آنهایی كه الكی‌من هستند و با هم مسئله پیدا می‌كنند اتفاقاً من نیستند و منیتشان خیلی هم ضعیف است، چون آدمی كه منیت قوی‌ای داشته باشد سر مسائل روبنایی با كسی اختلاف پیدا نمی‌كند.

اختلاف اگر بابت كار باشد و بحث‌و‌گفت‌وگو برای كیفیت كار كه باید باشد، اگر نباشد كه خوب نیست.

فروتن: كسی از خانم برومند پرسید كه چطور شد در تیتراژ نوشتید «كار مشترك از برومند و فروتن» و من جواب دادم به‌خاطر درك بالای مرضیه برومند بود كه این حرفه را می‌شناخت چون بعضی از كارگردان‌های هنری بیم دارند از حضور كارگردان تلویزیونی در كنار خودشان و برای همین سعی می‌كنند یك جوری جدا شوند.

مرضیه برومند: شاید فكر كنید من دارم شكسته‌نفسی می‌كنم اما واقعاً برای من تیتراژ اصلاً مهم نیست. آرایشگاه زیبا را هنگام پخش می‌خواستند دستكاری كنند، تكه تكه كنند و من 2 سال مقاومت كردم و اجازه ندادم دست بخورد، بعداز  2سال گفتند خانم برومند اسمش را از تیتراژ بردارد، گفتم بردارید، اصلاً مهم نیست.

مهم این است كه این سریال را مردم ببینند، دست نخورده ببینند. حالا فرقی نمی‌كند كارگردان «حسن‌علی جعفر» باشد یا «بلقیس‌ خانوم»‌مهم حاصل كار است (شما به حرفتان ادامه بدهید من بروم مگس‌كش بیاورم)

• نگارش متن‌ها به چه صورت بود؟ از فیلمبرداری جلوتر بودید یا همزمان پیش رفتید؟

راضیه برومند: البته كه جلوتر بودیم. دغدغه خانم برومند همیشه این بوده كه متن آماده باشد و بعد شروع به كار كنیم. این كار را هم برنامه‌ریزی كردیم كه آماده كنیم و بعد كلید بزنند.

منتها به‌دلیل اینكه متن‌ها احتیاج به بازنویسی دوباره پیدا كرد به ‌خاطر وسواس‌های خانم برومند كه به‌جا هم بود، ما از فیلمبرداری جلو بودیم اما به موازات فیلمبرداری بازنویسی هم داشتیم و بازنویسی خیلی طول كشید. بعضی از متن‌ها حتی به 15 بار بازنویسی می‌رسید و شب‌های طولانی مشغول بودیم.

• شما در هر قسمت یك پیام و یك نتیجه دارید به جهت نوع كار كه یك كار خانوادگی است. این پیام‌ها را از قبل در نظر داشتید و متن براساس آن نوشته می‌شد یا به اقتضای قصه پیش می‌آمد؟

راضیه برومند: بله ما یك پیام خیلی ظریف در متن قصه داریم و تلاشمان این بود كه خیلی غیرمستقیم اینها گفته شود؛ یعنی از نظر كلی به هر حال یك چیزهایی را باید لحاظ می‌كردیم.

به هر حال همه را پای آن كار می‌نشاند و راضی می‌كند. مرضیه برومند از معدود كارگردان‌هایی است كه برای همه نوع مخاطبی در هر سن و سال و سلیقه كار كرده و از تجربه‌های جدید در ژانرهای مختلف استقبال كرده است.

عقیده‌مان بود و نسبت به آن تعصب داشتیم. با هم می‌نشستیم صحبت می‌كردیم كه اگر این اتفاق بیفتد آن هدف از بین می‌رود و باید حواسمان باشد. اما اینطور نبود كه بیاییم و این قسمت را براساس اینكه فلان پیام را بدهیم بنویسم ولی حتماً درباره اینكه با این ماجرا چه چیزی می‌خواهیم به مخاطب بگوییم حرف می‌زدیم و باید هم اینطور باشد.

مرضیه برومند: در طراحی اولیه تا حدودی این حرف‌ها مشخص می‌شد. مثلاً وقتی پرویز برادر پوراندخت 2تا ازدواج داشته و 2تا بچه، خب طبیعی است كه چه چیزی می‌خواهیم بگوییم، یا آن جوانی كه درسش را تمام كرده و بیكار است یا آن یكی كه دم كنكور است و... همه مسائل خودشان را می‌آورند و اینها مسائل روزمره‌ای است كه در جامعه وجود دارد.

• خانم برومند مجموعه‌های شما با وجود تفاوت‌های فاحشی كه با هم داشته‌اند اغلب یك خصوصیت مشترك دارند و آن هم این است كه ماجرا با روابط و مناسبات شخصیت‌ها پیشرفته و بیننده به‌جهت درگیری عاطفی كه با آدم‌های داستان پیدا كرده آن را دنبال كرده و كمتر پی ماجراهای عجیب‌و‌غریب و آدم‌های غیرقابل باور رفتید. اما در حال حاضر كه تولیدات خارجی مثل سریال Lost یا جومونگ و كارهایی از این قبیل به‌شدت سلیقه مخاطب را تحت‌تأثیر قرارداده، فكر می‌كنید هنوز می‌شود اینطور كار را ادامه داد؟

مرضیه برومند: مخاطب سلیقه من را تعیین نمی‌كند.

• البته این را قبلاً با ساخت كاری مثل كتابفروشی هدهد ثابت كردید.

مرضیه برومند: بله، من به جذب مخاطب اهمیت می‌دهم ولی این به شكلی كه به هر قیمتی مخاطب را جلب كنم و بنشانم پای تلویزیون، برایم اتفاق نمی‌افتد. اتفاقاً این اواخر یك مقاومت منفی هم پیدا كردم نسبت به این مسئله.

از یك زمانی دیدم خیلی خوب بلدم مخاطب را جذب كنم و می‌دانم از چه فاكتورهایی استفاده كنم كه این فاكتورها خیلی روشن و واضح است و به‌راحتی می‌شود عوام را پای تلویزیون نشاند و مخاطب خود كرد ولی من این هدف را ندارم و هر چقدر كه سریال‌های باسمه‌ای تعدادشان بیشتر می‌شود من هم بیشتر مسر می‌شوم كه یك نوع دیگری كار كنم كه فراموش نشود.

مسعود فروتن: ما حتی این سریال‌ها را كه گفتید نگاه می‌كنیم كه ببینیم چی هستند. خیلی‌ها پزشان این است كه ما تلویزیون نگاه نمی‌كنیم. نه، باید نگاه كنیم. باید بدانیم كه چرا «جومونگ» موفق است در جذب مخاطب. یك دلیلش این است كه آنها كارشان را در برخورد با مخاطب بلد هستند برعكس خیلی از سازندگان ما كه تصویر تلویزیون را نمی‌شناسند.

یكی هم اینكه شما اگر نگاه كنید در این سریال یا همان «جواهری در قصر»‌تمام مدت تصویر درشت صورت هنرپیشه را كار كرده‌اند و این برای بیننده جذاب است دیگر. شما گاهی یك دورنمای كاخ را می‌بینید و بقیه اتفاق‌ها در كلوزآپ می‌افتد. ما اینجا البته حق نداریم زن‌ها را با آن تصویر نزدیك نشان دهیم ولی آنها حق دارند.

ما زن در حال حركت نمی توانیم نشان دهیم! و حالا پس ما باید اینها را ببینیم و وقتی خودمان می‌خواهیم كار كنیم ما باشیم كه برای مخاطب تعیین‌تكلیف می‌كنیم. خانم برومند مخاطبش را انتخاب می‌كند و با خودش همراه می‌كند. خیلی‌ها در كنار جومونگ ساعت 8 شب سریال «همه فرزندان من» را تماشا می‌كنند.

• البته ساعت پخش سریال مخصوصاً در قسمت‌های اول اصلاً معلوم نبود.

مرضیه برومند: درست است. این قضیه پخش هم خیلی آزاردهنده بود و همه را گیج كرد و واقعا باید درباره‌اش بحث شود كه چرا تلویزیون به مخاطب احترام نمی‌گذارد و برنامه‌اش این‌قدر به هم ریخته و نامنظم است كه این سریال هر شب یك ساعتی پخش شود.

• این‌طور مسائل در تلویزیون ما ظاهرا تبدیل به یك امر طبیعی شده،  بحث اصلی فراموش نشود.

مرضیه برومند: ما تلاش كردیم كاراكترهایی در تلویزیون نشان دهیم كه واقعی باشند، جعلی نباشند. من این سعادت نصیبم نشده به خاطر درگیری كاری «جومونگ» را ببینیم، شاید یك پلان دیدم و رد شدم،  اما می‌دانم كه خیلی‌ها دوستش دارند و اگر این تبدیل به یك موج و یك پدیده شود باید آسیب‌شناسی كرد.

اما در مورد تولیدات داخلی ما كارهایی می‌بینیم با قصه‌ها و موضوعات بسیار پرت از زندگی واقعی مردم كه اصلا در زندگی روزمره‌شان نقشی ندارد و شخصیت‌های خیلی عجیب و جعلی كه معلوم نیست از كجا وارد این عالم داستان‌ها و سریال‌ها شدند و به قول شما هیچ همذات‌پنداری اتفاق نمی‌افتد و فقط به عنوان یك چیز فریبنده آن را نگاه می‌كنند بینند چی هست اصلا؟ ویك فرمالیزم هم آمده به‌تازگی حاكم شده بر تلویزیون كه یك‌عده از كارگردان‌های سینمایی آن را آوردند و آن هم پلان‌های آنچنانی و حركت زیاد دوربین و نورپردازی‌های عجیب است.

• شیوه دوربین روی دست كه دیگر در تلویزیون تحریف شده. به جا و بی‌جا استفاده می‌شود!

مرضیه برومند: بله،‌ دوربین روی دست، دوربین از زوایای مختلف، تراك اكت تراولینگ و از این كارها  كه می‌گوید ببین من چه خوبم ولی متاسفانه مغز ندارد و بی‌محتواست. معلوم نیست چرا ما باید 26قسمت بنشینیم یك چیزی را ببینیم كه آخرش نفهمیم كه چی؟! و ظاهرا خیلی هم این كارگردان‌ها و این سازندگان دست قوی هستند.

اشكالی ندارد آنها هم باشند سرجای خودشان، بالاخره تلویزیون كارهای مختلف می‌خواهد. اما من فكر می‌كنم باید خیلی بی‌واسطه‌تر، ساده‌تر و بی‌پیرایه‌تر با مردم ارتباط برقرار كرد و می‌كنم و به نظر این اتفاق افتاده. در این كار هم خیلی چالش مهمی داشتم با خودم كه ببینم ساعت هفت‌و نیم، هشت در باكس خانواده با یك لوكیشن می‌شود مردم را جذب كرد و فكر می‌كنم توانستیم این كار را انجام دهیم.

• بله، به نظرم نزدیكی فضای این كار به واقعیت زندگی آدم‌های امروز مهمترین نقطه قوت كار است.

مرضیه برومند: این هدف ما بوده واقعا و خیلی برایم مهم است كه در كوچه و خیابان مردم عادی می‌گویند چقدر این شخصیت واقعی است و به كسانی كه می‌شناسیم نزدیك است.

ما اگر یك خانم روشنفكر نشان دادیم، فقط روشنفكر نیست و تك بعدی. من می‌دانم كه در مملكت ما بسیارند خانم‌هایی كه خیلی فرهیخته، روشنفكر و اهل مطالعه هستند و شغل‌های خیلی مهمی دارند ولی زندگی هم می‌كنند. آنها هم جارو می‌كشند و غذا می‌پزند.

راضیه برومند: آنها هم پیشبند می‌بندند. آنها هم غصه می‌خورند و ماجراهای خودشان رادارند.

• و واقعا در این كار حضور دوربین حضور نامحسوس و آرامی است. حركت آن همراه این شخصیت و در این خانه خیلی نرم و ظریف است.

مرضیه برومند: علت این مسئله واقعا این است كه ما همه به اتفاق پرهیز كردیم از هر عامل جذاب جعلی. آقای فروتن زوایای دوربینش،  دكوپاژش و انتخاب تصاویرش در خدمت كار بوده و نیامده خودش را فریاد بزند كه من اینجا هستم.

گیتی مرتضوی: من در مورد فضا و شخصیت‌های سریال یك حرفی دارم. ببینید پسر من 19ساله است و هر شب با علاقه این سریال را دنبال می‌كند.

مرضیه برومند: چون مامانش در این سریال نوشته( باخنده)

گیتی مرتضوی: نه واقعا. تعارف ندارد، دوست نداشته باشد نمی‌بیند. او درباره این كار می‌گوید: مامان، اینها شبیه خودمان هستند و مخاطب این سریال طبقه متوسط شهری تحصیل‌كرده است كه كمتردر تلویزیون مطرح شده. ماحتی نوع دیالوگ‌هایی كه طبقه و تیپ خودمان استفاده می‌كند در تلویزیون نمی‌بینیم.

 مرضیه برومند: و سعی كردیم اینها همه در طراحی لباس،  صحنه، میزانسن و همه چیز رعایت شوند كه سنگینی نكند و دروغ نباشد.

• البته خیلی‌ها سراغ این شكل  كار رفته‌اند اما كمتر كسی موفق بوده، به این دلیل كه كار رئال مستلزم شناخت خیلی زیاد و عمیق از موضوع مورد‌نظر است.

مرضیه برومند: بله من همیشه مثال آقای ارگانی را در این مورد می‌زنم كه می‌گوید، همه فیلمسازان ما می‌گویند كه ما داریم تقلید از زندگی می‌كنیم و كارمان بازتاب و تقلیدی از زندگی است و... اما در واقع اینها از زندگی تقلید نمی‌كنند، از فیلم‌های دیگری كه راجع به زندگی ساخته شده تقلید می‌كنند و خیلی حرف درستی است.

ما اكثرا داریم ادای فیلم‌های دیگر را در می‌آوریم،‌ ادای خود زندگی را درنمی‌آوریم و از خود زندگی الهام نمی‌گیریم. این آسیب سینما و تلویزیون ماست. به نظر من كه بیشتر از همه به متن برمی‌گردد.

• و به تنبلی اكثر نویسندگان كه بدون تحقیق و مطالعه كافی كه آنها را به شناخت از موضوعی برساند به سراغ آن می‌روند و با اعتماد به نفس تحویل مردم می‌دهند.

راضیه برومند: به نكته خوبی اشاره كردید و من اینجا لازم است نكته‌ای را درباره این كار بگویم. قسمت اول كار كه پخش شد تحت عنوان «مامور آمار» یك نفر از من پرسید این شعر زیبا را از كجا آوردید؟ من گفتم خانم گیتی مرتضوی پیدا كردند و ایشان از وقتی به ما پیوست ما نگارش متن را به شكل بهتری جلو بردیم و همه جا هم گفتم كه سواد من ایشان بود و به من یاد داد كه برای گفتن هر كلمه و برای دادن هر اطلاعاتی باید این‌قدر تحقیق كرد و رفت دنبالش كه مبادا اطلاعات غلطی به بیننده بدهیم.

• خانم برومند آخرین سوال من سوالی است كه همه از شما دارند؛ اینكه چرا كار كودك نمی‌كنید؟ ما فقط شما را داشتیم!

مرضیه برومند: بله، همه این سوال را می‌كنند. چون من یك تصوراتی دارم از كار كودك و یك آرزوهایی كه می‌خواهم اگر باز كار كودك كردم به آن شكل باشد، دلم می‌خواهد یك تحولی در من ایجاد شود؛ مخصوصا از لحاظ تكنیكی و باید این شرایط فراهم شود كه انشاءالله فراهم شده و من به زودی برای شبكه دو یك كاری خواهم داشت كه بیشتر برای كودك و نوجوان  و یك كار تلفیقی است.

• نگوییم برای كودكان، برای همه. كارهای كودك شما مخاطب‌اش همه گروه‌های سنی هستند.

مرضیه برومند: ما البته بچه‌ها خوبی داریم در زمینه كارهای عروسكی كه كارشان هم عالی است، اما نمی‌گذارند دیگر، این عموها ودایی‌ها و خاله‌ها كه در تلویزیون هستند نمی‌گذارند چند سریال خوب ساخته شود!(همه می‌خندند) اگر بگذارند می‌سازیم.

منبع : همشهری

تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین