سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همه‌ی آنچه لازم است در مورد ویروس کرونای جدید (COVID-19)، بدانید و بخوانید و بپرسید و ببینید
در حقیقت او و همسرش اورسولا ایگوآران نمایشگر آدم و حوا در كتاب مقدس هستند كه بعد از خوردن میوه‌ی دانش و آگاهی از بهشت تبعید می‌شوند . تمام رمان تابع استعاره‌ای از گذشته‌ی بشریت و گزارشی مجدد از آینده‌ی وی می‌باشد . ....
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

موتیفها ، نمادها و ساختار شبه اسطوره ای

نگاهی بر صد سال تنهایی

One Hundred Years Of Solitude

مارکز

كلود لوی استروس

در كتاب خود «اسطوره و تفكر مدرن» هنگامی كه درباره‌ی اسطوره و تاریخ صحبت می‌كند به روایت رئیس رایت اشاره‌می‌كند ، او می‌گوید :
  1. «در روایت رئیس رایت ، ما با چیزی مواجه می‌شویم كه من آن را پیدایش بی‌قانونی می‌خوانم ، همه‌ی داستان سعی دارد نشان دهد چرا یك قوم ، دودمان یا گروهی از نیاكان بر بسیاری از مشكلات فائق آمدند ، در یك دوره موفق بودند و در دورانهای دیگر شكست خوردند و بتدریج با فرجامی تلخ روبرو شدند . این روایت به طور كلی روایتی بدبینانه است و در حقیقت تاریخ سقوط یك قوم را بیان می‌دارد .»

ساختار روایت رئیس رایت شباهت چشمگیری با ساختار رمان صد سال تنهایی دارد . رمان صد سال تنهایی همچون افسانه‌ی رئیس رایت سرگذشت پیدایش ، نابودی و انقراض دهكده‌ی ماكوندو ( Macondo ) و مهم‌ترین خاندان آن بوئندیا ( Buendia ) است . این رمان بیان‌گر تاریخ خاندان بوئندیا و در واقع استعاره‌ای از یك دوره‌ی فرهنگی خاص كه تاریخ یك ملت را نشان می‌دهد . در صد سال تنهایی دهكده‌ی ماكوندو ، محصور در باتلاقها و جنگل غیر قابل عبور ، در حقیقت از جهان بریده است . شهر را خانواده‌ی بوئندیا بنا نهاده و تا حد ممكن آن را دور از دریا ، راهی كه آنان را به نقطه‌ی جهان رسانده ، بنا كرده‌اند . دورافتادگی شهر چنان است كه در آن همه‌چیز روال دیگری ، از بقیه‌ی جهان دارد . اختراعات اروپایی ، چیزهایی چون دندان مصنوعی ، تاریخ و قطب‌نما ، هر چند گاه یك بار توسط كولی‌های آواره به ماكوندو می‌رسد . اما شهر ، چنان از جهان خارج بی‌خبر مانده كه وقتی «اورلیانو بوئندیا» به كشف كرویت زمین قائل می‌شود هرگز نمی‌داند كه این موضوع پیش پا افتاده‌ای ست . 

دهكده‌ی بی‌نامی همچون روایت‌های اساطیری كه جهان را در ابتدای هستی خود ترسیم می‌كند و بی‌نامی ، بی‌مكانی و ‌بی‌زمانی اشیا و پدیده‌ها را روایت می‌كند در آغاز دهكده‌ای پاك و ساده است ، مرگی نیست و اشیا و پدیده‌ها هنوز نامی ندارند . این سادگی و معصومیت در اخلاقیات مردم شهر نیز تعمیم یافته است . افراد و خانواده‌ی بوئندیا با عمه‌های خود و دختركان نابالغ ازدواج می‌كنند ، رمدیوس بوئندیا برهنه می‌گردد . این فضای وهم‌انگیز و خیالی بی‌شباهت به آمریكای لاتین یا حداقل نقاط دوردست این قاره نیست . در این سرزمین وسیع نیز طی قرون متمادی ، تماس مردم با جهان خارج بسیار اندك و پراكنده بوده است . در ماكوندو آنچه بد است از جهان خارج می‌رسد . جنگ داخلی صد ساله ، برای ساكنان شهر ، مرگ و تباهی به بار می‌آورد و شركت موز ، ظلم و تعدی و استثمار را رواج می‌دهد . مصائب طبیعی مانند خشم خدایان در اساطیر نیز به این بلاها اضافه می‌گردد ، طوفانی كه چهار سال طول می‌كشد ، طاعون بی‌خوابی ، باران پرندگان مرده ، همچون بلایا و مصائب عهد عتیق بر شهر و مردمانش نازل می‌شود .

رمان صد سال تنهایی تصویری افسانه‌ای از فرهنگ جهان سوم است كه تاریخ سرگذشت خاندان بوئندیا به شكل تاریخ اسطوره‌ای و ماقبل مدرن حال و هوای ساختار رمان را نسبت به آثار معاصر ادبیات جهان به كلی دگرگون كرده است . صد سال تنهایی با ساختار شبه‌اسطوره‌ای آن حس شدیدی از فضاهای غبارآلود ، هاله‌ی تیره‌ای از غم و اندوه ، حس پوچی ، بیهودگی اندوه‌زا و به طور كلی فضای گذشته‌های نوستالژیك اسطوره‌ای را ترسیم می‌كند . شخصیت اورلیانو بوئندیا كه در آغاز رمان مدام در حال كشف كردن و در پی دست‌یافتن به پدیده‌های نو می‌باشد نیز گونه ی دیگری از شخصیت‌های اسطوره ‌ای ست . بوئندیا بی‌خبر از آن كه بسیاری از پدیده‌هایی را كه كشف می‌كرده است در جهان خارج پدیده‌ای معمولی و پیش‌پا افتاده تلقی می‌شود تا مرحله‌ی جنون به كنجكاوی و كشفیات خود ادامه می‌دهد .

انكار عقلگرایی مدرن ، منطق و عناصری كه بر پایه‌ی تفكر و اندیشه تكیه زده‌اند و پناه‌بردن به ساختارهای عاطفی ، خیال و رویدادهای غیرواقعی صد سال تنهایی را با ساختار اسطوره‌ها همانند كرده است . گابریل گارسیا ماركز در این رمان در واقع اسطوره تاریخ فرهنگ آمریكای لاتین را از نو خلق كرده است .

زمان

زمان

در رمان صد سال تنهایی زمان به صورت حلقه‌ای همه‌ی شخصیت‌های رمان را در بر می‌گیرد. كودكان به سرعت رشد می‌كنند و وقتی به طرزی ویژه بالغ شدند ، زمان آنها را رها می‌كند و تا لحظه‌ی مرگ در نوستالژی‌ای تلخ و وضعیتی دلگیر قرار می‌دهد . «كلنل اورلیانو بوئندیا» و «جوز آركادیو سگاندو» ، هر دوی آنها در لحظه‌ی معینی از زمان محبوس مانده‌اند و از پیوستن به سیر خطی زندگی ، حركت و پیشروی در جهان سرباز می‌زنند .

وقتی كه «اورسولا ایگورن» به كارهای خانواده رسیدگی می‌كند زمان با چرخشی دایره‌وار پدیدار می‌گردد . اضمحلال و سقوط خانواده‌ی بوئندیا و مرگ و میر مشروط آنها تا پایان در حلقه‌ای مدور به تفصیل شرح داده می‌شود . تمام تلاش ماركز برای این است كه نشان دهد زمان در سیری گردشی و دایره‌ای شكل می‌چرخد و انسان‌ها نمی‌توانند در حال پیشروی و حركت در سیری مستقیم باشند .

كاراكترها

 كلمه‌ی تنهایی متناوبا در جاهای گوناگونی از صفحات این رمان دیده می‌شود . جوز آركادیو بوئندیا ، آمارانتا ، اورسولا ، اورلیانو  و جوز آركادیو سگاندو همه‌ی آنها تنها هستند و بطور كلی در حلقه‌ی زمان به دست فراموشی سپرده‌ شده‌اند . راوی در این اثر این گونه استنتاج می‌كند كه بوئندیاها به گردشی دورانی از تنهایی محكوم شده‌اند و هرگز فرصت دیگری برای كسب مجدد زیستن پیدا نخواهند كرد . ماركز سعی كرده است چهره‌های متفاوتی از تنهایی را به روش‌های گوناگون در طول اثر نشان دهد . این اثر اعتراضی‌ست بر علیه ممارست و تكرار جهان غربی كه انسان‌های آن به نوعی ویژه از تنهایی محكوم شده‌اند و از دسترسی به ابزارهایی برای توسعه‌بخشیدن به جهان خودداری می‌كنند . همچنین صد سال تنهایی تشریحی از انسان آینده‌ است كه به تنهایی محكوم گردیده و این تنهایی می‌تواند هم ویرانگر یك شخص و هم ویرانگر جامعه‌ای عظیم باشد .

رئالیسم جادویی

اغلب اوقات ، در حوزه‌های انتقادی ، آثار ماركز را در بخش رئالیسم جادویی رده‌بندی می‌كنند . این رده‌بندی در واقع به دلیل تركیب واقعیت و تخیل در آثار وی می‌باشد . كلمبیایی كه ماركز در آثارش ترسیم می‌كند ؛ جایی است كه اساطیر ، شگفتی و افسانه در كنار تكنولوژی و مدرنیته در كنار هم قرار دارند . همچنین دلیل دیگر برای رده‌بندی این است كه آثار ماركز خواننده را به سمت نوعی تردید در چیستی واقعیت و تخیل و پوچی هر روز زندگی ما سوق می‌دهد .

مذهب

 در رمان صد سال تنهایی مذهب موضوعی برای شوخی و طنز سازماندهی شده است . یكی از نامهربان‌ترین و ناخوشایندترین شخصیت‌ها در این رمان شخصیت فرناندا دل كارپیو ، یك كاتولیك پرشور و شعف می‌باشد كه هیچ ‌چیز برایش اهمیت ندارد و حتی قرار دادن فرزندش در صومعه و فراموش كردن او نیز برایش یك امر كاملا عادی و پیش‌پا افتاده‌ تلقی می‌شود . همچنین كشیش ماكوندو ، پدر نیكادور همیشه در حال ایفای نقشی مضحك و كاملا سرگرم‌كننده است . به طور كلی مذهب در صد سال تنهایی بر اساس نوعی شك‌گرایی و یا بدبینی ( Skepticism ) سازماندهی شده است .

شخصیت‌ها برخلاف عرف و آزاد از قیود و رسوم در جستجوی خدا هستند ؛ اما این روش مثل شخصیت اورسولا كه محترمانه و با شان و وقار رفتار می‌كند یك روش كاملا معنوی و اخلاقی است .

تمدن

صد سال تنهایی سرنوشت ماكوندو را از لحظه‌ی پیدایش تا لحظه‌ی نابودی به ترسیم می‌كشد . ماكوندو میان موفقیت ، پیشرفت ، جنگ و نزاع‌های غیرنظامی ، تجدد و پیشروی و رویدادهای وابسته به تحولات عظیم كه شهر را به سمت سقوط و مرگ احتمالی سوق می‌دهد ، نوسان می‌خورد . رمان صد سال تنهایی همچنین از خط سیر تمدن كلاسیك یونانی ؛ همراه با ثبت‌های محتاطانه كه چه‌طور و چه‌وقت علم ، هنر و سیاست به ماكوندو آمد ، تبعیت می‌كند . این موضوع در ظهور تنهایی به عنوان یك رمان كامل كه محتوی همه‌چیز می‌باشد و به دیدگاه كلی ماركز از ماكوندو كه همچون  یك عدسی می‌توان از خلال آن تاریخ بشریت و تاریخ طبیعت را دید كمك می‌كند .

كتاب پیدایش (تورات) و كتاب مقدس

متون

 راوی كتاب صد سال تنهایی از نخستین پاراگرافهای رمان به خواننده اعلام می‌كند كه ماكوندو به باغی از بهشت تعلق دارد . بلاهای (بی‌خوابی – باران) كه شهر متحمل آن می‌گردد ؛ كاملا با كتاب مقدس تطابق دارد . بلای باران سیل‌آسا بر ماكوندو شهر را از هرگونه گناه و مردان شریر پاك می‌كند . در اینجا تلاش ماركز بر این است كه مطابق با پژواك كتاب پیدایش(تورات) و كتاب مقدس تاریخ جهان و نسل بشریت را در این كتاب از نو طرح‌ریزی می‌كند . این اثر بر اساس بسیاری از داستانهای عمده‌ی كتاب مقدس طرح‌ریزی شده است و به نظر می‌رسد شخصیتهای آن تمثیلی از فیگورهای عمده‌ی كتاب مقدس هستند . رمان با آفرینش ماكوندو و پیشترین روزهای بهشتی از معصومیت آن آغاز و تا پایان مكاتیب (كتاب مكاشفات یوحنا) ادامه پیدا می‌كند . در این رمان می‌توان سقوط جوزآركادیو بوئندیا را دید كه در نتیجه‌ی جستجوی شناخت و آگاهی بیشتر تا مرحله‌ی جنون پیش می‌رود . در حقیقت او و همسرش اورسولا ایگوآران نمایشگر آدم و حوا در كتاب مقدس هستند كه بعد از خوردن میوه‌ی دانش و آگاهی از بهشت تبعید می‌شوند . تمام رمان تابع استعاره‌ای از گذشته‌ی بشریت و گزارشی مجدد از آینده‌ی وی می‌باشد .

بلاها

 دست‌كم دو بلای معین و آشكار بر ماكوندو نازل می‌شود : اولین بلا ، بلای بی‌خوابی و دومین بلا ، بلای باران سیل‌آساست كه به مدت پنج سال طول می‌كشد . كما اینكه هجوم بیگانه‌های خارجی و تاسیس مراكزی در ماكوندو نیز بلای دیگری به شمار می‌رود . به طور یقین خارجی‌ها مرگ و ویرانی را با خود به ارمغان آوردند . در واقع این بلاها سبب جلوگیری از تماس ماكوندو با واقعیت و جهان خارج و غوطه‌ور شدن در نوعی نوستالژی و از دست دادن حافظه‌ی خود منجر گشت .

سیاست

جهان پرپیچ و خم سیاست در این رمان بویژه در فصل‌هایی كه با كلنل آئورلیانو بوئندیا سر و كار دارد به مقدار زیادی مورد بررسی قرار گرفته است . دنیای سیاست در این اثر جهانی تیره و تاریك است . تفاوت اندكی میان آزادی‌خواهان و محافظه‌كارها وجود دارد . و در حقیقت كار هر دو كشتن مردم و مورد بهره‌برداری بردن از آنان است . در اینجا ماركز دیدگاه ضد سرمایه‌داری صریحی دارد و قصد وی از به تصویر كشیدن تصویر این منطقه بحث و مجادله نیست .ماركز توضیح می‌دهد كه چطور طبیعت سیاست آمریكای لاتین به سمت پوچی ، تكذیب و تكرار پایان‌ناپذیر فاجعه نزدیك می‌شود .

مدرنیته

 مضمون مدرنیته بویژه در فصل‌های مربوط به خرید و فروش و كشت زرع موز دیده می‌شود . ماكوندو در طی چندین سال از طریق تاثیر تكنولوژی ، بهره‌برداری اقتصادی و هجوم بیگانگان از یك مرداب راكد به شهری مدرن و مهیب تغییر شكل می‌دهد . اما ورود ماشین‌ها و تكنیك‌های كشاورزی به ماكوندو نه تنها جایی بهتر برای زندگی‌كردن نمی‌سازد بلكه به واقع همه‌چیز را بدتر هم می‌كند . نكته در اینجاست كه تكنولوژی مدرن بدون اصلاح همزمان اصول اخلاقی كاملا بی‌معنی و پیشروی بدون نقشه‌ای برای تقلیل عدم تساوی اقتصادی كاملا جانورصفتانه می‌شود .

 تجذیه‌ناپذیری گذشته ، حال و آینده

از میان اسامی‌ای كه نسلی پس از نسل دیگر باز می‌گردند ؛ زمان در صد سال تنهایی از بازگویی شخصیت‌ها و رویدادها به ترتیب زمانی و تقسیم شدن به حال ، گذشته و آینده امتناع می‌ورزد .

مارکز

 اورسولا ایگورن همیشه اولین كسی است كه متوجه می‌شود زمان در ماكوندو نامتناهی است و بیشتر به سمت جلو حركت می‌كند و گاهی اوقات این همزمانی وقت به بی‌خوابی منجر می‌شود . وقتی كه مردم نمی‌توانند گذشته را ببینند ، آینده را نیز نمی‌توانند ببینند . پیشگویی‌های ملكیادس ثابت می‌كنند كه رویدادها در زمان ادامه دارند . از آغاز رمان كولی پیر قادر بود پایان همه‌چیز را ببیند طوری كه انگار رویدادهای مختلف همچون حضور اشباح ملكیادس و جوز آركادیو بوئندیا به یكباره رخ داده‌اند و گذشته‌ای كه آن مردها در آن زندگی می‌كردند با حال یكی شده است .


 نورا موسوی نیا

تنظیم : بخش ادبیات تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین