سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
سعدی در انتخاب کارگزاران دستور العمل مناسبی صادر کرده و گفته است که کار مردم را به کسی واگذار که خدا را بشناسد و تقوا داشته باشد و از خدای بهراسد ، زیرا آن کس تقوا ملکه او شده باشد ،کشورداری آبادان و خاطر خلق را شاد خواهد کرد . ....
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

عدالت در بوستان سعدی

مقدمه

 سعدی

بی شک هر جامعه به موجب تعارضات درونی خود در بر گیرنده گروههای طبقات و نیروهای گوناگون است. طبقات مختلف اجتماعی ماهیتی اقتصادی نظامی آموزشی و...دارند. روح انسان دوستی – آن شاعر بزرگ اجتماعی و آن کسی که عدالت را اساس کشور داری می داند در اشعارش تجلی میکند . اساس عالم مطلوب سعدی عدالت است و دادگستری یا به تعبیر او «نگهبانی خلق و ترس خدای » سعدی با در نظر گرفتن ویژگی قشرهای اجتماعی افراد و نیز شئونات اجتماعی آنان که همانا وضعیت زیست فرهنگی انان است به هدایت آنان و پند و اندرز دهی آنان می پردازد و اوپیوسته بر آن است تا سلاطین وپادشاهان را بدین نکته یاداور شود که حقوق تام و مصالحه ناپذیر انسان پیوسته در برابر مصالح دولتی و سیاسی ارجحیت دارد. او معتقد است که تضمین سلامت و امنیت فردی در جامعه تنها در صورتی امکان پذیر است که منشا و صاحب قدرت سیاسی به حفظ و حراست از حقوق افراد جامعه توجه نموده بدان عمل نماید. وی پیشرفت حکومت را متکی بر پیوند با مردم می دانست . درجهان مطلوب سعدی ستم و بیداد مذموم بوداز این رو کیفر دادن به عامل ظلم دوست بر فرمانروا واجب نمود. در تمامی اشعار وی بر آن است تا فاصله ی ایجاد شده اجتماعی که شامل شکافهای فرهنگی، قومی، زبانی، مذهبی و اجتماعی است و به واقع ما حصل مسایل و حوادث اجتماعی است به گونه ای بیرنگ نماید تا بتواند به انسجام و همبستگی ما که غایت نهایی وی میباشد دست یابد چرا که در صورت استمرار این امر و عمق یافتن این فاصله ها و شکافهای موجود در سطح اجتماعی با گذر زمان مردمان هویت ملی خویش را نیز به دست فراموشی خواهند سپرد و درنهایت از هم گسختگی جامعه به سوی قهقرایی عظیم سوق خواهد یافت . او در صدد ان است تا میان طبقات گوناگون اجتماعی که عمدتا" متشکل از صاحبان قدرت حاکمان و رعیت یا مردمان عادی اجتماعی هستند نوعی وفاق ایجاد نماید گرچه او قادربه از بین بردن این فاصله های طبقاتی نیست اما در تلاش است تا هر طبقه و گروه را با حقوق انسانی و مسئولیتهایش آشنا سازد تا از این طریق  با حفظ ویژگیهای اجتماعی هر طبقه به انسجام و وحدت ملی مورد نظر دست یابد

در ابتدای این مقاله به معرفی مختصری از کتاب بوستان (سعدی نامه ) پرداخته و با توجه به این که در قرن هفتم هجری به رشته تحریر در آمده است در ادامه اوضاع اجتماعی ایران در قرن هفتم بیان گردیده و در نهایت به عدالت با ذکر نمونه ای از کتاب بوستان سعدی اشاره میشود.

 

درباره سعدی نامه

 سعدی ابواب بوستان را به ده باب تقسیم میکند . نخستین باب از ابواب ده گانه بوستان باب عدالت است . سعدی در ابواب ده گانه بوستان خواسته است سیمای یک انسان نمونه آرمانی را ترسیم کند و انسانها را به سوی صلاح و سداد رهبری کند و به شایستها فرا خواند و از ناشایست ها به دور دارد . و چون سعدی جور و ستم ستمگران قرن هفتم هجری را به چشم دیده واین مسئله در روحیات او موثر بوده ، بر آن شده که از عدل سخن گوید و ستمگر را از ستم بر زیر دست باز دارد و رویهمرفته سعدی در هر باب از ابواب ده گانه بوستان ، در این اندیشه بوده که انسان را به سوی کمال ترقی دهد و انسان آرمانی را مجسم کند .

در بوستان باب عدل که بیش از پنجاه قطعه و متجاوز از 900 بیت شعر دارد، طولانترین ابواب ده گانه بوستان است که در آن سه قصه درباره خودسعدی و سیزده قصه از زبان شخصیت های تاریخی و چهل قصه هم ، قصه های عمومی است. هدف سعدی از بیان این داستانها این است که میخواهد پادشاه و یا امیر و حاکم وسلطان را نصیحت کند و او را به امور دنیاوی و تدبیر شئون ملک داری و رعیت داری اشنا کند.

 

اوضاع اجتماعی

 سعدی

عصر سعدی مصادف با استیلای مغولان بر این سرزمین است. استیلایی که در آن کشتارهای بی امان ، قتل عام های پی در پی،شکنجه ها و آزارها، ساختن مناره ها از سرهای آدمیان ، دزدی و غارت و... در این سرزمین رواج یافت همزمان ، اروپا در گیرو دار جنگهای صلیبی است که در قرن یازدهم یا سیزدهم در این سرزمینها اتفاق افتاد ایران در آستانه قرن هفتم هجری از یک سودر مرحله ای از پیشرفت مساعد فرهنگی و اجتماعی بود و از سوی دیگر مواجه با بی تناسبی حاکمیت زمان با محتوای آن پیشرفت بود که حمله مغول نیز به نوبه خود بر پیچدگی آن افزود.

 واقعه درد ناکی که در مدت طولانی انجام گیردطبعا" در هم ریختن مبانی حیات جامعه ی مغلوب و راه یافتن انحطاط و ضعف و زبونی در آن قوم و پیدا شدن مفاسد مختلف اجتماعی است حاصل این مشکلات مداوم فقر روز افزون و خرابی پیاپی و فتور و سستی دمادم برای مردم ایران بود . مغولان با داشتن مقررات خاص و تشکیلات بیابانی خود بسیاری از مقررات و رسوم ممالک مفتوح را واژ گون کردند و از میان بردند. نتیجه مستقیم چنین وضعی از میان رفتن تشکیلات منظم اجتماعی متمدنین مغلوب بوده است . فقر و تهیدستی که معلول غارتزدگی و دربدری بود این اشفتگی نظام اجتماعی را شدید تر و ریشه دارتر می ساخت .واژگون شدن مبانی حیات اجتماعی در چنین حالی که معمولا"حرکت جامعه از کمال بنقص و انحطاطست ، همراه با انواع معایب و مفاسد ست . ملت ایران با حمله خان ومان سوز  مغول به نحوی فاسد شده و ارزشهای اجتماعی خود را از دست داده بود که افرادش به جای اتحاد و اتفاق در برابر بیگانگان غالب ، به جان یکدیگر می افتادند.( صفا، ذبیح الله ؛1372) .

 

عدالت در بوستان سعدی

شنیدم که خسرو به شیرویه گفت  
در ان دم که چشمش زدیدن بخفت
بر آن باش تا هرچه نیت کنی
نظر در صلاح رعیت کنی
الا تا نپیچی سر از عدل و رای
که مردم ز دستت نپیچند پای
گریزد رعیت ز بیداد گر  
کند نام زشتش به گیتی سمر
بسی بر نیاید که بنیاد خود
بکند ان که بنهاد بنیاد بد
خرابی کند مرد شمشیر زن
نه چندان که دود دل طفل وزن
چراغی که بیوه زنی برفروخت
بسی دیده باشی که شهری بسوخت
ازآن بهره ورتر در افاق نیست
که در ملکرانی بانصاف زیست
چونوبت رسدزین جهان غربتش   
 ترحم فرستند برتربتش
بدو نیک مردم چو می بگذرد  
 همان به که نامت بنیکی برند

     

 سعدی

سعدی

از زبان خسرو ، پادشاه ساسانی، در حال احتضار و آن گاه که میخواهد به خواب ابدی فرو رود و یک سلسله اندرز به شیرویه فرزند خود میگوید و به انسانها هشدار می دهد و میگوید : ای انسان آگاه باش و در این اندیشه باش که از دادگری و عدل و رای و اندیشه صواب روی بر نتابی که اگر چنین کردی و عدل و داد را پیشه نساختی ، مردم از بیداد تو می گریزند و از دیار تو به ملک دیکری میروند . در همین داستان به شاهان توصیه میکند که از فرمانروایی که در روزگار فرمانراییش ، بر آیین عدل و داد ، فرمان راند و در ملکرانی برایین عدل و انصاف و راستی و صواب باشد ، کسی بهتر نیست و او از همه کامیابتر است . سعدی در انتخاب کارگزاران دستور العمل مناسبی صادر کرده و گفته است که کار مردم را به کسی واگذار که خدا را بشناسد و تقوا داشته باشد و از خدای بهراسد ، زیرا آن کس تقوا ملکه او شده باشد ،کشورداری آبادان و خاطر خلق را شاد خواهد کرد .

عدالت در لغت به معنای دادکردن ، دادگربودن ، انصاف داشتن، داد دادن است و در اصطلاح نهادن هر چیزی است به جای خود.


منابع و ماخذ :

صفا، ذبیح الله؛ تارذیخ ادبیات در ایران ؛ چ دهم ؛ تهران : انتشارات فردوس ، 1371

کمالی سروستانی ، کوروش؛ سعدی شناسی ( دفتر دوم) ، تهران : مرکز سعدئ شتاسی

کمالی سروستانی ، کوروش؛ سعدی شناسی( دفتر پنجم) ؛ چ اول ، تهران: مرکز سعدی شناسی، اردیبهشت 1381

گردآوری کمیسیون ملی یونسکو-ایران ؛ ذکر جمیل سعدی؛ چ پنجم، ج 3، تهران : 1373

یوسفی ، غلامحسین؛ بوستان سعدی، تهران 1381


حوا جدی

تهیه و تنظیم : بخش ادبیات تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین