سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در آیه بالا، خداوند قرآن كریم را شفاء نامیده است. دلهاى آدمیان نیز احوالی دارد كه اگر قرآن را با آن احوال مقایسه كنیم، خواهیم دید كه همان نسبتى را دارد كه یك داروى معالج‏با مرض دارد.انسان همانطور كه سلامتى و بیماری جسمى دارد سلامتى و بیماری روحى هم دارد،
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اثر قرآن بر دل مؤمنان و ستمگران

قرآن

"و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاخسارا"

این آیه شریفه، هشتاد و دومین آیه سوره مباركه اسرا مى‏باشد. در این سوره، خداوند چندین بار راجع به قرآن كریم سخن به میان آورده، می‌فرماید این قرآن، خلق را به راستترین و استوارترین راه هدایت مى‏كند و اهل ایمان را كه نیكوكار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت مى‏دهد. در آیات 82 الى 100 این سوره خداوند براى بار دوم در این سوره، قرآن كریم را معجزه و آیت پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله‏ معرفى مى‏كند و همچنین رحمت و بركتش مى‏خواند.

معناى آیه : كلمه "من" گاهى براى تبعیض و گاهى بیانیه است. علامه طباطبایى كلمه "من " را در این آیه "بیانیه" دانسته‏اند زیرا شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست ‏بلكه اثر قطعى همه آیات قرآن است. بنابراین معناى آیه به این صورت خواهد شد: "ما آنچه را كه شفاء و رحمت است را نازل مى‏كنیم ..." (1) اما بعضى از مفسران این را احتمال داده‏اند كه "من" در آیه به همان معناى تبعیض است و اشاره به نزول تدریجى قرآن مى‏باشد (بخصوص اینكه جمله ننزل فعل مضارع است) در این صورت معناى آیه چنین خواهد شد: "ما قرآن را نازل مى‏كنیم و هر بخشى از آن كه نازل مى‏شود به تنهایى مایه شفاء و رحمت است و..." (2)

 

قرآن شفاء است

در آیه بالا، خداوند قرآن كریم را شفاء نامیده است. دلهاى آدمیان نیز احوالی دارد كه اگر قرآن را با آن احوال مقایسه كنیم، خواهیم دید كه همان نسبتى را دارد كه یك داروى معالج ‏با مرض دارد. انسان همانطور كه سلامتى و بیماری جسمى دارد سلامتى و بیماری روحى هم دارد، و همانطور كه اختلال در نظام جسمى او باعث مى‏شود كه دچار مرضهای جسمى شود همچنین اختلال در نظام روحى او باعث مى‏شود به مرضهاى روحى مبتلا شود، و همانطور كه براى مرضهاى جسمی‌اش دوایى است، براى مرضهاى روحى نیز درمانى دارد.

قرآن رحمت است ‏براى كسى كه طالب رحمت بوده و آن را براى خویش ب‏خواهد. قرآن شفاء از برای كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود.

خداوند در میان مؤمنان گروهى را چنین معرفى مى‏كند كه در دلهایشان مرض دارند و این مرض غیر كفر و نفاق صریح است و مى‏فرماید: "لئن لم ینثه المنافقون و الذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینك بهم" (3) و نیز مى‏فرماید: "و لیقول الذین فى قلوبهم مرض و الكافرون ماذا ارادالله بهذا مثلا" (4) و اینكه قرآن كریم آن را مرض خوانده قطعا چیزیست كه ثبات قلب و استقامت نفس را مختل مى‏سازد، از قبیل شك و ریب كه هم آدمى را در باطن دچار اضطراب و تزلزل نموده به سوى باطل و پیروى هوى متمایل مى‏سازد و هم با ایمان - البته با نازلترین درجه ایمان منافات ندارد و عموم مردم با ایمان نیز دچار آن هستند و خود یكى از نواقص، نسبت‏ به مراتب عالیه ایمان، شرك شمرده مى‏شود و خداوند در این باره مى‏فرماید: "ولا یؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون" (5) و نیز مى‏فرماید: "فلا و ربك لا یؤمنون حتى یحكمون فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فى انفسهم حرجا مما قضیت و سلموا تسلیما " (6)

قرآن

اما چرا خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنین نامیده است؟

قرآن كریم با حجتهاى قاطع خود، شكها و تردیدها را در راه عقاید حق از بین برده با مواعظ شافى خود و داستانهاى آموزنده و عبرت‏انگیز، مثلهاى دلنشین، وعده و وعید، انذار و تبشیرش و احكام و شرایعش با تمامى آفات دلها مبارزه كرده همه را ریشه‏كن مى‏سازد، بدین جهت‏خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنان نامیده است. (7) مسعدة بن صدقة از امام جعفر صادق‏ علیه السلام‏ نقل مى‏كند كه "و انما الشفاء فى علم القرآن" (8)

 

قرآن رحمت‏ است

چرا خداوند بعد از اینكه قرآن را شفاء براى مؤمنان معرفى مى‏كند آن را رحمت نیز مى‏خواند؟

رحمت افاضه‏اى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج ‏برآورده مى‏شود.  قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مى‏سازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مى‏كند و آن را به زیور ملكات فاضله مى‏آراید. (9) آیت الله مكارم شیرازى مى‏نویسد: "شفاء" اشاره به "پاكسازى"، و "رحمت" اشاره به "نوسازى" است (10) قرآن براى مردم و اهل قرآن رحمت است و شكى در آن نیست و اهل قرآن كریم، ائمه هدى هستند كه خداوند مى‏فرمایند: "ثم اورثنا الكتاب الذین اصطفینا من عبادنا." (11)

قرآن براى كسانى رحمت است كه به فرایض آن عمل مى‏كنند و آنچه را كه در قرآن حلال است‏حلال، و آنچه را كه حرام است، حرام مى‏دانند. پس اینان مؤمنان هستند كه وارد بهشت مى‏شوند و عذاب نمى‏شوند، بلكه از عذاب نجات مى‏یابند. (12) همچنین در قرآن، شفا از افراط و تفریط در تفكرات و شعور انسان است. پس این قرآن، عقل را از راههاى غیر حقیقى حفظ مى‏كند، انسان را در راههایى كه مثمر ثمر باشد، آزاد مى‏گذارد، او را از استفاده كردن نیرو و توانش در جاهایى كه فایده ندارد، باز مى‏دارد، به او برنامه سالم دقیق مى‏دهد، فعالیت انسان را نتیجه‏دار کرده، از راههاى غیر حقیقى باز مى‏دارد. (13)

قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مى‏كند

 و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود

قرآن رحمت است ‏براى كسى كه طلب رحمت مى‏كند و رحمت را براى خویش مى‏خواهد. قرآن شفاء از كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود. (14)

قرآن كریم از آن جهت كه شفاء است، اول دل را انواع مرضها و انحرافات پاك مى‏كند و زمینه را براى جاى دادن فضایل آماده مى‏سازد; از آن جهت كه رحمت است صحت و استقامت اصلى و فطرى دل را به او باز مى‏گرداند; از آن جهت كه شفاء است محل دل را از موانعى كه ضد سعادت است پاك كرده آماده پذیرش سعادت مى‏سازد; از آن جهت كه رحمت است هیبت ‏سعادت به او داده نعمت استقامت و یقین را در آن جایگزین مى‏كند. بنابراین قرآن كریم هم شفاء است‏براى دلها و هم رحمت; همچنانكه هدایت و رحمت‏براى نفوسِ در معرضِ ضلالت است. "ماهو شفاء و رحمة" (15) نظیر آیه "هدى و رحمة لقوم یؤمنون" (16) و جمله "و مغفرة و رحمة" مى‏باشد. (17)

 

قرآن
قرآن، فزونى خسارت براى ستمگران

"و لا یزید الظالمین الا خسارا"، مراد از ظالمین قهرا كفار خواهد بود زیرا سیاق آیه بیانگر اثرى است كه قرآن در غیر مؤمنان دارد. البته بنا به گفته بعضى از مفسران كفار غیر مشركین منظور است. و اگر آیه شریفه حكم مزید خسران را معلق به‏وصف ظلم كرد براى این بوده كه به‏علت‏حكم هم اشاره كرده باشد و بفهماند كه قرآن در ایشان جز زیاد شدن خسران اثرى ندارد; زیرا با ارتكاب كفر به خود ستم كرده‏اند.

كلمه "خسار" به معناى ضرر دادن از اصل سرمایه است، كفار مانند همه افراد یك سرمایه اصلى داشتند و آن دین فطریشان بود كه هر دل ساده و سالمى به آن ملهم است، ولى ایشان به خاطر كفرى كه به خدا و آیات او ورزیدند از این سرمایه اصلى كاستند و چون به قرآن كفر ورزیدند و بدون منطق و دلیل بلكه به ستم از آن اعراض نمودند، همین قرآن خسران ایشان را دو چندان نموده نقصى روى نقص قبلیشان اضافه كرد.

رحمت افاضه‏اى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج ‏برآورده مى‏شود.  قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مى‏سازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مى‏كند و آن را به زیور ملكات فاضله مى‏آراید

البته این در صورتى است كه از آن فطرت اصلى چیزى در دلهایشان مانده باشد و گرنه هیچ اثرى در آنها نخواهد داشت و لذا به جاى اینكه بفرماید: "یزید الظالمین خسارا" كه به معنى "در ستمگران خسران را زیادتر مى‏كند" فرمود: " ولا یزیدالظالمین الاخسارا" كه به معنى "در ظالمان اثرى جز خسران ندارد" یعنى در آن كسانى كه از فطرت اصلیشان چیزى نمانده هیچ اثر ندارد و در آن كسانى كه هنوز از موهبت فطریشان مختصرى مانده این اثر را دارد كه كمترش مى‏كند. (18) این خسران و نقصان نیز از جهت تكذیب و كفر آنها به قرآن كریم است.

همچنین خداوند مى‏فرماید: "فزادتهم رجسا الى رجسهم". (19) در این قسمت زیاد شدن خسران كفار را خداوند مجازا به خود قرآن نسبت داده زیرا خسران ایشان در حقیقت اثر كفر خود آنان و سوء اختیارشان و شقاوت نفوسشان است. (20) در حدیثى كه منسوب به امام محمد باقر علیه السلام‏ است مى‏خوانیم كه حضرت مى‏فرمایند: جبرئیل بر پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله‏ نازل شد و فرمود: "و لا یزید الظالمین آل محمد حقهم الاخسارا". (21)

 

قرآن دارویى بدون عوارض جانبى

با این اوصاف كه خداوند قرآن كریم را شفاء و رحمت‏براى مؤمنان خوانده در واقع آن را به عنوان یك دارو براى امراض جسمى و روحى معرفى كرده است. داروى دردهاى جسمانى غالبا اثرهاى نامطلوبى روى ارگانهاى بدن مى‏گذارند تا آنجا كه در حدیث معروفى آمده: "هیچ دوایى نیست مگر اینكه خود سرچشمه بیمارى دیگرى است." (22) اما این داروى شفابخش هیچگونه اثر نامطلوب روى جان و فكر و روح آدمى ندارد، بلكه برعكس تمامى آن خیر و بركت است. در یكى از عبارات نهج البلاغه مى‏خوانیم: "شفاء لا تخشى اسقامه " یعنى اینكه "قرآن داروى شفابخشى است كه هیچ بیمارى از آن بر نمى‏خیزد." (23) كوتاه سخن این كه قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مى‏كند و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود.

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری


1) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 309

2) تفسیر نمونه،ج 12، ص 237

3) احزاب، 60

4) مدثر، 31

5) یوسف: 106

6) نساء 65

7) الصافى فى تفسیر القرآن، ج‏1، ص 986

و المیزان، ج 25، ص 310

8) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص‏213 و 214

9)  ترجمه المیزان ،ج 25، ص 310

10) تفسیر نمونه، ج 12، ص 237

11) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص‏213                                               

12) تفسیر المراغى، ج 5 ، ص‏86

13) تفسیر فى ظلال القرآن، ج 5، ص 63 و 64

14) تفسیر كاشف، ج 5، ص 77 و 78

15) یوسف، 111

16) نساء، 96

17) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 311

18) همان منبع، ج 25، ص 311 و 312

19) الكشاف، ج 2، ص 465

20) طباطبایى: همان منبع، ج 25، ص 311 و 312

21) الصافى فى تفسیر القرآن، ج‏1، ص 986 ; نور الثقلین، ص 213 و 214

22) سفینة البحار

23) فیض الاسلام: نهج‏البلاغه، خطبه 198

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین