خواستم با سلامی به یک یاس پر کنم دفترم را از احساس آمد از راه، بر شانه‌ی باد بوی خوب تنش را به من داد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

هدیه‏ی بهاری

هدیه‏ی بهاری

خواستم با سلامی به یک یاس
پر کنم دفترم را از احساس
آمد از راه، بر شانه‌ی باد
بوی خوب تنش را به من داد
چشمه حرفی از آیینه می‌گفت
از دل صاف و بی‌کینه می‌گفت
شمع پروانه‌اش را به من داد
گرمی خانه‌اش را به من داد
هر درختی سلامی به من داد
هر نسیمی پیامی به من داد
شد سراسر تمام دلم شعر
شد جواب سلام دلم شعر
از همین هدیه‌های بهاری
با دلی غرق در بی‌قراری
گفتم ای آیه‌های خدایی
معنی پاکی و بی‌ریایی
تا شما با دلم آشنایید
شاعر لحظه‌هایم شمایید

 

علی باباجانی

تنظیم:خرازی

***************************

مطالب مرتبط

اقیانوس (شعر)

ابر و آفتاب ابر و آفتاب

دعای گل

دوشیزه بهار!

آیه های جدید می بارد

در قلب من ستارهای است

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .