سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
امام خمینی فرمودند ما مفتخریم كه ادعیه حیاتبخش كه او را قرآن صاعد می خوانند از ائمه معصومین ما است .و صحیفه سجادیه این زبور آل محمد از ما است . ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ترجمه صحیفه سجادیه

1- كیفیت دعاىآن حضرت این بودكه پیش ازآغازهردعاشروع مى‏كردبه ستایش خداى عزوجل وثناىبر او ومى‏گفت

2- نیایش پس از ستایش خدا در طلب رحمت بر رسول خدا صلى الله علیه و آله‏

3- نیایش در طلب رحمت بر حمله عرش و بر هر فرشته مقرب‏

4- نیایش در طلب رحمت بر پیروان پیمبران و مصدقین ایشان.

5- نیایش در باره خود و دوستانش‏

6- نیایش هنگام صبح و شام‏

7- دعاى حضرت هنگامى كه مهمى برایش رخ مى‏داد، یا حادثه اى بر او نازل مى‏شد و در هنگام اندوه

8- نیایش در پناه جستن به خدا از ناملائمات و اخلاق ناستوده و كردارهاى ناپسندیده‏

9- نیایش در اشتیاق به طلب آمرزش از خداى تعالى‏

10- نیایش در مقام التجاء به خداى تعالى‏

11- نیایش در طلب فرجام نیك‏

12- نیایش در مقام اعتراف و طلب توبه‏

13- نیایش در طلب حاجتها از خداى تعالى‏

14- نیایش هنگامى كه ستمى به او مى‏رسید یا از ستمگران كارى كه خوش نمى‏داشت مى‏دید

15- نیایش هنگامى كه بیمار مى‏شد یا اندوه یا گرفتارئى بر او وارد مى‏گشت‏

16-نیایش، هنگامى كه از گناهان خود طلب گذشت مى‏كرد،یادر طلب عفو از عیوب خود زارىمى‏نمود

17- نیایش، هنگامى كه شیطان را بیاد مى‏آورد و از او و دشمنى و مكر او، به خدا پناه مى‏برد

18- نیایش، هنگامى كه خطرى از او مى‏گذشت، یا مطلبى كه داشت بزودى بر آورده مى‏شد

19- نیایش، هنگام طلب باران پس از قحطى و خشكسالى‏

20- نیایش، در طلب اخلاق ستوده و افعال پسندیده‏

21- نیایش او، چون كارى او را اندوهگین مى‏ساخت و خطاها او را پریشان مى‏كرد

22- نیایش، هنگام سختى و مشقت و فرو بستگى كارها:

23- نیایش، هنگامى كه عافیت و شكر بر آن را از خدا طلب مى‏كرد

24- نیایش، درباره پدر و مادرش كه درود بر ایشان باد

25- نیایش، درباره فرزندانش علیهم‏السلام.

26- نیایش، در باره همسایگان و دوستانش هنگامى كه از ایشان یاد مى‏كرد

27- نیایش، در باره مرزداران‏

28- در اظهار ترس از خدا

29- نیایش، هنگامى كه روزى بر او تنگ مى‏شد

30- نیایش، در طلب كمك بر پرداختن قرض‏

31- نیایش در ذكر توبه و طلب آن از خداى تعالى‏

32- نیایش، در باره خود پس از انجام نماز شب، در مقام اعتراف به گناه

33- نیایش، در طلب خیر

34- نیایش وى هرگاه گرفتار مى‏شد یا كسى را به رسوائى گناه گرفتار مى‏دید

35- نیایش، در مقام رضا در آن هنگام كه به دنیاداران مى‏نگریست

36- نیایش، هنگامى كه به ابر و برق مى‏نگریست و بانگ رعد را مى‏شنید

37- نیایش، هنگامى كه به تقصیر از اداء شكر اعتراف مى‏نمود

38- نیایش، در اعتذار از تبعات بندگان و از تقصیر در حقوقشان و در طلب آزادى از آتش دوزخ

39- نیایش، در طلب عفو و رحمت

40- نیایش، هنگامى كه خبر مرگ كسى را مى‏شنید یا از مرگ یاد مى‏كرد

41- نیایش، در طلب پرده پوشى و نگهدارى

42- نیایش، هنگام ختم قرآن

43- نیایش، هنگام نگاه كردن به ماه نو

44- نیایش، هنگامى كه ماه رمضان فرا مى‏رسید

45- نیایش، در وداع ماه مبارك رمضان‏

46- نیایش، در روز عید فطر و جمعه

47- نیایش، در روز عرفه

48- نیایش، در عید اضحى و جمعه

49- نیایش در دفع مكر دشمنان و رد قهر و غلبه ایشان

50 - نیایش، در مقام خوف و خشیت

51 - نیایش، در تضرع و زارى

52 - نیایش، در مقام اصرار به طلب از خداى تعالى

53 - نیایش، در تذلل ب پیشگاه خداى عز و جل

54 - نیایش، در طلب گشایش اندوه‏ها

دعای اوّل

سپاس خدائى را كه اول است بى آنكه پیش از او اولى باشد، و آخر است بى آنكه پس از او آخرى باشد خدائى كه دیده‏هاى بینندگان از دیدنش فرو مانده و اندیشه‏هاى توصیف كنندگان از وصفش عاجز شده‏اند. آفریدگان را به قدرت خود پدیده آورده، و ایشان را بر وفق خواست خود اختراع فرموده، آنگاه در طریق اراده خود روان ساخته و در راه محبت خود برانگیخته، در حالى كه از حدى كه بر ایشان تعیین نموده قدمى پیش و پس نتوانند نهاد، و براى هر یك از ایشان روزى معلوم مقسومى قرار داده: هر كه را فزونى داده، كاهنده‏اى را نیروى كاستن آن نه. و هر كه را كه را كاستى داده افزاینده‏اى را قدرت افزون بر آن نیست سپس براى او در زندگى مدت معلومى تعیین كرده و پایان معینى قرار داده كه با روزهاى عمر خود بسوى آن گام بر مى‏دارد و با سالهاى زندگیش به آن نزدیك مى‏شود، تا چون به پایان مدتش رسید و پیمانه عمرش را پر كرد او را به طرف ثواب سرشار یا عقاب وحشتبار خود فرا كشد، و به آئین عدالت كسانى را كه بدى كرده‏اند به عمل خود و آنان را كه نیكوئى كرده‏اند به نیكى جزا دهد.

منزه است نامهاى او و پیاپى است نعمتهاى او، از كرده خود مسئول نیست و دیگران مسئولند.

و سپاس خدائى را كه اگر بندگانش را از شناختن آئین سپاسگزاریش بر عطایاى متواترى كه به ایشان داده و نعمتهاى پیوسته‏اى كه بر ایشان كامل ساخته محروم مى‏ساخت، در نعمتهایش تصرف مى‏كردند و سپاس نمى‏گزاردند و در روزیش دست مى‏گشودند و شكر نمى‏كردند، و اگر چنین مى‏بودند از حدود انسانیت به مرز بهیمیت مى‏رفتند، و چنان مى‏بودند كه در كتاب محكم خود وصف كرده است «ایشان جز مانند چار پایان نیستند بلكه خود گمراه‏ترند».

و سپاس خداى را بر آنچه از خدائى خود بما شناسانده، و بر آنچه از شكر خود به ما الهام كرده، و بر آن درها كه از علم ربوبیتش بر ما گشوده و بر اخلاص در توحیدش كه ما را به آن رهبرى كرده و ما را از كجروى و شك در كار خودش دور ساخته، چنان سپاسى كه به آن در زمره سپاسگزاران خلقش زندگى كنیم، و بر هر كه به خشنودى و عفوش پیشى جسته سبقت گیریم.

سپاسى كه تاریكى‏هاى برزخ در پرتوش بر ما روشن شود و راه رستاخیز را بر ما هموار سازد و منازل ما را در پیشگاه گواهان از فرشتگان و پیغمبران و امامان بلند گرداند. در آن روزى كه هر كسى به سزاى عمل خود مى‏رسد، و به مردم ستم نمى‏شود. روزى كه به هیچ وجه دوستى به كار دوستى نمى‏خورد و كسى ایشان را یارى نمى‏كند.

سپاسى كه در نامه نوشته شده‏اى كه مقربین آن را مشاهده مى‏كنند از جانب ما با على علیین بالا رود.

سپاسى كه چون از هول رستاخیز چشمها خیره شود دیده‏هاى ما به آن روشن گردد و چون روى‏ها سیاه شود چهره‏هاى ما به آن سفید گردد. سپاسى كه در پرتوش از آتش دردناك خدا آزاد شویم و به جوار كرمش در آئیم.

سپاسى كه به یمن تأیید آن شانه بر شانه فرشتگان مقرب او زنیم، و در اقامتگاه جاودانى و سراى عزت سرمدیش در سلك پیغمبران مرسل در آئیم.

سپاس خدائى را كه زیبائی هاى آفرینش را براى ما برگزید و روزی هاى پاكیزه را بر ما روان ساخت، و ما را به تسلط بر همه آفریدگان برترى داد و از این جهت همه مخلوقاتش ما را به قدرت او فرمانبردار، و به نیرویش از اطاعت ما ناچارند و سپاس خدائى را كه در احتیاج ما را از غیر خود فرو بست. پس در برابر این همه نعمت چگونه بر سپاس او طاقت داریم؟ یا كى توانیم شكرش را بجا آریم؟ چنین كار محال است، نه جاى استفهام و سؤال است! سپاس خدائى را كه براى قبض و بسط اعضاء آلات و عضلاتى در بدن ما تركیب كرد، و ما را از آسایش هاى زندگى بهره‏مند گردانید، و اعضائى براى كار در پیكر ما برقرار كرد و ما را از روزى‏هاى پاكیزه اطعام فرمود، و به فضل خود توانگر ساخت، و به نعمت خود سرمایه بخشید، سپس ما را به پیروى اوامر خود فرمان داد تا طاعتمان را بسنجد، و از ارتكاب نواهى خود نهى فرمود تا شكرمان را بیازماید، پس از راه امرش منحرف شدیم و بر مركب نهیش برآمدیم با این حال به عقوبت ما شتاب نكرد، و در انتقام ما تعجیل نفرمود، بلكه به رحمت خود از روى كرم با ما مدارا كرد، و به مهربانى خویش از روى حلم بازگشتن ما را انتظار كشید و سپاس خدائى را كه ما را به توبه رهبرى كرد و آن را جز از فضل او نیافته‏ایم. پس اگر جز این یك نعمت از فضل او را به شمار نیاوریم هر آینه عطاى او در حق ما بزرگ و احسانش درباره ما جلیل و فضلش بر ما عظیم خواهد بود. زیرا سنت او در باب توبه نسبت به اقوام قبل از ما چنین نبود او به حقیقت آنچه را كه تاب تحمل آن را نداشتیم از ذمه ما برداشته و بیرون از حد طاقتمان تكلیف نفرموده و جز به كار آسانمان نگماشته و براى هیچ یك از ما حجتى و عذرى باقى نگذاشته .

پس بدبخت از میان ما كسى است كه بر خلاف رضاى خدا خود را به هلاك افكند، و نیكبخت كسى است كه روى دل بسوى او آورد.

سپاس خداى را بهر آن آئین كه نزدیكترین فرشتگان به او و گرامى‏ترین آفریدگان او و پسندیده‏ترین ستایش كنندگان در پیشگاه او وى را سپاس گذارده‏اند، سپاسى كه از دیگر سپاس ها برتر باشد مانند برترى پروردگار ما بر همه آفریدگانش .

سپس حمد او را بجاى هر نعمتى كه بر ذمه ما و همه بندگان گذشته و بازمانده خود دارد، به شماره هر چیزى كه از همگى آنها علم او بر آن احاطه كرده و بجاى هر یك از آنها چندین برابر آن همیشه و جاوید تا روز رستاخیز.

سپاسى كه كشش آن پایان نپذیرد و شماره‏اش به احصا در نیاید، و به نهایتش دسترسى و براى مدتش انقطاعى نباشد.

سپاسى كه موجب رسیدن به طاعت و عفو او، و سبب خشنودى، و وسیله آمرزش، و راه بسوى بهشت، و پناه از انتقام، و ایمنى از خشم، و پشتیبان طاعت، و مانع از نافرمانى، و مددكار بر اداء حق و وظائف او باشد. سپاسى كه به آن در میان نیكبختان از دوستانش نیكبخت شویم و بوسیله آن در سلك شهیدان شمشیرهاى دشمنانش درآئیم. همانا كه خدا یارى دهنده و ستوده است.

دعای دوّم

سپاس خدائى را كه نعمت وجود محمد صلى الله علیه و آله را بما ارزانى داشت، نه بر امم گذشته و قرون در نوشته؛ به آن قدرت خود كه از هیچ چیز به هر بزرگى كه باشد فرو نمى‏ماند، و چیزى به هر خردى كه باشد از آن فوت نمى‏گردد. پس ما را خاتم همه آفریدگان از امم قرار داد، و بر منكران گواه گرفت، و در پرتو لطف خود، بر اممى كه از جهت شماره و ثروت و قدرت اندك بودند، فزونى بخشید. خدایا، پس رحمت فرست بر محمد: امین تو بر وحیت، و برگزیده‏ات از آفریدگانت، و پسندیده‏ات از بندگانت، امام رحمت و قافله سالار خیر و بركت، همچنانكه او براى اجراى فرمان تو جان خویش را به مشقت انداخت، و در راه تو بدن خود را آماج تیرهاى آزار ساخت، و در دعوت بسوى تو با خویشان خود در افتاد و براى خشنودى تو با قبیله خود كارزار نمود و در راه احیاى دین تو رشته خویشاوندى خود را بگسیخت و نزدیكترین بستگانش رابه علت اصرار بر انكار تو از خویش دور كرد و دورترین مردم را به جهت پذیرفتن دین تو به خود نزدیك ساخت، و براى تو با دورترین مردم دوستى گزید و با نزدیكترین آنها دشمنى ورزید،و جان خود را در رساندن پیام تو فرو خست و به سبب دعوت به شریعت تو به رنج افكند و به نصیحت پذیرندگان دعوتت مشغول داشت و به سرزمین غربت و محل دورى از جایگاه اهل و عشیرت و منشأ و مولد و آرامگاه جانش هجرت كرد، به قصد آنكه دین ترا عزیز سازد و بر كافران بتو غلبه كند تا تصمیمش در باره دشمنان تو راست و استوار آمد، و تدبیرش در باره دوستانت به كمال پیوست، پس در حالى كه از تو یارى مى‏جست و در ناتوانى از تو نیرو مى‏گرفت؛ به جنگ دشمنان برخاست تا به كنج خانه‏هاشان لشگر كشید، و در میان آرامگاهشان بر ایشان هجوم برد، تا فرمان تو آشكار و كلمه‏ات بلند گردید؛ اگر چه مشركین كراهت مى‏داشتند.

خدایا پس به سبب زحمتى كه براى تو كشیده؛ او را به بالاترین درجات بهشت برآورد، تا كسى در منزلت با او برابر نباشد و در مرتبت با او همسر نگردد و هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسل نزد تو با او به موازات بر نیاید. و قبول شفاعتش را در میان اهل بیت طاهرین و مؤمنان از امتش بیش از آنچه وعده داده‏اى به او اعلام فرماى، اى كسى كه وعده‏ات نافذ است. اى كسى كه بدیها را به چندین برابرش از خوبیها تبدیل مى‏كنى! زیرا كه تو صاحب فضل عظیمى!

دعای سوّم

خدایا و اما، حمله عرشت كه از تسبیح تو سست نمى‏شوند، و از تقدیست ملول نمى‏گردند و از عبادتت وا نمى‏مانند، و در مقام امر تو كوتاهى را بر كوشش نمى‏گزینند و از شدت اشتیاق به قرب تو غافل نمى‏شوند و اسرافیل صاحب صور كه «چشم بر حكم و گوش بر فرمان» در انتظار صدور دستور و حلول امر تو است تا به دمیدن در صور در افتادگان به زندان قبور را از خواب مرگ بیدار كند و میكائیل كه نزد تو صاحب جاه و از طاعت تو بلند جایگاه است و جبرئیل امین وحیت كه فرمانروا در میان اهل آسمانهاست و صاحب منزلت در پیشگاهت و مقرب درگاهت و بر آن روح كه بر فرشتگان پرده‏دار حرم كبریایت گمارده است. آن روح كه از عالم امر تو است، پس بر همگى ایشان رحمت فرست، همچنین بر فرشتگانى كه پائین‏تر از ایشانند از ساكنان آسمانهایت، و اهل امانت بر پیامهایت و آن فرشتگان كه از كوشش ملول نمى‏شوند، و از هیچ تعبى واماندگى و سستى نمى‏گیرند، و هوسها ایشان را از تسبیح تو باز نمى‏دارد و سهوى كه ناشى از غفلتها است، رشته تعظیمشان را در پیشگاه تو نمى‏گسلد، چشم خشوع فرو بستگانى كه تمناى نگریستن به نور جمال تو در ضمیرشان نمى‏گذرد و سر تعظیم بزیر افكندگانى كه آتش شوقشان به كمال معرفت و زلال محبت نمى‏افسرد، آنان كه سودازدگان یاد عطایاى تو اند و خاضع و راكع در برابر عظمت شكوه كبریاى تو اند و بر آن فرشتگان كه چون دوزخ را بر گنهكاران خروشان بینند همى گویند: «منزهى تو (اى خدا) ما ترا چنانكه سزاوار عبادت تو است عبادت نكردیم».

پس رحمت فرست بر ایشان و رحمتگستران از فرشتگانت، و اهل قرب و منزلت در پیشگاهت و حاملین پیام غیب بسوى پیغمبرانت، و امناء بر وحیت، و بر آن قبائل از فرشتگان كه ایشان را به خود اختصاص بخشیده‏اى و بوسیله تسبیح و تقدیس خود از خوردنى و آشامیدنى بى‏نیاز كرده‏اى و در اندرون طبقات آسمانهایت جاى داده‏اى، و بر آن فرشتگان كه چون فرمان به انجام وعده‏ات به قیام رستاخیز صادر شود بر اطراف آسمانها گماشته شوند و بر خزانه داران باران و رانندگان ابر و بر آن فرشته‏اى كه از صداى زجرش بانگ رعدها شنیده شود، و چون ابر خروشان بوسیله او به شنا در آید شعله‏هاى برقها بدرخشد، و بر فرشتگانى كه دانه‏هاى برف تگرگ را بدرقه مى‏كنند، و فرشتگانى با قطره‏هاى باران فرود مى‏آیند، و فرشتگانى كه وكیلند بر خزانه باد و فرشتگانى كه بر كوهها گماشته شده‏اند تا از جاى در نروند، و فرشتگانى كه مقدار وزن آبها وكیل بارانهاى سخت و رگبارهاى متراكم را به ایشان شناسانده‏اى و فرستادگان از فرشتگانت كه با محنت بلاى ناگوار یا نعمت دلپسند سرشار به اهل زمین فرود مى‏آیند و بر سفیران بزرگوار نیكوكار، از فرشتگان پروردگار و پاسداران عالیقدر و نویسندگان اعمال ابرار و فجار و بر فرشته مرگ و یارانش و بر منكر و نكیر و بر «رومان» آزمایش كننده اهل قبور و بر طواف كنندگان بیت المعمور و بر مالك و خازنان دوزخ، و بر رضوان و كلید داران بهشت، و بر فرشتگانى كه مأمور آتشند و خدا را در آنچه به ایشان فرمان دهد نافرمانى نمى‏كنند، و مأموریت خود را انجام مى‏دهند و بر فرشتگانى كه به اهل بهشت مى‏گویند: «درود بر شما باد در برابر آنكه صبر كردید پس اینك بهشت نیكو سرانجامى است» و بر فرشتگان پاسبانى كه چون به ایشان گفته شود كه: «او را بگیرید و در غل كشید و به دوزخ در افكنید» شتابان بسوى دوزخ رو مى‏آورند و گنهكار را مهلت نمى‏دهند و بر هر فرشته‏اى كه نام او را از شمار انداختیم، و منزلت و مقامش را نزد تو و مأموریتى را كه به او محول فرموده‏اى ندانستیم. و بر فرشتگان ساكن هوا و زمین و آب. و بر هر فرشته‏اى كه بر خلق گماشته‏اى پس بر همگى ایشان رحمت فرست آن روز كه هر كسى در حالتى به عرصه قیامت مى‏آید كه راننده‏اى و گواهى با او است. و رحمت فرست بر ایشان كه كرامتى بر كرامت و پاكیزگى بر پاكیزگیشان بیفزاید.

خدایا و چون بر فرشتگان و فرستادگانت رحمت فرستى و درود ما را به ایشان رسانى پس به سبب آنكه ما را به ذكر خیر ایشان توفیق داده‏اى بر ما نیز رحمت فرست. زیرا كه تو بخشایشگر و كریمى.

دعای چهارم

خدایا، و اما پیرو پیمبران و مصدقین ایشان به غیب از اهل زمین به هنگام حضور پیمبران ك معاندینشان با سلاح تكذیب به معارضه ایشان برخاسته بودند، و به هنگام فترت و غیبت پیمبران كه مؤمنان در پرتو حقائق ایمان در شوق دیدارشان بسر مى‏بردند: در هر عصر و زمان راهنمائى بپا داشته‏اى: از زمان آدم تا روزگار محمد خاتم صلى الله علیه و آله از پیشوایان هدایت و قائدین اهل تقوى (كه بر همگى ایشان درود باد) پس خدایا ایشان را از لطف و كرم خود به غفرانى و رضوانى یاد و شاد فرماى .

خدایا، و به خصوص اصحاب محمد صلى الله علیه و آله به خصوص همان كسان كه شرط صحبت آن حضرت را به خوبى رعایت كردند و آنانكه در یاریش از عهده امتحان پایدارى بخوبى بر آمدند و با او مددكارى كردند، و به تصدیق رسالتش شتافتند و به پذیرفتن دعوتش سبقت گرفتند. و چون حجت رسالتهاى خود را به گوش ایشان فرو خواندند او را اجابت و در راه پیروز ساختن رسالتش از همسران و فرزندان مفارقت گزیدند و براى تثبیت نبوتش با پدران و پسران خود كارزار كردند و به بركت او پیروزى یافتند، و آنان كه محبت او را در جان و دل مى‏پروردند و در دوستیش امید تجارتى ایمن از زیان و كساد مى‏داشتند و آنانكه چون به عروه دین آن حضرت چنگ در زدند قبائلشان از ایشان دورى كردند، و چون در سایه خویشاوندى او مسكن گزیدند خویشان از ایشان بیگانه گشتند. پس خدایا گذشتى را كه براى تو و در راه تو انجام دادند از نظر دور مدار، و به سبب آن فداكاریها و در برابر آنكه خلق را بر تو گرد آوردند و با پیغمبرت از جمله داعیان بسوى تو بودند، ایشان را از خشنودى خود خشنود ساز. و سعى ایشان را به پاس آنكه در راه تو از شهر و دیار قوم خود هجرت كردند و خویش را از فراخى زندگى به سختى و تنگى در افكندند، مشكور دار و (همچنین) آنان را كه براى اعزاز دینت ستمزدگانشان را فراوان ساختى خشنود فرماى خدایا، بهترین پاداش خود را به پیروان اصحاب در راه ایمان و عمل صالح برسان: آنانكه مى‏گویند: پروردگارا، ما و آن برادرانمان را كه به ایمان بر ما سبقت گرفته‏اند، بیامرز، همان پیروانى كه آهنگ طریقه صحابه كردند، و وجهه ایشان را سلوك كردند، در حالى كه هیچ شبهه‏اى آنان را از عقیده خود برنگرداند و در پیروى آثار و اقتداء به علامات هدایت صحابه هیچ شكى خاطرشان را پریشان نساخت: معاونین و مساعدین صحابه‏اند چنانكه در دین پیرو ایشان و در اخلاق پویاى راه آنانند در تعظیم شأن صحابه اتفاق مى‏ورزند و در اخبار و احكامى كه از پیغمبر ابلاغ مى‏كنند متهمشان نمى‏دارند.

خدایا از امروز تا روز جزا بر تابعین صحابه و بر همسران و اولادشان و بر هر كدامشان كه ترا اطاعت كرده‏اند رحمت فرست، چنان رحمتى كه بوسیله آن ایشان را از نافرمانى خود نگاهدارى، و در باغهاى بهشت در وسعت و رفاه قرار دهى، و آنان را به یمن آن از مكر شیطان باز دارى، و در هر كار خیر كه از تو مدد خواهند اعانت كنى، و از حوادث شب و روز مگر پیش آمدى كه مژده خیر دهد نگاه دارى. و به نیروى آن ایشان را بر عقیده حسن رجاء به تو، و بر طمع در آنچه نزد تو است و بر متهم نساختن تو به بى عدالتى در آنچه در دست بندگان است، بر انگیرى، تا ایشان ر ابه رغبت بسوى خود و ترس از خود بازگردانى و در توسعه زندگى دنیا بى‏رغبت كنى، و عمل براى آخرت و ساختن توشه مراحل بعد از مرگ را در نظرشان خوشایند سازى و هر اندوه را كه روز بر آمدن جانها از بدنهاشان رخ دهد برایشان آسان نمائى و از خطرهائى كه امتحان آن را بوجود مى‏آورد و از شدت آتش و در ازناى خلود در آن عافیت بخشى، و بسر منزل امنى از آسایشگاه پرهیزگاران منتقل سازى.

دعای پنجم

اى كسى كه شگفتى‏هاى عظمتت پایان نمى‏پذیرد بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از جدال در عظمت بازدار. و اى كسى كه مدت پادشاهیت به آخر نمى‏رسد، بر محمد و آلش رحمت فرست. و گردنهاى ما را از بند عقاب خود آزاد ساز. و اى كسى كه خزانه‏هاى رحمتت فنا نمى‏پذیرد بر محمد و آلش رحمت فرست و براى ما در رحمت خود بهره‏اى بر قرار كن. و اى كسى كه دیدگان از دیدنت فرو مى‏مانند، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را به ساحت قرب خود نزدیك ساز. و اى كسى كه در برابر قدر و منزلتت قدرها و منزلتها خوار و بى‏مقدار است، بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را نزد خود گرامى دار. و اى كسى كه اسرار اخبار در نظرت آشكار است، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را نزد خود رسوا مساز.

خدایا به بركت بخشش خود ما را از بخشش بخشندگان بى‏نیاز فرما، و با پیوستن خود ما را از وحشت كسانى كه از ما مى‏برند نگهدار. تا با وجود بخشش تو به در دیگرى روى نیاوریم و با وجود احسان تو از احدى نهراسیم.

خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به نفع ما تدبیر فرماى و بر ضرر ما تدبیر منماى، و مكر خود را در باره دشمنان ما قرار داده و متوجه ما مساز و ما را پیروزى ده و دیگران را بر ما پیروز مگردان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از خشم خود نگاهدار و به لطف خود حفظ كن و بسوى خود رهبرى نما و از خود دور مگردان. زیرا هر كه را كه تو نگاه دارى سالم مى‏ماند، و هر كه را كه تو هدایت كنى دانا مى‏شود و هر كه را تو مقرب سازى غنیمت مى‏برد.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از تندى و سختى مصائب روزگار و شر دامهاى شیطان و تلخى قهر سلطان نگاه دار.

خدایا همانا كه بى‏نیازان به فضل قوت تو بى‏نیاز مى‏شوند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را بى‏نیاز كن، و همانا كه عطا كنندگان از مازاد عطاى تو مى‏بخشند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و دست عطإ؛ّّ به جانب ما بگشاى. و همانا كه راه یافتگان در پرتو نور ذات تو راه مى‏یابند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را رهبرى نماى .

خدایا هر كه را تو یارى دهى خوار ساختن خوار كنندگان به او زیان نرساند و هر كه را تو عطا كنى امساك ممسكان از او نكاهد. و هر كه را تو هدایت كنى گمراه ساختن گمراه كنندگان از راه نبرد. پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و ما را به قوت خود از شر بندگانت بازدار، و به عطاى خویش از غیر خود بى‏نیاز فرماى و در پرتو ارشاد خود به راه حق رهسپار ساز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و سلامت دلهاى ما را در یادكردن عظمت خود و آسایش بدنهامان را در شكر نعمت خود و چر بز بانیمان را در توصیف عطاى خود قرار ده.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از دعوت كنندگانت كه بسوى تو دلالت مى‏كنند و از خاصانت كه نزد تو اختصاص یافته‏اند قرار ده، اى مهربان‏ترین مهربانان.

دعای ششم

سپاس خداى را كه شب و روز را به نیروى خود بیافرید و میان آن در به قدرت خود امتیاز بر قرار كرد و براى هر یك از آن دو حدى محدود و مدتى ممدود قرار داد خدائى كه بنابر سنت مقدر خود براى بندگان در تأمین وسائل تغذیه و پرورش ایشان هر یك از شب و روز را جاى گزین آن دیگر مى‏سازد و هر یك از آن دو را بدون دیگرى مى‏برد و بر مى‏آورد و مى‏افزاید و مى‏كاهد براى تأمین روزى بندگان و نشو و نماى ایشان شب و روز را جاى گزین یكدیگر مى‏سازد پس شب را براى ایشان بیافریده تا در آن از حركات خسته كننده و فعالیتهاى آزار دهنده بیاسایند و آن را جامه‏اى ساخته كه از به هر آسودن و غنودنش بپوشند تا موجب رفع خستگى و تجدید نیرو و نشاطشان باشد و به آن وسیله به كام دل خود برسند و روز را براى ایشان بینائى بخش و روشنگر بیافریده تا در پرتو آن به تحصیل فضل و احسانش بكوشند و اسباب دست یافتن به روزیش را فراهم سازند و در طلب آنچه رسیدن به نعمت عاجل دنیاشان و درك سعادت آخرتشان در گرو آن است در عرصه زمین خدا روان گردند او به همه این تدبیرها كار ایشان را به سامان مى‏آورد و اعمالشان را مى‏آزماید، و چگونگى احوال ایشان را در اوقات طاعتش و در منازل واجباتش و موارد احكامش همى نگرد. تا آن را كه بد كرده‏اند به كیفر عمل خود برساند و آنان را كه كار نیك كرده‏اند پاداش نیك دهد.

خدایا پس سپاس ترا بر آنكه پرده تاریكى شب را به نور صبح شكافتى و ما را از روشنى روز بهره‏مند ساختى، و به منافع روزیها بینا فرمودى، و از پیش آمدهاى آفات نگاه داشتى. صبح كردیم و همه اشیاء یكسره صبح كردند در حالى كه همگى ملك توایم: از آسمان گرفته تا زمینش و هر چه در هر یك از آن دو پراكنده ساخته‏اى ساكن و جنبنده‏اش، ثابت و سیارش و آنچه در هوا برآمده، و آنچه در زیر خاك پنهان شده.

صبح كردیم در قبضه قدرت تو، در حالى كه پادشاهى و سلطه‏ات ما را فرا مى‏گیرد و مشیت ما را به هم مى‏پیوندد، و به فرمان تو در كارها تصرف مى‏نمائیم، و در محیط تدبیر تو در انقلاب و تحولیم از امور جز آنچه تو فرمان داده‏اى و از خیر جز آنچه تو بخشیده‏اى در اختیار ما نیست، و این، روزى نوین و تازه است و او بر ما گواهى آماده است، اگر نیكى كنیم ما را با سپاس به درود مى‏كند، و اگر بدى كنیم از ما. به نكوهش جدا مى‏شود.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و حسن مصاحبت این روز را روزى ما ساز و از سوء مفارقتش به سبب ارتكاب نافرمانى یا اكتساب گناه كوچك یا بزرگى نگاه‏دار. و بهره ما را از نیكیها در آن سرشار كن، و ما را در این روز از بدیها به پیراى و از آغاز تا انجام آن را براى ما از ستایش و سپاس و مزد و اندوخته و فضل و احسان پر ساز.

خدایا زحمت ما رابه سبب خود داریمان از گناه بر فرشتگان كرام الكاتبین كم و آسان ساز، و نامه‏هاى اعمالمان را از حسناتمان پر كن و ما را نزد آن فرشتگان به كردارهاى بدمان رسوا مساز.

خدایا در هر ساعت از ساعات روز بهره‏اى از اعمال بندگانت و نصیبى از شكرت و گواه صدقى از فرشتگانت را براى ما مقرر دار.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از پیش رو و پشت سر و از جهات راست و چپمان، و از همه جوانبمان نگاه‏دار: نگاه داشتنى كه از نافرمانى تو باز دارنده، و به پیرویت راهنما، و در راه محبتت به كار برده شده باشد.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را در این روزمان و این شبمان و در همه روزهامان موفق دار،براى كار بستن خیر، و دورى از شر، و شكر نعمتها، و پیروى سنتها، و اجتناب از بدعتها و امر به معروف، و نهى از منكر، و طرفدارى اسلام، و نكوهش باطل، و خوار ساختن آن، و یارى حق و گرامى داشتن آن، و ارشاد گمراه، و معاونت ناتوان، و فریادرسى مظلوم.

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست، و این روز را مبارك‏ترین روزى قرار ده كه در یافته‏ایم، و كامل‏ترین رفیقى كه با او همراه شده‏ایم، و بهترین وقتى كه در آن بسر برده‏ایم. و ما را از خشنودترین كسانى از جمله خلق خود قرار ده، كه شب و روز برایشان گذشته است: شاكرترین ایشان در برابر نعمتهائى كه به او ارزانى داشته‏اى. و پایدارترین ایشان به شریعتهایت كه پدید آورده‏اى. و خود دارترین ایشان از نواهئى كه از آن بر حذر ساخته‏اى.

خدایا همانا كه من ترا گواه مى‏گیرم، و تو از گواه دیگر بى‏نیاز كننده‏اى، و آسمان تو و زمین تو و آن فرشتگانت را كه در آن دو مسكن داده‏اى و سایر آفریدگانت را در این روز خود و این ساعت خود و این شب خود و این مكان خود گواه مى‏گیرم كه من شهادت مى‏دهم كه تو به حقیقت آن خدائى هستى كه معبودى جز تو نیست كه بپا دارنده انصاف و عادل در حكم و مهربان و بندگان، و مالك ملك و رحیم به خلقى. و شهادت مى‏دهم كه محمد بنده تو و فرستاده تو و برگزیده تو از خلق تو است. بار رسالت خود را به دوش او نهادى پس آن را ابلاغ كرد. و او را به پند دادن امتش فرمان دادى پس ایشان را پند داد.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست بیش از آنچه بر كسى از خلق خود رحمت فرستاده‏اى، و از جانب ما كاملترین و بهترین پاداشى را كه به كسى از بندگانت یا یكى از پیغمبرانت از جانب امتش داده‏اى به او پاداش ده. زیرا كه توئى بسیار بخشنده نعمت بزرگ و آمرزنده گناه سترك. و تو از هر مهربانى مهربانترى. پس رحمت فرست بر محمد و آل او كه پاكیزگان و پاكان و نیكوكاران و سرآمد گزیدگانند.

دعای هفتم

اى كسى كه گره‏هاى سختیها بوسیله تو گشوده مى‏شود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مى‏شكند، و اى كسى كه بیرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبیده مى‏شود. دشواریها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جریان یافته و اشیاء بر وفق اراده تو روان شده‏اند، پس همه چیز به مجرد خواست توبى‏گفتنت فرمان پذیرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شده‏اند. توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بلیات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمى‏شود، و غیر از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمى‏گردد هم اكنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگینیش مرا به زانو در افكنده و گرفتاریئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آورده‏اى و به اقتدار خود بر من متوجه ساخته‏اى، پس براى آنچه تو وارد كرده‏اى برگرداننده‏اى، و براى آنچه تو پیش آورده‏اى تغییر دهنده‏اى، و براى آنچه تو فرو بسته‏اى گشاینده‏اى، و براى آنچه تو مشكل ساخته‏اى آسان كننده‏اى، و براى آنكه تو خوار كرده‏اى، یارى دهنده‏اى نیست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسایش را اى پروردگار من به رویم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شكوایم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كرده‏ام شیرینى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشایش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سریع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعایت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زیرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شده‏ام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبریز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتاده‏ام قادرى. پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظیم:

دعای هشتم

خدایا، من به تو پناه مى‏برم از طغیان حرص، و تندى خشم، و غلبه حسد. و ضعف نیروى صبر، و كمى قناعت، و سوء خلق، و افراط شهوت، و غلبه عصبیت، و پیروى هوس، و مخالف هدایت، و از خواب غفلت، و اقدام بر تكلف، و گزیدن باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و خرد شمردن معصیت، و بزرگ شمردن طاعت، و تفاخر توانگران، و تحقیر نسبت به درویشان، و كوتاهى در حق زیردستان. و ناسپاسى نسبت به كسى كه بر ما حقى داشته باشد. و از آنكه به ستمكارى كمك دهیم. یا ستمزده‏اى را خوار گذاریم. یا آنچه را كه حق ما نیست بخواهیم. یا در علم از روى بى‏اطلاعاعى و بر خلاف عقیده سخنى گوئیم. و پناه مى‏بریم به تو از آنكه قصد خیانت با كسى داشته باشیم. و از آنكه در اعمالمان خود پسندى كنیم، و آرزوهاى خود را دراز سازیم و پناه مى‏بریم به تو از بدى باطن، و كوچك شمردن گناه خرد، و از آنكه شیطان بر ما چیره گردد، یا روزگار ما را واژگون بخت سازد، یا سلطان در بازه ما ستم كند. و پناه مى‏بریم به تو از دست آلودن به اسراف، و از نایافتن رزق كفاف و پناه مى‏بریم به تو از شماتت دشمنان و احتیاج به همگنان، و زیستن در سختى، و مرگ بدون آمادگى، و پناه مى‏بریم به تو از عظیمترین حسرت و بزرگترین مصیبت و بدترین بدبختى، كه حسرت قیامت و مصیبت در دین و دخول به دوزخ است و از بدى عاقبت، و نومیدى از ثواب و نزول عقاب.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا و همه مؤمنین و مؤمنات را از همه این شرور پناه ده، اى مهربان‏ترین مهربانان.

دعای نهم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را بسر منزل آن توبه‏اى كه پسند تو است رهسپار ساز، و از اصرار بر آنچه ناپسند تو است دور گردان.

خدایا و هر زمان كه از ما تقصیرى سر زند كه مستوجب خسران در دین یا زیان در دنیا شویم، پس آن خسران را در آن یك كه زود گذرتر است (یعنى دنیا) قرار ده و عفو از عقوبتت را در آنچه دوامش طولانى‏تر است (یعنى دین) بر قرار ساز و چون آهنگ دو كار كنیم كه یكى از آنها ترا از ما خشنود كند و آن دیگر ترا بر ما خشمگین سازد.، پس به آنچه ترا از ما خشنود كند متمایلمان ساز، و از قدرتمان بر آنچه موجب خشم تو بر ما است بكاه، و در این مرحله نفس ما را در اختیار خود آزاد مگذار، زیرا كه نفس ما را در اختیار خود آزاد مگذار، زیرا كه نفس جز در آنجا كه توأش توفیق دهى گزیننده باطل است، و جز در آن مورد كه توأش رحم كنى بكار بد فرمان دهنده است. خدایا تو ما را از ضعف آفریده‏اى، و بر سستى بنیاد كرده‏اى و آفرینشمان را از آبى بى‏ارزش آغاز نموده‏اى، پس ما را هیچگونه جنبشى نیست، مگر به نیروى تو. و هیچ نیروئى، مگر به یارى تو. پس ما را به توفیق خود تأیید فرماى. و بار شاد به راه راست استوار ساز. و چشمهاى دلمان را از آنچه بر خلاف محبت تو است، بر بند، و هیچ یك از اعضاى ما را در نافرمانى خود پیشرفت مده.

خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و رازهاى دلها، و حركات اعضاء و نگاههاى دزدیده چشمها و سخنان زبانهاى ما را در امورى قرار ده كه موجب ثواب تو باشد، تا كار نیكى كه به وسیله آن سزاوار پاداش تو شویم و از ما فوت نگردد، و كار بدى كه در اثر آن مستوجب عقابت گردیم براى ما باقى نماند.

دعای دهم

خدایا اگر خواهى كه از ما در گذرى، پس به سبب تفضل تو است. و اگر خواهى كه ما را عذاب كنى پس به موجب عدل تو است، پس به آئین انعام خود عفو خویش را بى‏دریغ بما ارزانى دار، و به سنت گذشت خود ما را از عذاب خویش ایمن ساز. زیرا كه ما تاب تحمل عدل ترا نداریم، و بى‏مدد عفوت براى احدى از ما نجاتى نیست اى بى نیاز بى نیازان، اینك ما بندگان توئیم در پیشگاه تو، و من از همه محتاجان بتو محتاج ترم. پس به توانگرى خود فقر ما را جبران كن و رشته امید ما را با تیغ دریغ مبُر كه اگر چنین كنى كسى را كه از رحمت تو نیكبختى طلبیده بدبخت ساخته‏اى، و آن را كه از فضل تو اعانت خواسته نومید كرده‏اى، پس در این صورت بازگشت ما از طرف تو بسوى كه خواهد بود؟ و از در خانه تو به كجا خواهیم رفت؟ منزهى تو اى خدا، از آنكه ما را از درگاه خود برانى مائیم آن درماندگان كه اجابتشان را واجب ساخته‏اى، و مائیم آن گرفتاران رنج كه رفع گرفتارى را به ایشان وعده داده‏اى. و مناسبترین چیزها به مقتضاى مشیت تو، و سزاوارترین كارها براى تو در آئین عظمتت، رحمت آوردن بر كسى است كه از تو طلب رحمت كند، و فریاد رسى كه از تو فریاد رسى خواهد پس بر زارى ما نزد خود رحمت آور. و براى آنكه خود را در پیشگاه به خاك افكنده‏ایم از گرفتارى نجاتمان بخش.

خدایا شیطان كه از او پیروى كردیم ما را شماتت كرد پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و اكنون كه او را براى تو ترك كردیم و از طرف او بسوى تو متوجه شدیم او را بر ما مجال شماتت مده.

دعای یازدهم

اى كسى كه یادت مایه آبروى یادكنندگان است، و اى كسى كه شكرت موجب كامروائى شاكران است، و اى كسى كه طاعتت باعث نجات مطیعان است، بر محمد و آلش رحمت فرست و دلهاى ما را بیاد خود از هر یاد و زبانهامان را به شكر خود از هر شكر و اعضایمان را به طاعت خود از هر طاعت مشغول دار و اگر براى ما فراغتى از كارها تقدیر كرده باشى، پس آن را فراغت توأم با سلامتى قرار ده كه به سبب آن گناهى دامنگیرمان نشود، و خستگى‏اى بما نپیوندد. تا نویسندگان گناهان با نامه‏اى خالى از ذكر بدیهامان از طرف ما باز گردند، و نویسندگان حسنات به سبب آنچه از نیكى‏هاى ما نوشته‏اند شادان باز آیند، و چون ایام عمرمان سپرى شود و رشته زندگیمان بگسلد. و آن دعوت تو. كه از وقوع و اجابتش گریز نیست. ما را احضار كند پس بر محمد و آلش رحمت فرست و پایان آنچه را كه نویسندگان اعمالمان بر ما مى‏نویسند توبه‏اى پذیرفته قرار ده كه بعد از آن ما را بر گناهى كه كرده باشیم و نافرمانى‏اى كه مرتكب شده باشیم توبیخ نكنى،و روزى كه اسرار و اخبار بندگانت را مى‏آزمائى در برابر حاضران و ناظران پرده‏اى را كه خود فرو گسترده‏اى از روى كار ما برندارى زیرا كه تو نسبت به هر كه ترا بخواند مهربانى و در باره هر كه ترا ندا دهد اجابت كننده‏اى.

دعای دوازدهم

خدایا سه خصلت مرا از مسئلت تو باز مى‏دارد و یك خصلت مرا بر آن برمى‏انگیزد:

باز مى‏دارد مرا امرى كه صادر كرده‏اى و من از امتثال آن كندى كرده‏ام و نهیى كه فرموده‏اى و من به مخالفتش شتافته‏ام، و نعمتى كه آن را به من بخشیده‏اى و من در شكرش كوتاهى نموده‏ام.

و بر مى‏انگیزد مرا، به مسئلت تو، تفضلت بر هر كه رو به تو آورد، و از راه نیكبختى به درگاه تو آید، زیرا كه همه احسانهاى تو از روى تفضل است و همه نعمتهایت بى‏مقدمه و بدون سابقه استحقاق است. پس اكنون این منم اى خداى من كه بر در خانه عزتت مانند منقادى ذلیل ایستاده‏ام و در عین شرمندگى به مانند سائل محتاجى عیالبار در پیشگاه تو معترفم كه به هنگام احسانت جز به خوددارى از عصیانت گردن ننهادم و از همگى وظایفى كه در برابر تو داشتم تنها به همین خوددارى اكتفا كردم و با این همه در همگى احوال از انعام تو بى‏بهره نبوده‏ام، پس اى خداى من آیا اقرارم به بدى كردارم به نزد تو، مرا سود مى‏دهد؟ و آیا اعترافم به زشتى رفتارم مرا از عذاب رهائى مى‏بخشد؟ یا در این مقام و موقعیتم تیغ خشم خود رابر من آخته‏اى و در همین هنگام كه ترا همى خوانم غضب خود را ملازم من ساخته‏اى؟ منزهى تو اى خدا از تو نومید نمى‏شوم زیرا تو خود در توبه را به روى من گشوده‏اى بلكه همچون آن بنده ذلیل به سخن مى‏پردازم كه در باره خود ستمكار ونسبت به حرمت پروردگار خود سهل انگار شده. آن بنده كه شمار گناهانش عظیم گشته تا خطرناك شده، و ایام عمرش روى برتافته تا سپرى گشته، تا چون بنگریسته كه وقتكار بگذشته و دوران عمر به پایان رسیده، و یقین كرده كه از عذاب تو پناهى و از انتقام تو گریزگاهى نیست، به قصد انابه بسوى تو روى آورده، و توبه‏اش را براى تو خالص ساخته، پس با دلى پاك و پاكیزه بسوى تو برخاسته و آنگاه ترا با ناله‏اى محزون و آهسته بخوانده، در حالى كه از شدت فروتنى در برابر تو خم شده، و در اثر سرافكندگى چنبر گشته، و ترس هر دو پایش رابلرزه افكنده، و سیل اشك گونه‏هایش را فرا گرفته، و در آن حال كه تو را همى خواند كه: اى مهربان‏ترین مهربانان، و اى رحیمتر كسى كه طالبان رحمت شب و روز آهنگ او كنند، و اى مهربانتر كسى كه آمرزش طلبان گرد او گردند، و اى كسى كه عفوت از انتقامت فزون است. و اى كسى كه خشنودیت از خشمت بیشتر است. و اى كسى كه بوسیله حسن تجاوز بر خلق خود منت نهاده‏اى، و اى كسى كه بندگانت را به پذیرفتن توبه عادت داده‏اى و اى كسى كه اصلاح امور فاسدشان را بوسیله توبه خواسته‏اى. و اى كسى كه از عمل ایشان به مقدار اندك خشنود شده‏اى و اى كسى كه اندك ایشان را پاداش فراوان داده‏اى. و اى كسى كه اجابت دعا را بر ایشان ضمانت كرده‏اى و اى كسى كه به آیین تفضل، پاداش نیك را بر عهده خود به ایشان وعده داده‏اى من گناهكارترین گناهكارى نیستم كه تو او را آمرزیده باشى و نكوهیده‏ترین كسى نیستم كه عذر به درگاه تو آورده و تو عذرش را پذیرفته باشى، و ستمكارترین كسى نیستم كه نزد تو توبه كرده و تو باز با او احسان كرده باشى باز مى‏گردم بسوى تو در چنین حال، بازگشتن كسى كه از كرده پیشین خود پشیمان، و از آنچه بر او گرد آمده نگران است و از ورطه‏اى كه در آن افتاده از روى خلوص شرمسار است، و مى‏داند كه عفو از معصیت عظیم در نظر تو بزرگ نمى‏نماید و در گذشتن از گناه بزرگ بر تو دشوار نیست، و تحمل جرمهاى بیرون از حد بر تو گران نمى‏آید و محبوبترین بندگانت نزد تو كسى است كه سركشى بر تو را فرو گذارد. و از اصرار بر گناه، اجتناب كند، و طلب آمرزش را ادامه دهد. و من نزد تو بیزارى مى‏جویم از آنكه سركشى كنم، و به تو پناه مى‏برم از آنكه در گناه اصرار ورزم، و براى آنچه در آن كوتاهى كرده‏ام، از تو آمرزش مى‏طلبم، و براى هر عملى كه از انجامش فرو مانده‏ام از تو یارى مى‏جویم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و حقوقى را كه بر ذمه من دارى بر من ببخش، و از آنچه مستوجب آنم معافم‏دار و از آنچه بدكاران از آن هراسانند، پناهم ده، زیرا كه تو بر عفوت كمال قدرت دارى، و براى آمرزش، مورد امیدوارى هستى و به درگذشتن از گناه معروفى، حاجتم را جز در خانه تو محل طلبیدنى، و گناهم را غیر از تو آمرزنده‏اى نیست. حاشا كه چنین نباشى! و من جز از تو بر خود بیم ندارم. زیرا كه توئى سزاوار پرهیزكارى، و اهل آمرزش .

بر محمد و آلش رحمت فرست، و حاجتم را روا كن. و مطلبم را برآور و گناهم رابیامرز. و دلم را از ترس ایمن ساز، زیرا كه تو بر هر چیز قدرت كامل دارى. و آن كار بر تو آسان است. دعایم را مستجاب فرماى، اى پروردگار جهانیان.

دعای سیزدهم

خدایا اى آخرین مقصد آرزوها و اى كسى كه درگاه او جاى دست یافتن به خواسته‏ها است و اى كسى كه نعمتهایش را به بها نمى‏دهد[ و به بهانه مى‏دهد،] و اى كسى كه عطاهایش را به كدورت منت نمى‏آلاید. و اى كسى كه به او بى‏نیاز توان شد، و از او بى‏نیاز نتوان گشت، و اى كسى كه روى به او توان آورد، و از او روى بر نتوان تافت، و اى كسى كه مسئلتها گنجهایش را فانى نمى‏سازد، و اى كسى كه توسل به وسیله‏ها حكمتش را تغییر نمى‏دهد، و اى كسى كه رشته احتیاج محتاجان از او بریده نمى‏شود، و اى كسى كه دعاى خوانندگان او را خسته نمى‏سازد، تو خود را به بى‏نیازى از آفریدگانت ستوده‏اى، و تو به بى‏نیازى از ایشان شایسته‏اى و ایشان را به فقر نسبت داده‏اى، و ایشان سزاوار احتیاج به تواند. از این رو هر كه جبران احتیاج خود را از جانب تو طلب كند و برگرداندن فقر را از خود بوسیله تو بخواهد، پس حقا كه او حاجتش را در جایگاه خود طلبیده، و در پى مطلب خود از راهش بر آمده. و هر كه حاجت خود را به یكى از آفریدگان تو متوجه سازد یا او را بجاى تو وسیله بر آمدن آن حاجت قرار دهد، پس حقا كه خود را در معرض نومیدى گذاشته. و از جانب تو سزاوار حرمان از احسان شده است.

خدایا مرا بسوى تو حاجتى است كه براى رسیدن به آن طاقتم طاق شده، و رشته چاره جوئى‏هایم در برابر آن گسسته، و نفس من بردن آن را پیش كسى كه حاجتش رانزد تو مى‏آورد، و در مطالب خود از تو بى‏نیاز نیست، در نظرم بیاراست، و این لغزشى از لغزشهاى خطاكاران، و درافتادنى از درافتادنهاى گناهكاران است. پس به سبب یادآورى تو از غفلت خود متنبه شدم و به توفیق تو از لغزش خود، بپاخاستم، و به سبب آنكه تو خود مرااستوار ساختى از در افتادن برگشتم. و بازپس رفتم، و گفتم: منزه است پروردگار من، چگونه محتاجى از محتاجى مسئلت مى‏كند؟ و كجا فقیرى دست تضرع بسوى فقیر دیگر مى‏گشاید؟ آنگاه از روى رغبت اى خداى من، آهنگ تو كردم. و امیدم را از روى اعتماد به تو بسوى تو آوردم، و دانستم كه مسئلتهاى بسیار من، در جنب توانگرى تو كم است. و خواهشهاى عظیم من در برابر وسعت رحمت تو كوچك است. و دائره كرم تو از مسئلت احدى تنگ نمى‏گردد. و دست تو در بخششها از هر دستى بالاتر است .

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به كرم خویش بر مركب تفضل برآور و به عدل خود بر توسن استحقاق منشان زیرا كه من نخستین آرزومندى نیستم كه روى نیاز به تو آورده، و در صورتى كه سزاوار منع بوده، به او عطا كرده‏اى. و اولین سائلى نیستم كه از تومسئلت كرده، و با آنكه مستحق حرمان بوده. بر او تفضل فرموده‏اى .

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و دعاى مرا پذیرنده، و به ندایم التفات كننده و به زاریم رحم آورنده، و صوتم را شنونده باش. و رشته امید مرا از خود مگسل. و پیوند توسلم را از خویش قطع منماى، و در این حالت و حاجات دیگرم به غیر خود حواله مكن، و بوسیله آسان ساختن مشكلم به حسن تقدیر خود در باره‏ام در همه امورم، به برآمدن مطلب و روا شدن حاجت و رسیدن به مسئلتم پیش از آنكه از اینجا بروم یاریم فرماى، و بر محمد و آلش رحمتى پایدار و روزافزون فرست كه روزگارش را انقطاعى و مدتش را پایانى نباشد. و آن را براى من پشتیبانى و براى برآمدن مطلبم وسیله‏اى قرار ده. زیرا كه توئى صاحب رحمت پهناور و كرم سرشار. (سپس حاجتهاى خود را عرضه مى‏دارى و آنگاه سجده مى‏گزارى و در حال سجود مى‏گوئى:) فضل تو آسوده خاطرم ساخته، و احسانت بسوى تو رهبریم كرده. از این رو ترا به حق خودت و به محمد و آلش «صلواتك علیهم» مى‏خوانم كه مرا نومید برنگردانى.

دعای چهاردهم

اى كسى كه اخبار شاكیان بر او پوشیده نیست. و اى كسى كه در شناخت حقیقت اخبار ایشان به گواهى‏هاى گواهان احتیاج ندارد. و اى كسى كه: یاریش به ستمزدگان نزدیك است و اى كسى كه مددكاریش از ستمگران دور است .

تو خود دانسته‏اى اى معبود من آنچه را كه فلان فرزند فلان در اثر غرور و بى‏اعتنائى به عذاب و كیفرى كه تو مقرر داشته‏اى از من هتك كرده، از آنگونه امور كه تو او را از آن منع فرموده‏اى .

خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ستم كننده بر من و دشمن مرا، با نیروى خود از اجراى ستم در باره من باز دار، و با قدرت خود تندى تیغ دشمنى او را از من فرو كاه و او را در كار خود مشغول دار، و در برابر آنكه با او معارضه مى‏كند ناتوان ساز.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت، و ستمكار را به ستم در باره من رخصت مده و مرا در برابرش نیكو یارى كن و از ارتكاب نظیر كارهاى او نگاهدار. و در حالى مانند حال او قرار مده .

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در مقابل دشمنم نصرت عاجلى ببخش كه شعله خشمى را كه از او در دل دارم بنشاند، و داد دلم را از او بستاند.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و عفو خود را در برابر ستم او به من عطا كن، و در مقابل بدرفتاریش با من، رحمتت را به من پاداش ده، زیرا هر ناملایم در برابر قهر تو اندك است. و هر مصیبتى پیش خشم تو سهل است.

خدایا من به هیچ كس جز تو شكایت نمى‏كنم و از هیچ حاكمى غیر از تو یارى نمى‏جویم. حاشا كه چنین كنم! پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و دعایم را به اجابت پیوسته ساز. و شكایتم را با تغییر دادن وضع موجود مقرون فرماى .

خدایا مرا به نومیدى از عدل خود میازماى، و دشمن را به ایمنى از عقوبت خود امتحان مفرماى تا بر ظلم من اصرار ورزد و بر حقم مستولى شود و بزودى عذابى را كه به ستمگران وعده داده‏اى، به او و اجابتى را كه به بیچارگان وعده داده‏اى به من بنماى .

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به قبول هر سود و زیانى كه در باره‏ام تقدیر كرده‏اى موفق‏دار، و به آنچه به نفع من از دیگران و به نفع دیگران از من گرفته‏اى خشنودم ساز، به آن راهى كه راست‏تر است رهبریم كن و به كارى كه سالمتر و بى‏زیانتر است بگمار.

خدایا اگر خیر مرا در آن بدانى كه گرفتن حق من به تأخیر افتد و انتقام از كسى كه بر من ستم كرده تا روز فصل خصومتها و محل اجتماع متخاصمین متروك ماند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا از جانب خود به نیت صادق و صبر دائم تأیید فرما و از خواهش بد و آزمندى اهل حرص پناه ده، و تصویرى از ثواب خود كه براى من ذخیره كرده‏اى، و از جزاء و عقاب خود كه براى دشمنم فراهم ساخته‏اى در دلم مصور ساز، و آن را وسیله خرسندى من به قضاى خود و اطمینانم به آنچه اختیار كرده‏اى، قرار ده. اى پروردگار جهانیان، دعاى مرا اجابت كن، زیرا تو صاحب فضل عظیم و بر هر چیز بى‏نهایت قادرى.

دعای پانزدهم

خدایا سپاس ترا بر آن نعمت تندرستى كه پیوسته در فضاى آن مى‏گشتم. و سپاس ترا بر علتى كه اكنون در بدنم پدید آورده‏اى. زیرا نمى‏دانم اى معبود من كه كدام یك از این دو حال براى شكر تو سزاوارتر است، و كدام یك از این دو وقت به ستایش تو اولى است! زمان تندرستى كه روزیهاى پاكیزه‏ات را بر من گوارا ساخته بودى، و مرا براى طلب خشنودى و فضل خود نشاط بخشیده بودى. و بوسیله آن، بر طاعتى كه به انجامش موفقم مى‏داشتى، نیرو بخشیده بودى؟ یا در زمان بیمارئى كه مرا به آن آزموده‏اى، و نعمت دردهائى كه به من تحفه فرستاده‏اى تا گناهانى را كه از آن گرانبار شده‏ام تخفیف بخشى، و مرا از بدیهائى كه در آن فرو رفته‏ام پاك سازى، و به فرا گرفتن توبه متنبهم كنى. و بوسیله تذكر نعمت سلامت پیشین گناه بزرگم را محو نمائى. و حال آنكه در خلال این احوال اعمال پاكیزه‏اى وجود دارد كه دو فرشته كاتب اعمال برایم نوشته‏اند: اعمالى كه فكر آن به خاطرى نگذشته، و زبانى به آن گویا نشده، و هیچ كدام از اعضاء در انجامش رنج نبرده است. بلكه از روى تفضل تو بر من و احسانت در باره من نوشته شده است.

خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و هر چه را كه برایم پسندیده‏اى در نظرم محبوب ساز. و تحمل آنچه را كه بر من وارد ساخته‏اى آسان فرماى و مرا از آلودگى اعمال پیشینم پاك ساز و از شر افعال ناستوده‏اى كه از این پیش مرتكب شده‏ام بپیراى. و از لذت عافیت كامیابم كن،و گوارائى سلامت را به من بچشان، و بیرون شدنم از این بیمارى را بسوى عفو و انتقالم از این در افتادن را بسر منزل گذشت، و بیرون شدنم از این اندوه را بسوى رحمت، و نجات یافتنم از این شدت را بسوى گشایش خودت قرار ده، زیرا توئى كه بى‏شرط استحقاق، احسان مى‏كنى. و بدون سابقه، نعمت عظیم مى‏بخشى. و توئى بخشایشگر كریم. و صاحب عظمت و تكریم.

دعای شانزدهم

خدایا اى كسى كه گنهكاران بوسیله رحمتش طلب فریاد رسى مى‏كنند، و اى كسى كه بیچارگان به یاد احسانش پناه مى‏برند. و اى كسى كه دل وحشت زدگان از وطن دور گشته، و اى غمگسار غم دیدگان دل شكسته. و اى فریادرس هر تنهاى درمانده، و اى مددكار هر محتاج عقب رانده. توئى كه همه چیز را به علم و رحمتت فرا گرفته‏اى، و توئى كه براى هر آفریده در نعمتهایت بهره‏اى برقرار كرده‏اى. و توئى كه عفوت بر عقابت غالب است، و توئى كه رحمتت بر غضبت سابق است و توئى كه عطایت از منعت فزون است، و توئى كه آفریدگان همگى در محیط توانگریت گنجیده‏اند. و توئى كه از هر كه به او نعمت بخشى توقع پاداش ندارى، و توئى كه در عقاب عاصیان افراط نمى‏كنى.

و من اى معبود من، آن بنده توأم كه چون او را به دعا فرمان دادى، گفت: لبیك؛ و سعدیك اینك منم اى پروردگار من كه در پیشگاهت به خاك افتاده‏ام، منم كه بار خطاها پشتم را گران كرده، و منم كه گناهان عمر مرا بسر برده، و منم كه از سر نادانى ترا عصیان كرده‏ام، در صورتى كه تو از طرف من سزاوار عصیان نبوده‏اى.

آیا تو اى معبود من بر هر كه ترا بخواند رحم كننده‏اى تا در دعا بكوشم؟ یا هر كه را پیشت بگرید آمرزنده‏اى، تا در گریه شتاب كنم؟ یا از هر كه برسم تذلل روى خویش را در پیشگاهت به خاك ساید، در گذرنده‏اى؟ یا هر كه را از سر توكل از فقر خود به تو شكایت كند بى‏نیاز كننده‏اى؟

خداوندا آنكه را جز تو دهنده‏اى نمى‏یابد، نومید مگردان. و كسى را كه از تو به غیر تو بى‏نیاز نمى‏شود وا مگذار اى معبود من! پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و اكنون كه از روى حقیقت به تو رو آورده‏ام، روى از من مگردان، و در صورتى كه روى دل را به تو متوجه ساخته‏ام محرومم مكن. و در این حال كه در پیشگاهت ایستاده‏ام، دست رد بر سینه‏ام مگذار توئى كه خود را به رحمت توصیف كرده‏اى. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و بر من رحمت آور. و توئى كه خود را خطابخش نامیده‏اى پس از من در گذر. تو اى معبود من هم اكنون اشك مرا از خوف خود و پریشانى دلم را از ترس خویش، و لرزیدن اعضایم را از هیبت خود، مى‏بینى. همه اینها در اثر شرمندگیم از سوء رفتار خویش است. و به این جهت از شدت زارى به درگاه تو صدایم گرفته و زبانم از راز و نیاز با تو كند شده. پس سپاس ترا اى معبود من چه بسا، عیبها كه بر من مستور ساخته‏اى و مرا از افشاى آن رسوا نكرده‏اى! و چه بسا گناه كه بر من پوشیده‏اى و مرا به آن شهره نساخته‏اى و چه بسا آلودگیها و زشتیها كه بجا آورده‏ام و پرده آن را بر من ندریده‏اى! و طوق آزار ننگ آن را بر گردنم نیفكنده‏اى. و زشتیهایش را بر همسایگان عیبجو و حسودان نعمتى كه به من بخشیده‏اى آشكار نساخته‏اى! آنگاه این همه مرحمتها مرا از تعقیب بدیهائى كه از من سراغ دارى باز نداشته است پس كیست كه از من اى معبود من به خیر و صلاح خود نادان‏تر، و از بهره خود غافلتر، و از اصلاح و تهذیب نفس خود دورتر باشد؟ در صورتى كه رزقى را كه بر من روان ساخته‏اى در معصیتهائى كه مرا از آن نهى كرده‏اى صرف مى‏كنم! و كیست كه بیش از من به قعر باطل فرو رفته و بر اقدام به بدى جرأت ورزیده باشد. در آن هنگام كه بر سر دو راه دعوت تو و دعوت شیطان مى‏ایستم پس دعوت شیطان را با چشم باز و حواس جمع مى‏پذیرم. در صورتى كه یقین دارم كه دعوت تو به بهشت و دعوت او بسوى جهنم منتهى مى‏شود.

منزهى تو كه از جانب من سزاوار چنین رفتار باشى چه شگفت‏انگیز است آنچه من در باره خویش به آن گواهى مى‏دهم، و آن كارهاى پنهانیم كه خود آن را بر مى‏شمارم. و عجبتر از آن بردبارى تو از من و درنگ كردنت از مؤاخذه سریع من است! و این نه از جهت گرامى بودن من پیش تو است. بلكه از جهت مداراى تو با من و تفضلت بر من است: تا از نافرمانى خشم‏انگیز تو باز ایستم، و خود را از گناهان فرساینده خویش باز دارم. و از جهت آن است كه عفو تو از من در نظرت از عقوبتم خوشایندتر است. بلكه من اى معبود من گناهم بیشتر، و آثارم زشت‏تر، و كردارم بدتر، و تهورم در باطل سخت‏تر، و تنبهم در مقام اطاعت تو ضعیف‏تر و آگاهى و مراقبتم نسبت به تهدید تو كمتر از آن است كه عیوب خود را براى تو بشمارم. یا بر یاد كردن گناهانم قادر باشم و منظورم از این اعتراف جز آن نیست كه از روى طمع در مهربانى تو كه صلاح كار گنهكاران در آن است كه آزادى گردنهاى خطاكاران به آن است خویش را سرزنش كنم.

خدایا و این گردن من است كه طوق و بند گناهان آن را باریك كرده. پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و به عفو خود آن را آزاد ساز. و این پشت من است كه باز خطاها آن را سنگین ساخته، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و به انعام خود آن را سبك ساز. اى معبود من، اگر چندان در برابر تو بگریم كه پلكهاى هر دو چشمم بیفتد، و اگر چندان صدا به گریه بلند كنم كه صوتم قطع شود، و اگر چندان برایت بپا ایستم كه هر دو پایم آماس كند، و آنقدر برایت ركوع كنم كه استخوانهاى پشتم از هم بپاشد. و آنقدر ترا سجده كنم كه چشمهایم از كاسه به درد آید، و در دوره عمر خود خاك زمین بخورم و تا پایان زندگى آب خاكستر آلود بنوشم، و در اثناى این احوال آنقدر ذكر ترا بگویم كه زبانم از كار فروماند، سپس از روى شرمندگى از تو چشمم را به آفاق آسمان نگشایم، با این همه سزاوار محو یكى از گناهانم نخواهم بود. و اگر در آن هنگام كه مستوجب آمرزشت شوم مرا بیامرزى. و در آن زمان كه مستحق عفو تو گردم از من درگذرى، پس همانا كه آن آمرزش و عفو در حق من از جهت استحقاق من لازم نیامده، و من از روى سزاوارى شایسته آن نشده‏ام، زیرا جزاى من در اولین بار كه ترا عصیان كرده‏ام جهنم بوده و به این جهت اگر مرا عذاب فرمائى در باره من ستمكا نخواهى بود!

پس اكنون كه مرا به ستارى خود مستور داشته‏اى، و رسوا نكرده‏اى، و به كرم خود با من مدارا كرده‏اى و در عقابم شتاب ننموده‏اى، و به تفضل خود در باره‏ام حكم كرده‏اى، و نعمتت را از من نگردانده‏اى، و احسانت را نسبت به من تیره و آلوده نساخته‏اى پس بر طول تضرع و شدت مسكنت و بدى حالم رحمت آورد. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا از گناهان نگاهدار و به فرمانبردارى وادار و حسن انابت را روزیم كن، و به توبه پاكم ساز، و با نگهدارى خود تأییدم كن، و به عافیت روبراهم نماى، و شیرینى آمرزش را به من بچشان، و مرا رها شده عفو و آزاد گشته رحمت خود قرار ده، و برات ایمنى از خشم خود برایم بنویس، و مرا هم اكنون نه در آینده به آن ایمنى و نشانه‏اى در آن به من معرفى كن كه به آسانى آن را دریابم، زیرا كه این كار براى تو در جنب قوتت دشوار نیست. و ترا در قدرتت دچار مشكلى نمى‏سازد، و تو بر هر چیز به منتهى درجه قدرت دارى.

دعای هفدهم

خدایا ما بتو پناه مى‏بریم از وسوسه‏هاى شیطان رجیم، و مكرهاى او، و از اعتماد به هوسهاى باطلش كه در دل ما مى‏افكند و وعده‏هایش و فریب و دامهایش و از آنكه در گمراه كردن ما از طریق طاعت تو و استخدام ما در معصیت تو، خود را به طمع اندازد، و یا چیزى كه او پیش ما زیبا جلوه داده در نظرمان زیبا آید و یا چیزى را كه بما ناپسند نشان داده بر ما گران آید.

خدایا او را بوسیله عبادتت از ما بران، و به سبب سعى ما در راه محبتت به خاك ذلت بسر در افكن، و میان ما و او حجابى قرار ده، كه آن را ندرد، و سد نیرومندى كه آن را نشكافد خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و شیطان را بوسیله سرگرمى با بعضى از دشمنانت از ما منصرف ساز، و ما را به حسن رعایت خود، از او نگاهدار، و مكرش را از ما دفع كن، و او را از برابر ما به هزیمت بران و نقش پایش را از حدود ما بزداى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از هدایتى كه در ثبات و دوام مانند ضلالت او باشد، بهره‏مند ساز، و در مقابل گمراهى او از تقوى توشه ده، و در مسیر عفت و پرهیز، براهى مخالف راه مهلكه‏انگیز او روان ساز. خدایا، براى او در دلهاى ما مدخلى قرار مده و در محیط زندگى ما منزلى فراهم مساز. خدایا، و هر باطلى را كه در نظر ما بیاراید، پس آن را بما بشناسان، و چون آن را بما بشناساندى، پس ما را از آن نگاهدار، و ما را براه و رسم فریب دادن شیطان بینا ساز، و به آنچه براى مبارزه با او لازم است ملهم نماى و از خواب غفلتى كه از تمایل و اعتماد به او رخ دهد بیدار كن، و بوسیله توفیق خود ما را در مخالفت او نیكو یارى ده.

خدایا و انكار كار او را در دلهاى ما بیامیز و مراد ما را در گسستن گره‏هاى نیرنگش آسان برآور.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و تسلط شیطان را از ما بگردان، و امیدش را از ما قطع كن، و او را از حرص به گمراه كردن ما دفع نماى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و پدران و مادران و فرزندان و عشیره و خویشان و نزدیكان و همسایگان ما را از مردان مؤمن و زنان مؤمنه از شر او در سنگرى محكم و قلعه‏اى رفیع و پناهگاهى منیع قرار ده، و ایشان را براى رفع شر او در زره‏هاى نگاهدارنده‏اى بپوشان و براى مبارزه او سلاح‏هائى بران عطا فرماى.

خدایا و این خواهش مرا تعمیم ده در باره هر كس كه به پروردگاریت گواهى دهد، و به یگانگیت اخلاص ورزد، و از روى حقیقت عبودیت براى تو با شیطان دشمنى كند، و در معرفت علوم ربانى از جانب تو بر ضد او یارى جوید.

خدایا هر گرهى را كه شیطان بزند بگسل و آنچه را كه فرو بندد بگشاى، و هر تدبیرى را كه بیندیشد در هم شكن، و چون عزیمتى كند او را بازدار، و آنچه را كه محكم كند نقض فرماى.

خدایا سپاهش راشكست ده، و مكرش را باطل ساز، و پناهگاهش را ویران كن و بینیش را به خاك بساى.

خدایا ما را در سلك دشمنان او قرار ده، و از شمار دوستانش بر كنار كن، تا چون آهنگ فریب ما كند فرمانش رانبریم و چون ما را بخواند اجابتش نكنیم: هر كه را از ما اطاعت كند به دشمنى شیطان فرمان دهیم، و هر كه را از نهى و منع ما پیروى كند از متابعتش منع كنیم.

خدایا بر محمد خاتم پیغمبران و سرور رسولان، و بر اهل بیت پاكان و پاكیزگانش رحمت فرست، و ما را و همه مؤمنین و مؤمنات را از ذمائمى كه از شر آن بتو پناه جستیم پناه ده. و از مخاطرى كه از بیم آن از تو زنهار خواستیم زنهار بخش. و آنچه را كه بوسیله دعا خواستیم بپذیر، و آنچه را از ذكرش غفلت كردیم بما عطا فرماى، و آنچه را فراموش كردیم براى ما محفوظدار، و ما را به این وسیله به درجات صالحین و مراتب مؤمنین انتقال ده، دعاى ما را اجابت فرماى، اى پروردگار جهانیان.

دعای هجدهم

خدایا سپاس ترا بر نیكوئى قضایت، و بر آنچه از من بگرداندى از بلایت. پس نصیب مرا از رحمت خود، در این عافیت عاجل و نعمت دنیاى زائل منحصر مساز كه بوسیله آنچه دوست دارم بدبخت شوم، و دیگرى به سبب آنچه من ناپسند دارم خوشبخت گردد و در صورتى كه آن عافیت كه روز را در آن به شب برده یا شب را در آن به روز آورده‏ام مقدمه بلائى دائم و وبالى مستمر باشد، پس آن بلا و وبال را كه برایم به تأخیر افكنده‏اى پیش انداز و آن نعمت و عافیت را كه پیش انداخته‏اى به تأخیر افكن، زیرا چیزى كه پایانش بقا است، كم نیست. و بر محمد و آلش رحمت فرست.

دعای نوزدهم

خدایا، ما را بوسیله باران سیراب ساز، و رحمتت را به باران فراوانت از ابرى كه براى رویانیدن گیاه زیبا و بهجت‏انگیز در همه آفاق زمینت روان گشته بر ما بگستران و با شكوفا ساختن و مایه بستن شكوفه، سرزمین‏هاى خود را حیاتى تازه بخش، و فرشتگان نویسنده اخبار و آثار را شاهد و ناظر بر سقایت نافعى ساز از لطف خود كه مایه بخشندگیش برقرار و فیض بارندگیش دامنه‏دار باشد، تند بارانى كه آنچه را كه فرو مرده به فیضش زنده كنى، و آنچه را كه از دست رفته است باز آرى، و هر آن نعمت را كه از مخزن كرمت آمدنى است به خان احسانت بر آرى و در دسترس خلق خود بگذارى و روزها را بوسیله آن بیفزائى، و از آسمان لطفت ابرى را چشم همى داریم كه انبوه و فشرده و بى‏خطر و بى‏ضرر و فراگیرنده و خروشنده باشد و بارانش خسته كننده و برقش فریب دهنده نباشد.

خدایا ما را از بارانى فریادرس ئ قحط زدا و رویاننده گل و گیاه خرمى بخش صحرا و چمن سرسبز كننده دشت و دمن پهناور و دامنه‏دار و سرشار و مایه‏دار سیراب ساز كه بوسیله آن گیاه بپا خاسته را از پژمردگى به خرمى بازارى، و فیض آن را مومیائى شكستگى گیاهان شكسته قرار دهى.

خدایا ما را چنان سقایت كن كه از بركت آن آب در تل و تپه‏ها به راه اندازى و چاهها را پر آب سازى و نهرها را روان كنى، و درختان را خلعت سبز بپوشانى، و نرخ‏ها را در همه شهرها ارزان نمائى و چهارپایان و خلایق را سرزنده سازى و روزى‏هاى پاكیزه را براى ما كامل گردانى و كشت و زرعمان را برویانى و پستانها را پر شیر كنى و نیروئى بر نیروى ما بیفزائى.

خدایا سایه آن ابر را بر ما سموم مساز، و سردیش را بر ما شوم مگردان، و بارانش را بر ما عذاب قرار مده و آبش را در كام ما تلخ و شور مگردان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و بركات آسمانها و زمین را روزى ما ساز. زیرا كه تو بر هر چیز كمال قدرت دارى‏

دعای بیستم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ایمان مرا به كاملترین مراتب ایمان برسان، و یقینم را فاضلترین درجات یقین ساز، و نیتم را به بهترین نیتها و عملم رابه بهترین اعمال ترفیع ده.

خدایا به لطف خود نیتم را كامل و خالص ساز. و یقینم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را كه از من تباه شده اصلاح فرماى.

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست و مهماتم را كه باعث دل مشغولى من است، كفایت كن و مرا به كارى كه فردا از آن مورد سؤال قرار مى‏دهى بگمار، و روزگارم را در آنچه براى آنم آفریده‏اى مصروف دار و از غیر خود بى‏نیاز ساز و روزیت را بر من بگستر و به نگاه كردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلال توانگرانم دچار مكن و عزیزم گردان و گرفتار كبرم مساز و بر بندگى خود رامم كن و عبادتم را به سبب خود پسندى تباه منماى. و خیر را براى مردم به دستم روان كن. و كار نیكم را به منت نهادن باطل مگردان و اخلاق عالیه را به من مرحمت فرماى. و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در میان مردم به درجه‏اى ترفیع مده مگر آنكه به همان اندازه پیش نفس خویشم پست گردانى، و عزتى آشكارا برایم بوجود میاور مگر آنكه به همان نسبت پیش نفس خویشم خوار سازى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت، و از هدایتى پر سود و گراینده به مقصود برخوردارم ساز كه روشى دیگر بجاى آن نگزینم و از طریقت حقى كه از آن منحرف نگردم و از نیت صوابى كه در آن شك نكنم و مرا تا آنگاه كه عمرم جامه خدمت در راه طاعت تو باشد زنده بدار پس هر زمان كه بیم آن رود كه مزرع عمرم چراگاه شیطان گردد پیش از آنكه شدت غضبت بسوى من بشتابد یا خشمت بر من مستحكم گردد، مرا بسوى خود فرا گیر.

خدایا هیچ خوئى كه بر من عیب شمرده شود باقى مگذار جز آنكه آن را اصلاح كنى و هیچ صفت نكوهیده‏اى را بجاى منه مگر آنكه آن را نكو سازى.

و هیچ خصلت كریمه ناقصى بر جاى مگذار، جز آنكه آن را كامل كنى.

بر محمد و آل محمد رحمت فرست و شدت كینه كینه توزان را در باره من به محبت، و حسد متعدیان را به مودت، و بدگمانى اهل صلاح را به اعتماد، و دشمنى نزدیكان را به دوستى، و بدرفتارى خویشان را به نیكوئى و بى‏اعتنائى اقربا را به نصرت، و دوستى مجامله كاران را به دوستى حقیقى و اهانت مصاحبان را به حسن عشرت، و تلخى ترس از ستمكاران را به شیرینى امنیت مبدل ساز. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست: و مرا بر كسى كه در باره‏ام ستم كند دستى و بر آنكه با من مخاصمه كند زبانى، و بر آنكه عناد ورزد پیروى‏ئى قرار ده. و در برابر آنكه با من مكر كند مكرى و بر آنكه مرا مقهور خواهد قدرتى، و بر آنكه مرا عیب كند و دشنام گوید تكذیبى، و از كسى كه مرا تهدید كند سلامتى بخش و به اطاعت كسى كه مرا براه صواب آرد و پیروى كسى كه مرا ارشاد كند، موفق‏دار. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرإ؛ااّّ توفیق ده تا با آن كس كه با من غش و دغلى كند به نصیحت و اخلاص مقابله كنم، و آن را كه از من دورى گزیند به نیكوئى پاداش دهم.و به آنكه مرا محروم سازد به بخشش عوض دهم، و آن را كه از من ببرد با پیوستن مكافات كنم، و با كسى كه از من غیبت كند، بوسیله ذكر خیرش مخالفت نمایم. و در برابر نیكى سپاسگزارى نمایم. و از بدى چشم بپوشم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به زیور صالحین بیاراى، در گستردن داد و فرو خوردن خشم، و خاموش كردن آتش فتنه و خصومت و جمع آورى پراكندگان و اصلاح میان مردمان و فاش كردن نیكیهاى اهل ایمان و پوشاندن عیب ایشان و نرم خوئى و فروتنى و خوش رفتارى و سنگینى و وقار و حسن معاشرت و سبقت جستن به فضیلت و برگزیدن انعام و تفضل و فرو گذاشتن سرزنش و خرده‏گیرى و ترك احسان درباره نااهل و گفتن حق هر چند دشوار آید و اندك شمردن خیر در گفتار و كردارم گر چه بسیار باشد و بسیار دیدن شر در گفتار و كردار خویش گر چه اندك باشد مرا در همگى این صفات به خلعت زیباى پرهیزگاران بپوش.

و این صفات را وسیله ادامه اطاعت و التزام جماعت و فروگذاشتن اهل بدعت، و بكار برنده رأى خودت در آور و كامل ساز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و وسیع‏ترین روزى‏هایت را بر من در هنگام پیر شدنم و قوى‏ترین نیروهایت را در من به هنگام خستگیم قرار ده و مرا به كاهلى در عبادتت، و كورى در تشخیص طریقتت و ارتكاب خلاف دوستیت، و پیوستن با كسى كه از تو جدا شود و جدا شدن از كسى كه با تو بپیوندد مبتلا مساز. خدایا مرا مرا چنان كن كه هنگام ضرورت با سلاح یارى تو حمله‏ور شوم و هنگام حاجت از تو مسئلت كنم و هنگام مسكنت پیش تو به تضرع و زارى آیم و مرا چون بیچاره شوم به كمك خواستن از غیر خودت و چون فقیر شوم به فروتنى براى مسئلت از غیر خود، و چون بترسم، به تضرع پیش غیر خود گرفتار مكن كه به آن سبب سزاوار خوارى و منع و بى‏اعتنائى تو گردم. اى مهربانترین مهربانان.

خدایا آنچه را از آرزومندى و گمان گرائى و حسد ورزى كه شیطان در دل من همى افكند بیاد عظمتت و تفكر در قدرتت و تدبیر بر ضد دشمنت مبدل ساز.

و آن كلمه زشت یا سخن ناستوده یا دشنام عرضى یا شهادت باطل یا غیبت مؤمن غائب، یا بد گفتن به شخص حاضر و مانند اینها را كه شیطان بر زبان من جارى كند. به سخن حمد، و مبالغه در ثنا، و سعى و دقت در تمجید، و شكر نعمت، و اعتراف به احسان و شمردن نعمتهاى خودت، بدل فرماى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و چنان كن كه ستمزده نشوم و حال آنكه تو بر دفاع از من قادرى، و ستم نكنم و حال آنكه تو بر جلوگیرى من توانائى و گمراه نشوم در صورتى كه هدایت من براى تو ممكن است، و فقیر نگردم با اینكه گشایش زندگیم از جانب تو است. و سركشى نكنم با اینكه توانگریم از ناحیه تو است.

خدایا بسوى آمرزش تو كوچ كرده‏ام. و بسوى عفو تو آهنگ نموده‏ام و به گذشت تو مشتاق شده‏ام. و به فضل تو اعتماد كرده‏ام. در صورتى كه موجبات مغفرت تو نزد من نیست و چیزى كه بوسیله آن سزاوار عفو تو گردم در كردار من نیست. و پس از این حكم، كه من خود در باره خویش راندم جز فضل و احسان تو سرمایه امیدى ندارم. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و بر من تفضل فرماى.

خدایا مرا به منطق هدایت گویا ساز، و به آئین تقوى ملهم نماى و به خوى و خصلتى كه پاكیزه‏تر است موفق‏دار و به كارى كه پسندیده‏تر است بگمار. خدایا مرا به بهترین راه روان ساز و چنان كن كه بر آئین تو بمیرم و هم بر آن آئین زندگى از سر گیرم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا در مجارى اعمال و مجالى احوال از نعمت اعتدال برخوردار ساز و در اقوال و افعال از اهل صواب و سداد و از ادله هدایت و رشاد و از زمره صالحین عباد قرار ده و رستگارى در معاد و سلامت از كمینگاه عذاب را نصیبم فرماى. خدایا براى خودت از نیروهاى نفس من آنچه را كه باعث آزادى و پیراستگیش گردد بستان و آنچه را كه وسیله تأمین حوائج و اصلاح كار نفس من شود به آن باز گذار، زیرا نفس من در معرض هلاك است مگر آنكه توأش نگاه دارى. خدایا اگر عم بسوى من لشگر انگیزد ساز و سلاح من توئى و اگر از همه جا و همه كس محروم شوم هدف امیدم توئى و اگر حوادث و شدائد بر من هجوم آورد استغاثه‏ام بتو است و هر چه از دست برود عوضش، و هر چه تباه شود اصلاحش نزد تو، و هر چه را ناپسند دارى تغییرش به دست تو است. پس پیش از بلا عافیت، و پیش از طلب توانگرى، و پیش از گمراه شدن هدایت را بر من انعام كن، و مرا از رنج عیب جوئى بندگان محفوظ دار، و ایمنى از عذاب روز بازپسینم ارزانى دار، و از رهبرى كاملم برخوردار ساز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و بدیها را به لطف خود از من بر طرف كن، و مرا به نعمت خود بپروران و به كرم خود اصلاح فرماى، و به احسان خود مداوا كن. و در سایه رحمتت جاى ده. و در خلعت خشنودیت بپوشان. و چون كارها بر من دشوار و درهم شود، به صواب ترین آنها و چون كردارها مشتبه گردد به پاكیزه‏ترین و نافع‏ترین آنها؛ و چون مذاهب متناقض شود و پسندیده‏ترین آنها موفق ساز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و تاركم را به تاج بى‏نیازى بیاراى، و مرا به حسن تدبیر در امور بگمار، و دوام هدایت ارزانى دار، و به توسعه دستگاه آشفته مساز، و زندگى ساده و آرام عطا فرماى، و زندگانیم را به مشقت دائم و رنج روزافزون مبدل منماى و دعایم را بسویم بر مگردان، زیرا كه من براى تو معارضى نمى‏شناسم و با تو مثل و مانندى نمى‏پرستم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا از اسراف بازدار. و رزقم را از تلف حفظ كن،و دارائیم را بوسیله بركت دادنش افزون ساز، و مرا در انفاق از آن در امور خیر به راه صواب رهبرى كن.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا از رنج بسیار كسب و تحصیل روزى بى‏نیاز ساز، و رزق بى‏دریغ روزى كن تا از عبادت تو به طلب رزق مشغول نگردم. و سنگینى وبال كسب روزى را بر دوش نكشم.

خدایا و آنچه را كه مى‏طلبم به قدرت خود برآور، و از آنچه مى‏ترسم مرا به جوار عزت خود پناه ده.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و آبرویم را به توانگرى نگاه‏دار، و منزلتم را به تنگدستى پست مكن، كه از روزى خوارانت روزى طلبم، و از اشرار خلقت خواهش عطا كنم. تا به ستایش آنكه به من عطاكند، و به نكوهش آنكه منع كند مبتلا گردم. در صورتى كه متصدى حقیقى عطا توئى. نه ایشان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا تندرستیى در عبادت و آسایشى در پارسائى و علمى توأم با عمل، و پارسائیى مقرون با رفق و اقتصاد روزى ساز.

خدایا مدت عمر مرا با عفو خود به پایان بر، و آرزویم را در امید رحمتت به تحقیق رسان.و راه‏هایم را براى رسیدن بسر منزل خشنودیت هموار ساز، و عملم را در همه احوالم نیكو گردان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و مرا در اوقات غفلت براى یادكردن خود، متنبه كن. و در روزگار مهلت در اطاعت خود بكار دار، و راهى هموار بسوى محبت خود برایم آشكار ساز، و بوسیله آن خیر دنیا و آخرت را برایم كامل فرماى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. مانند بهترین رحمتى كه پیش از او بر كسى از خلق خود فرستاده‏اى، و بعد از او بر كسى خواهى فرستاد. و ما را در دنیا بهره‏اى نیكو و در آخرت نیز عطائى نیكو ببخش. و مرا به رحمت خود از عذاب دوزخ نگاه دار.

دعای بیست و یکم

خدایا اى بى‏نیاز كننده بنده تنها مانده ناتوان و اى نگاه دارنده از پیش آمد سهمگین و گزند حوادث زمان، خطاها مرا به بى‏كسى كشیده، پس یار و یاورى ندارم و از تحمل خشم تو فرو مانده‏ام، پس نیرو دهنده‏اى نمى‏یابم و به خوف برخورد یادآورى تو مشرف شده‏ام، پس تسكین دهنده‏اى براى وحشتم نمى‏بینم و كدام كس مرا از تو ایمن مى‏سازد، در صورتى كه تو مرا ترسانده باشى و كدام كس به یارى من مى‏پردازد، در حالى كه تو تنهایم گذاشته باشى؟ و كدامین كس مرا نیرو مى‏بخشد، آنجا كه تو ناتوانم كرده باشى زنهار نمى‏تواند داد اى معبود من پرورده‏اى را مگر پروردگارش، و امان نمى‏تواند بخشید مغلوبى را مگر غالبش، و یارى نمى‏تواند داد فرارى مورد تعقیبى را مگر تعقیب كننده مقتدرش، تنها پناهگاه حمایت تو گشوده است. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و فرارم را زنهار بخش و مطلبم را برآر.

خدایا تو اگر روى نیكویت را از من بگردانى. یا فضل عظیمت را از من دریغ دارى، یا روزیت را از من بازگیرى، یا رشته رحمتت را از من بگسلى، غیر از تو وسیله‏اى براى هیچ یك از آزروهایم نخواهم داشت. و بر آنچه نزد تو است به كمك غیر تو دست نخواهم یافت. زیرا كه من بنده تو و مسخر و مقهور توأم. با فرمانت مرا فرمانى نیست، حكمت درباره من روان و قضایت در حق من به آئین عدل است. و بیرون رفتن از قلمرو سلطنت تو نمى‏توانم و بر تجاوز از قدرتت توانائى ندارم، و به جلب محبتت، قادر نیستم. و به خشنودیت نمى‏رسم و به خزانه‏هاى رحمتت دست نمى‏یابم مگر به مدد اطاعت تو و رحمت سرشار تو. خدایا شب را به صبح آوردم و روز را به شام بردم، در حالى كه بنده ذلیلى از آن توأم كه جز به مدد تو بر جلب نفعى و دفع ضررى قادر نیستم. من در باره خود به این ذلت و مسكنت گواهى مى‏دهم. و به ضعف نیرو و بیچارگى خود اعتراف مى‏كنم. پس به آنچه مرا وعده داده‏اى وفا كن. و آنچه را كه عطا كرده‏اى كامل ساز. زیرا كه من بنده بینواى زار ناتوان، و مستمند بى‏سامان و خوار بى‏مقدار فقیر ترسان و زینهار خواه توأم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و مرا از یاد عطایاى خود دچار فراموشى مكن. و از احسانت در آنچه بخشیده‏اى غافل مساز. و از اجابت دعایم. اگر چه به تأخیر افتد ناامیدم منماى: در خوشى باشم یا در ناخوشى، در سختى یا در رفاه، در سلامت یا بلاء، در شدت حاجت یا در آغوش نعمت، در توانگرى یا درویشى، در فقر یا در غنى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا، در همه حال به ثناء و مدح و سپاس خود مشغول دار، تا به بهره‏اى كه از دنیا به من داده‏اى خوشحال نشوم و بر آنچه مرا از آن باز داشته‏اى، غمگین نگردم. و دلم را به خلعت تقوى بپوشان، و بدنم را در آنچه از من مقبول تو است بگمار، و نفسم را بطاعت خود از اندیشه‏ها و خاطراتى كه بر من وارد مى‏شود بازدار، تإ؛پ‏پّ‏ّ چیزى را كه تو دشمن دارى دوست ندارم. و آنچه را كه موجب خشنودى تو است، دشمن ندارم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و دلم را براى محبت خود فارغ و بیاد خویش مشغول ساز. و به ترس و هراس خود از درافتادن به پرتگاه هوى نگاه دار، و به رغبت بسوى خود نیرومند كن، و به فرمانبرداریت متمایل نماى. و آن را در خوشایندترین راهها در نظر خود روان كن، و سراسر ایام زندگیم به رغبت در رحمتهاى خود رام ساز. و تقوایت را از دنیا توشه‏ام گردان و سفر مرا به جانب رحمتت و ورود مرا بسر منزل خشنودیت قرار ده و مسكنم را در بهشت خود مقرر دار و مرا نیروئى بخش كه بوسیله آن همه بار رضاى ترا بر دوش كشم و فرارم را بسوى تو و رغبتم را در آنچه نزد تو است قرار ده، و دلم را در جامه رمیدگى از اشرار خلق خود بپوشان، و الفت و انس با خود و دوستان و اهل طاعتت را به من ارزانى دار. و از فاجرى و كافرى منتى بر من قرار مده. و براى آنان درباره من نعمتى و مرا بسوى ایشان حاجتى مگذار. بلكه آسایش دل و آرامش جان و بى‏نیازى و كفایت كار مرا به عهده لطف خود و گزیدگان خلق خود گیر.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا با ایشان همنشین و یار ساز، و به شوق بسوى تو و به انجام آنچه دوست دارى و بپسندى بر من منت بگذار. زیرا تو بر هر چیز قدرت بى‏پایان دارى، و این كار براى تو آسان است.

دعای بیست و دوّم

خدایا تو درباره اصلاح و تهذیب نفس من مرا به كارى مكلف ساخته‏اى كه خود بر انجام آن از من تواناترى. و قدرت تو بر آن كار و بر خود من غالبتر از قدرت من است، پس از نیروهاى نفس من آنچه را كه موجب خشنودى تو از من شود به من عطا كن، و براى نفس خود آنچه را كه خوش دارد از نیروهاى نفس من با حفظ عافیت و در حد طاقت بستان.

خدایا مرا بر مشقت طاقت، و بر بلا صبر و بر فقر قدرت نیست، پس روزیم را باز مدار، و مرا به خلق خود وا مگذار. بلكه تو خود به تنهائى حاجتم را بر آور، و كار مرا بعهده گیر، و مرا منظور نظر خود ساز، و در همه كارهایم با چشم لطف بنگر. زیرا اگر مرا به نفس خود وا گذارى از اداره آن فرو مانم، و آنچه را كه صلاح نفس من در آن است بر پا ندارم، و اگر مرا به خلق خود وا گذارى روى بر من ترش كنند و اگر بر عهده خویشانم موكول كنى محرومم سازند. و اگر عطا كنند عطائى كم و بى‏بركت دهنده و منتى فراوان نهند. و نكوهشى بسیار كنند.

خدایا پس به فضل خود بى‏نیازم كن، و بدست عظمتت زیر بازویم را بگیر، و بر پایم‏دار و به توانگرى خود دستم را گشاده ساز. و به رحمتت بى‏نیازم كن.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا از حسد برهان و از گناهان بازدار، و از كارهاى حرام توفیق پرهیز بخش و بر ارتكاب معاصى دلیرم مكن و مرغ دلم را در شاخسار لطف و رحمت خود به پرواز دار و به هر شهد و شرنگ كه از جام تقدیر تو به كامم در آید شادم ساز و روزى و بخشش و انعامت را بر من بیفزاى. و مرا در همه احوالم محفوظ و محروس و مستور و در پناه و در عصمت و در زینهار خود بدار.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا به انجام هر گونه طاعتى كه براى خود یا یكى از خلق خود بر من لازم و واجب كرده‏اى موفق دار، اگر چه بدنم از انجامش ناتوان باشد، و نیرویم از آن سستى گیرد، و قدرتم به آن نرسد. و مال و سرمایه من گنجایش آن را نداشته باشد، خواه آن طاعت را بیاد داشته باشم یا فراموش كرده باشم. زیرا آن طاعت از تكالیفى است كه تو اى پروردگار من آن را به حساب من گذاشته‏اى، و من آن را از یاد خود برده‏ام. پس آن را به عطاى عظیم و رحمت فراوانت از جانب من بجاى آر زیرا كه تو توانگرى كریمى، تا چیزى از آن بر ذمه من نماند كه بخواهى اى پروردگار من در روز لقاى خود، در مقابل آن از حسناتم بكاهى، یا به سبب آن بر سیئاتم بیفزائى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا رغبت آن بخش كه كار ترا براى آخرتم بجا آورم. تا آنجا كه صدق این معنى را در دل خود احساس كنم، و بى‏رغبتى در دنیا بر من غالب شود، و كارهاى نیك را از روى شوق بجا آورم و از كارهاى بد به علت بیم از عقاب آن ایمن باشم و نورى به من ببخش كه در پرتوش در میان مردم سلوك كنم و در تاریكى‏ها راه بیابم. و با فروغش از ظلمت شك و شبهات برهم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و بیم اندوه عذاب و شوق وعده ثواب را روزیم ساز، تا لذت چیزى كه ترا براى آن مى‏خوانم، و اندوه چیزى را كه از آن به تو پناه مى‏برم، دریابم.

خدایا تو موجبات صلاح كار دنیا و آخرت مرا مى‏دانى پس در قضاء حوائجم عنایت فرماى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و چون در انجام وظیفه شكر نعمتهایت در حال آسایش و سختى و تندرستى و بیمارى كوتاهى كنم، اعتراف به حق خودت را روزیم ساز، تا به هنگام ترس و ایمنى، و خشم و رضا، و سود و زیان. مسرت خاطر و آرامش دل خود را در انجام وظیفه‏ام نسبت به تو بیابم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و دلم را از حسد پاك ساز، تا بر احدى از آفریدگانت به علت چیزى از فضل و احسانت حسد نبرم، و تا آنكه نعمتى از نعمتهایت را، در دین یا دنیا، یا عافیت یا تقوى، یا سعه رزق یا آسایش، بر احدى از خلق تو نبینم، مگر آنكه بهتر از آن را به لطف تو و از جانب تو اى خداى یگانه بى‏شریك براى خود آرزو كنم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و تحفظ از خطاها و پاسدارى از لغزشها را در دنیا و آخرت و در حال خشنودى و غضب، روزیم كن. كه در پذیرفتن موجبات خشنودى و علل خشم یكسان و به طاعت تو عامل باشم، و درباره دوستان و دشمنانت طاعت و رضاى ترا بر غیر آن ترجیح دهم، تا دشمنم از ظلم و جورم ایمن، و دوستم از آنكه از حق منحرف و به هواى نفس او متمایل شوم ناامید گردد. و مرا از كسانى قرار ده كه در حال رفاه ترا با همان اخلاص مخلصان مضطر مى‏خوانند. زیرا كه تو ستوده و بخشنده و كریمى.

دعای بیست و سوّم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و خلعت عافیتت را بر من بپوشان، و مرا به عافیتت فرا گیر، و به عافیتت محفوظ دار، و به عافیتت گرامى ساز، و به عافیتت بى‏نیاز كن، و عافیتت را بر من صدقه كن، و عافیتت را به من ببخش، و عافیتت را برایم بگستران، و عافیتت را بر من شایسته ساز و میان من عافیتت در دنیا و آخرت جدائى میفكن.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و مرا عافیتى بى‏نیاز كننده و شفا دهنده ببخش كه از دسترس بیماریها و علتها بالاتر و در كشاكش عمر رو به فزونى باشد، عافیتى كه در بدنم تولید عافیت كند: عافیت در دنیا و آخرت. و انعام فرماى بر من به تندرستى، و امنیت، و سلامت دین و بدن، و بصیرت قلب، و پیشرفت در كار، و بیم و هراس از تو، و قدرت بر انجام طاعتى كه مرا به آن فرمان داده‏اى، و اجتناب از معصیتى كه مرا از آن نهى فرموده‏اى.

خدایا انعام فرماى بر من به حج و عمره و زیارت قبر پیمبرت كه صلوات و رحمت و بركات تو بر او و بر آل او باد و زیارت قبول آل پیمبرت (كه جاودانه بر ایشان سلام باد) مادامى كه مرا باقى دارى در این سال و در هر سال دیگر و آن عبادات را پذیرفته و پسندیده و منظور نظر و ذخیره نزد خود قرار ده، و زبان مرا به حمد و شكر و ذكر و ثناى جمیل بر خودت گویا كن، و دلم را براى پذیرفتن مقاصد دین خود منشرح و گشاده ساز، و مرا و فرزندان مرا از شر شیطان رجیم پناه بخش و از شر حشرات گزنده و جانوران زهرناك كشنده و غوغاى عوام و چشم زخم لئام و از شر هر شیطان سركش جبار و شر سلطان ستمكار و از شر هر ناتوان و هر توانا و از شر هر بلندپایه و فرومایه و از شر هر خرد و بزرگ و از شر هر نزدیك و دور و از شر هر كسى از جن و انس كه به جنگ پیمبر تو و اهل بیتش برخاسته، و از شر هر جنبنده‏اى كه مسخر قدرت تو گشته پناه ده. زیرا كه تو در سلطنتت پویاى راه حق و عدلى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و هر كه را درباره من اندیشه بدى كند از من بگردان، و مكرش را از من بران و شرش را از من دور ساز و تیر نیرنگش به گلوگاهش باز گردان. و سدى در برابرش بگذار كه چشمش را از دیدن من كور و گوشش را از شنیدن ذكر من كر سازى، و دلش را هنگام خطور یاد من قفل بر نهى، و زبانش را از گفتگو درباره من لال كنى، و سرش را بكوبى، و عزتش را به ذلت مبدل سازى، و جبروتش را در هم شكنى، و طوق خوارى بر گردنش نهى، و دستگاه كبریائش را بر هم زنى، و مرا از همه ضرر و شر و طعن و غیبت و عیبجوئى و حسد و دشمنى و بندها و دامها و پیادگان و سواران او ایمن نمائى. زیرا كه تو غالب و بى‏نهایت قادرى.

دعای بیست و چهارم

خدایا رحمت فرست بر محمد، بنده و پیغمبرت، و بر خاندان پاكش، و ایشان را به بهترین صلوات و رحمت و بركات و سلام خود امتیاز بخش، و پدر و مادرم را.

خدایا به كرامت نزد خود، و رحمت از جانب خود اختصاص ده، اى مهربانترین مهربانان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و علم آنچه را كه درباره ایشان بر من واجب است به من الهام نما، و آموختن همگى آن واجبات را بى‏كم و كاست برایم فراهم ساز، و آنگاه مرا خود بر آن دار كه هر چه به من الهام نموده‏اى بكار بندم، و توفیق ده تا در آنچه بصیرت مى‏دهى غور كنم، تا به كار بستن چیزى از آنچه به من آموخته‏اى از من فوت نگردد، و اعظایم از انجام خدمتى كه مرا به آنان ملهم ساخته‏اى سنگینى نگیرد.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، همچنان كه ما را با انتساب به او شرف بخشیدى، و بر محمد و آلش رحمت فرست، همچنان كه به سبب او حق ما را بر خلق واجب ساختى.

خدایا مرا چنان كن كه از والدینم همچون از پادشاه ستمكار بترسم، و همچون مادر مهربان درباره ایشان خوش رفتارى كنم. فرمانبردارى و نیكوكارى درباره ایشان را در نظرم از لذت خواب در چشم خواب آلوده لذیذتر، و در كام دلم از شربت گوارا در مذاق تشنه گواراتر ساز. تا آرزوى ایشان را بر آرزوى خود ترجیح دهم و خشنودى‏شان را بر خوشنودى خود بگزینم، و نیكوئى ایشان را درباره خود هر چند كم باشد افزون بینم و نیكوئى خویش را درباره ایشان گر چه بسیار باشد كم شمارم.

خدایا بانگم را در گوششان ملایم گردان، و سخنم را بر ایشان خوشایند كن، و خویم را براى ایشان نرم ساز و دلم را بر ایشان مهربان نما و مرا نسبت به آن دو سازگار و مشفق گردان.

خدایا ایشان را در برایر پرورش من جزاى نیكو ده و در مقابل گرامى داشتنم، مأجور دار، و آنچه را كه در كودكیم منظور داشته‏اند بر ایشان منظور فرماى.

خدایا هر آزار كه از من به ایشان رسیده یا هر مكروه كه از من به ایشان پیوسته، یا هر حقى كه در مقام ایشان از طرف من تضییع شده، پس آن را وسیله ریختن از گناهان و بلندى درجات و فزونى حسنات ایشان قرار ده.

اى كسى كه بدیها را به چندین برابرش از خوبیها تبدیل مى‏كنى.

خدایا هر تندروى كه در گفتار با من كرده‏اند، یا هر زیاده روى كه درباره من روا داشته‏اند، یا هر حق كه از من فرو گذاشته‏اند، یا هر وظیفه كه در انجامش درباره من كوتاهى كرده‏اند، پس من آن را به ایشان بخشیدم، و آن را وسیله احسان درباره ایشان ساختم، و از تو مى‏خواهم كه بار وبال آن را از دوش ایشان فرو گذارى، زیرا كه من نسبت به خود گمان بد به ایشان نمى‏برم، و ایشان را در مهربانى نسبت به خود مسامحه كار نمى‏دانم، و از آنچه درباره‏ام انجام داده‏اند ناراضى نیستم اى پروردگار من زیرا كه رعایت حق ایشان بر من واجب‏تر، و احسانشان به من قدیم‏تر، و نعمتشان نزد من بزرگتر از آن است كه ایشان را در گرو عدالت كشم، یا نسبت به ایشان معارضه به مثل كنم و گر نه اى خداى من طول اشتغال ایشان به پرورش من، و شدت رنجشان در پاس داشتنم چه خواهد شد؟ و تنگى و عسرتى كه در راه رفاه من تحمل كرده‏اند كجا بشمار خواهد آمد؟ هیهات! ایشان نمى‏توانند حق خود را از من استیفاء كنند و من نمى‏توانم حقوقى را كه بر ذمه من دارند تدارك كنم، و وظیفه خدمت ایشان را بجا آورم پس بر محمد و آل او رحمت فرست، و مرا اعانت كن، اى بهترین كسى كه از او مدد طلبیده مى‏شود، و مرا توفیق ده، اى راهنماینده‏تر كسى كه به او روى آورده مى‏شود، و در آن روز كه همه نفوس را بدون آن كه ستم كرده شوند جزا مى‏دهى، مرا در زمره كسانى كه پدران و مادران خود را خوار مى‏دارند قرار مده.

خدایا بر محمد و آل و نسل و تبار او رحمت فرست، و پدر و مادر مرا به بهترین امتیازى كه به پدران و مادران بندگان مؤمنت بخشیده‏اى اختصاص ده، اى مهربانترین مهربانان.

خدایا در پى نمازها و در قسمتى از اوقات شب و در ساعتى از ساعات روزم ذكر ایشان را از یادم مبر.

خدایا بر محمد و آل او رحمت فرست، و مرا بوسیله دعایم درباره ایشان و ایشان را به سبب مهربانى‏شان درباره من مشمول آمرزش حتمى قرار ده، و بوسیله شفاعت من به طور قطع از ایشان خشنود شو و ایشان را با اكرام به سر منزلهاى سلامت برسان.

خدایا اگر ایشان را پیش از من آمرزیده‏اى پس ایشان را شفیع من ساز و اگر مرا پیش از ایشان مورد آمرزش قرار داده‏اى پس مرا شفیع ایشان كن، تا در پرتو مهربانى تو در سراى كرامت و محل مغفرت و رحمتت گرد آئیم، زیرا كه تو صاحب فضل عظیم و نعمت قدیمى، و تو مهربان‏تر مهربانانى.

دعای بیست و پنجم

خدایا بر من منت گذار به باقى گذاشتن فرزندانم. و به شایسته ساختن ایشان براى من و به بهره‏مند كردن من از ایشان.

خدایا عمرشان را براى من بركت بخش و مدت زندگانى‏شان را طولانى ساز، و خردسالشان را برایم پرورش ده، و ضعیفشان را نیرومند كن، و بدنها و دینها و اخلاقشان را به صحت بدار، ایشان را در جانها و اعضایشان و هر چیز از كارشان كه مورد اهتمام من است مشمول عافیت قرار ده و روزیهاشان را براى من و بدست من افزون ساز، و ایشان را نیكوكار و پرهیزكار و روشن دل و حق نیوش و فرمانبردار خودت، و دوستدار و نصیحت گزار دوستانت، و معاند و كینه‏توز همه دشمنانت قرار ده. آمین.

خدایا بازویم را بوسیله ایشان سخت گردان. و اختلال حالم را به ایشان اصلاح كن، و جمعیت مرا به ایشان فزونى ده، و محضر مرا به وجودشان بیاراى، و نامم را به وسیله ایشان زنده بدار، و ایشان را در غیابم جانشین من ساز، و به وسیله آنان مرا بر قضاء حاجتم یارى ده، و ایشان را دوستدار من و مهربان بر من و متوجه به من و در نیكى بر من مستقیم و در برابر فرمان من مطیع قرار ده، كه نسبت به من نافرمانى و بدى و مخالفت و خطا نكنند و مرا در تربیت و تأدیب و نیكى درباره ایشان یارى ده، و از جانب خود علاوه بر ایشان اولاد ذكورى به من ببخش. و آن بخشش را به صلاح و خیر من قرار ده. و ایشان را در آنچه از تو خواسته‏ام یاورم ساز، و مرا و فرزندانم را از شیطان رجیم حفظ كن. زیرا تو ما را آفریدى، و امر و نهى كردى. و در مزد اطاعت از امر خود تشویق و از عقاب ارتكاب نهى خود تهدید فرمودى. و تو براى ما دشمنى قرار دادى كه با ما مكر مى‏كند و او را بر ما تسلطى دادى، كه ما را بدان پایه بر او تسلط نیست: او را در دلهاى ما منزل دادى و در مجارى خون ما روان ساختى. اگر ما غافل شویم او غافل نمى‏شود، و اگر ما فراموش كنیم او فراموش نمى‏كند. ما را از عقاب تو ایمن مى‏سازد، و از غیر تو مى‏ترساند. چون به كار زشت و رسوائى همت گماریم تشجیعمان مى‏كند، و چون به كار شایسته‏اى رو آوریم ما را از آن باز مى‏دارد. ما را به گناهان و شهوات آلوده مى‏خواهد، و به پیروى از شبهات اشاره مى‏كند. اگر ما را وعده‏اى دهد دروغ مى‏گوید، و اگر به آرزوها سرگرممان سازد، خلف مى‏كند، و اگر مكرش را از ما نگردانى ما را گمراه مى‏سازد، و اگر از فساد او نگاهمان ندارى ما را مى‏لغزاند.

خدایا پس به سلطنت خود او را از تسلط بر ما مقهور ساز، تا بوسیله كثرت دعایمان او را از ما بازدارى و سر انجلام به مدد لطف تو در زمره معصومین از نیرنگ او در آئیم.

خدایا همه مسئلت هایم را عطا كن، و حوائجم را بر آور، و مرا از اجابت دعا ممنوع مساز و حال آنكه خود آن را برایم ضمانت كرده‏اى و میان خود و دعاى من حجاب قرار مده و حال آن كه تو خود مرا به آن فرمان داده‏اى. هر چه را كه در دنیا و آخرت باعث اصلاح حال من شود به من انعام فرماى. یاد كرده باشم یا فراموش، ظاهر كرده باشم یا پنهان، آشكارا خواسته باشم یا در پنهان، و مرا در همه این احوال، بوسیله مسئلتم از تو از جمله مصلحان، و به طلبیدن از تو در عداد كامیابان، و به توكل بر تو از نامحرمان قرار ده. و در زمره كسانى در آور كه به پناه بردن بر تو عادت كرده، و در سوداگرى با تو سود برده، و در پناه عزت تو قرار گرفته، و در پرتو جود و كرمت، از خوان فضل پهناورت روزى حلال بر ایشان توسعه یافته، و با مدد لطفت از ذلت به عزت رسیده و در كنف عدلت از ظلم پناه جسته، و به رحمتت از بلا عافیت یافته، و به بركت بى‏نیازیت از درویشى توانگر شده، و به نگهداریت از گناهان و لغزشها و خطاها معصوم مانده، و به یمن طاعتت به پوییدن راه خیر و هدایت و صواب موفق شده‏اند، و به قدرتت میان ایشان و گناهان حائلى و حاجبى پدید آمده است، و هر گونه نافرمانى ترا فرو گذاشته، و در جوار تو سكونت جسته‏اند.

خدایا همه آن مراتب را به توفیق و رحمتت بما عطا فرماى، و ما را از عذاب جهنم پناه ده و به همه مسلمین و مسلمات و مؤمنین و مؤمنات مانند آنچه من از تو براى خود و فرزندانم خواسته در عاجل دنیا و در آجل آخرت عطا فرماى، زیرا كه تو نزدیك و اجابت كننده و شنوا و دانا و عفو كننده و آمرزنده مهربان و بخشنده‏اى. و ما را در دنیا حسنه‏اى و در آخرت حسنه‏اى عطا فرماى و از عذاب جهنم نگاه‏دار.

دعای بیست و ششم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به بهترین وجهى در رعایت حق همسایگان و دوستانم كه به حق ما عارف و با دشمنان ما مخالفند اعانت كن، و ایشان را در اصلاح خودشان براى برپاداشتن سنت و فرا گرفتن آداب پسندیده خودت در ارفاق به ضعیف، و جبران فقر، و عیادت بیمار، و راهنمائى هدایت جوى، و نصیحت مشورت كننده، و دیدن كردن از تازه وارد، و پنهان داشتن اسرار و پوشاندن عیبها، و یارى مظلوم، و حسن مواسات در مایحتاج و ابزار خانه و نفع رساندن بوسیله عطیه و بخشش فراوان، و بخشیدن ضروریات زندگى به یكدیگر پیش از سؤال، موفق دار. و مرا نیز.

خدایا بر آن دار كه بدكردارشان را به نیكى پاداش دهم، و از ستمكارشان به عفو و اغماض در گذرم، و خوش بینى را در باره همه ایشان بكار بندم. و دست مهر و شفقت بالاى سرشان بگشایم و دیده‏ام را به آئین عفت از ایشان فرو پوشم، و از سر فروتنى با ایشان سازش و نرمش كنم، و بر مبتلایانشان از سر مهر دلسوزى كنم و در غیابشان دوستى خود را ظاهر سازم، و از روى اخلاص بقاء نعمت رانزد ایشان دوست بدارم، و هر چه در باره خویشان خود مقرر مى‏دارم در باره ایشان نیز برقرار سازم، و آنچه در باره خواص خود منظور مى‏كنم نسبت به ایشان نیز منظور دارم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا نیز از جانب ایشان رفتارى از این گونه نصیب فرماى، و كاملترین بهره‏ها را در آنچه نزد ایشان است برایم مقرر ساز و بصیرتشان را در حق من و معرفتشان را به فضل من بیفزاى، تا ایشان بوسیله من سعادتمند شوند و من بوسیله ایشان نیكبخت گردم دعایم را مستجاب فرماى اى پروردگار جهانیان.

دعای بیست و هفتم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرزهاى مسلمانان را به عزت و به قدرت خود محكم گردان، و محافظین مرزها رابه نیروى خود تقویت فرماى و عطایاى ایشان را از توانگرى خود سرشار ساز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و عده ایشان را افزون ساز، و اسلحه ایشان را برا كن، و حوزه ایشان را حراست نماى، و نقاط حساس جبهه‏شان را محكم كن، و جمعیتشان را الفت بخش و كارشان را به وجه شایسته رو براه كن، و آذوقه‏شان را پیاپى برسان، و مشكلاتشان را خود به تنهائى كفایت نماى، و ایشان را به نصرت خود تقویت كن، و به صبر مدد رسان، و چاره جوئیهاى دقیق بیاموز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و آن دقایق جنگى را كه به آن جاهلند به ایشان بشناسان، و آنچه را كه نمى‏دانند تعلیمشان كن، و آنچه را كه نمى‏بینند به ایشان بنماى .

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و هنگام برخورد با دشمن فكر دنیاى فریبنده گول زننده را از یادشان ببر، و اندیشه‏هاى مال گمراه كننده را از دلهاشان بزداى. و بهشت را نصب العینشان ساز، و آنچه را كه در بهشت فراهم ساخته‏اى: از مسكنهاى جاوید، و منزلهاى عزت، و حوریان زیبا، و نهرهائى كه به انواع آشامیدنى‏ها روان شده، و درختانى كه زیر بار میوه‏ها خم گشته، پیش چشمشان جلوه‏گر ساز، تا هیچ یك از ایشان آهنگ روى برگرداندن از دشمنى نكند و به خیال فرار از برابر هماوردى مانند خود نیفتد.

خدایا به این وسیله دشمنانشان را در هم شكن و چنگ قدرت دشمنان را از ایشان كوتاه گردان و میان دشمنان و سلاح‏هاشان جدائى افكن، و روحیه دشمنانشان را ضعیف كن، و میان آنان و زاد و توشه ایشان فاصله بیفكن، و در راهها سرگردانشان ساز، و از مقصد آواره و گمراهشان كن، و كمك را از ایشان ببر و از شمارشان بكاه، و دلهاشان را از ترس پر ساز، و دستهاشان را از گشودن بازدار، و زبانهاشان را از گفتار فرو بند، و با هزیمت پیشتازانشان قلب لشگرشان را پراكنده كن و شكست ایشان رإ؛ح‏حّ‏ّ باعث روى بر تافتن ساقه ساز، و به خوار ساختن ایشان امیدهاى قواى ذخیره را كه دنبال ایشانند قطع كن.

خدایا رحمهاى مادرانشان را از حمل و ولادت عقیم ساز، و اصلاب پدرانشان را خشك گردان، و نسل اسبها و شتر و گاو و گوسفندشان را قطع كن، و آسمانشان را باریدن و زمینشان را روئیدن مفرماى .

خدایا از این راه تدبیر اهل اسلام رانیرومند، و شهرهاشان را محكم، واموالشان را افزون ساز و خاطرشان را از جنگ با دشمنان براى عبادتت بپرداز و از مبارزه با ایشان براى خلوت گزیدن با تو آسوده ساز. تا در سراسر زمین غیر از تو پرستیده نشود، و جز در پیشگاه تو براى احدى پیشانیئى به خاك سوده نگردد.

خدایا هر یك از صفوف مسلمانان را بر صفهاى مشركانى كه با ایشان بر سر جنگند غالب ساز، و ایشان را به صفوف پیاپى از فرشتگانت مدد فرست، تا دشمنان را تا آخرین نقاط خاك در زمین تو به قتل و اسارت منهزم سازند. مگر آنكه اقرار كنند كه توئى آن خدائى كه جز او معبودى نیست، و تنها و بى‏شریكى.

خدایا و این سرنوشت را بر همه دشمنانت در اقطار كشورها تعمیم ده: از هند، روم، تركستان، كرانه‏هاى خزر، حبشه، نوبه، زنگبار. سرزمین سقالبه، دیالمه و سایر طوایف مشركینى كه نام و نشانشان پوشیده است، و تو خود ایشان را مى‏شناسى و به قدرت خود بر ایشان مشرفى .

خدایا مشركان را از دستبرد به مرزهاى مسلمین با اختلاف داخلى مشغول و به كاهش یكدیگرشان از كاستن مسلمانان بازدار، و رشته اتحادشان را از صف آرائى در برابر مسلمین بگسل.

خدایا دلهاشان را از ایمنى، و بدنهاشان را از توانائى تهى كن. و افكارشان را از چاره جوئى غافل ساز، و مقاومتشان را در مبارزه با پیادگان اسلام سست كن، و ایشان را از زد و خورد با قهرمانان سپاه اسلام بترسان، و مانند روز بدر لشگرى از فرشتگانت را با عذابى از عذابهایت بر ایشان برانگیز كه بوسیله آن ریشه ایشان را قطع كنى، و شوكتشان را بدروى وعده ایشان را پراكنده سازى.

خدایا آبهاشان را به وباء و خوراكشان را به امراض بیامیز، و شهرهاشان را به زمین فرو بر، و بلاهاى پیاپى بر سرزمینشان ببار. و خشكسالى و قحط را بر سرشان بكوب، و آذوقه‏هاشان را در بى بركت‏ترین و دورترین نقاط زمین خود قرار ده، و سنگرهاى زمین را از پناه دادن ایشان بازدار: آنان را به گرسنگى دائم، و بیمارى دردناك دچار كن.

خدایا هر جنگ آورى از اهل دین تو كه با ایشان بجنگد، یا هر مجاهدى از پیروان طریقت تو كه با ایشان جهاد كند. تا دین تو برتر و حزب تو قویتر، و نصیب تو كاملتر گردد، پس آسانى را در امر او فراز آور و كار را برایش روبراه ساز، و پیروزیش را خود بر عهده گیر، و یاران را برایش برگزین، و پشتش را قوى ساز. و درآمدش را سرشار كن، و او را از خرمى كامیاب ساز، و آتش اشتیاق دیدار وطن را در دلش سرد كن. و او را از غم تنهائى برهان، و یاد خویشان و فرزندان را فراموشش ساز، و حسن نیت را برایش برگزین، و عافیتش را به عهده خود گیر، و سلامت را رفیق راهش ساز، و او را از جبن محفوظ دار، و جرأت را در دلش بیفكن و نیرومندى را روزیش كن و او را به یارى خود تأیید فرماى، و طریقه‏ها و سنتهاى حق را به او بیاموز و در حكومت، او را راه صواب بنما، و ریاكارى را از او برطرف كن، و او را از دلبستگى به اسم و آوازه برهان، و فكر و ذكر و رفتن و ایستادنش را در راه خود و براى خودت قرار ده، پس چون با دشمن خود و دشمن تو روبرو شود ایشان را در نظرش اندك بنماى، و مقاومتشان را در دلش كوچك ساز، و او را بر ایشان غلبه ده، و ایشان را بر او چیره مساز. پس اگر عمرش را به نیكبختى پایان دهى و شهادت را روزیش سازى، شهادتش را بعد از آن قرار ده كه ریشه دشمنانت را بركند، و اهل و عیالشان را اسیر كند، بعد از آنكه آرامش در مرزهاى مسلمانان برقرار شده باشد. و دشمنانت پشت به میدان جنگ كرده باشند.

خدایا هر مسلمانى كه امور خانه جنگجوئى یا مرزدارى را اداره كند، یا در غیبت او خانواده‏اش راكفالت كند، یا او را به قسمتى از مال خود اعانت نماید، یا او را به ساز و برگى مدد دهد، یا بر جهاد وا دارد، یا دعاى خیرى، به طرف مقصدى كه پیش گرفته، روانه سازد، یا در غیاب او احترام و آبرویش را رعایت كند، پس او را سنگ به سنگ و مثل به مثل، برابر اجر آن مجاهد، اجر ده، و در مقابل كارش مزد نقدى عطا كن كه در دنیا نفع آنچه را پیش از این انجام داده و شادى كارى را كه بجا آورده دریابد. تا آنگاه كه كاروان زمان او را در آخرت به فضل و احسانى كه برایش جارى ساخته‏اى و كرامت و عزتى كه برایش مهیا كرده‏اى برساند.

خدایا هر مسلمانى كه كار و فكر اسلام او را دل مشغول سازد، و اجتماع اهل شرك در برابر مسلمین او را غمگین كند، تا آنجا كه نیت جنگ و آهنگ جهاد كند، پس ضعف او را فرو نشاند، یا فقر، كارش را به تعویق اندازد، یا پیش آمدى او را از اجراى قصد خود به تأخیر افكند، یا مانعى در برابر اراده‏اش پیش آید، پس نامش را در دفتر عبادت كنندگان ثبت كن، و ثواب مجاهدین را به او ارزانى دار، او را در زمره شهیدان و صالحان محسوب كن.

خدایا رحمت فرست بر محمد، بنده و فرستاده خود و بر آل محمد، رحمتى بلندتر و برتر از همه رحمتها، و بر فراز كنگره كاخ درودها؛ رحمتى كه مدتش پایان نپذیرد، و شماره‏اش قطع نشود: از كاملترین نمونه رحمتهائى كه بر یكى از دوستانت گذشته است. زیرا كه توئى عطابخش ستوده آغاز كننده باز گرداننده بجا آورنده هر چه بخواهى.

دعای بیست و هشتم‏

خدایا همانا كه من، به بریدنم از غیر و به پیوستنم به تو، دل را پیراسته‏ام، و سراپا بسوى تو رو آورده‏ام، و از كسى كه خود به عطاى تو محتاج است روى بر تافته‏ام. و دست مسئلت از جانب آنكه خود از فضل تو بى‏نیاز نیست، گردانده‏ام. و دانسته‏ام كه خواهش محتاج از محتاج دیگر دلیل سفاهت رأى و گمراهى عقل او است. زیرا چه بسا مردمى را دیده‏ام اى معبود من كه بوسیله غیر تو عزت طلبیدند و خوار شدند، و از دیگرى ثروت خواستند و فقیر شدند، و قصد بلندى كردند و پست گشتند. پس در اثر مشاهده امثال ایشان پیش بینى آن شخص دور اندیش درست در آمد، كه عبرت گرفتنش او را موفق ساخته بود و آزمایشش او را به راه راست رهبرى كرده بود. و از این جهت مرجع خواهش من اى مولاى من توئى، نه مسئول دیگر، و متصدى حاجتم توئى، نه مطلوب دیگر. پیش از هر مدعوى تو مخصوص به دعاى منى، در حالتى كه هیچكس در نظر امید من با تو شریك نیست، و هیچكس در دعاى من با تو برابر نیست، و نداى من هیچكس را با تو در نمى‏پیوندد. اى معبود من، یگانگى ذات و صفات یا «وحدانیت عدد» و اداره نیروى نفوذناپذیر و افزون از حد و كمال توانائى بر هر گونه تصرف و نیرومندى بر هر كار دشوار و منزلت علو سلطان و رفعت شأن مخصوص تو است و ما سواى تو در دوره عمر خود، به چشم شفقت منظور، و در امور خود مسخر و مجبور، و در كار خود مغلوب و مقهورند و از حالى به حالى متحول و از صفتى به صفتى منتقل مى‏شوند. پس تو از داشتن اشتباه و اضداد برتر، و از مقایسه امثال و اقران بزرگترى. پس منزهى تو، معبودى بجز تو نیست.

دعای بیست و نهم

خدایا تو ما را در روزیهامان به سوء ظن و در عمرهامان به طول أمل آزموده‏اى تا آنجا كه ارزاق ترا از نزد روزیخواران طلب كردیم، و به سبب آرزوهاى دراز در عمرهاى طولانى معمرین طمع بستیم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را یقین راسخى ببخش كه بوسیله آن از رنج طلب با زمان دارى، و اطمینان خالصى در دل ما افكن كه با آن از شدت تعب معافمان كنى. و وعده‏اى را كه در وحى خود به تصریح كرده‏اى و در كتاب خود به دنبالش قسم یاد فرموده‏اى وسیله قطع اهتمام و دل مشغولى ما از رزقمان قرار ده: رزقى كه تو خود تعهد آن را كفالت كرده‏اى. پس گفته‏اى و گفته تو حق و راست‏ترین گفته‏ها است. و قسم یاد كرده‏اى و قسم تو راست‏ترین و وفاكننده‏ترین قسمها است: «روزى شما و آنچه به آن وعده داده مى‏شوید در آسمان است» آنگاه فرموده‏اى: پس به پروردگار آسمان و زمین قسم كه هر آینه آن حق است مثل آنكه شما سخن مى‏گوئید.»

دعای سی ام

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا رهائى بخش از قرضى كه خفت آن آبرویم را ببرد و ذهنم را متشتت و پریشان كند، و فكرم براى آن پراكنده شود، و كارم در علاج آن به طول انجامد. و بتو پناه مى‏برم اى پروردگار من از غصه قرض و ندیشه‏اش و از كار وام و بى‏خوابیش. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا از آن پناه ده. و زنهار مى‏طلبم از تو - اى پروردگار من از ذلت قرض در زندگى و از وبال آن پس از مرگ. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به توانگرى سرشار، یا زندگى كفاف تا پایان كار از آن رهائى بخش.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا از اسراف و زیاده روى باز دار، و به انفاق و میانه روى تعدیل فرماى، و نیك اندازه گرفتن خرج را به من بیاموز، و مرا به لطف خود از چنگ تبذیر بازگیر، و ارزاقم را از رهگذر حلال روان ساز، و انفاقم را متوجه ابواب خیر گردان و آن مال را كه براى من تكبر پدید آورد، یا منجر به ارتكاب ظلم گردد، یا در اثر آن گرفتار سركشى شوم از من باز ستان.

خدایا همنشینى فقیران را برایم دلپسند ساز، و مرا به نیروى صبر بر همنشینى ایشان مدد ده، و آنچه را از متاع دنیاى فانى از من باز گرفتى پس در خزانه‏هاى باقى خود برایم ذخیره كن، و آنچه را از حطام دنیا كه به من ارزانى داشته‏اى و هر متاعى از آن را كه اكنون به من عطا كرده‏اى وسیله رسیدن به جوار خود و پیوستن به مقام قرب خود و وسیله ورود به بهشت خود قرار ده. زیرا كه تو صاحب فضل عظیم و بخشنده كریمى‏.

دعای سی و یکم

خدایا اى كسى كه توصیف واصفان از وصفت فرو ماند، و اى كسى كه امید امیدواران از تو درنگذرد، و اى كسى كه اجر نكوكاران نزد تو ضایع نشود، و اى كسى كه خوف عبادت كنندگان به تو پایان پذیرد، و اى كسى كه بیم پرهیزكاران به تو منتهى گردد، این مقام كسى است كه گناهان او را دست بدست گردانده، و شیطان بر او غالب گشته است، و از این جهت در برابر امر تو از روى بى‏مبالاتى كوتاهى كرده. و از سر غرور به نواهى تو گرائیده است. مانند كسى كه به قدرت تو بر خود جاهل، یا فضل و احسان ترا در باره خویش منكر باشد. تا چون چشم هدایتش گشوده گشته و ابرهاى كورى از برابرش پراكنده شده، ظلمهاى خود را در باره نفس خویش برشمرده، و در موارد مخالفت خود با پروردگارش فكر كرده، تا گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظیمش را عظیم دیده، پس در حالى كه بتو امیدوار و از تو شرمسار بوده بسوى تو رو آورده، و از سر اعتماد روى دلش را به جانب تو متوجه ساخته. پس از فرط اطمینان و یقین با بار طمعش آهنگ تو كرده، و از سر اخلاص با توشه ترسش قصد درگاه تو نموده، در حالى كه به هیچ كس جز تو طمع نداشته، و از هیچ چیز غیر از تو نمى‏ترسیده، پس در حضور تو با حال تضرع ایستاده، و دیده‏اش را از روى خضوع به زمین دوخته، و در برابر عزتت با تذلل و خوارى سر بزیر افكنده، و از سر فروتنى راز درونى خود را كه تو بهتر از او مى‏دانى براى تو آشكار ساخته، و به آئین خشوع گناهانش را كه تو حساب آن را بهتر دارى برشمرده، و از مهلكه عظیمى كه در عالم علم تو بر او وارد شده و از كار زشتى كه او را در دادگاه حكومت تو رسوا ساخته بتو استغاثه كرده، همان گناهان كه لذت‏هایش روى برتافته تا سپرى شده و وبالش همچنان بر جاى مانده، تا مزمن گشته است. اكنون من، در پیشگاه تو مانند چنین بنده‏اى هستم كه با این اوصاف در حالى پیش تو ایستاده، كه اگر عقوبتش كنى منكر عدل تو نشود، و اگر از او درگذرى و بر او رحمت آورى عفو ترا عجیب و عظیم نشمارد. زیرا كه تو آن پروردگار كریمى هستى كه آمرزش گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمى‏نماید.

خدایا پس اینك منم كه در حال اطاعت فرمان تو در دعائى كه به آن امر كرده‏اى، و در حال طلب وفاى به وعده‏ات در اجابتى كه وعده داده‏اى به درگاه تو آمده‏ام. آنجا كه فرموده‏اى «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم».

خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و با آمرزش خود با من برخورد كن، همچنانكه من با اعتراف خود با تو برخورد كردم، و مرا از افتادن‏گاههاى گناهان بردار، همچنانكه خود را براى تو پست ساخته‏ام، و مرا در پرده ستاریت بپوشان، همچنانكه در انتقامم درنگ كردى .

خدایا و نیتم را در طاعت خود ثابت ساز، و بصیرتم را در عبادتت قوى گردان، و مرا به اعمالى موفق دار كه بوسیله آن چرك گناهان را از من بشوئى، و هنگام وفات مرا به ملت خود و ملت پیغمبرت: محمد علیه‏السلام بمیران.

خدایا من در این مقام خود بسوى تو باز مى‏گردم. از گناهان كبیره و صغیره‏ام، و از معصیتهاى پوشیده و آشكارم، و از لغزشهاى دیرینه و تازه‏ام، مانند باز گشتن تائبى كه خیال گناه در دلش نگذرد و فكر برگشتن به خطائى را به ضمیر راه ندهد، و تو خود فرموده‏اى - اى پروردگار من - در كتاب محكمت، كه توبه را از بندگانت مى‏پذیرى، و از گناهان درمى‏گذرى، و توبه كنندگان را دوست مى‏دارى. پس به مقتضاى وعده خود توبه‏ام را بپذیر، و بر حسب ضمانت خود از گناهم درگذر و چنانكه شرط كرده‏اى، محبتت را بر من لازم گردان، و شرط من با تو - اى پرورگار من - آن است كه به آنچه ناپسند تو است باز نگردم، و ضمانتم آنكه بكارى كه پیش تو نكوهیده است رجوع نكنم، و پیمانم این است كه از همه معاصى تو دورى گزینم.

خدایا تو به آنچه من كرده‏ام داناترى پس بیامرز براى من آنچه را كه مى‏دانى و بازگردان مرا به قدرت خود به آنچه دوست دارى.

خدایا، بر ذمه من غرامتها و مسئولیتهائى است كه آنها را بیاد دارم و غرامتها و مسئولیتهائى هست كه فراموش كرده‏ام، و همه آنها برابر چشم تو است كه به خواب نمى‏رود و پیش علم تو است كه فراموش نمى‏كند. پس در برابر آنها به صاحبانش عوض بده، و وزرش را از دوش من بینداز، و سنگینیش را از من تخفیف ده و مرا از ارتكاب مانند آنها بازدار.

خدایا، و من یاراى انجام توبه ندارم مگر به نگهدارى تو و از گناهها خوددارى نمى‏توانم، مگر به قوت تو. پس مرا به نیروئى كافى و عصمتى مانع از گناه تعهد فرماى .

خدایا هر بنده كه بسوى تو باز گردد و حال آنكه در علم غیب تو شكننده توبه و بازگردنده به گناه و خطاى خویش باشد. پس من بتو پناه مى‏برم از آنكه مانند او باشم. پس توبه مرا چنان توبه‏اى قرار ده كه پس از آن به توبه‏اى محتاج نباشم: توبه‏اى كه موجب محو گناهان گذشته و سلامت از گناه در بقیه ایام عمر باشد.

خدایا من از نادانى خود به درگاه تو عذر مى‏طلبم، و بخشش بدى كردارم را از تو مى‏خواهم. پس از روى احسان مرا به كنف رحمت خود در آور و از راه تفضل در جامه عافیت بپوشان.

خدایا من از آن خاطرات دل و نگاههاى چشم و گفتگوهاى زبانم كه مخالف اراده تو یا بیرون از حد محبت تو باشد، پیش تو چنان توبه مى‏كنم كه هر یك از اعضایم - جداگانه - از عقوبتهاى تو سالم بماند، و از قهر و انتقام شدید و دردناكت كه بیدادگران از آن مى‏هراسند ایمن گردد.

خدایا پس بر تنهائیم در برابر تو، و بر طپیدن دلم از ترس تو، و لرزه اعضایم از هیبت تو، رحمت آور زیرا گناهانم اى پروردگار من در ساحت تو مرا در مقام رسوائى بپا داشته. پس اگر ساكت شوم، احدى در باره‏ام سخن نمى‏گوید و اگر وسیله‏اى یا كفیلى طلبم، سزاوار شفاعت نیستم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و كرمت را در خطاهایم شفیع ساز، و به آئین مهربانى گناهانم را ببخش، و مرا به آنچه سزاوار آنم عقوبت مفرماى. و دامن احسانت را بر من بگستر، و مرا در پرده عفوت بپوشان، و با من معامله شخص مقتدرى كن كه بنده‏اى ذلیل با تضرع و خضوع به درگاه او رفته، پس آن مقتدر بر او رحمت آورده. یا توانگرى كه بنده‏اى فقیر نزد او آمده، پس آن توانگر او را از خاك برداشته.

خدایا مرا از تو پناه دهنده‏اى نیست، پس باید كه قدرتت مرا پناه دهد، و مرا شفیعى بسوى تو نیست، پس باید فضل تو شفیعم شود، و گناهم مرا به هراس افكنده، پس باید عفو تو مرا ایمن سازد. پس با این حال آنچه بر زبان راندم، از جهت جهل به كردار زشت و در اثر فراموشى كارهاى نكوهیده پیشینم نیست. بلكه براى آن است كه آسمان تو و هر كه در آن ساكن است، و زمین تو و هر كه بر روى آن است ندامتى را كه آشكار كردم و توبه‏اى را كه در آن بتو پناه بردم، بشنوند تا مگر یكى از ایشان - به رحمت تو - بر پریشان حالیم رحم آورد. یا براى آشفتگیم بر من رقت كند. پس از جانب او دعائى بمن رسد كه از دعاى من نزد تو به اجابت نزدیكتر باشد. یا شفاعتى دست دهد كه نزد تو از شفاعت من استوارتر باشد كه نجات من از خشم تو، و دست یافتنم به خشنودى تو در طى آن باشد.

خدایا اگر پشیمانى پیش تو توبه است، پس من پشیمانترین پشیمان‏هایم و اگر ترك گناهت انابه است پس من اولین انابت كنندگانم، و اگر استغفار سبب ریختن گناهان است پس من پیش تو از مستغفرانم .

خدایا پس همچنانكه به توبه فرمان دادى و قبول آن را ضمانت كردى، و بر دعا تحریص و ترغیب كردى و وعده اجابت دادى، بر محمد و آلش رحمت فرست، و توبه مرا قبول كن، و به ناامیدى از رحمتت بازم مگردان، زیرا توئى پذیرنده توبه گناه‏كاران و بخشنده بر خطاپیشگان بازگرایندگان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، همچنانكه بوسیله او ما را هدایت كردى، و بر محمد و آلش رحمت فرست همچنانكه به سبب او ما را رهائى دادى، و بر محمد و آلش رحمت فرست، چنان رحمتى كه ما را در روز رستاخیز و در روز احتیاج بتو شفاعت كند. زیرا كه تو بر هر چیز قدرت بى‏پایان دارى. و آن براى تو آسان است.

دعای سی و دوّم

خدایا اى صاحب پادشاهیئى كه جاودانه دائم است، و سلطنتى كه خود بدون سپاه و پشتیبانها نیرومند است، و عزتى كه بر مرور دهور و سالهاى گذشته و زمانهاى در نوشته باقى است. سلطنتت چنان غالب است كه محدود به آغاز و انجام نیست. و پادشاهیت چنان بلند پایه است كه همه چیز از رسیدن به كنه آن فرو مانده است. و منتهاى توصیف واصفان، به نازلترین مرتبه از آن رفعت كه به خود تخصیص داده‏اى نمى‏رسد. كاروان اوصاف در بیان عظمتت به گمراهى افتاده و رشته نعتها در پیشگاه تو از هم بگسیخته، و لطائف تصورات در مقام كبریائیت سرگردان شده‏اند تو اى خداى ازلى - در ازلیتت چنان بوده‏اى، و تو - اى خداى جاودان بى‏زوال بر همین منوال خواهى بود. و من آن بنده كم كار پرآرزویم كه اسباب وصول به سعادت از كفم بیرون رفته، جز آن سبب كه رحمت تو آن را در پیوسته و رشته‏هاى امید از جانم بگسیخته جز آن رشته عفو تو كه بدان در آویخته‏ام، مرا از طاعت چیزى كه به حساب آرم اندك، و از معصیت آنچه بر دوش دارم بسیار است و در گذشتن از بنده‏ات بر تو دشوار نیست اگر چه بد كرده باشد پس از من در گذر.

خدایا علم تو بر كارهاى نهانى مشرف است، و هر پوشیده‏اى در برابر آگاهى تو آشكار است، و دقایق امور از نظرت مكتوم نیست، و رازهاى نهانى از تو پنهان نمى‏ماند و تو عالم و ناظرى كه آن دشمن دیرینه‏ات كه براى گمراه كردن من از تو مهلت طلبید و تو او را مهلت دادى، و براى منحرف كردن من تا روز قیامت از تو فرصت خواست و تو او را فرصت دادى، بر من چیره گشت، و در همان حال كه از گناهان خرد هلاك كننده، و معصیتهاى بزرگ كشنده بسوى تو همى گریختم، مرا بر زمین زد و از وصول به پناهگاه عصمت و سنگر حفظ و حراست تو باز داشت، تا چون به معصیت تو آلوده شدم و به سوء عمل خود مستوجب خشم تو گشتم، عنان حیله خود را از من برتافت، و انكار خود را در مقابل رفتار من اعلام كرد، و از من بیزارى جست، و پشت به من كرده به راه افتاد. پس مرا در بیابان گمراهى در معرض غضب تو تنها گذاشت، و به ساحت انتقام تو به حالتى در آورد كه نه شفیعى نزد تو از من شفاعت مى‏كند، و نه پناه دهنده‏اى مرا در برابر تو ایمن مى‏سازد، و نه قلعه‏اى مرا از تو مانع مى‏شود، و نه پناهگاهى هست كه از تو به آن پناه برم. پس اكنون مقام من در پیشگاه تو مقام پناه آورنده به تو و محل معترف به گناه در پیشگاه تو است. پس مبادا كه كنف فضل تو از من تنگى گیرد، و جامه عفوت از من كوتاهى نماید. و من بى‏نصیب‏ترین بندگان تائب تو و ناامیدترین واردین امیدوار تو گردم. و مرا بیامرز زیرا كه تو بهترین آمرزندگانى .

خدایا تو مرا فرمان دادى، پس من امر ترا فرو گذاشتم، و مرا نهى كردى، پس مناهى ترا مرتكب شدم، و اندیشه بد، گناه را در نظرم بیاراست، پس در اجتناب آن تقصیر كردم. و هیچ روز را به روزه بسر نبرده‏ام كه آن را گواه خود سازم، و هیچ شب را به تهجد نگذاشته‏ام كه آن را وسیله زینهار خود قرار دهم، و هیچ سنت را احیاء نكرده‏ام كه از جانب آن مورد ستایش واقع شوم، جز فرائضى كه هر كه آن را ترك كند هلاك شود، و هیچ نافله‏اى در خور اعتبار و قابل شمار ندارم كه آن را و سیله تقرب خود قرار دهم. با آنكه بسیارى از آداب و شروط فرائض تو را به غفلت سپرده‏ام و از بسیارى پایگاههاى حدود تو تجاوز كرده‏ام، و به هتك حرمتها و ارتكاب گناهان بزرگى پیوسته‏ام كه تنها عافیت تو در برابر رسوائى‏هایش حافظ و ساتر من بوده است و این مقام من مقام كسى است كه به علت شرمسارى از تو، نفس خود را از كارهاى ناشایسته باز داشته و بر نفس خود خشم گرفته و از مشیت و قضاء تو خشنود شده تا با دلى خاشع و گردنى خاضع و پشتى از خطاها گرانبار به پیشواز كرم تو آمده، در حالى كه میان بیم و امید به پا ایستاده و تو شایسته‏تر كسى هستى كه به او امید ورزد و سزاوارتر كسى هستى كه از او بترسد و بپرهیزد. پس اى پروردگار من، آنچه را به آن امیدوارم بمن عطا كن. و از آنچه بیم دارم مرا ایمن ساز، وصله رحمتت را بمن تفضل فرماى زیرا كه تو كریم‏ترین مسئولینى .

خدایا اكنون كه مرا به پرده عفوت مستور ساختى، و در سراى فنا در حضور امثال و اقران به خلعت فضل خود پوشیدى، پس مرا از رسوایى‏هاى سراى بقاء در توققگاه‏هاى حضار و تماشائیان: از فرشتگان مقرب، و پیغمبران مكرم و از همسایه‏اى كه بدى‏هایم را از او مى‏پوشیدم، و از خویشاوندى كه در كارهاى پنهانى خود از او شرم مى‏داشتم، پناه ده.

پروردگارا، من به رازپوشى ایشان اطمینان نكردم، و بتو - اى پروردگار من - در آمرزش خود اعتماد كردم، و تو سزاوارتر كسى هستى كه به او اعتماد كنند و بخشنده‏تر كسى هستى كه به او رو آورند. و مهربانتر كسى هستى كه از او مهربانى جویند، پس بر من رحمت آور.

خدایا تو مرا در صورت آبى بى‏مقدار از صلبى داراى استخوانهاى بهم پیوسته و درهم فشرده و راه‏هائى باریك و تنگ به تنگناى رحمى كه آن را به پرده‏ها پوشیده‏اى، سرازیر كردى - در حالى كه مرا از حالى به حال دیگر مى‏گرداندى، تا آنگاه كه به كمال صورت رساندى. و در نقشى كامل بیاراستى و شبكه اعضاء را در پیكر من برقرار كردى، و چنانكه در كتاب خود توصیف كرده‏اى: در آغاز به صورت نطفه، سپس علقه و آنگاه مضغه و بعد از آن به صورت استخوان آفریدى، سپس استخوانها را به گوشت پوشانیدى، و آنگاه مرا چنانكه خود خواستى به مرحله دیگرى از آفرینش در آوردى. تا در آن دوران كه به رزق تو نیازمند شدم، و از فریاد رسى و دستگیرى فضیلت بى‏نیاز نبودم، از مازاد خوردنى و آشامیدنى كنیز خود كه مرا در اندرون او مسكن دادى، و در نهاد رحمش ودیعت نهادى قوتى برایم تعیین كردى. و اگر مرا - اى پروردگار من - در این احوال به تدبیر خودم وا مى‏گذاشتى، و به نیروى خویشتنم ملجأ مى‏ساختى، هر آینه تدبیر از من بركنار و نیرو از من دور مى‏بود. پس مرا به فضل خود همچون مهربانى با لطف، غذا دادى، و آن همه لطف را - از روى تفضل - تا این پایه كه رسیده‏ام همچنان در باره‏ام بجا مى‏آورى: رشته خیر و صله‏ات از من نمى‏گسلد، و حسن انعامت در باره‏ام به تعویق نمى‏افتد. ولى با وجود این، اعتمادم بر تو محكم نمى‏شود، تا كوشش خود را در كارى كه نزد تو برایم مفید است مصروف دارم چندانكه شیطان عنان مرا در وادى سوء ظن و ضعف یقین بدست گرفته است. از این رو من از بد همسایگى او نسبت به خود، و از پیروى نفسم از او به نزد تو شكایت مى‏كنم، و از تسلط او در دامن امن تو مى‏آویزم، و در گرداندن مكر او از خویش بسوى تو تضرع و زارى مى‏كنم، و از تو مى‏خواهم كه براى تحصیل روزیم راهى آسان فراهم سازى. پس سپاس ترا بر آنكه نعمتهاى بزرگ را در باره من آغاز كردى، و شكر احسان و انعام را بمن الهام فرمودى. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و روزیم را بر من سهل و آسان ساز. و از تو مى‏خواهم كه مرا به حد و اندازه‏اى كه خود برایم تعیین كرده‏اى خرسند سازى، و به سهم خودم در آنچه برایم قسمت فرموده‏اى، خشنود گردانى، و آنچه را از نیروى بدن و ایام عمرم صرف شده در راه طاعت خود محسوب دارى، زیرا كه تو بهترین روزى دهندگانى.

خدایا من بتو پناه مى‏برم از آتشى كه آن را وسیله سختگیرى بر گنهكاران ساخته‏اى و منحرفین از شاهراه رضاى خود را بوسیله آن تهدید كرده‏اى. و بتو پناه مى‏برم از آتشى كه روشنیش تاریكى، و ملایمش دردناك و دورش نزدیك است و از آتشى كه قسمتى از آن قسمت دیگر را مى‏خورد و پاره‏اى از آن بر پاره دیگر حمله مى‏برد. و از آتشى كه استخوانها را مى‏پوساند و ساكنین خود را از آب جوشان سیراب مى‏سازد، و از آتشى كه بر زارى كنندگانش ابقاء نمى‏كند، و بر مهرجویانش رحم نمى‏آورد، و بر تخفیف از كسى كه برایش خضوع كند و در برابرش تسلیم شود، قادر نیست. آتشى كه ساكنین خود را با سوزنده‏ترین عقاب دردناك خود و با مصیبت سخت استقبال مى‏كند. و بتو پناه مى‏برم از كژدم‏هاى كام گشوده و مارهاى نیش زننده‏اش و از آشامیدنیش كه امعاء و احشاء ساكنینش را پاره پاره مى‏كند، و دلهاشان را از جاى بر مى‏كند. و از تو هدایت مى‏طلبم به آنچه مرا از آن دور سازد، و باز پس دارد، خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به فضل رحمت خود از آن آتش پناه ده، و به حسن عفو خود از لغزشهایم در گذر، و مرا خوار مساز. اى بهترین پناه دهندگان. زیرا، تو بندگان را از مكروه نگاه مى‏دارى و خوبى را عطا مى‏كنى و هر چه بخواهى بجا مى‏آورى، و تو بر هر كار قدرت بى‏پایان دارى .

خدایا هر زمان كه نیكان یاد كرده شوند، بر محمد و آلش رحمت فرست، و تا شب و روز از پس هم درآیند بر محمد و آلش چنان رحمتى فرست كه دنباله‏اش قطع نشود، و شماره‏اش به احصاء در نیاید، چنان رحمتى كه هوا را پر كند، و زمین و آسمان را بیاگند. خداى بر او رحمت فرستد تا آن زمان كه او از تواتر رحمت راضى شود، و پس از راضى شدنش همچنان فیض رحمت را بر او گسترده دارد. چنان رحمتى كه حد و پایان برایش نباشد. اى بخشنده‏تر بخشندگان.

دعای سی و سوّم

خدایا از تو مى‏خواهم كه به دانائیت خیر را برایم بگزینى. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و در باره‏ام به خیر حكم فرماى، و ما را به حكمت اختیار خود ملهم ساز، و آن را براى ما وسیله رضاء به قضاء و تسلیم به حكم خود قرار ده. و به این وسیله پریشانى شك و تردید را از ما دور ساز، و ما را به یقین مخلصین تأیید فرماى، و به خویشتن وا مگذار، كه از معرفت آنچه براى ما برگزیده‏اى فرو مانیم، تا آنجا كه قدر ترا سبك شماریم، و مورد رضاى ترا مكروه داریم، و به چیزى كه از حسن عاقبت دورتر و به خلاف عافیت نزدیكتر است متمایل شویم. آنچه را از قضاى خود كه ما از آن اكراه داریم پیش ما محبوب ساز. و آنچه را از حكم تو كه دشوار مى‏پنداریم بر ما آسان كن و ما را به گردن نهادن مشیتى كه بر ما وارد ساخته‏اى ملهم ساز. تا تأخیر آنچه را تعجیل فرموده‏اى، و تعجیل آنچه را به تأخیر افكنده‏اى، دوست نداریم، و آنچه را تو دوست دارى مكروه نشماریم و آنچه را مكروه دارى بر نگزینیم. و كار ما را به آنچه فرجامش پسندیده‏تر و مآلش بهتر است پایان بخش زیرا كه تو عطایاى نفیس مى‏دهى. و نعمتهاى بزرگ مى‏بخشى، و تو بر هر كار قدرت بى‏پایان دارى.

دعای سی و چهارم

خدایا سپاس ترا بر پرده پوشیت پس از علمت، و بر عافیت بخشیدنت پس از آگاهیت. زیرا هر یك از ما، در كسب عیب كوشیده است و تو او را مشهور نكرده‏اى و مرتكب كار زشت شده و تو او را رسوا نساخته‏اى، و در پرده استتار خود را به نقائص و عیوب بیالوده وتو كسى را به راز او رهبرى نكرده‏اى. و چه بسا نهى تو كه ما آن را مرتكب شده‏ایم! و چه بسا امر تو كه ما را بر آن واقف ساخته‏اى و ما از آن تجاوز و تعدى كرده‏ایم! و چه بسا گناهان كه در كسب آن كوشیده‏ایم و چه بسا خطاها كه آن را مرتكب شده‏ایم! در صورتى كه تو بر آن مطلع بوده‏اى، نه ناظر آن، و تو بر افشاء آن قادر بوده‏اى بیشتر از قادران و در همگى این موارد و احوال عافیت تو در برابر چشمهاى ایشان براى ما حجابى و در مقابل گوشهاشان سدى بوده. پس این پرده‏دارى و عیب‏پوشى را براى ما واعظ و زاجر از ارتكاب گناه و وسیله پیمودن راه توبه معصیت‏زداى و پوییدن طریقه پسندیده قرار ده، و وقت پیمودن این راه را نزدیك ساز، و ما را به غفلت از خود گرفتار مكن. زیرا كه ما بسوى تو راغب و از گناهان تائبیم.

خدایا رحمت فرست به برگزیده‏ات از خلقت: محمد و عترتش كه از آفریدگانت ممتاز و پاكیزه و پاكند. و ما را بر آنگونه كه خود فرموده‏اى، در برابر ایشان نیوشنده و فرمانبردار ساز.

دعای سی و پنجم

سپاس خداى را به عنوان خشنودى به قضاى خدا شهادت مى‏دهم كه خدا معیشتهاى بندگانش را به آئین عدل قسمت كرده، و با همه آفریدگانش راه تفضل و احسان پیش گرفته است.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و مرا به سبب آنچه به مردم عطا كرده‏اى آشفته مساز و ایشان را به سبب آنچه از من باز داشته‏اى گرفتار مكن كه بر خلق تو حسد برم و حكمت را خوار شمارم .

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا به قضاى خود دلخوش ساز، و دلم را در موارد حكم خود باز و مسرور كن، و روح اعتماد بمن ببخش تا سبب آن اقرار كنم كه قضاى تو جز به بهترین وجوه روان نشده و شكر مرا بر آنچه از من باز داشته‏اى، از شكرم بر آنچه بمن بخشیده‏اى فزونتر ساز، و مرا از آن نگهدار كه تهیدستى را به چشم خوارى بنگرم، یا در باره ثروتمندى گمان برترى برم. زیرا شریف كسى است كه طاعت تو او را شرف تو او را عزت داده باشد. پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و ما را از ثروتى فناناپذیر برخوردار كن، و به عزتى بى‏زوال تأیید فرماى، و در ملك جاودانیت روان و كامران ساز. زیرا توئى آن یكتاى یگانه بى‏نیازى كه فرزند نیاورده‏اى و فرزند كسى نبوده‏اى و كفو و همسرى نداشته‏اى.

دعای سی و ششم

خدایا این ابر و برق، دو نشان از نشانه‏هاى تو، و دو خدمتگزار از خدمتگزاران تواند، كه در مقام فرمانبرداریت به آوردن رحمتى سود بخش یا عقوبتى زیان بار مى‏شتابند پس به آن دو باران عذاب بر ما مبار، و لباس محنت بر ما مپوشان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و منفعت و بركت این ابرها را بر ما نازل كن، و آزار و ضررش را از ما بگردان، و ما را در آن آفتى مرسان و بلیه‏اى بر معیشتهامان مگمار،

خدایا، اگر این ابر را براى عقوبت برانگیخته‏اى، و از راه خشم فرستاده‏اى پس ما از غضب تو هم بتو پناه مى‏بریم و براى طلب عفوت زارى مى‏كنیم پس غضبت را متوجه مشركین ساز و آسیاى عقوبتت را بر حق‏ناپرستان به گردش آور.

خدایا خشكى سرزمینهاى ما را به سقایت خود برطرف ساز، و وسوسه‏هاى دلهامان را به افزودن رزق خود بزداى و ما را از خود به غیر سرگرم منما، و ماده احسانت را، از همه ما مبر، زیرا بى‏نیاز آن است كه تو او را بى‏نیاز كنى، و سالم كسى است كه تو او را از بلا نگاه دارى. زیرا چون از تو بگذرد حمایت و دفاعى و از سطوت و حشمت تو نزد دیگرى پناهى نیست، تو هر چه بخواهى و در باره هر كه بخواهى حكم مى‏رانى، و به آنچه اراده كنى در باره هر كه اراده كنى، فرمان مى‏دهى پس ترا سپاس بر آنكه ما را از بلا نگاه داشتى، و ترا شكر، بر آن نعمتها كه بما عطا كردى: چنان سپاسى كه سپاس سپاسگزاران راپشت سر گذارد، و چنان سپاسى كه آسمان و زمین خدا را پر سازد زیرا كه توئى منعم مواهب جسیم، و بخشایشگر نعمتهاى عظیم، و پذیرنده سپاس مختصر و شكر اندك و توئى نیكوكار و خوش‏رفتار و صاحب نعمت، هیچ معبودى: جز تو نیست. بازگشت بسوى تو است.

دعای سی و هفتم

خدایا كسى در طى مراحل شكر تو بسر منزلى نمى‏رسد، مگر آنكه باز چندان از احسانت بر او فراهم مى‏آید، كه او را به شكرى دیگر ملزم مى‏سازد. و هر چند كوشش كند به درجه‏اى از طاعت دست نمى‏یابد مگر آنكه در برابر استحقاق تو به علت فضلت مقصر مى‏ماند. پس شاكرترین بندگانت از شكر تو عاجز است، و عابدترین ایشان از طاعتت مقصر است. هیچكس مستوجب آن نیست كه به علت استحقاقش او را بیامرزى، یا به سبب سزاواریش از او خشنود باشى. پس هر كه را بیامرزى از انعام و احسان تو است، و از هر كه خشنود شوى از تفضل تو است. عمل كمى را كه بپذیرى جزاى فراوان مى‏بخشى، و طاعت اندك را مزد مى‏دهى، تا آنجا كه گوئى شكر بندگانت كه مزدشان را در برابر آن واجب كرده‏اى و جزاى ایشان را عظیم ساخته‏اى امرى است كه امتناع از آن تحت قدرت ایشان بوده، نه بدست تو، و از این سبب ایشان را پاداش داده‏اى. یا گوئى سبب آن بدست تو نبوده و به این جهت به ایشان اجر بخشیده‏اى! نه چنین است بلكه تو اى معبود من مالك امر ایشان بوده‏اى، پیش از آنكه ایشان مالك عبادت تو شوند، و مزدشان را آماده كرده‏اى پیش از آنكه به طاعتت در آیند. و این از آن جهت است كه آئین تو انعام و عادتت احسان، و طریقتت عفو است، از این جهت همه آفریدگان معترفند كه تو در باره هر كه عقوبتش كنى ستم نكرده‏اى، و گواهند كه هر كه را ببخشى در باره‏اش تفضل فرموده‏اى. و همه در باره خویش به تقصیر از آنچه سزاوار آنى معترفند. و از این جهت اگر شیطان ایشان را از طاعتت نفریبد، هیچ نافرمانى ترا عصیان نكند. و اگر شیطان باطل را در نظرشان به صورت حق مصور نسازد، هیچ گمراهى از راه تو منحرف نگردد. پس منزهى تو، چه روشن و آشكار است كرم تو در معامله كسى كه ترا اطاعت كرده یا عصیان نموده باشد! مطیع را در برابر آنچه خود برایش فراهم ساخته‏اى پاداش مى‏بخشى! و معصیت‏كار را در آنچه شتاب در بازخواستش بدست تو است مهلت مى‏دهى! به هر یك از آن دو چیزى عطا كرده‏اى، كه مستوجب آن نبوده، و بر هر یك از ایشان تفضلى فرموده‏اى كه عملش از آن قاصر است. و اگر مطیع را بر مجرد عملش با آنكه تو خود او را بر آن گماشته‏اى پاداش مى‏دادى، بیم آن بود كه ثواب ترا از كف بدهد، و نعمت از او زایل گردد. ولى تو به كرم خود، او را در برابر مدت كوتاه فانى به مدتى طولانى و جاودانى، و در مقابل عمل زودگذر به ثواب مستمر پاداش داده‏اى. آنگاه در برابر رزقى كه از خوان نعمت تو خورده تا بوسیله آن بر طاعت نیرو گرفته از او مطالبه عوض و بها نكرده‏اى و در رسیدگى به حساب آلات و ابزارى كه استعمال آنها را وسیله رسیدن به آمرزش تو قرار داده با او سختگیرى ننموده‏اى. و اگر با او چنین رفتار كرده بودى یكسره حاصل دسترنجش و نتیجه كوششش در برابر كوچكترین نعمتها و عطایاى تو از دست مى‏رفت، و خود در پیشگاه تو براى سایر نعمتهایت در گرو مى‏ماند. پس در این صورت كى و كجا چیزى از ثواب ترا استحقاق مى‏داشت؟! نه! (استحقاق نمى‏داشت) كه استحقاق مى‏داشت این: اى معبود من حال كسى است كه ترا اطاعت كرده باشد. و سرنوشت كسى است كه در عبادت تو كوشیده باشد، اما آن كس كه فرمان ترا عصیان كرده و نهى ترا مرتكب شده پس تو در انتقامش شتاب نكرده‏اى، تا مگر حال بازگشت به طاعت ترا بر حال نافرمانى تو برگزیند. حقا كه او در اولین لحظه‏اى كه بر نافرمانى تو همت گماشته، هر عقوبتى را كه براى همه آفریدگانت مهیا كرده‏اى مستوجب شده. پس هر عذابى را كه از او به تأخیر افكنده‏اى و هر سطوت و انتقام و عقابى را كه از او بازپس داشته‏اى ترك قسمتى از حق تو، و رضادادن به كمتر از استحقاق تو است. پس با وجود انى كیست كریمتر از تو؟ اى معبود من و كیست بدبخت‏تر از كسى كه در راه مخالفت تو هلاك شود؟ هیچ كس بدبخت‏تر از چنین كسى نیست! زیرا تو بزرگتر از آنى كه جز به احسان ترا توصیف كنند و منزه‏تر از آنى كه جز از جهت عدل از تو بترسند. بیم آن نیست كه تو در باره عاصیت ستم كنى، و مزد كسى را كه ترا خشنود كرده فرو گذارى. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و آرزویم را بر آور، و هدایتت را چندان بر من بیفزاى كه بوسیله آن به توفیق در كار خود دست یابم زیرا كه تو منعمى، كریمى.

دعای سی و هشتم

خدایا من در پیشگاه تو عذر مى‏خواهم از مظلومى كه در حضور من به او ستم رسیده و من او را یارى نكرده باشم، و از احسانى كه در باره من انجام گرفته و شكر آن را بجا نیاورده باشم، و از بدكردارى كه از من عذر خواسته باشد و من عذرش را نپذیرفته باشم، و از فقیرى كه از من خواهشى كرده باشد، و من او را به برآوردن حاجتش بر خویشتن ترجیح نداده باشم و از حق حقدار مؤمنى كه بر ذمه‏ام مانده باشد و آن را نپرداخته باشم، و از عیب مؤمنى كه بر من پدید شده باشد و آن را نپوشانده باشم و از هر گناهى كه برایم پیش آمده باشد و از آن دورى نكرده باشم.

خدایا از همه آنها ونظائر آنها از تو عذر مى‏خواهم، عذر ندامتى كه مرا در برابر پیش‏آمدهاى نظیر آن، واعظى باشد. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و پشیمانیم را از لغزشهائى كه به آن دچار شده‏ام، و تصمیمم را بر ترك گناهانى كه برایم پیش آید توبه‏اى قرار ده، كه براى من موجب محبت تو گردد. اى دوستدار توابان.

دعای سی و نهم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و شهوتم را از هر حرامى بشكن، و حرصم را از هر گناهى بگردان،. و مرا از آوردن هر مؤمن و مؤمنه و مسلم و مسلمه باز دار.

خدایا و هر آن بنده كه به حقى از حقوق و حدى از حدود من كه توأش از آن نهى فرموده‏اى تجاوز كرده باشد و پرده حرمتى از حرمات مرا كه توأش از هتك آن منع كرده‏اى دریده باشد و ظلامه و حقى را از من با خود به گور برده باشد، یا در حال حیات بر ذمه‏اش مانده باشد، پس او را در ظلمى كه بمن روا داشته است بیامرز، و در حقى كه از من برده است، عفو كن، و در باره آنچه با من كرده است سرزنش مفرماى، و به سبب آزردن من رسوا مساز و این گذشت را كه در عفو ایشان بكار برده‏ام، و این تبرعى را كه در كرم نسبت به ایشان معمول داشته‏ام، پاكیزه‏ترین صدقات صدقه دهندگان و بالاترین عطایاى تقرب جویان قرار ده. و مرا در برابر عفو ایشان به رحمت خود پاداش ده، تا هر یك از ما به سبب فضل تو نیكبخت گردد، و هر كدام از ما در پرتو احسان تو نجات یابد.

خدایا هر بنده‏اى از بندگانت كه از من عقوبتى دیده، و یا از جانب من آزارى به او رسیده. تا حقش را ضایع كرده باشم، یا مظلمه‏اش را از میان برده باشم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و او را به توانگرى خود از من خشنود گردان، و حقش را از جانب خود بپرداز، و آنگاه مرا از عقوبتى كه مستوجب آن شده‏ام نگاه دار، و از قبضه حكم عدل خود رهائى بخش، زیرا كه نیروى من با انتقام تو بر نمى‏آید، و طاقتم با غضب تو برابرى نمى‏تواند، پس اگر تو مرا به حق مكافات كنى هلاكم خواهى كرد، و اگر در رحمت خویشم نپوشانى به مهلكه خواهى افكند.

خدایا بخشش چیزى را اى معبود من از تو مى‏خواهم كه بذل آن چیزى از تو نمى‏كاهد، و برداشتن بارى را از دوش خویش مى‏خواهم كه برداشتن آن ترا گرانبار نمى‏سازد، بخشش نفس خویش را از تو مى‏خواهم كه آن را براى این نیافریده‏اى تا از بیم زیانى به آن پناهنده شوى، یا بوسیله آن به منفعتى راه جوئى، بلكه تا وسیله اثبات قدرت خود بر آفریدن مثل آن و حجت توانائى خود بر خلقت نظیر آن قرار دهى، و برداشتن بار گناهانم را از تو مى‏خواهم كه حمل آن مرا گرانبار ساخته است و از تو مدد مى‏طلبم بر آنچه سنگینیش مرا به زانو درآورده است پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و نفس مرا با وجود ستم كردنش در باره خود ببخش، و آزاد كن، و رحمتت را به تحمل بار گران من بگمار. زیرا چه بسا كه عفو تو ستمكاران را فرا گرفته است. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و پیشواى كسانى ساز كه به عفو خود از افتادنگاههاى خطاكاران بپا داشته‏اى، و به توفیق خود از مهلكه‏هاى مجرمان خلاص كرده‏اى، تا به مدد عفوت از اسارت خشمت رها شده، و بدست احسانت از بند عدلت آزاد گشته. تو اگر چنین كنى - اى معبود من - این لطف را در باره كسى كرده‏اى كه استحقاق خود را به عقوبتت انكار نمى‏كند و نفس خویش را از سزاوارى عقابت تبرئه نمى‏نماید.

این معامله را - اى معبود من - نسبت به كسى مى‏كنى كه ترسش از تو از طمعش به تو افزون است، و ناامیدیش از نجات از امیدش به خلاص استوارتر است. نه از جهت آنكه ناامیدیش به علت یأس از رحمت تو یا طمعش از باب غره شدن به مغفرت تو باشد، بلكه ناامیدیش از جهت آن است كه اعمال نیكش در میان اعمال بد اندك، و حجتها و عذرهایش در برابر همگى مسئولیتهایش ضعیف است و تو - اى معبود من - پس سزاوارى كه صدیقان بتو مغرور نشوند، و گنهكاران از تو ناامید نگردند. زیرا كه تو آن پروردگار عظیمى هستى كه فضل خود را از هیچ كس باز نمى‏دارى، و در گرفتن حق خود بر كسى سخت نمى‏گیرى. یاد تو از یادشدگان برتر است، و نامهایت از نامیده شدن مردمان منزه است و نعمتت در همه آفریدگان پراكند است. پس ترا سپاس بر این بزرگوارى اى پروردگار جهانیان.

دعای چهلم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از طول امل نگاه دار، و با اداى حق عمل دست آرزو و امل را از گریبان ما كوتاه گردان تا به پایان رساندن ساعتى را پس از ساعتى، و در یافتن روزى را در پى روزى، و پیوستن نفسى رابه نفسى و گامى را در پى گامى آرزو نكنیم، و ما را از فریب آرزو به سلامت و از شرورش در امان دار، و مرگ را نصب العین ما قرار ده، و یاد كردنمان را از مرگ گسسته و ناپیوسته مساز، و از اعمال شایسته توشه عملى برایمان قرار ده كه با آن براى بازگشت بسوى تو شتاب كنیم، و به زود رسیدن به كوى تو حرص ورزیم، تا مرگ براى ما آرامگاهى باشد كه با آن انس گیریم، و محل الفتى كه بسویش مشتاق باشیم، و خویشاوند نزدیكى باشد كه نزدیك شدن به او را دوست بداریم. پس هر زمان كه آن را بر ما وارد سازى و بسوى ما فرود آورى، ما را از دیدار چنان دیداركننده‏اى نیكبخت ساز و چون در آید ما را با او مأنوس گردان، و ما را در مهمانى او بدبخت مساز و از دیدنش سرافكنده مكن و آن را درى از درهاى آمرزش و كلیدى از كلیدهاى رحمت خود قرار ده، و ما را در سلك هدایت شدگانى بمیران كه گمراه نشوند، و فرمانبردارانى كه اكراه نداشته باشند، و تائبانى كه عصیان نكنند، و بر گناه اصرار نورزند اى ضامن مزد نیكوكاران. و اى مصلح كار تباهكاران.

دعای چهل و یکم

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بسترهاى اعزاز خود را برایم بگستران، و مرا به شریعه‏هاى رحمتت در آور، و به آغوش بهشت خود وارد ساز، و به راندن از خویش مرنجان، و به ناامیدى از خود محروم مكن، و در گرو اعمالم مكش، و بر رفتارم خرده مگیر، و رازم را آشكار مكن، و سرم را فاش مساز. و عملم را به میزان عدالت مسنج و باطنم را پیش برگزیدگان خلق آشكار مدار، آنچه را كه انتشارش بر من ننگ است از ایشان بپوشان و آنچه را كه مرا پیش تو رسوا كند، از نظر ایشان در هم نورد. به رضاى خود درجه‏ام را بلند كن، و به آمرزش خود عزتم را كامل ساز، و مرا در زمره اصحاب یمین در آور، و در راههاى ایمنان ببر، و در گروه رستگاران قرار ده، و مجالس صالحین را بوسیله من آباد ساز دعایم را مستجاب فرماى. اى پروردگار جهانیان.

دعای چهل و دوّم

خدایا، تو مرا بر ختم كتاب خود یارى فرمودى: همان كتابى كه آن را به صورت نور فرو فرستاده‏اى، و آن را بر هر كتاب كه نازل كرده‏اى گواه ساخته‏اى و بر هر حدیث كه سروده‏اى تفضیل داده‏اى، و آن را فرقانى ساخته‏اى كه حلال و حرامت را بوسیله آن جدا كرده‏اى، و قرآنى كه شرایع احكام خود را به آن آشكار ساخته‏اى: كتابى كه آن را براى بندگانت تفضیل و تشریح فرموده‏اى، و وحیى كه بر پیغمبرت: محمد (صلواتك علیه و اله) فرو فرستاده‏اى. و آن را نورى قرار داده‏اى كه در پرتوش از تاریكى‏هاى گمراهى و نادانى راه مى‏یابیم. و شفائى براى هر كس كه از سر تصدیق به آن به شنیدنش گوش فرا دهد، و ترازوى عدلى كه زبانه‏اش از حق نگردد. و نور هدایتى كه پرتو برهانش از برابر ناظرین خاموش نشود و نشانه رستگاریئى كه هر كس آهنگ طریقت آن كند گمراه نگردد و هر كه به دستاویز عصمتش در آویزد دستهاى مهالك به او نرسد، خدایا پس اكنون كه ما را بر تلاوتش مدد بخشیدى، و به حسن تعبیرش عقده‏هاى زبان ما را گشودى، پس ما را از كسانى قرار ده كه آن را چنانه شایسته نگهدارى است نگاه مى‏دارند، و به بندگى و اطاعت مى‏كنند، و خود را از اقرار به متشابهات و محكمات آیاتش ناچار مى‏بینند.

خدایا تو كتاب خود را مجمل و سربسته بر پیغمبرت: محمد (صلى الله علیه و آله) نازل كرده‏اى، و آنگاه او را به علم تفصیلى شگفتى‏هایش ملهم ساخته‏اى و علم آن را با تفسیر و توضیح بما میراث داده‏اى، و ما را بر آن كسى كه نسبت به علم قرآن جاهل بود برترى بخشیده‏اى، و بر فهم حقایق و عمل به مقتضاى آن نیرو داده‏اى، تا با این افتخار ما را از آن كس كه تاب قیام به حق آن را نداشت برتر نهى.

خدایا، پس همچنانكه دلهاى ما را حامل قرآن ساختى، و شرف و فضل آن را به رحمتت بما شناساندى، پس رحمت فرست بر محمد: كه خطیب منبر قرآن است، و بر خاندانش كه خزانه داران جواهر آنند و ما را از كسانى قرار ده كه اعتراف دادند كه آن از جانب تو است، تا در تصدیقش شك به ما رخ ندهد، و انحراف از راه مستقیمش در خاطرمان نیاید.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از كسانى قرار ده كه به ریسمان عهد و پیمان قرآن چنگ در مى‏زنند و از امور متشابه به پناهگاه محكمش التجا مى‏كنند، و در سایه پر و بالش مى‏آسایند و به روشنى صبحش راه مى‏یابند و به اشراق روشنگریش راه مى‏جویند، و از چراغش چراغ مى‏افروزند و از غیر آن هدایت نمى‏طلبند.

خدایا، همچنانكه به كتاب خود محمد را براى دلالت بر خویش نشانه ساختى و به آل محمد راههاى رضاى خود را آشكار كردى پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و قرآن را براى ما وسیله رسیدن به شرف منازل عزت، و نردبان بر آمدن به محل سلامت، و سبب نجات یافتن در عرصه قیامت، و وسیله ورود به نعمتهاى سراى اقامت قرار ده.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بوسیله قرآن گرانى گناهان را از دوش ما بردار و خوشخوئى نیكو كاران را بما ارزانى دار، و ما را به نشان كسى ببر كه در دل شب و صبح و شام قرآن را در پیشگاه تو بپا داشتند. تا بوسیله نطهیر آن ما را از هر آلودگى پاك سازى. و در پى كسانى ببرى كه به نور قرآن روشنى جسته‏اند. و هوس، ایشان را از كار غافل نساخته، كه به فریب نیرنگهایش آنان را به مهلكه اندازد.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و قرآن را در تاریكى‏هاى شب مونس ما و از فسادهاى شیطان و خطرات وسوسه‏ها نگهبان، و براى گامهاى ما از رفتن بسوى معاصى نگهدارنده، و براى زبانهامان از فرو رفتن به باطل - نه به علت ابتلاء به مرضى - لال كننده، و براى اعضایمان از ارتكاب گناهان منع كننده، و براى تحقیق و مطالعه طومار عبرت - كه دست غفلت آن را در هم پیچیده - گستراننده ساز. تا فهم عجایب و نصایح و مثلهاى آن را - كه كوههاى استوار، با وجود استحكام خود، از حمل آن عاجز گشته‏اند - به دلهاى ما برسانى.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بوسیله قرآن آراستگى برون ما را ادامه ده و خاطرات وساوس را از دست یافتن به سلامت درون‏هامان بازدار و زنگ دلها و آلودگیهاى گناهانمان را به آب لطف آن بشوى، و كارهاى شوریده ما را با مدد آن به سامان آر و در صف محشر سوز تشنگى ما را از حرارت انفعال، به آب رحمت قرآن فرو نشان، و در روز ترس بزرگ، هنگام برانگیختن ما از قبور جامه‏هاى امان را بوسیله آن بر ما بپوشان.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بوسیله قرآن فقر ما را جبران فرماى، و فراخى زندگانى و رفاه سعه ارزاق را بوسیله آن بسوى ما بران، و ما را از خویهاى نكوهیده و اخلاق ناپسندیده دور ساز. و از دره عمیق كفر و موجبات نفاق نگاه‏دار. تا در قیامت قرآن ما را بسوى خشنودى و بهشت تو سوق دهد. و در دنیا از خشم تو و تجاوز از حدود تو باز دارد. و براى ما به حلال شمردن حلال و حرام دانستن حرامش نزد تو گواه باشد.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و از بركت قرآن. به هنگام مرگ اندوه جان دادن و مشقت ناله كردن و به شمار افتادن نفسهاى آخرین را بر ما آسان ساز، زمانى كه جانها به چنبرهاى گردن رسد و به علت درماندگى از افسونگران براى چاره جوئى سراغ گرفته شود و فرشته مرگ براى گرفتن جان از پرده‏هاى غیب پدید آید.

و تیرهاى وحشت فراق را از كمانهاى مرگ پرتاب كند، و از مرگ سریع جامى زهر مذاق، براى كام جانها آماده سازد و رخت بستن و روان شدن ما به جهان دیگر نزدیك شود، و اعمال در گردنها به صورت طوقها در آید، و تا موعد روز دیدار در قیامت آرامگاه گورها باشد.

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و وارد شدن ما را به خانه فرسودگى، و طول زیستن ما را در میان طبقات خاك بر ما مبارك ساز و پس از مفارقت دنیا قبرهامان را بهترین منازل ما قرار ده، و به رحمت خود تنگى لحدهامان را گشاده ساز، و در میان حاضران رستاخیز به گناه‏هاى هلاك كننده‏مان رسوا منماى، و به بركت قرآن در مقام صف بستن در پیشگاهت بر ذلت و خوارى وضع ما رحمت آور، و هنگام لرزیدن جسر دوزخ در روز عبور از آن گامهاى ما را از لغزش استوار بدار، و به بركت قرآن از هر اندوه روز رستاخیز و هولهاى سخت روز «طامه» نجات بخش، و در آن روز كه روى ستمگران سیاه شود: در روز پشیمانى و حسرت چهره‏هاى ما را سفید گردان، و براى ما در دلهاى مؤمنان مودتى بیفكن، و زندگى را بر ما دشوار مساز.

خدایا بر محمد، بنده و پیامبر خود رحمت فرست، همچنانكه او پیام ترا ابلاغ كرد، و امر ترا آشكار ساخت، و بندگانت را پند داد.

خدایا در روز رستاخیز پیغمبر ما را، (كه رحمت تو بر او و بر آلش باد) از حیث مكانت مقربترین پیغمبران به خود، و از جهت شفاعت برترین، و از جهت قدر برزگترین، و از جهت منزلت آبرومندترین ایشان نزد خود قرار ده.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و كاخ دین و شرفش را افراخته ساز، و حجتش را قاهر و كفه میزانش را سنگین گردان، و شفاعتش را بپذیر، و توسلش را قبول كن، و روسفیدش نماى، و نورش را كامل ساز، و درجه‏اش را بالا بر، و ما را بر طریقت او زنده بدار. و بر دین او بمیران و در شاهراهش پویا دار. و در مسلك او پیش بر و از پیروان او قرار ده. و در زمره او گرد آور و به حوض او وارد كن، و از جامش سیراب نما. و رحمت فرست - بار خدایا - بر محمد و آلش، چنان رحمتى كه بوسیله آن او را به بهترین چیزى كه از نیكى و فضل و عزتت چشم دارد برسانى. زیرا كه تو صاحب رحمت پهناور و احسان بزرگى.

خدایا به پاداش ابلاغ پیام‏هایت و رساندن آیاتت، و پند دادن بندگانت، و كارزار در راهت، بهترین مزدى را كه به یكى از فرشتگان مقرب خود و پیغمبران مرسل برگزیده خود داده‏اى به او عطا فرماى. و سلام و رحمت خدا و بركاتش بر او و بر آل او باد كه پاكیزگان و پاكانند.

دعای چهل و سوّم

اى آفریده فرمانبردار، و اى پوینده گرم رفتار، و اى آمد و شد كننده در منازل تقدیر، و اى متصرف در چرخ تدبیر، ایمان آوردم به آن كس كه تاریكیها را بوسیله تو روشن كرد، و مبهمات را در پرتوت آشكار ساخت، و ترا نشانى از نشانهاى جهاندارى و علامتى از علامات پادشاهى خود قرار داد. و در چنبر فزونى و كاستى و طلوع و غروب، و تابندگى و گرفتگى مسخر ساخت. در همه این احوال، تو او را مطیع فرمان، و بسوى اراده‏اش شتابانى. منزه است او! چه شگفت انگیز است تدبیرى كه در باره تو بكار برده! و چه دقیق است آنچه در باره تو انجام داده: ترا كلید ماهى نو، براى كارى نو ساخته است.

پس از خدائى كه پروردگار من و تو، و آفریننده من و تو، و مهندس من و تو، و صورتگر من و تو است، مسئلت مى‏كنم كه بر محمد و آلش رحمت فرستد، و ترا هلال بركتى قرار دهد كه گردش ایام آن را در محاق نیفكند، و پاكیئى كه لوث گناهان آن را نیالاید: هلال ایمنى از آفتها، و سلامت از بدیها: هلال سعدى كه نحس در آن نباشد. هلال بركتى كه عسرت ضمیمه آن نگردد، و آسانیى كه دشوارى با آن نیامیزد، و خیرى كه شائبه شرى در آن نباشد: هلال ایمنى و ایمان، و نعمت و احسان، و سلامت و اسلام.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از خشنودترین كسانى قرار ده كه این هلال بر ایشان طلوع كرده، و پاكیزه‏ترین كسانى كه به آن نگریسته‏اند و نیكبخت‏ترین كسانى كه در این ماه به عبادت تو كوشیده‏اند. و ما را در این ماه به توبه موفق دار، و از گناه نگاه دار، و از ارتكاب نافرمانیت حفظ كن، و به شكر نعمتت ملهم ساز، و در جامه‏هاى عافیتت بپوشان، و بوسیله انجام دادن طاعتت در این ماه نعمت را بر ما تمام كن. زیرا كه تو بخشنده نعمتهاى بزرگى و تو ستوده‏اى، و خداى رحمت فرستد بر محمد و آل او كه پاكیزگان و پاكانند.

دعای چهل و چهارم

سپاس خدائى را كه ما را به سپاس خود رهبرى فرمود. و از اهل سپاس قرار داد، تا در برابر احسانش از شاكران باشیم، و ما را بر این كار مزد نیكوكاران بخشد. و سپاس خدائى را كه دینش را بما عطا فرمود، و ما را به آئینش اختصاص داد، و در راههاى احسان خود پویا ساخت، تا به سبب نعمتش بسوى سرمنزل خشنودیش بپوئیم: چنان سپاسى كه آن را از ما بپذیرد، و بوسیله آن از ما خشنود شود، و سپاس خدائى را كه ماه خود یعنى ماه رمضان، ماه روزه، و ماه اسلام، و ماه پاكیزگى، و ماه آزمایش و تصفیه و ماه بپاخاستن براى نماز را یكى از این راههاى احسان قرار داد: چنان ماهى كه قرآن در آن نازل شده، در حالى كه براى مردم چراغ رهبرى به حق، و نشانه‏هاى آشكارى از هدایت و تفریق میان حق و باطل است. پس برترى آن را بر سایر ماهها - به سبب احترامهاى فراوان و فضایل نمایان كه برایش قرار داد - آشكار ساخت. از این رو در آن ماه، براى بزرگ داشتن آن، چیزى را كه در ماههاى دیگر حلال كرده، حرام كرد، و براى گرامى داشتن آن، خوردنیها و آشامیدنیها را در آن منع فرمود، و براى آن، وقت آشكارى قرار داد كه خداى بزرگ و ارجمند اجازه نمى‏دهد كه پیش انداخته شود، و نمى‏پذیرد كه از آن وقت به تأخیر افتد، سپس یكى از شبهایش را بر شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر نامید. در آن شب فرشتگان و روح، به فرمان پروردگارشان با قضاى تغییر ناپذیر بر آن كس از بندگان كه خدا بخواهد، براى هر امرى از رزق و اجل و امور دیگر فرود مى‏آیند، و آن شب سلامتى است كه بركتش تا سپیده دم دائم است.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست. و ما را به شناسائى فضل این ماه، و بزرگ داشتن حرمت آن، و خوددارى از آنچه در آن منع كرده‏اى ملهم ساز، و به روزه داشتن آن بوسیله نگه داشتن اعضاء از گناهانت، و بكار بردن آنها - در آن ماه - به آنچه ترا خشنود سازد، یارى ده. تا با گوشهاى خود سخن لغوى ننیوشیم، و با چشمهامان به طرف لهوى نشتابیم، و دستهامان را به حرامى نگشائیم، و گامهامان را در امر ممنوعى پیش نگذاریم. و تا شكمهامان غیر آنچه حلال ساخته‏اى در خود جاى ندهد، و زبانهامان جز به آنچه تو حدیث كرده‏اى گویا نشود، و جز در كارى كه به ثواب تو نزدیك سازد زحمت نكشیم، و جز آنچه از عقاب تو نگاه دارد فرا نگیریم، آنگاه همه آن اعمال ما را از ریاكاران، و سمعه سمعه‏پیشگان بپیراى، بطورى كه احدى غیر از ترا در آن شریك نگردانیم و جز تو، در آن، مرادى نداشته باشیم.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را در این ماه بر اوقات نمازهاى پنجگانه - با آن حدودش كه تحدیدى كرده‏اى و واجباتش كه مقرر داشته‏اى و شروطش كه تعیین نموده‏اى و اوقاتش كه معین فرموده‏اى - واقف ساز، و ما را در نماز با كسانى برابر نما كه به مراتب شایسته آن بالغ، و اركانش را حافظند، و آن را در اوقات خود همانطور كه پیغمبرت (صلواتك علیه و اله) در ركوع و سجود و همه فضیلتهایش تشریع فرموده، با كاملترین طهارت و بلیغ‏ترین خشوعى بجا آورنده‏اند. و ما را در این ماه موفق دار كه بوسیله بر و احسان، به خویشان خود بپیوندیم، و با انعام و بخشش به همسایگان خود رسیدگى نمائیم، و اموالمان را از مظالم و حقوق بپیرائیم، و با بیرون كردن زكات، آن را پاك گردانیم، و با آنكه از ما دورى كرده باز گردیم، و در باره آنكه بر ما ستم كرده انصاف دهیم، و با آنكه بما دشمنى كرده آشتى كنیم. مگر آن كس كه براى تو با او دشمنى شده باشد، زیرا كه او دشمنى است كه ما با او دوستى نمى‏كنیم، و حزبى است كه با او صاف نمى‏شویم. و ما را توفیق ده بر اینكه، در این ماه بتو تقرب جوئیم، بوسیله اعمال شایسته‏اى كه ما را به آن از گناهان پاك گردانى و از تجدید عیوب در این ماه باز گردانى. تا هیچیك از فرشتگانت جز مرتبه‏اى نازلتر از ابواب طاعت و انواع تقربى كه ما بجا آورده‏ایم به پیشگاهت تقدیم نكند.

خدایا از تو مى‏خواهیم بحق این ماه و بحق هر فرشته مقرب یا پیغمبر مرسل یا بنده صالح برگزیده‏ات كه از آغاز تا انجام این ماه در عبادتت كوشیده، كه بر محمد و آلش رحمت فرستى، و ما را در این ماه به كرامتى كه به دوستانت وعده داده‏اى سزاوار ساز و آنچه را كه براى اهل كوشش در طاعتت قرار داده‏اى براى ما مقرر فرماى، و ما را به رحمت خود، در سلك كسانى در آور كه استحقاق بلندترین پایه رفیع دارند.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از انحراف در توحید و كوتاهى در تمجیدت، و شك در دینت، و كورى از راهت، و سرسرى شمردن حرمتت، و فریب خوردن از دشمنت: شیطان رجیم، دور ساز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و چون در هر شب از شبهاى این ماهمان ترا بندگانى هستند كه عفو تو ایشان را آزاد مى‏سازد یا گذشت تو ایشان را مى‏بخشد، پس ما را از آن بندگان قرار ده، و ما را از بهترین اهل و یاران این ماه بگردان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و همراه كاسته شدن ماه این ماه گناهان ما را بكاه، و با رسیدن سلخش جامه‏هاى وبال ما را بركن، تا ماه رمضان در حالى از ما بگذرد كه ما را از خطاها پاكیزه ساخته باشى و از گناهان پیراسته باشى.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و اگر از استقامت بگردیم مستقیممان ساز، و اگر دشمن تو: شیطان ما را احاطه كند پس از چنگ او خلاصمان كن.

خدایا این ماه را به عبادت ما آكنده ساز، و اوقاتش را به طاعتمان بیاراى، و در روزش ما را به روزه داشتن، و در شبش به نماز و تضرع بسوى تو و فروتنى براى تو، و خوارى در برابر تو، یارى ده، تا روزش بر ما به غفلتى، و شبش به تقصیرى گواهى ندهد.

خدایا ما را در همه ماهها و روزها، تا زمانى كه زنده بدارى، این چنین قرار ده، و از آن بندگان صالح خود گردان، كه بهشت را جاودانه به میراث مى‏برند، و از كسانى كه آنچه را ببخشند در حالى مى‏بخشند كه دلهاشان از فكر بازگشت بسوى پروردگارشان هراسان است، و از كسانى كه در كارهاى خیر شتاب مى‏كنند و ایشان در این مرحله بر دیگران سبقت گیرنده‏اند.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، در هر وقتى و در هر زمانى و بر هر حالى، به شماره رحمتى كه فرستاده‏اى بر هر كس كه رحمت فرستاده‏اى، و چندین برابر همه آن رحمتها به اضعافى كه جز تو كسى آن را احصاء نتواند كرد. زیرا كه تو هر چه را كه بخواهى بجا آورنده‏اى.

دعای چهل و پنجم

خدایا اى كسى كه در برابر احسان به خلق مزد نمى‏خواهى، و اى كسى كه از بخشش پشیمان نمى‏شوى، و اى كسى كه مزد بنده خود را افزون از عمل مى‏بخشى و برابر نمى‏دهى، نعمتت بى‏سابقه استحقاق، و عفوت به آئین تفضل، و عقوبتت عدل، و قضایت خیر است اگر عطا كنى عطایت را به منت آلوده نمى‏سازى، و اگر منع كنى منعت از روى ستم نیست. هر كه ترا شكر گزارد جزاى شكر مى‏دهى، و حال آنكه تو خود او را به شكر ملهم ساخته‏اى و هر كه سپاس ترا بجا آورد پاداش مى‏بخشى در صورتى كه تو خود سپاس به او آموخته‏اى، پرده مى‏پوشى بر آنكه اگر مى‏خواستى او را رسوا مى‏ساختى، و بخشش مى‏كنى بر كسى كه اگر مى‏خواستى از او دریغ مى‏داشتى، در حالى كه آن دو از جانب تو سزاوار رسوائى و منعند. ولى تو كارهاى خود را بر پایه تفضل بنا نهاده‏اى، و قدرتت را بر آئین گذشت روان ساخته‏اى، و آنكه را عصیان تو كرده به حلم تلقى نموده‏اى، و آنكه را در باره خود قصد ستم كرده مهلت داده‏اى. تو ایشان را به مداراى خود مهلت مى‏دهى تا مگر باز گردند، و در مؤاخذه ایشان شتاب نمى‏كنى تا مگر توبه كنند تا كسى از ایشان كه بر خلاف رضاى تو مستوجب هلاك شده به مهلكه در نیفتد، و كسى از ایشان كه به سوء استفاده از نعمت تو سزاوار بدبختى شده بدبخت نگردد مگر بعد از آنكه راه هر بهانه بر او بسته شود و حجت از هر حجت بر او تمام گردد.

و این اتمام حجت پر تو كرمى از آفتاب عفو تو است - اى خداى كریم - و میوه منفعتى از بوستان شفقت تو است - اى خداى حلیم - توئى كه براى بندگانت درى بسوى عفو خود گشوده‏اى، و آن را توبه نامیده‏اى و بر آن در راهنمائى از وحى خود قرار داده‏اى تا آن را گم نكنند، پس تو خود كه منزه و جاوید است نامت، فرموده‏اى «بسوى خدا توبه‏اى خالص و پیراسته از نفاق كنید. تا مگر پروردگارتان گناهانتان را محو كند، و شما را به بهشتى كه نهرها از زیر درختان آن روان است در آورد.».

در آن روز كه خدا پیغمبر خود را و آنان را كه به او ایمان آورده‏اند خوار نمى‏گذارد، و در حالى كه نورشان پیش رویشان و از سمت راستشان روان است مى‏گویند: اى پروردگار ما، نور ما را براى ما كامل ساز و ما را بیامرز، زیرا كه تو بر هر چیز توانائى پس بعد از گشودن در، و به پا داشتن راهنما، عذر آن كس كه از ورود به آن منزل غفلت ورزد چه خواهد بود؟! «گر گدا كاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟» .

و توئى كه در معامله، بر عطاى خود به بندگان، افزوده‏اى؛ تا در تجارتهاشان، با تو سود برند، و در كوچ كردن بسوى تو كامیاب گردند، و از تو بهره‏اى افزون یابند و به همین سبب تو خود كه مبارك نام و بلند مقامى - فرموده‏اى: «هر كه كار نیكى بجا آورد پس مزدش ده برابر آن است و هر كه كار بدى را مرتكب شود پس جز بمانند كارش كیفر داده نمى‏شود» و نیز فرموده‏اى: «مثل كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند؛ مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا این شمار را براى هر كه بخواهد مضاعف مى‏سازد» و نیز فرموده‏اى: «كیست آنكه به خدا قرض الحسنه‏اى دهد تا خدا آن را برایش چندین برابر سازد؟» و همچنین نظائر این وعده‏ها از افزایشهاى حسنات كه در قرآن نازل فرموده‏اى. و توئى كه بوسیله تشویقت كه متضمن بهره بندگان است آنان را به امورى هدایت فرموده‏اى كه اگر آن را از ایشان مى‏پوشیدى چشمهاشان آن را درك نمى‏كرد، و گوشهاشان آن را فرا نمى‏گرفت، و دست اندیشه ایشان به آن نمى‏رسید از این رو فرموده‏اى: «مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم، و مرا سپاس بگزارید و كفران مكنید» و نیز فرموده‏اى: «هر آینه اگر شكر كنید شما را فزونى دهم، و اگر كفران كنید همانا كه عذاب من سخت است.» و نیز فرموده‏اى: «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم، آنانكه از خواندن من كبر مى‏ورزند زود است كه به خوارى به دوزخ در آیند.».

پس دعاى خود را عبادت و تركش راتكبر نامیده‏اى، و بر ترك دعا به دخول دوزخ با خوارى تهدید فرموده‏اى. و به این سبب بندگان ترا به نعمتت یاد كردند، و به فضیلت شكر گزاردند، و بر حسب فرمانت ترا خواندند، و براى افزودن احسانت در راه تو صدقه دادند، و تنها راه نجاتشان از خشم تو و دست یافتنشان بر رضاى تو در آن بود. و اگر مخلوقى مخلوق دیگر را بمانند آنكه تو بندگانت را به خود راهنمائى كرده‏اى، بسوى خود راهنمائى مى‏كرد مورد ستایش مى‏بود. پس ترا سپاس تا آنجا كه راهى در سپاس تو یافت شود، و تا آنجا كه براى سپاس لفظى كه در ستایش تو بكار رود و معنائى كه به سپاس منصرف گردد باقى باشد. اى كسى كه احسان و فضل را بر بندگانت انعام فرموده‏اى، و ایشان را به نعمت و عطا فرا گرفته‏اى، چه آشكار است در زندگى ما نعمت تو! و چه سرشار است بر ما احسان انعام تو! و چه بسیار ما را به نیكى و احسان خود اختصاص داده‏اى ما را به دین برگزیده و آئین پسندیده و راه آسان خود رهبرى فرموده‏اى، و به تقرب نزد خویش، و رسیدن به كرامت خویش بینا ساخته‏اى.

خدایا و تو ماه رمضان را از جمله آن وظائف ممتاز و فرائض مخصوص قرار داده‏اى: همان ماه رمضان كه آن را از همه ماهها اختصاص بخشیده‏اى، و از همه زمانها و روزگارها برگزیده‏اى، و بر همه اوقات سال برترى داده‏اى، به سبب قرآن و نورى كه در آن فرو فرستاده‏اى و به سبب آنكه ایمان را در آن ماه مضاعف ساخته‏اى، و روزه را در آن ماه واجب كرده‏اى، و بپا خاستن براى عبادت را در آن ترغیب فرموده‏اى، و شب قدر را در آن تجلیل نموده‏اى: آن شب قدر را كه خود از هزار ماه بهتر است. ما را به سبب آن بر سایر امتها تفضیل داده‏اى، و به فضیلت آن بجاى اهل ملتها برگزیده‏اى از این رو روزش را - بفرمان تو - روزه داشتیم. و شبش را - بیارى تو - به عبادت برخاستیم. در حالى كه بوسیله صیام و قیامش خود را در معرض آن رحمتى كه ما را بر آن عرضه كرده‏اى در آوردیم، و آن را وسیله ثواب تو قرار دادیم. و تو به عطاى خواسته‏ها قادرى و به آنچه از فضل و احسانت مسئلت شود بخشنده‏اى و به هر كس كه آهنگ قرب تو كند نزدیكى. و این ماه در میان ما ستوده زیست، و با ما پسندیده مصاحبت كرد و بهترین سودهاى جهانیان را بهره ما ساخت، و آنگاه به هنگام پایان یافتن وقت و سرآمدن مدت و كامل شدن شماره‏اش از ما جدا شد، پس ما آن را مانند كسى وداع مى‏كنیم كه فراقش بر ما دشوار آمده و روى بر تافتنش ما را به وحشت افكنده، و او را بر ذمه ما پیمانى نگاه داشتنى، و حرمتى رعایت كردنى، و حق گزاردنى لازم شده. از این رو همگى مى‏گوئیم: سلام بر تو اى بزرگترین ماه خدا، و اى عید دوستان خدا - سلام بر تو - اى گرامى‏ترین مصاحب از میان اوقات، و اى بهترین ماه در ایام و ساعات. سلام بر تو. اى ماهى كه بر آمدن كامها در آن آسان و اعمال نیك در آن منتشر و فراوان است.

سلام بر تو اى همنشینى كه چون پدید آید احترامش بزرگ، و چون ناپدید شود فقدانش دردناك است. و اى مایه امیدى كه فراقش رنج افزا است. سلام بر تو اى همدمى كه چون رو آورد مایه انس شد، و شادى انگیخت، و چون سپرى شد، وحشت افزود، و متألم ساخت. سلام بر تو اى همسایه‏اى كه دلها در جوار آن رقت گرفت، و گناهان در آن كم شد.

سلام بر تو اى یارى دهنده‏اى كه ما را در مبارزه شیطان یارى داد، و اى رفیقى كه راههاى احسان را هموار ساخت.

سلام بر تو، چه بسیارند آزاد شدگان خدا در دوران تو، و چه نیكبخت است به سبب تو كسى كه احترامت را منظور داشته است. سلام بر تو كه چه زداینده بودى گناهان را! و چه پوشنده بودى انواع عیبها را!

سلام بر تو، چه طولانى بودى بر گناهكاران! و چه با هیبت بودى در دلهاى مؤمنان. سلام بر تو اى ماهى كه روزها با تو سر همسرى ندارند، سلام بر تو كه از هر جهت موجب سلامتى. سلام بر تو، كه همنشینیت مكروه، و معاشرتت نكوهیده نیست. سلام بر تو، همچنانكه با ارمغان بركات بر ما وارد شدى، و آلودگى گناهان را از ما فرو شستى. سلام بر تو، كه وداع با تو از روى خستگى، و ترك روزه‏ات از سر ملالت نیست. سلام بر تو، كه پیش از آمدن در آرزوى تو بودیم، و پیش از رفتن از اندیشه فراقت محزونیم.

سلام بر تو، چه بسا بدیها كه به یمن تو از جانب ما گشته، و چه خوبیها كه به بركت تو بر ما روان شده!

سلام بر تو، و بر شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است. سلام بر تو، دیروز چه سخت به تو دل بسته بودیم، و فردا چه بسیار بتو مشتاق خواهیم بود!

سلام بر تو، و بر فضیلتت كه از آن محروم شدیم، و بركات گذشته‏ات كه از ما ربوده شد .

خدایا، ما اهل این ماهیم كه ما را به آن تشریف بخشیدى، و ما را براى حق‏شناسى آن توفیق دادى. در آن زمان كه بدبختان قیمت وقتش را نشناختند. و به علت بدبختى خود از فضل آن محروم ماندند. و توئى سرپرست ما در شناختن فضیلتش، كه ما را براى آن برگزیدى، و وظائفش كه ما را به آن رهبرى كردى. و ما - با اعتراف به تقصیر - به توفیق تو صیام و قیامش را عهده‏دار شدیم. و اندكى از بسیار را بجا آوردیم .

خدایا، پس از سر اعتراف به بدكردارى و به آیین اقرار بر سهل انگارى حمد تو مى‏گوئیم و پشتیمانى قطعى دلها، و عذر صادقانه زبانهامان را بتو اختصاص مى‏دهیم پس ما را بر تقصیرى كه بما اصابت كرده، اجرى عطا كن كه به نیروى آن خیرى را كه دلخواه ما است دریابیم و اندوخته‏هائى را كه مورد علاقه شدید ما است به عوض بستانیم. و عذر ما را در تقصیر از پرداخت حق خود بپذیر، و آینده عمر ما را به ماه رمضان دیگر برسان. و چون ما را به ماه رساندى بر انجام عبادتى كه زیبنده تو باشد یارى ده، و بر قیام به طاعتى كه لایق موجب تدارك حق تو در آن دو ماه كه از ماههاى زمان است، بدست ما جارى كن.

خدایا، هر معصیت صغیره یا كبیره‏اى كه در این ماه پیرامون آن گشته‏ایم، یا گناهى كه به آن آلوده شده‏ایم، یا خطائى كه مرتكب گشته‏ایم: از روى عمد یا فراموشى، به ستم كردن بر خود یا به هتك حرمت دیگرى، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از آن در پرده ستارى خود بپوشان، و به عفوت از ما در گذر، و ما را در آن ماه نصب العین شماتت كنندگان مساز. و زبان طعنه زنندگان را بر ما مگشاى، و ما را به مهربانى بى‏پایان و فضل كاستى ناپذیرت به كارى بگمار كه سبب فرو نهادن و پوشاندن آن چیز شود كه در آن ماه بر ما نمى‏پسندى .

خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و مصیبت رفتن ماه ما را جبران كن، و روز عید و روزه گشودنمان را بر ما مبارك ساز و آن را از بهترین روزهائى قرار ده كه بر ما گذشته است: جالبترین روزها براى عفو، و پاك كننده‏ترین روزها براى گناه و گناهان پنهان و آشكار ما را بیامرز.

خدایا، با بیرون رفتن این ماه، ما را از گناهانمان بیرون آور، و همراه خارج شدنش ما را از بدیهامان خارج ساز. و ما را از خوشبخت‏ترین اهل این ماه بوسیله این ماه، و از پرنصیب‏ترین ایشان در این ماه و از بهره‏مندترین ایشان در این ماه قرار ده .

خدایا، هر كس كه این ماه را چنانكه شایسته رعایت است رعایت كرده، و حرمتش را چنانكه شرط نگهدارى است نگاه داشته، و به حدودش چنانكه شایسته قیام است بپاخاسته، و از گناهان خود، چنانكه حق پرهیزكارى است، پرهیز كرده، یا بوسیله تقربى بتو نزدیكى جسته: كه تو را از خود راضى، و رحمتت را به او معطوف ساخته، پس مانند آنچه به او بخشیده‏اى از توانگرى خود بما ببخش، و چندین برابر آن را از فضل خود بما عطا كن. زیرا كه فضل تو كاستى نمى‏گیرد، و خزانه‏هایت نقصان نمى‏پذیرد، بلكه افزون مى‏شود، و كانهاى احسان تو، فانى نمى‏شود، و همانا كه بخشش گوارا، بخشش تو است.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مانند ثوابهاى آن كس را براى ما بنویس كه تا روز رستاخیز در آن ماه روزه داشته، یا در عبادت تو كوشیده است .

خدایا، در این روز كه آن را براى مؤمنان عید و شادى، و براى اهل ملت خود روز اجتماع و تعاون قرار دادى، پیش تو توبه مى‏كنیم: از هر گناهى كه مرتكب شده‏ایم، یا هر كار بدى كه از پیش فرستاده‏ایم، یا اندیشه بدى كه در دل داشته‏ایم: توبه كسى كه خیال بازگشت به گناه در دل ندارد، و پس از توبه به خطا باز نمى‏گردد: توبه خالصى كه از شك و ریب پیراسته باشد. پس آن را از ما بپذیر، و از ما خشنود شو، و ما را بر آن ثابت بدار .

خدایا،ترس از عذاب وعید، و شوق به ثواب موعود را روزى ما ساز، تا لذت آنچه را كه از تو مسألت مى‏كنیم و شدت اندوه آنچه را كه از آن بتو پناه مى‏بریم در یابیم. و ما را نزد خود از توبه كنندگانى قرار ده كه محبتت را بر ایشان لازم ساخته‏اى، و بازگشتشان را به طاعت خود، پذیرفته‏اى. اى عادلترین عادلان.

خدایا، بر محمد پیغمبر ما و آل او رحمت فرست، همچنانكه بر فرشتگان مقرب خود رحمت فرستادى. و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانكه بر پیغمبران مرسلت رحمت فرستادى و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانكه بر بندگان صالحت رحمت فرستادى، و بهتر از آن اى پروردگار جهانیان: چنان رحمتى كه بركتش بما برسد، و نفعش بما عاید شود و به موجب آن دعایمان مستجاب گردد، زیرا كه تو كریمتر كسى هستى كه بر او توكل كنند و بخشنده‏تر كسى هستى كه از فضلش مسئلت نمایند. و تو بر هر چیز قدرت بى‏نهایت دارى.

دعای چهل و ششم

كه چون از نماز باز مى‏گشت رو به قبله مى‏ایستاد و مى‏گفت:

اى كسى كه رحم مى‏كنى بر آنكه بندگان به او رحم نمى‏كنند. و اى كسى كه مى‏پذیرى كسى را كه كشورها او را نمى‏پذیرند. و اى كسى كه اصرار كنندگان درگاه خود را ناامید نمى‏سازى. و اى كسى كه دست رد بر سینه واثقان به محبت و پر توقعان در مسئلت نمى‏گذارى. و اى كسى كه هدیه بى‏مقدار را بر مى‏گزینى، و در برابر اندك عملى كه برایت انجام دهند جزا مى‏بخشى. و اى كسى كه عمل كوچك را مى‏پذیرى و مزد بزرگ مى‏دهى. و اى كسى كه هر كس بتو نزدیك شود به او نزدیك مى‏شوى. و اى كسى كه هر كه از تو روى بگرداند او را بسوى خود مى‏خوانى. و اى كسى كه نعمت خود را تغییر نمى‏دهى و به انتقام شتاب نمى‏كنى، و اى كسى كه نهال كار نیك را به بار مى‏آورى تا آن را بیفزائى، و از كار بد در مى‏گذرى تا آن را ناپدید سازى. كاروان آرزوها پیش از آنكه به منتهاى كرم تو رسند با حاجتهاى روا شده باز آمدند، و جامهاى طلب به فیض جود تو لبریز شدند، و اوصاف به كنه نعت تو نرسیده از هم گسیختند، زیرا عالیترین بارگاه علو بر فراز هر عالى و جلیل‏ترین دستگاه مجد، فوق هر جلالى مخصوص تو است. هر بزرگى در برابر بزرگى تو كوچك، و هر شریفى در جنب شرف تو خوار است. آنانكه بسوى غیر تو كوچ كردند، ناامید شدند، و كسانى كه جز ترا طلبیدند زیان بردند، و آنانكه به درگاه غیر تو فرود آمدند تباه شدند، و نعمت خواهان از غیر فضل تو دچار قحطى گشتند. در خانه احسان تو بر روى خواهندگان باز، و عطایت براى سائلان رایگان، و فریاد رسیت به داد خواهان نزدیك است. امیدواران از تو ناامید نمى‏شوند، و طالبان از عطایت محروم نمى‏مانند، و آمرزش خواهان به عقوبتت بدبخت نمى‏گردند. خوان روزیت براى گنهكاران نهاده، و حلمت براى آنانكه با تو دشمنى كردند آماده است. عادتت احسان در باره بدرفتاران، و طریقتت شفقت بر تجاوز كاران است. چندانكه مداراى تو ایشان را از بازگشت غافل ساخته، و مهلت دادنت آنان را از باز ایستادن، باز داشته. در صورتى كه تو از آن جهت با ایشان مدارا كرده‏اى كه به فرمان تو باز گردند. و از آن رو مهلتشان داده‏اى كه بر دوام ملك خود واثق بوده‏اى. پس هر كه شایسته نیكبختى بوده كارش را به نیكبختى فرجام داده‏اى، و هر كه را سزاوار بدبختى بوده خوار و دچار بدبختیش ساخته‏اى. همگى در چنبر فرمان توأند، و مآل كارشان وابسته امر تو است، طول مدت سركشى ایشان تسلطت را فرو نكاسته و از تأخیر باز خواست ایشان برهانت باطل نشده. حجتت قائم و سلطنتت ثابت و بى‏زوال است. پس عذاب پاینده آن را است كه از تو رخ بر تافته، و ناامیدى خوار كننده كسى را است كه از تو ناامید شده، و بدترین بدبختیها براى كسى است كه به حلم تو مغرور گشته. چه بسیار شكنجه‏هاى گوناگون كه خواهد چشید! و چقدر سرگشتگیش در عقاب تو طول خواهد كشید! و چه دیر هنگام گشایش گرفتاریش خواهد رسید! و چه ناامیدیئى كه از زود رهیدن خواهد دید! همه این امور از روى عدل در قضاى تو است كه در آن جور نمى‏كنى، و از سر انصاف در حكم تو است كه ستم در آن روا نمى‏دارى. زیرا تو حجتهایت را متواتر ساخته‏اى، و بیان دلیل‏هایت را از دیر باز ادامه داده‏اى، و پیش از حدوث حادثه تهدید خود را اعلام فرموده‏اى، و در ترغیب و تشویق آئین لطف بكار برده‏اى، و براى تفهیم حقائق مثلها زده‏اى، و با آنكه بر شتاب قادر بودى مهلت را طولانى ساخته‏اى، و زمان مؤاخذه را به تأخیر افكنده‏اى، در حالى كه بر پیش‏دستى نیرو داشتى مكث و درنگ كرده‏اى. مداراى تو نه از روى عجز، و مهلت دادنت نه از باب ضعف، و خودداریت نه از جهت غفلت و تعویق افكندن مؤاخذه‏ات نه از روى مدارا، بلكه براى آن است كه حجتت رساتر و كرمت كاملتر، و احسانت وافى‏تر، و نعمتت تمامتر باشد. همه این امور از تواتر حجتها و بیان دلیلها و امثال اینها سنتى ازلى است كه جارى بوده است در حالى كه تو از ازل بوده‏اى، و نظامى ابدى است كه جارى خواهد ماند در حالى كه تو تا ابد خواهى بود و حجت تو اجل از آن است كه همگى صفاتش به وصف در آید، و شرف و عزتت بالاتر از آن است كه كنه آن در حدى بگنجد، و نعمتت بیشتر از آن است كه همه آن بشمار آید، و احسانت فزونتر از آن است كه حتى بر كمترین آن شرط سپاس به پیشگاه تو گزارده شود. و اكنون خاموشى مرا از ادامه و تكرار سپاس تو ناتوان ساخته، و خوددارى از تمجیدت زبانم را از كار انداخته است. و آخرین حد توانائیم - اى معبود من - آن است كه از سر عجز نه از بى‏رغبتى به درماندگى اقرار كنم. پس اینك منم كه براى حاجت خود آهنگ درگاه تو مى‏كنم. و پذیرائى و كمك از تو مى‏خواهم پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و راز مرا بشنو و دعایم را مستجاب كن، و روز مرا با ناامیدى به پایان مبر، و در مسئلتم دست رد بر سینه‏ام مگذار، و رفتنم را از نزد خود و بازگشتنم را بسوى خود با احترام توأم ساز. زیرا تو در هر چه اراده كنى دچار سختى نمى‏شوى، و از برآوردن خواهشها فرو نمى‏مانى، و تو بر هر چیز قدرت بى‏پایان دارى، و هیچ كس را تاب و توانائى نیست، جز به نیروى خداى بلند مرتبه عظیم.

دعای چهل و هفتم

سپاس خدائى را كه پروردگار جهانیان است .

خدایا سپاس ترا اى پدید آورنده آسمانها و زمین اى صاحب بزرگى و اعزاز اى پروردگار پروردگاران، و اى معبود هر معبود و اى آفریننده هر مخلوق و اى وارث هر چیز. توئى آن خدائى كه چیزى به او نمى‏ماند، و علم چیزى از او پوشیده نمى‏ماند، و او به هر چیز محیط و همه چیز را نگهدار است. توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه یكتاى بى‏همتاى فرد بى‏مانندى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه كریم به منتهاى كرم و عظیم در نهایت عظمت و بزرگ در كمال بزرگى هستى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه بلند مرتبه و در منتهاى بلندى مقام و شدید الانتقامى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه بخشنده و مهربان و دانا و بر حقیقت اشیاء واقفى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه شنوا و بینا و قدیم و آگاه بر اسرارى و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه كریمى، و در كرم از همه افزونى، و دائم و جاویدى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه پیش از هر چیز آغازى و پس از هر شمار انجامى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه در اوج بلندى خود نزدیك، و در نزدیكى خود بلندى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه صاحب جمال و بزرگى و كبریا و ستایشى. و توئى خدائى كه نیست معبودى جز تو كه همه چیز را بدون اصل و مایه‏اى، پدید آورده‏اى و صورتها را بدون انگاره نقش بسته‏اى، و ساخته‏ها را بدون اقتباس ساخته‏اى. توئى ك هر چیز را به مقیاس حكمت اندازه گرفته‏اى، و هر چیز را براى انجام وظیفه‏اى روبراه كرده‏اى، و «ما سوا» را سامان بخشیده‏اى .

توئى كه در آفرینشت شریكى ترا كمك نداده، و در فرمانروائیت وزیرى برایت وزارت نكرده، و ناظر و نظیرى براى تو نبوده. توئى كه اراده كرده‏اى، پس اراده‏ات لازم گشته، و داورى كرده‏اى، پس داوریت بر آئین عدل بوده، و حكم كرده‏اى پس حكمت بر اساس انصاف بنیاد شده. توئى كه مكانى ترا فرا نمى‏گیرد، و در برابر سلطنتت سلطانى بپا نخاسته و برهان و بیانى ترا عاجز نساخته است. توئى كه همه چیز را یكایك بشمار آورده‏اى، و براى هر چیز مدتى قرار داده‏اى، و هر چیز را به مقیاس حكمت اندازه گرفته‏اى. توئى كه پرواز شاهباز وهم به اوج ذاتت نرسیده، و دست فهم از دامن كیفیتت كوتاه مانده، و مكانى ندارى كه به چشم ما درك شود. توئى كه پایان ندارى، تا محدود گردى و به چیزى مانند نشده‏اى تا به قیاس تمثیل به ادراك در آئى، و فرزندى نیاورده‏اى تا زائیده شده باشى. و توئى كه ضدى با تو نیست تا با تو منازعه كند و همتائى برایت نیست تا بر تو پیروز شود، و كسى در گوهر با تو شریك نیست تا با تو برابرى كند توئى كه آغاز كرده‏اى و اختراع نموده‏اى، و از نو پدید آورده‏اى، و نقش تازه بكار بسته‏اى، و ساختمان هر چه را ساخته‏اى محكم نهاده‏اى. منزهى تو! چه بزرگ است شأن تو! و چه بلند است در همه جا منزلت تو! و چه آشكار ساخته است حق را فرقان تو! منزهى تو! اى صاحب لطفى كه چه بسیار است لطفت! و اى مهربانى كه چه بسیار است مهربانیت! و اى حكیمى كه چه بسیار است شناسائیت! منزهى تو! اى پادشاهى كه چه عزیز و نیرومند است سلطنتت! و اى صاحب جودى كه چه عظیم است توانگریت! و اى بلند پایه‏اى كه چه بلند است پایگاه رفعتت! تو صاحب جمال و بزرگى و كبریاء و ستایشى: منزهى تو! دست خود را به خیرات گشوده‏اى، و هدایت از جانب تو شناخته شده است پس هر كه ترا براى دین یا دنیا طلب كند ترا خواهد یافت. منزهى تو! هر كه در عالم علمت گذشته در پیشگاهت خضوع كرده، و هر چه زیر عرش تو است در برابر عظمتت به زانوى خشوع در آمده و همگى آفریدگانت براى تو رشته تسلیم به گردن نهاده‏اند. منزهى تو! با هیچ یك از حواس برونى و درونى احساس نمى‏گردى، و با دست سودن و تماس جسم درك نمى‏شوى،. كسى را نیروى حیله گرى با تو، و دور ساختن تو، و نزاع با تو، و غلبه بر تو، و جدال با تو، و فریب دادن تو، و مكر كردن با تو نیست. منزهى تو! راه تو كوبیده و هموار است، و كار و گفتار تو حق و صواب است، و زنده جاوید و مرجع حاجتها توئى. منزهى تو! گفتارت حكمت، و فرمانت لازم، و اراده‏ات جازم است. منزهى تو! مشیتت را رد كننده‏اى و، كلماتت را تغییر دهنده‏اى نیست. منزهى تو! اى صاحب آیات درخشان، و اى نقشبند دستگاه آسمان، و اى آفریننده روان انسان. سپاس ترا سپاسى كه به دوام تو دائم ماند. و سپاس ترا، سپاسى كه به نعمت تو جاوید بپاید. و سپاس ترا، سپاسى كه با كردار و احسانت برابر باشد، و سپاس ترا سپاسى كه بر خشنودیت بیفزاید. و سپاس و شكر ترا، سپاسى كه با سپاس هر سپاسگزارى توأم باشد، و شكرى كه شكر هر شاكرى از آن فرو ماند: سپاسى كه سزاوار غیر تو نباشد، و وسیله تقرب به غیر تو نشود: سپاسى كه موجب دوام سپاس اول گردد، و بوسیله آن دوام سپاس آخر درخواست شود سپاسى كه بر گردش زمانها مضاعف گردد، و به افزایشهاى پیاپى فزونى گیرد: سپاسى كه حساب داران از شمردنش فرو مانند، و از آنچه نویسندگان در نامه‏ات نوشته‏اند افزون شود: سپاسى كه با عرش بزرگت هم سنگى كند، و با كرسى بلند پایه‏ات برابرى نماید: سپاسى كه ثوابش از جانب تو كامل شود، و مزدش همه مزدها را فرا گیرد: سپاسى كه برونش با درون و درونش با صدق نیت موافق باشد: سپاسى كه هیچ آفریده بمانند آن ترا سپاس نكرده باشد، و جز تو هیچ كس فضل آن را نشناسد: سپاسى كه هر كس در انجامش كوشش كند از جانب تو یارى شود و هر كه كمانش را بكشد از نیروى تو تأیید گردد: سپاسى كه هر چه سپاس آفریده‏اى جمع كند، و هر چه را بعد از این بیافرینى در رشته انتظام كشد: سپاسى كه هیچ سپاس از آن به سخن تو نزدیكتر و هیچ كس از آن كس كه این گونه سپاس گوید سپاسگزارتر نباشد. سپاسى كه به كرمت به سبب فراوانیش موجب افزونى نعمتها شود، و تو خود به آئین تفضل آن را پیاپى با افزونى پیوسته سازى. سپاسى كه زیبنده ذات كریم تو باشد، و با عز جلالت برابرى كند.

پروردگارا، بر محمد و آل محمد - كه برگزیده و پسندیده و گرامى و مقرب است - بهترین رحمتهاى خود را بفرست و او را به كاملترین بركاتت بركت ده، و با كام بخش‏ترین مهربانیت در باره‏اش مهربانى كن.

پروردگارا بر محمد و آلش رحمت فرست، چنان رحمت پاكیزه‏اى كه پاكیزه‏تر از آن رحمتى نباشد. و رحمت فرست بر او، رحمت فزاینده‏اى كه فزاینده‏تر از آن رحمتى صورت نبندد. و رحمت فرست بر او رحمت خشنودئى كه رحمتى برتر از آن صورت نبندد .

پروردگارا، بر محمد و آلش رحمت فرست. رحمتى كه او را خشنود سازد، و از خشنودیش افزون گردد و رحمت فرست بر او رحمتى كه ترا خشنود سازد، و بر خشنودیت از او فزونى گیرد. و رحمت فرست بر او رحمتى كه جز آن را بر او نپسندى، و غیر او را سزاوار آن رحمت ندانى .

پروردگارا، بر محمد و آلش رحمت فرست، رحمتى كه صلوات فرشتگان و پیغمبران و رسولان و پیروان ترا به رشته انتظام آورد، و بر صلوات بندگانت از جن و انس و پذیرندگان دعوتت مشتمل باشد، و صلوات هر كه را از انواع خلق خود كه آفریده‏اى و پدید آورده‏اى مجتمع سازد.

پروردگارا، رحمت فرست بر او و آلش، چنان رحمتى كه بر هر رحمت دیرینه و تازه‏اى محیط باشد. و رحمت فرست برا او و آلش، چنان رحمتى كه نزد تو و نزد غیر تو پسندیده باشد، و همراه آن رحمتهائى بیافرینى كه هنگام آفریدن آنها رحمتهاى نخستین را دو چندان سازى، و بر گردش روزگار در جریان افزایش گذارى، تا غیر تو كسى آن را نتواند شمرد.

پروردگارا، رحمت فرست بر پاكیزه‏تران از اهل بیت او كه ایشان را براى - قیام به امر خود برگزیده‏اى، و خزانه داران علم، و نگهداران دین، و جانشینان خویش در زمین، و حجتهاى خویش بر بندگان خود قرار داده‏اى، و ایشان را به خواست خود از پلیدى و آلودگى یكباره پاك كرده‏اى، و وسیله توسل به خود و راه بهشت خود ساخته‏اى .

پروردگارا، رحمت فرست بر محمد و آلش، چنان رحمتى كه بوسیله آن بخشش و كرامت را در باره ایشان بزرگ گردانى، و همه چیز را از عطایا و تبرعات خود را در باره ایشان كامل سازى، و بهره ایشان را از عوائد و فوائد خود سرشار كنى.

پروردگارا، رحمت فرست بر او و بر ایشان، رحمتى كه آغازش را حدى، و مدتش را فرجامى، و آخرش را پایانى نباشد.

پروردگارا، بر ایشان رحمت فرست، به وزن عرش خود، و آنچه زیر عرش است، و به گنجایش آسمانهایت، و آنچه بالاى آنها است، و به شمار زمینهایت، و آنچه در زیر آنها و میان آنها است. چنان رحمتى كه ایشان را بوسیله آن به كمال قرب خود رسانى و براى تو و ایشان مایه خشنودى شود، و جاودانه به نظائر آن رحمتها پیوسته باشد.

خدایا تو در هر زمان دین خود را بوسیله پیشوائى تأیید فرموده‏اى كه او را براى بندگانت به عنوان علم و در كشورهایت بجاى نورافكن بر پا داشته‏اى: پس از آنكه پیمان او را به پیمان خود در پیوسته، و او را وسیله خشنودى خود ساخته‏اى و طاعتش را واجب كرده‏اى. و از نافرمانیش بیم داده‏اى، و به اطاعت فرمانهایش و به باز ایستادن در برابر نهیش و سبقت نجستن بر او و واپس نماندن از او فرمان رانده‏اى پس او نگهدار پناهندگان، و ملجأ مؤمنان، و دستاویز متمسكان، و جمال جهانیان است.

خدایا پس ولى خود را به شكر آنچه بر او انعام فرموده‏اى. ملهم ساز. و ما را همچنان به شكر نعمت وجود او ملهم فرماى، و او را از جانب خود سلطنتى یارى دهنده عطا فرماى، و درهاى كامیابى و پیروزى را به آسانى بر او بگشاى، و او را به نیرومندترین تكیه گاه خود مدد ده، و پشت گرم ساز. و بازویش را نیرو بخش، و به چشم عنایت منظورش دار، و به نگهداریت حمایتش كن، و به فرشتگانت یاریش ده، و او را به پیروزترین سپاهت امداد فرماى، و كتاب و حدود خود و شریعتها و سنتهاى پیغمبرت را (كه رحمتهایت بر او و آل او باد) بوسیله او بپا دار، و آنچه را از نشانه‏هاى دینت كه ستمكاران میرانده‏اند بوسیله او زنده ساز. و زنگ جور ظالمان را به مدد او از شریعتت بزداى، و سختى ناهموارى را بوسیله او از راه خود برطرف كن، و منحرفین از صراط خود را بوسیله او از میان بردار، و آنان را كه قصد كج ساختن راه راست تو دارند هلاك نماى، و دل ولى خود را در باره دوستانت نرم كن، و دستش را بر دشمنانت گشوده ساز، و مهربانى و رحمت و عطوفت و شفقتش را بما ارزانى دار، و چنان كن كه ما از شنوندگان و مطیعان او شویم، و در راه رضایش پوینده و در نصرت او و دفاع از او یارى كننده باشیم .

و به این وسیله بسوى تو و پیغمبرت كه رحمتهایت اى بار خداى بر او و آلش باد تقرب جوئیم .

خدایا و رحمت فرست بر دوستان ایشان كه معترف به مقام، و تابع راه روشن، و پیرو آثار، و چنگ زننده به دستاویز، و متمسك به دوستى، و مقتدى به امامت، و گردن نهنده فرمان، و كوشنده در طاعت، و منتظر ایام دولت، و چشم دوخته بر ایشانند: رحمتهاى با بركت و پاكیزه و فزاینده‏اى كه بامدادان و شامگاهان در رسند. و درود فرست بر ایشان و بر جانهاشان، و كارشان را بر اساس تقوى فراهم ساز و احوالشان را به صلاح آور، و توبه ایشان را بپذیر زیرا كه توئى توبه‏پذیر مهربان، و بهترین آمرزندگان. و ما را به رحمت خود در دار السلام بهشت با ایشان قرار ده. اى مهربانترین مهربانان .

خدایا این روز عرفه روزى است كه آن را تشریف بخشیده‏اى، و گرامى داشته‏اى، و عظمت داده‏اى: رحمتت را در آن گسترده‏اى، و عفوت را در آن انعام فرموده‏اى، و عطایت را در آن فراوان كرده‏اى، و بوسیله آن بر بندگانت تفضل فرموده‏اى .

خدایا و من آن بنده توئم كه پیش از آفریدنش و پس از خلقتش بر او انعام كرده‏اى، پس او را از كسانى قرار داده‏اى كه به دین خود رهبرى نموده‏اى و بر انجام حق خود توفیق داده‏اى و او را با رشته ولایت و دین خود نگاه داشته‏اى، و در حزب خود وارد كرده‏اى، و به دوستارى دوستانت و دشمنى دشمنانت ارشاد فرموده‏اى. با این همه او را فرمان داده‏اى پس فرمان نبرده، و منع كرده‏اى پس باز نایستاده، و از نافرمانى خود نهى كرده‏اى، پس از طریق امر تو، به نهیت شتافته: نه از روى عناد با تو، و نه از جهت گردن كشى بر تو. بلكه هواى نفسش او را به آنچه تو از آنش رانده و ترسانده‏اى فرا خوانده و دشمن تو و دشمن او وى را بر آن یارى كرده، تا در حال معرفت به تهدید و امیدوارى به عفو و وثوق به گذشت تو بر آن كار اقدام كرده، در صورتى كه او - با وجود آن همه انعامى كه در باره‏اش فرموده‏اى - سزاوارترین بندگان تو بود كه به آن كار اقدام نكند. و اینك منم در پیشگاهت كه خوار و ذلیل و خاضع و خاشع و ترسان، و به گناه عظیمى كه بر دوش كشیده‏ام و به خطاهاى بزرگى كه مرتكب شده‏ام معترفم، و از عفو تو پناه خواه، و به رحمت تو ملتجیم. و یقین دارم كه امان دهنده‏اى مرا از تو امان نمى‏دهد، و باز دارنده‏اى مرا از تو باز نمى‏دارد. پس در برابر این اعتراف و عقیده ستر و پوششى را كه بر گناهكار مى‏پوشى بر من بپوش، و عفوى را كه به تسلیم شونده خود مى‏بخشى بمن ببخش، و آمرزشى را كه چون به شخص امیدوار عطإ؛ه‏هّ‏ّ كنى در نظرت بزرگ نمى‏نماید. بر من انعام نماى. و در این روز مرا بهره‏اى قرار ده كه بوسیله آن به نصیبى از خشنودى تو برسم. و مرا از چیزى كه بندگان كوشا در عبادتت به ارمغان مى‏آورند تهیدست بر مگردان. و من اگر چه اعمال شایسته‏اى را كه ایشان پیش فرستاده‏اند، نفرستاده‏ام، ولى توحید ترا نفى اضداد و امثال و اشباه از ترا پیش فرستاده‏ام، و از آن درها كه تو خود فرمان داده‏اى تا از آن بسوى تو آیند آمده‏ام، و به آنچه كسى جز با تقرب به آن به قرب تو نرسد تقرب جسته‏ام. آنگاه بازگشت بسوى تو، و خوارى و زارى در پیشگاه تو، و نیكبینى نسبت بتو، و اعتماد به رحمت تو را بدرقه آن كرده‏ام. و امید بتو را، كه كم وقتى امیدوار از آن ناامید مى‏شود، ضمیمه آن ساخته‏ام، و مانند مسئلت شخص حقیر خوار نیازمند فقیر ترسنده امان خواهنده از تو مسئلت كرده‏ام. و به این احوال مسئلتم از روى ترس و زارى و پناه خواهى و ملجأ طلبى است نه از روى گردن كشى كبر آمیز متكبران، و نه از روى بلند پروازى و نه از روى جرأت و خاطر جمعى طاعت كاران، و نه از روى ترفع به اعتماد شفاعت شفیعان. و من گذشته از این اعتراف، كمترین كمتران، و خوارترین خوارتران، و مانند ذره‏اى یا كمتر از آنم پس اى كسى كه در مؤاخذه بدكاران شتاب نكرده‏اى، و اسراف كاران را نمى‏رانى، و اى كسى كه به آئین انعام از لغزندگان در مى‏گذرى و از راه تفضل خطاكاران را مهلت مى‏دهى. منم آن بدكار معترف خطاكار لغزنده. منم كه از روى تجرى در برابر تو قدم فرا نهاده‏ام. منم كه از بندگان تو پرده پوشى كرده، و با تو آشكارا به مخالفت برخاسته‏ام. منم كه از بندگان تو ترسیده و از تو ایمن شده‏ام. منم كه از هیبت تو نهراسیده و از خشم تو نترسیده‏ام. من آن جنایتكار در باره خویشم، من آنم كه در گرو بلاى خویشتنم. من آن كم آزرمم. من آن گرفتارى رنج طولانیم. ترا قسم مى‏دهم بحق آنكه او را از خلق خود برگزیده‏اى، و او را براى خود پسندیده‏اى بحق آنكه او را از آفریدگانت اختیار كرده‏اى، و براى انجام كار خود گزیده خویش ساخته‏اى، بحق آنكه طاعتش را به طاعت خود پیوسته‏اى، و نافرمانیش را مانند نافرمانى خود كرده‏اى، بحق آنكه دوستیش را به دوستى خود مقرون و دشمنیش را به دشمنى خود منضم ساخته‏اى، مرا در این روز چنان جامه عفوى بپوشان كه بر كسى مى‏پوشانى، كه با حال بیزارى از گناه نزد تو زارى كند و در حال توبه به طلب آمرزشت پناه آورد و مرا به آنگونه كه اهل طاعت و قرب و منزلت خود را سرپرستى مى‏كنى سرپرستى كن، و مرا اختصاص ده به آنچه اختصاص مى‏دهى كسى را ه به عهده تو وفا كرد، و جانش را در راه به رنج انداخت، و براى خشنودیت خسته كرد. و مرا به كوتاهى در حق تو، و تجاوز از حد خویش در محرمات تو، و گذاشتن از مرز احكامت مؤاخذه مفرماى. و بوسیله مهلت دادن بمن خام و غافلگیرم مساز؛ مانند عافلگیر كردن كسى كه خیر خود از من باز گرفت و چنان پنداشت كه بهره من تنها بدست او است، و حتى ترا هم در انعام بر من شریك و سهیم نشناخت و مرا از خواب بى‏خبران، و خواب آلودگى اسراف‏كاران، و چرت زدن مخذولان بیدار ساز، و دلم را به راهى ببر كه طاعت‏كاران را به آن گماشته‏اى و كوشش كنندگان در عبادتت را در آن مسخر ساخته‏اى، و مسامحه كاران را بوسیله آن رهانیده‏اى، و مرا پناه ده از آنچه موجب دوریم از تو شود، و میان من و بهره‏ام از تو حائل گردد، و از مقصود خویشم باز دارد. و پوئیدن راه خیرات را بسوى خود، و سبقت جستن به آنها را از آنجا كه خود فرموده‏اى، و منازعه در انجام و اعمال خیر را، بر آن گونه كه تو خواسته‏اى، برایم آسان كن، و در زمره سهل‏انگاران به تهدید و وعید خود، تباهم مساز. و در جمله كسانى كه در معرض دشمنیت در آمده‏اند هلاكم مكن، و مرا در عداد منحرفین از را خود در هم مشكن، و از گردابهاى فتنه رهائى ده، و از گلوگاه بلاها خلاص كن، و از غافلگیر شدن در امان دار، و میان من و دشمنى كه گمراهى كند، و آرزوئى كه هلاكم سازد، و عیبى كه مرا فرا گیرد حائل شو، بر آن گونه كه از كسانى رو مى‏گردانى كه پس از خشم از ایشان خشنود نمى‏شوى؛ از من رو مگردان. و از امیدوارى به عطاى خود ناامیدم مكن، كه یأس از رحمت بر من غالب شود. و چندان هم نعمت مبخش كه طاقت آن را نداشته باشم، و از فزونى محبتى كه بر من تحمیل مى‏كنى گرانبار گردم، و از پا در آیم و مرا از دست فرو مگذار مثل فرو گذاشتن كسى كه خیرى در او نباشد و تو با او كارى نداشته باشى و بازگشتى برایش نباشد. و مرا به دور میفكن مانند دور انداختن كسى كه از چشم رعایت تو افتاده باشد. و از جانب تو رسوائى او را فرا گرفته باشد بلكه از در افتادن افتادگان و وحشت گمرهان و لغزش فریب خوردگان و از ورطه هلاك شدگان دستگیریم كن، و از گرفتارئى كه طبقات غلامان و كنیزانت را به آن دچار كرده‏اى سلامت بخش و به درجات كسى برسان كه با او عنایت دارى، و بر او انعام فرموده‏اى، و از خشنود شده‏اى، و او را ستوده زنده داشته‏اى و نیكبخت مى‏رانده‏اى. و خوددارى از موجبات بطلان حسنات و بركات را طوق گردنم ساز، و دلم را به جامه امتناع از زشتیهاى سیئات، و رسوائیهاى گناهان بزرگ بپوشان، و مرا به چیزى كه جز به مدد تو آن را در نمى‏یایم مشغول مساز، و از كارى كه غیر آن ترا از من خشنود نمى‏سازد بازم دار، و محبت دنیاى پست را از دلم بركن، كه از توجه به سعادتهاى ابدیئى كه نزد تو است باز مى‏دارد، و از طلبیدن وسیله بسوى تو منع مى‏كند، و از تقرب بتو غافل مى‏سازد، و تنها بسر بردن با راز و نیاز را در شب و روز در نظرم بیاراى، و مرا عصمتى بخش كه به ترس تو نزدیكم كند، و از ارتكاب محرماتت جدایم سازد، و از اسیرى گناهان بزرگم برهاند و مرا از لوث نافرمانى بزداى و آلودگى به خطاها را از من ببر و پیراهن عافیت خود را بر من بپوشان، و رداى سلامت را در برم كن، و به خلعت نعمتهاى كامل و رساى خود مزینم ساز، و نعمتها و عطایاى خود را بر من پیاپى فرما و به توفیق و ارشاد خود تأییدم نما، و به نیت شایسته و سخن پسندیده و كار نیك یاریم ده، و بجاى قوت و قدرت خودت به قوت و قدرت خودم وا مگذار، و در آن روز كه براى لقاى خویشم بر انگیزى شرمنده‏ام مكن، و در برابر دوستانت روسوایم مساز، و یاد خود را از خاطرم مبر، و شكرت را از من سلب مكن. بلكه آن را، در حالات سهو و در مواقع غفلت جاهلان به نعمتهایت، با من ملازم ساز، و مرا ملهم كن كه بر آنچه بمن عطا فرموده‏اى ثنا گویم، و بر آنچه بسویم فرستاده‏اى اعتراف كنم، و توجهم را بسوى خود فوق توجه متوجهان، و ستایشم را در باره‏ات فوق ستایش ستایشگران قرار ده و مرا در هنگام احتیاجم فرو مگذار و بوسیله اعمالى كه بسویت فرستاده‏ام هلاك منما، و به آنچه معاندینت را با آن تلقى مى‏كنى استقبال مكن. زیرا كه من منقاد توئم، و مى‏دانم كه حجت ترا است، و توئى شایسته‏تر به تفضل، و خو كرده‏تر به احسان و اهل تقوى و شایسته آمرزشى و تو به بخشیدن سزاوارتر از عقاب كردنى، و به پرده پوشى از پرده درى نزدیكترى. پس مرا به زندگانى پاكیزه‏اى زنده بدار كه به دلخواهم انتظام پذیرد، و مرا به آنچه دوست دارم منتهى شود از رهگذرى كه ناپسند تو را در آن بجا نیاورم، و آنچه را كه تو از آن نهى كرده‏اى مرتكب نشوم و بمیران نحوه مردن كسى كه نورش در پیش رویش و از سمت راستش روان گردد، و مرا در پیشگاه خود خوار و در نزد آفریدگانت عزیز گردان، و چون با تو خلوت كنم خاشعم ساز، و در میان بندگانت سرفرازم گردان، و از كسى كه از من بى‏نیاز است بى‏نیازم كن، و بر فقر وفاقه‏ام نسبت به خودت بیفزاى، و از شادى دشمنان و حلول بلا و ذلت و رنج پناهم ده،: و در باره گناهانى كه از من دانسته‏اى مرا مانند كسى بپوشان كه اگر حلمش نمى‏بود انتقام مى‏كشید، و اگر مدارایش نمى‏بود بر گناه مؤاخذه مى‏كرد و چون در باره قومى فتنه‏اى یا بدییى بخواهى پس مرا از جهت پناه جستن بتو از آن نجات ده، و چون مرا در دنیاى خود در موقف رسوائى بپا نداشتى پس همچنین در آخرتت در چنان موقفى بپا مدار، و اوائل نعمتهایت را در باره من با اواخر آن، و فوائد دیرینه خود را با تازه‏هاى آن توأم ساز، و چندان مهلتم مده كه در اثر آن قسوت قلب پیدا كنم، و به مصیبتى كوبنده دچار مكن كه در اثر آن رونق و بهجتم برود. حقارتى بر من وارد مساز كه قدر و منزلتم بر اثر آن كوچك و پست شود، و مرا گرفتار عیبى مكن كه به علت آن مقامم مجهول ماند، و مرا چنان مترسان كه در اثر آن ناامید شوم، و آن گونه بیم مده كه در برابر آن هراسان گردم. ترسم را به بیم از تهدید خود منحصر ساز، و پرهیزم را از امهال و انذاز خود، و حال خوف و خشوعم را هنگام تلاوت آیات خود قرار ده، و شبم را آباد ساز به بیدار ساختنم براى عبادت تو و خلوت گزیدن به شب زنده دارى براى تو، و تجرد به انس با تو و گشودن بار حاجت بر در خانه تو، و سؤال مكرر از تو براى رهائى دادن از آتش و زنهار دادن از عذاب اهل جهنمت و مرا تا هنگام مرگ در طغیانم سرگردان، و در گرداب نادانیم بى‏خبر مگذار، و مایه پند پندپذیران و وسیله عبرت عبرت‏گیران قرار مده، و براى ناظرین موجب گمراهى مساز، و در زمره گرفتاران مكر خود مگذار. و هنگام انعام دیگرى را بجاى من مگزین، و نامم را از دفتر نیكبختان تغییر مده، و جسمم را در اثر بلاى دنیا و عذاب آخرت دستخوش تغیر مساز و مرا مضحكه خلق و مسخره خویش منماى. و جز پیرو رضاى خود مگردان، و جز به انتقام گرفتن از دشمنان براى خود به زحمت مینداز، و از لذت عفو و شیرینى رحمتت و روح و ریحان و بهشت نعیمت كامیاب گردان، و طعم دل پرداختن براى آنچه تو دوست دارى، و كوشش در كارى را كه موجب تقرب نزد تو است بمن بچشان، و تحفه‏اى از تحفه هایت را بسویم بفرست و تجارتم را در سفر زندگى سودمند و بازگشتم را از این سفر بى‏ضرر گردان و مرا از مقام عظمت خود بترسان، و به لقاى خود مشتاق ساز، وبه توبه‏اى خالص موفق دار كه گناهان خرد و كلان و آشكار و نهان را با آن باقى نگذارى، و كینه مؤمنان را از دلم بر كن، و قلبم را بر فروتنان مهربان كن، و با من چنان باش كه با صالحان هستى، و به زیور پرهیزكارانم بیاراى، و براى من ذكر خیرى در آیندگان و آوازه روز افزونى در پسینیان قرار ده، و به روز رستاخیز، در عرصه مهاجرین اولینم در آور، و وسعت نعمتت را بر من تمام كن، و كرامتهایش را نزد من پیاپى ساز و هر دو دستم را از عطایاى خود بیاگن و نفائس مواهبت را بسوى من سوق ده و در بوستانهاى بهشت كه براى گزیدگانت آراسته‏اى با پاكیزه‏ترین دوستانت همسایه‏ام ساز. و در مقاماتى كه براى دوستانت فراهم شده خلعت عطایاى بزرگتر را بر من بپوشان، و براى من در كنف خود جاى آسایشى قرار ده كه با آرامش در آن بیارامم، و منزلى كه در آن مسكن گزینم، و دیده را با آن روشن سازم و عقوبت مرا با گناهان بزرگم مسنج، و در آن روز كه اسرار آشكار شود هلاكم مساز. و هر شك و شبهه‏اى را از دلم بزداى، و از هر رحمتى برایم راهى بحق بگشاى، و بهره‏هاى مواهبم را از عطاى خود سرشار كن، و نصیبهاى احسان را از انعام خود بر من فراوان ساز، و دلم را به آنچه نزد تو است مطمئن كن، و همتم را یكسره بكار خود مبذول دار. و مرا به كارى بگمار كه خاصان خود را بر آن مى‏گمارى و هنگام غفلت خردها از تشخیص ارزشها طاعتت را در دلم بیامیز و توانگرى و پاكدامنى و آسایش و بى‏نیازى از خلق و تندرستى و وسعت زندگى و آرامش دل و عافیت را برایم فراهم ساز، و كارهاى نیكم را بوسیله معصیتى از معاصى تو كه در آن بیامیزد، و لذت خلوتهایم را به نعمت و محنتى از جانب تو كه براى امتحان من به آن راه یابد، تباه مساز، و آبرویم را از رو زدن به كسى از جهانیان نگاه دار و از طلبیدن آنچه نزد اهل فسق و فجور است بازم دار و پشتیبان ستمكارانم مكن و در محو كتاب تو دست و دستیار ایشانم مساز، و از آنجا كه خود نمى‏دانم، چنانم نگهبانى كن كه با آن از همه شرور محفوظم دارى، درهاى توبه و رحمت و مهربانى و روزى وسیعت را بر من بگشاى، زیرا كه من از رو آورندگان بتوئم و انعامت را در باره‏ام كامل ساز. زیرا كه تو بهترین نعمت دهندگانى. و بازمانده عمر مرا براى طلب خوشنودى خودت در حج و عمره قرار داده، اى پروردگار جهانیان. و خداى رحمت فرستد بر محمد و آل او كه پاكیزگان و پاكانند. و جاودانه سلام بر او و بر ایشان باد.

دعای چهل و هشتم

خدایا این، روزى مبارك و با میمنت است و مسلمین در اطراف زمین تو در این روز مجتمعند: مسئلت كننده و خواهنده و امیدوار و ترسنده ایشان، همه در یكجا براى نماز حاضر مى‏شوند، و ناظر در حوائج ایشان توئى. پس ترا به جود و كرمت و آسانى مسئلتم پیش تو - سؤال مى‏كنم كه بر محمد و آلش رحمت فرستى. و اى بار خداى، اى پروردگار ما - به عنوان آنكه پادشاهى و ستایش ترا است، و جز تو معبودى نیست و تو بردبار و بزرگوار و مهربان و نعمت بخش و صاحب جلال و اكرام و پدید آورنده آسمانها و زمینى از تو مى‏خواهم كه بهره و نصیب مرا سرشار سازى: از هر نیكى یا عافیت یا بركت یا هدایت یا توفیق طاعت یا خیرى كه بر محمد و آلش انعام مى‏كنى، و بوسیله آن بسوى خود هدایتشان مى‏نمائى. یا درجه‏اى كه پیش خود براى ایشان بلند مى‏سازى، یا بوسیله آن بهره‏اى از دنیا و آخرت به ایشان همى بخشى.

خدایا به عنوان آنكه پادشاهى و ستایش ترا است كه معبودى جز تو نیست، از تو مسئلت مى‏كنم كه رحمت فرستى بر محمد: بنده و فرستاده و دوست و برگزیده‏ات، و مختار از آفریدگانت، و بر آل محمد كه نیكوكاران، و پاكان و خیر خواهانند چنان رحمتى كه كسى جز تو شمردن آن را نتواند، و از تو مسئلت مى‏كنم كه ما را در دعاى شایسته هر یك از بندگان مؤمنت كه در این روز ترا بخواند شریك سازى.

اى پروردگار جهانیان، و اینكه ما و ایشان را بیامرزى زیرا تو به هر چیز قدرت بى‏پایان دارى.

خدایا حاجتم را بسوى تو آورده‏ام، و بار فقر و فاقه و مسكنتم را در این روز بر در خانه تو فرو نهاده‏ام، و من به آمرزش و رحمت تو مطمئن‏ترم تا به عمل خود، و آمرزش و رحمت تو وسیعتر از گناهان من است. پس رحمت فرست بر محمد و آلش، و بر آوردن هر حاجتى را كه دارم. به قدرتت بر آن، و آسان بودنش بر تو، و به سبب احتیاج من بتو و بى‏نیازى تو از من - تو خود بر عهده گیر. زیرا كه من هرگز به خیرى نرسیده‏ام، مگر از جانب تو. و هرگز كسى بدییى را از من برنگردانده است مگر تو. و در كار آخرت و دنیاى خود به كسى امید ندارم غیر از تو.

خدایا هر كس براى كوچ كردن بسوى مخلوقى - به امید صله و عطایاى او و طلب بخشش و جایزه او - آماده و مهیا و معد و مستعد شود، پس مهیا شدن و ساز و برگ ساختن و آماده كردن و آماده شدن من، امروز، به امید عفو و صله تو و طلب بخشش و جایزه تو است .

خدایا پس بر محمد و آل محمد رحمت فرست. و در این روز آن امید مرا مبدل به ناامیدى مكن، اى كسى كه خواهش خواهنده‏اى او را از عطا باز نمى‏دارد. و بخشیدن عطائى از توانگریش نمى‏كاهد. زیرا كه من از جهت اطمینانم به كردار شایسته‏اى كه از خود پیش فرستاده باشم بسوى تو نیامده‏ام، مگر به امید شفاعت محمد و اهل بیت او، كه صلوات و سلامت بر او و بر ایشان باد. من اكنون بسوى تو آمده‏ام در حالى كه به گناه و بدى در باره خود اقرار دارم. بسوى تو آمده‏ام در حالى كه همان عفو بزرگ را چشم همى دارم كه بوسیله آن از خطا كاران در گذشته‏اى، از این روى طول توقفشان بر گناه بزرگ، ترا از آن باز نداشته كه دو باره رحمت و آمرزش را به ایشان عطا كنى. پس، اى كسى كه رحمتت پهناور و عفوت عظیم است. اى عظیم! اى عظیم! اى كریم! اى كریم! بر محمد و آل محمد رحمت فرست، و به رحمت خود بر من تفضل فرماى و به فضل خود بر من شفقت كن، و به آمرزشت بر من گشایش بخش.

خدایا این مقام [ خلافت و القاء خطبه و اقامه نماز عید ] مخصوص خلفاى تو و برگزیدگان تو، و این پایگاه‏هاى مخصوص امناء تو - در درجه رفیعى كه ایشان را بدان اختصاص داده‏اى - از طرف غاصبین دستخوش سلب و نهب گشته است، و تقدیر كننده آن تویى. فرمان تو مغلوب نمى‏گردد، و از تدبیر قطعیت هر طور بخواهى و هر زمان كه بخواهى تجاوز نمى‏شود. و به سبب امرى كه تو آن را بهتر مى‏دانى چنین تقدیر فرموده‏اى، و تو در آفرینش و اراده خود متهم نیستى، و كار این سلب و نهب تا آنجا گسترش یافته كه برگزیدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور و مسلوب الحق شده‏اند، در حالتى كه حكم ترا تبدیل یافته و كتاب ترا دور افتاده و واجباتت را از طریقه‏هاى تو، تحریف شده و سنتهاى پیغمبرت را متروك مى‏بینند.

خدایا دشمنان ایشان را از اولین و آخرین و هر كه را به اعمال ایشان خشنود شده و شیعیان و پیروانشان را بدست عذاب بسپار، و از رحمت خود محروم بدار.

خدایا بر محمد و آل او رحمت فرست - زیرا كه توئى ستوده بزرگوار - از آنگونه رحمتها و بركتها و درودها كه به برگزیدگانت: ابراهیم و آل ابراهیم فرستاده‏اى، و در گشایش آسایش و نصرت و تمكین و تأیید ایشان تعجیل فرماى .

خدایا مرا از اهل توحید و ایمان به خود و تصدیق به پیغمبر خود و امامانى كه طاعتشان را واجب ساخته‏اى قرار ده از آنگونه امامان كه برنامه توحید و ایمان و تصدیق بوسیله و به دستهاى ایشان اجرإ؛ییّّ مى‏شود، دعایم را مستجاب كن، اى پروردگار جهانیان .

خدایا خشم ترا جز حلمت و شدت غضبت را جز عفوت باز نمى‏گرداند، و غیر از رحمتت از عقابت زنهار نمى‏دهد، و مرا جز تضرع بتو و در برابر تو نجات نمى‏بخشد. پس بر محمد و آل محمد رحمت فرست، و ما را اى معبود من، از جانب خود با آن قدرت كه بوسیله آن مردگان بندگان را زنده مى‏سازى، و سرزمینهاى مرده را زندگى مى‏بخشى، گشایشى ببخش. و مرا - اى معبود من - از اندوه هلاك مساز تا دعایم را مستجاب كنى، و اجابت دعایم را بر من اعلام كنى. و تا پایان زندگیم طعم عافیت را بمن بچشان، و دشمن را بر من شاد منماى، و او را بر گردنم - اى خداى من - سوار مكن، و بر من مسلط مساز، اى معبود من اگر تو مرا بلند گردانى پس كیست كه پستم كند؟ و اگر تو مرا پست كنى پس كیست كه مرا بلند گرداند و اگر تو مرا گرامى دارى، پس كیست كه خوارم كند؟ و اگر تو مرا خوار دارى، پس كیست كه گرامیم دارد؟ و اگر تو مرا عذاب كنى پس كیست كه بر من رحم آورد؟ و اگر تو مرا تسلیم هلاك كنى، پس كیست كه در باره بنده‏ات اعتراض نماید؟ یا ترا از كارش سؤال كند؟ و من دانسته‏ام كه در حكم تو ستمى و در عقوبتت شتابى نیست و جز این نیست كه آن كس شتاب مى‏كند كه از فوت شدن فرصت بترسد، و جز این نیست كه نیازمند به ستم كسى است كه ناتوان باشد و تو - اى معبود من - از آن صفات بسیار برترى .

خدایا، رحمت فرست بر محمد و آل محمد، و مرا آماج بلا و نشانه عقوبت مساز، و مرا مهلت ده، و اندوهم را بزداى، و از لغزشم در گذر، و به بلائى دنبال بلائى مبتلایم مكن، زیرا تو ناتوانى و بیچارگى و زارى مرا در پیشگاه خود مى‏بینى.

خدایا، در این روز از خشم تو به تو پناه مى‏برم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا پناه ده، و در این روز از خشم تو از تو زینهار مى‏طلبم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا زینها بخش و من ایمنى از عذابت را از تو هدایت همى جویم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا رهبرى كن، و از تو یارى مى‏خواهم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا یارى فرماى، و از تو رحمت مى‏طلبم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و بر من رحمت آور، و از تو بى‏نیازى مى‏جویم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا بى‏نیاز كن، و از تو طلب روزى مى‏كنم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا روزى ببخش و از تو كمك مى‏طلبم. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا اعانت كن، و براى گناهان پیشینم از تو آمرزش مى‏خواهم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا بیامرز، و از تو طلب نگهدارى مى‏كنم، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا نگهدار. زیرا كه اگر مشیت تو تعلق گیرد من هرگز به كارى كه تو آن را از من ناپسند دارى باز نخواهم گشت. اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى مهربان! اى بخشنده نعمتها، اى صاحب جلال و اكرام، بر محمد و آلش رحمت فرست، و همه آنچه را كه از تو مسئلت كرده‏ام، و از تو طلبیده‏ام و براى آن روى دل بسوى تو آورده‏ام، برایم به اجابت برسان و آن را بخواه، و مقدر كن، و به مقتضاى آن فرمان بران، و آن را بگذران و در آنچه بر من حكم مى‏كنى خیر مرا قرار ده، و مرا در آن بركت بخش و بوسیله آن در باره‏ام تفضل فرماى، و مرا به آنچه كه از آن عطا مى‏كنى نیكبخت بساز، و از فضل خود و از خیرات پهناورى كه نزد تو است بر من بیفزاى، زیرا تو - توانگر و كریمى، و آن را به خیر و نعمت آن جهان پیوسته ساز، اى مهربانترین مهربانان.

سپس: هر چه مى‏خواهى بخواه و هزار بار بر محمد و آلش صلوات فرست، كه حضرت سجاد علیه‏السلام چنین مى‏كرد.

دعای چهل و نهم

اى معبود من - هدایتم كردى، پس راه صلاح را بگذاشتم، و در پى خواهش دل رفتم، و پند دادى، پس سنگین‏دل شدم و پند ترا ننیوشیدم، و عطاى جمیل بخشیدى، پس نافرمانى كردم سپس آنچه را كه از آنم برگردانده بودى شناختم - چون تو آن را بمن شناساندى - پس آمرزش طلبیدم، تا از نافرمانیم در گذشتى، پس به گناه باز گشتم و باز در پرده غفارى و ستاریم بپوشیدى. پس ستایش ترا - اى معبود من - من خویش را در وادیهاى هلاك در افكنده‏ام، و در دره‏هاى تلف وارد شده‏ام، و در آن وادیها و دره‏ها به مظاهر قهرت بر خورده‏ام، و با فرود آمدن در آن با عقوبت هایت مواجه شده‏ام، و وسیله‏ام بسوى تو توحید است، و دستاویز آن است كه چیزى را با تو شریك نساخته‏ام، و با تو معبودى نگرفته‏ام، و اكنون جان خویش را بسویت گریزانده‏ام و گریزگاه شخص بدكار و پناهگاه فرد تبه روزگارى كه بهره‏اش را از كف داده، و بست نشین گشته آستان تو است، پس چه بسا دشمنى كه شمشیر عداوتش را بر من برهنه ساخت، و دم تیغش را براى من تیز كرد، و سرنیزه‏اش را به قصد جان من تند ساخت، و زهرهاى جانكاهش را براى كام من در آب ریخت، و مرا آماج تیرهاى بر كمان نهاده‏اش قرار داد، و چشم مراقبتش از من نخفت، و در دل آورد كه گزندى بمن رساند، و تلخابه مرارت خود را به كامم افشاند، پس تو - اى معبود من - ناتوانیم را از تحمل رنجهاى گران، و عجز مرا از انتقام كشیدن از آنكه در جنگ خود آهنگ من كرده بود، و تنهائیم را در برابر بسیارى عده كسى كه با من دشمنى نموده بود، و در حین غفلت من در كمین گرفتار كردن من نشسته بود، در نظر گرفتى تا به یاریم آغاز كردى، و پشتم را به نیرویت محكم ساختى. آنگاه حدت او را شكستى، و پس از آنكه در حمایت گروهى انبوه بود، او را تنها ساختى، و مرا بر او پیروز گرداندى، و تیرى را كه به قصد من بر كمان نهاده بود، بسوى خودش باز گرداندى، و بدون آنكه خشمش را شفا دهد و كینه‏اش را فرو نشاند، او را باز گرداندى تا به ناچار سر انگشتان خود را به دندان بگزید، و در آن حال كه سپاهیانش و كمین‏هایش با او خلف كردند روى از مصاف برتافت و چه بسا ستمكارى كه با مكرهاى خود در باره من ستم كرد، و دامهاى شكارش را بر سر راه من بگسترد، و جستجوى جاسوسى خود را بر من بگماشت، و همچون درنده‏اى كه به انتظار شكارش كمین كند در كمین من بنشست، در حالى كه خوش‏روئى چاپلوسى را برایم اظهار همى كرد، و با شدت كینه بر من همى نگریست، پس چون تو - اى معبود من - كه منزه و بلند بارگاهى، فساد باطن و زشتى اندیشه‏اش را دیدى. او را با مغز در آن گودال كه براى شكار كنده بود نگونسار كردى و در پرتگاه حفره‏اش در افكندى، تا پس از سركشیش در بند دامى كه دیدن مرا در آن برآورد مى‏كرد، به ذلت در افتاد، و حقا كه اگر رحمت تو نمى‏بود، نزدیك بود كه آنچه به او وارد شد بر من وارد شود. و چه بسا حسودى كه به سبب من غصه گلوگیرش شد، و شدت خشمش در گلویش پیچید، و با نیش زبانش مرا آزرد، و به تهمت عیوبى كه در وجود خود داشت بر من طعنه زد، و آبروى مرا آماج تیرهاى كینه خود ساخت، و صفاتى را به گردن من نهاد كه پیوسته در وجودش بود و به نیرنگ خود سینه‏ام را به خشم بیانباشت، و با مكر خود آهنگ من كرد. پس من ترا ندا دادم - اى معبود من - در حالى كه از تو فریادرسى مى‏خواستم، و به سرعت اجابتت اطمینان داشتم، و مى‏دانستم كه هر كس در سایه حمایت تو جا گرفت ستم‏زده نمى‏شود، و هر كس به پناهگاه انتقام تو ملتجى شد نمى‏هراسد. پس تو مرا به قدرت خود از شدت او محفوظ داشتى. و چه بسا ابرهاى مكروهى كه آن را از افق زندگى من بر طرف كردى! و چه بسا ابرهاى نعمت كه بر من باراندى! و چه جویهاى رحمت كه در كشتزار زندگیم روان ساختى! و چه جامه‏هاى عافیت كه بر من پوشیدى! و چه چشمهاى حوادث كه بسوى من متوجه بود و تو آنها را كور ساختى! و چه پرده‏هاى غم كه تو آنها را از دل من برداشتى! و چه بسا حسن ظنى كه آن را به تحقیق پیوستى! و فقرى كه آن را تدارك نمودى! و در افتادنى كه مرا از آن برداشتى! و مسكنتى كه یكباره آن را به انعام و تفضل از جانب خود مبدل كردى، همگى آن عطایا و مواهب از جانب تو ارمغان انعام و احسان بود، و در همگى این موارد از جانب من سرسختى در نافرمانى تو همى افزود! نه بدكردارى من تو را از اتمام احسانت بازداشت، و نه آن همه احسان و تفضل مرا از ارتكاب موجبات خشم تو منع كرد! تو در كرده خود مسئول نیستى و به جلال تو قسم كه چون از تو مسئلت شده عطا كرده‏اى، و در آن حال كه مورد مسئلت واقع نشده‏اى، خود به بخشش آغاز نموده‏اى، و چون فضل تو طلبیده شد، نعمت اندك نبخشیده‏اى. تو ابا كرده‏اى - اى مولاى من - مگر از احسان و اكرام و تفضل و انعام. و من ابا كرده‏ام، مگر از در افكندن خود در محرماتت و تعدى از حدودت و غفلت از تهدیدت. پس ستایش ترا است - اى خداى من - كه مقتدرى هستى كه مغلوب نمى‏شوى، و مهلت دهنده‏اى هستى كه شتاب نمى‏كنى، این مقام كه من اكنون در آن بپا خاسته‏ام، مقام كسى است كه به فراوانى نعمتها اعتراف نموده و آن را به تقصیر مقابله كرده، و در باره خود به تضییع احكام و سنن تو و تباه كردن عمر خویش گواهى داده.

خدایا، پس بوسیله مقام رفیع محمد صلى الله علیه و آله و ولایت كریمه علوى بتو تقرب مى‏جویم، و به واسطه آن دو بسویت رو مى‏آورم، كه مرا از شر آنچه از آن بتو پناه برده مى‏شود پناه دهى، زیرا كه این كار ترا در برابر قدرتت دچار سختى نمى‏سازد. و تو بر هر چیز قدرت بى‏پایان دارى. پس از رحمت و دوام توفیق خود بهره‏اى بمن ببخش كه آن را نردبان بر آمدن به سطح خشنودى تو سازم، و بوسیله آن از عقوبتت ایمن شوم. اى مهربانترین مهربانان.

دعای پنجاهم

خدایا، تو مرا كامل و بى‏عیب آفریدى، و در خردى پروردى، و از رنج بردن در طلب روزى بى‏نیاز كردى.

خدایا، من در كتابى كه فرو فرستاده‏اى و بندگان را به آن بشارت داده‏اى، یافته‏ام كه گفته‏اى: «اى بندگان من كه در باره خود اسراف كرده‏اید، از رحمت خدا ناامید مشوید، زیرا خدا همه گناهان را مى‏آمرزد» و پیش از این از من اعمالى سر زده كه تو دانسته‏اى، و از من به آن داناترى. پس واى به رسوائى من از آنچه نامه تو بر من شمرده است! پس اگر نبود مواردى از عفو عالم‏گیرت كه به آن امیدوارم، خود را از دست مى‏دادم. و اگر كسى را یاراى فرار از پروردگارش مى‏بود، هر آینه من به گریختن از تو سزاوارتر بودم. و تو هیچ رازى در زمین و در آسمان از نظرت پوشیده نیست، و آن را در روز رستاخیز حاضر مى‏سازى، و از هر جزا دهنده و محاسبى بى‏نیازى.

خدایا، همانا كه تو جوینده منى اگر بگریزم، و دریابنده منى اگر فرار كنم. پس اینك منم در پیشگاهت، فروتن و خوار و روى بر خاك نهاده: اگر عذابم كنى پس من سزاوار آنم، و آن از طرف تو اى پروردگار من عدل است. و اگر از من در گذرى پس از دیر باز عفوت مرا فرا گرفته است و تو جامه عافیتت را بر من پوشانیده‏اى. پس از تو مسئلت مى‏كنم - خدایا - به نامهاى اندوخته‏ات، و به آن جمالت كه پرده‏هاى جلال آن را پوشیده است كه در حال آسایش و رنج رحمت آورى بر این جان بى‏تاب، و این مشت استخوان سست بى‏طاقتى كه تاب حرارت آفتاب ندارد، پس چگونه تاب حرارت آفتاب ندارد، پس چگونه تاب حرارت دوزخ تو مى‏آورد و آنكه طاقت بانك رعد ترا نمى‏آرد، پس چگونه شنیدن غریو خشم ترا مى‏تواند. پس رحم كن بر من - اى خداى من - زیرا كه من فردى حقیرم، و قدر من اندك است، و عذابم چیزى نیست كه به وزن ذره‏اى در پادشاهى تو بیفزاید و اگر عذاب من در پادشاهى تو مى‏افزود، هر آینه نیروى صبر بر آن را از تو مى‏خواستم، و دوست داشتم كه آن فزونى ترا باشد. ولى پادشاهى تو.

خدایا، بزرگتر، و سلطنت با دوامتر، از آن است كه طاعت اطاعت كنندگان در آن بیفزاید، یا نافرمانى گنهكاران از آن بكاهد، پس بر من رحم كن، اى مهربانترین مهربانان، و از من در گذر، اى صاحب جلال و اكرام، و توبه‏ام را بپذیر زیرا كه توئى آن توبه پذیر مهربان.

دعای پنجاه و یکم

اى معبود من ترا مى‏ستایم و تو شایان ستایشى، در برابر احسان كاملت نسبت بمن، و فراوانى نعمتهایت بر من، و بسیارى عطایت در باره من، و بر رحمتى كه مرا به آن برترى داده‏اى، و نعمتى كه بر من سرشار ساخته‏اى. زیرا چندان در باره‏ام احسان كرده‏اى كه شكر من از آن قاصر است. و اگر احسان تو نسبت بمن و سرشارى نعمتهایت بر من نمى‏بود، به احراز بهره خود و به اصلاح نفس خود نمى‏رسیدم. ولى تو در باره‏ام احسان آغاز كردى، و از رنج كوشش در كفایت امورم بى‏نیازم ساختى، و مشقت بلا را از من برگرداندى، و قضاى خوفناك را از من باز داشتى - اى معبود من - پس چه بسا بلاى مشقت بارى كه آن را از من برگرداندى! و چه بسا نعمت سرشارى، كه چشمم را به آن روشن ساختى و چه بسا احسان بزرگى كه از آن تو نزد من است!

توئى كه هنگام بیچارگى دعایم را اجابت كردى. و هنگام در افتادن به گناه از لغزشم در گذشتى، و حقم را از ستمكاران باز ستاندى. اى معبود من - من آنگاه كه از تو مسئلت كردم ترا بخیل ندیدم. و چون آهنگ تو كردم ترا گرفته نیافتم. بلكه ترا نسبت به دعایم شنونده و در باره خواهشهایم عطا كننده یافتم: نعمتهایت را در هر حال از حالاتم و در هر زمان از زمانهایم بر خود سرشار یافتم، از این رو تو نزد من ستوده‏اى، و احسانت پیش من مشكور است. جان و زبان و عقل من ترا همى سایند: چنان ستایش كه به پایگاه كمال و به كنه شكر رسد، چنان ستایش كه در حد خشنودى تو از من فراز آید. پس در آن وقت كه تعدد راهها مرا خسته سازد، و اى در گذرنده از لغزش من، كه اگر عیب پوشى تو در باره من نمى‏بود هر آینه از رسوا شدگان مى‏بودم، و اى دستگیر من از سر یارى، كه اگر یاریت نسبت به من نمى‏بود هر آینه از مغلوبان مى‏بودم. و اى كسى كه پادشان در پیشگاهش یوغ مذلت را به گردنهاشان نهاده‏اند، و از این رو از حمله‏هایش ترسانند. و اى سزاوار پرهیزگارى. و اى كسى كه نامهاى نیكو مخصوص او است. از تو مسئلت مى‏كنم كه از من در گذرى و مرا بیامرزى زیرا من بى‏گناه نیستم كه در برابر مؤاخذه تو حجت آورم، و نیرومند نیستم كه غلبه كنم و گریز گاهى ندارم كه بگریزم، و از تو مى‏خواهم كه از لغزشهایم در گذرى، و پوزش و بیزارى مى‏جویم از آن گناهانم كه مرا گرفتار ساخته، و بر من احاطه كرده، چندانكه نابودم ساخته.

از شر آن گناهان - اى پروردگار من - به حال توبه بسوى تو گریخته‏ام، پس توبه‏ام را بپذیر و به حال پناه جستن، پس پناهم ده، و به حال زینهار خواستن، پس خوارم مگذار، و به حال سؤال، پس محرومم مگردان، و به حال دست به دامن شدن، پس به دشمن تسلیمم مكن، و به حال خواهش، پس ناامیدم باز مگردان.ترا خواندم - اى پروردگار من - در حالى كه مسكین و زار و ترسنده و هراسان و نگران و فقیر و بیچاره آستان توئم. بتو شكایت مى‏كنم - اى معبود من - از ناتوانى خود در شتاب كردن بسوى آنچه به دوستانت وعده دادى، و در دورى گزیدن از آنچه دشمنانت را از آن بیم داده‏اى، شكایت مى‏كنم از بسیارى عمهایم، و از وسوسه نفسم - اى معبود من - تو مرا به نیت بدم رسوا نكردى، و به گناهم هلاك نساختى. ترا مى‏خوانم، پس مرا اجابت مى‏كنى، اگر چه چون تو مرا مى‏خوانى در اجابتت كند باشم و هر حاجتى كه دارم از تو مى‏خواهم، و هر كجا باشم راز خود را پیش تو مى‏سپارم. پس جز ترا نمى‏خوانم و به غیر تو امید ندارم. لبیك لبیك: تو مى‏شنوى شكایت كسى را كه شكایت نزد تو آورد، و رو مى‏آورى به كسى كه بر تو توكل كند، و مى‏رهانى هر كه را به پناه لطف تو در آید و بلا را بر طرف مى‏كنى از هر كه بتو پناه مى‏آورد.

- اى معبود من -   پس مرا به علت ناسپاسیم از خیر جهان و این جهان محروم مكن، و آن گناهانم را كه مى‏دانى بیامرز. اگر عذاب فرمائى پس به علت آن است كه من آن ستمكار سهل انگار اهمال پیشه گناهكار كوتاهى كننده فرو گذارنده به غفلت گزارنده بهره خویشم. و اگر بیامرزى، پس به سبب آن است كه تو مهربان‏ترین مهربانانى.

دعای پنجاه و دوّم

اى خدائى كه چیزى در آسمان و زمین بر تو پوشیده نمى‏ماند، و چگونه بر تو پوشیده بماند - اى معبود من - آنچه تو خود آن را آفریده‏اى؟ و چگونه نشناسى آنچه را كه تو خود ساخته‏اى، یا چگونه از نظر تو غائب شود آنچه تو آن را به عنایت خود روبراه مى‏سازى؟ یا چگونه مى‏تواند از تو بگریزد كسى كه جز به روزى تو حیات ندارد؟ یا چگونه از تو نجات یابد آنكه در غیر ملك تو راهى نمى‏یابد، منزهى تو! ترسنده‏ترین خلق تو، در پیشگاه جلالت داناترین آنها نسبت به تو است، و خاضع‏ترین ایشان در مقام عظمت تو عامل‏ترین ایشان به طاعت تو است، و خوارترین ایشان در نظر تو كسى است كه تو او را روزى مى‏دهى و او غیر ترا عبادت مى‏كند. منزهى تو، هر كه بتو شرك آورد و پیغمبرانت را تكذیب كند از پادشاهى تو نمى‏كاهد و هر كه حكم ترا نپسندد نمى‏تواند فرمانت را رد كند، و هر كه قدرتت را انكار كند، خود را از غلبه قدرت تو باز نمى‏دارد و هر كه غیر ترا بندگى كند از دست مؤاخذه تو بدر نمى‏رود و هر كه لقاى ترا مكروه دارد در دنیا جاوید زیست نمى‏كند. منزهى تو، چه عظیم است شأن تو! و چه قاهر است پادشاهى تو! و چه سخت است نیروى تو! و چه نافذ است فرمان تو! منزهى تو، همه آفریدگانت را به مرگ محكوم كرده‏اى: چه آن كس كه ترا به توحید بستاید، و چه آن كس كه ترا انكار كند، و ایشان همگى چشنده مرگند، و یكسره بسوى تو باز گردنده‏اند، پس تو از هر نقص و عیب منزهى و از همگان برترى. نیست معبودى جز تو كه تنهائى و شریكى ندارى. بتو ایمان آوردم و پیغمبرانت را تصدیق كردم، و كتابت را پذیرفتم، و بهر معبودى جز تو كافر شدم، و از هر كه غیر ترا پرستید بیزار گشتم.

خدایا من صبح و شام مى‏كنم در حالى كه عمل خود را اندك مى‏شمارم، و به گناه خود معترفم، و به خطاهاى خود مقرم. من به سبب اسرافم در باره خویش خوارم. عملم دستخوش هلاكم ساخته، و هواى نفسم مرا بمیرانده، و شهواتم محرومم كرده، پس از تو مسئلت مى‏كنم - اى مولاى من - مانند سؤال كسى كه نفس او به علت درازى آرزویش غافل است، و بدنش به سبب تن‏پروریش بى‏خبر و بى‏حركت و دلش به علت فزونى نعمتهایش گرفتار است، و اندیشه‏اش نسبت به فرجام كارش كم است، مانند سؤال كسى كه آرزو بر او چیره شده و هواى نفس گرفتارش ساخته، و دنیا بر او دست یافته، و مرگ بر او سایه انداخته است. مانند سؤال كسى كه گناهان خود را بسیار شمرده، و به خطاى خود اعتراف كرده: مانند سؤال كسى كه پروردگارى جز تو و دوستى غیر از تو ندارد، و رهاننده‏اى براى او از تو، و پناهگاهى براى او از تو جز بسوى تو نیست - اى معبود من - ترا مسئلت مى‏كنم بحق واجب و لازمت، بر همه آفریدگانت و به آن نام بزرگت كه پیغمبرت را فرمان دادى تا ترا به آن نام تسبیح كند و بزرگى ذات بزرگوار تو كه كهنه نمى‏شود و دیگرگون نمى‏گردد، و تغییر حال نمى‏دهد، و فنا نمى‏پذیرد، كه رحمت فرستى بر محمد و آل محمد، و مرا به عبادت خود از هر چیزى بى‏نیاز كنى، و با ترس خود دل مرا از دنیا سرد سازى، و به رحمت خود با ارمغانهاى فراوان كرامت خود باز گردانى، زیرا كه من بسوى تو مى‏گریزم، و از تو مى‏ترسم و از تو فریاد رسى مى‏خواهم. و بتو امیدوارم و ترا مى‏خوانم و بسوى تو پناه مى‏آورم. و بتو اطمینان دارم، و از تو مدد مى‏طلبم، و بتو مى‏گروم، و بر تو توكل مى‏كنم، و بر جود و كرم تو اعتماد مى‏ورزم.

دعای پنجاه و سوّم

اى پروردگار من، گناهانم مرا خاموش ساخته، و رشته گفتارم را بگسیخته است، زیرا حجتى برایم نمانده است، و از این رو به بلیه خود اسیر، و به كردار خود در گرو، و در خطاى خود سرگشته، و از مقصد خود سرگردان و در راه درمانده‏ام هم اكنون نفس خویش را در موقف ذلیلان گناهكار داشته‏ام: در موقف بدبختانى كه بر تو جرى شده‏اند، و وعده ترا سرسرى شمرده‏اند.

منزهى تو! به چه جرأت بر تو دلیرى كردم؟! و به كدام فریب خود را به مهلكه افكندم؟! مولاى من، رحمت آور بر زمین خوردنم با صفحه صورتم، و بر لغزیدن گامم و ببخش به حلم خود بر نادانیم، و به احسان خود بر بدكرداریم. زیرا منم كه به گناه خود مقر، و به خطاى خود معترفم، و این دست و سر من است كه براى قصاص از نفس خویش آن را به زارى تسلیم كرده‏ام. بر پیرى و به آخر رسیدن عمر و نزدیك شدن مرگ و ناتوانى و مسكینى و بیچارگیم رحمت آور. اى مولاى من، و چون نشان من از دنیا منقطع شود، و یادم از میان آفریدگان محو گردد، و همچون كسى كه یكباره از یاد برود، از فراموش شدگان گردم، بر من رحمت آور اى مولاى من و هنگام دیگرگون شدن صورت و حالم، آنگاه كه بدنم بپوسد، و اعضایم از هم بپاشد، و پیوندهایم بگسلد، بر من رحمت آور. اى واى از بى‏خبرى من از آنچه در باره‏ام اراده شده. مولاى من، و هنگام زنده كردن و برانگیختنم بر من رحمت آور، و در آن روز توقفم را با دوستانت، و به راه افتادنم را از موقف حشر به دار جزاء در سلك یارانت، و مسكنم را در جوارت قرار ده، اى پروردگار جهانیان.

دعای پنجاه و چهارم

اى زداینده اندوه، و اى زایل كننده غم، اى بخشنده در دنیا و آخرت، و مهربان در هر دو سراى، بر محمد و آل محمد رحمت فرست، و اندوه مرا بر طرف كن، و غمم را بزداى. اى یگانه، اى یكتا، اى بى‏نیاز، اى كسى كه نزاده و زائیده نشده، و هیچ همتائى نداشته، مرا نگاه دار و پاك ساز، و گرفتاریم را بر طرف كن .

و آیة الكرسى و معوذتین و قل هو الله احد را بخوان و بگو:

خدایا من از تو مسئلت مى‏كنم، همچون سؤال كسى كه احتیاجش سخت، و نیرویش سست، و گناهانش انبوه شده همچون سؤال كسى كه براى حاجت خود فریاد رسى، و براى ناتوانیش نیرو دهنده‏اى، و براى گناهش آمرزنده‏اى جز تو نمى‏یابد. اى صاحب جلال و اكرام. توفیق عملى را از تو مى‏خواهم كه بوسیله آن هر كه آن را بجا آورد او را دوست دارى.

و یقینى را كه هر كس در جریان قضاى تو به آن متیقن شود او را بدان وسیله سود دهى.

خدایا، رحمت فرست بر محمد و آل محمد و دلم را بسوى راستى فرا كش، و حاجتم را از دنیا بگسل و رغبتم را از سر شوق به لقایت در آنچه نزد تو است. قرار ده، و صدق توكل بر خویش را بر من ارزانى دار. ترا از خیر سرنوشت گذشته مسئلت مى‏كنم، و از شر آن بتو پناه مى‏برم. ترس عبادتكاران ترا. و عبادت خاشعان در پیشگاه ترا، و یقین توكل كنندگان بر ترا، و توكل مؤمنان بتو را، از تو مسئلت دارم.

خدایا رغبت مرا در مسئلتم مانند رغبت دوستانم در مسئلتهاشان، و ترسم را مانند ترس اولیائت قرار ده، و مرا در خشنودى خود چنان بكار دار كه با وجود آن چیزى از دین تو را به علت ترس از آفریده‏اى ترك نكنم.

خدایا این حاجت من است، پس رغبتم را در آن عظیم ساز، و عذر مرا در آن، آشكار گردان. و حجتم را در آن بر زبانم گذار و بدنم را در آن عافیت بخش.

خدایا هر كه صبح كند در حالى كه به غیر از تو اعتماد و امیدى داشته باشد، پس من صبح كردم. در حالى كه اعتماد و امیدم در همه كارها توئى. پس به نیك فرجام‏ترین آنها برایم حكم كن، و مرا به رحمت خود از فتنه‏هاى گمراه كننده نجات بخش. اى مهربانترین مهابانان.

و خداى رحمت فرستد بر سید ما محمد پیغمبر خدا كه برگزیده است، و بر آل او كه پاكانند.

التماس دعا

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین