وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
رفتار هنجار و فرو هنجار با زبان چیست و در شعر چگونه خود نمایی می کند؟....
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

در آمدی بر رفتار شناسی ادبی (2)

درباره رفتار فرو هنجار و رفتار هنجار در زبان

بی چشم دیدن

قسمت اول این مقاله

در این مقاله:

رفتار فروهنجار با زبان

رفتار هنجار در زبان

شاعران بزرگ و رفتار هنجار با زبان

 

رفتار فرو هنجار با زبان

رفتار «فروهنجار» با زبان به رفتاری گفته می‌شود كه شاعر از انطباق زبان ادبی خود با معیارهای مقبول زبان ادبی عصر خویش عاجز است و در نتیجه آثار ادبی او از نظر كیفیت در ردیف آثار متوسط و در اكثر موارد «ضعیف» قرار می‌گیرد. آثار شاعران دوره بازگشت مصداق بارز این‌گونه رفتار با زبان‌ ـ‌ در دو حوزة فرم و محتوا ـ توسط شاعران است.

در رفتار «فروهنجار» با زبان، شاعر به‌خاطر فقر ادبی و ناتوانی از برقراری یك رابطه خلاق و پویا با زبان، به تقلید كشیده می‌شود و از آثار متقدمین و معاصرین خویش كلیشه برمی‌دارد. چنان‌كه امروزه شاهدیم بسیاری از نوقلمان و شاعران نوجوان كه در ابتدای راه شعر و شاعری هستند، به‌خاطر متأثر بودن از فضای ادبیات كهن ایران، اولین سروده‌های خویش را به سبك و سیاق شاعران بزرگی چون حافظ، سعدی و مولانا می‌سرایند و در عرصه شعر نو نیز متأثر از زبان ادبی شاعرانی چون نیما، اخوان، شاملو، فروغ و سپهری می‌باشند.

در رفتار فروهنجار با زبان، شاعر چون نمی‌‌تواند تا سقف زبان هنجار قد بكشد، به ناچار قبای زبان را به قامت كوتاه خویش می‌ب‍ُر‌َّد و با این كار ظلمی بزرگ را به زبان روا می‌دارد. البته گاهی نیز این نوع رفتار با زبان، در نوعی از تعصب ادبی كور و بی‌منطق ریشه دارد.

نكتة دیگر اینكه در رفتار فروهنجار با زبان، رابطه شاعر با زبان، رابطه‌ای یك‌طرفه است، كه همین امر باعث به خطر افتادن اصالت و موجودیت زبان می‌شود، زیرا رابطه این شاعران با زبان به علت فقر دانش و بینش ادبی و روی آوردن به تقلید، رابطه‌ای تهدید‌كننده است كه در درازمدت موجب سایش و فرسودگی زبان می‌شود. هرچند برقراری این نوع رابطه با زبان برای خود شاعر نیز به‌نوعی «انتحار ادبی» می‌ماند. به همین علت اكثر شاعران ترجیح می‌دهند اشعار این دوره از زندگی ادبی خود را معدوم كنند تا مورد قضاوت و نقد دیگران قرار نگیرد. هرچند به زعم من، ثبت و ضبط این‌گونه از اشعار در شناخت ابعاد مغفول‌مانده شخصیت شاعران بزرگ هر سبك و رمزگشایی و تفسیر ابیات آنان، همچنین بررسی سیر تكوینی ادبیات هر دوره می‌تواند مفید فایده قرار بگیرد. چنان‌كه نیما تمام اشعار مربوط به دوران سیر تكوینی زبان ادبی خویش را‌‌ ـ‌ از مرحلة سنتی تا رسیدن به مرحله ابداع قالب آزاد نیمایی‌‌ ـ‌ حفظ كرده است و در كلیات اشعار او موجود و قابل بررسی است. از همین روست كه امروزه می‌توانیم رفتار نیما با زبان را به سه‌گونه هنجار (سنتی)، پیش‌ فراهنجار (نیمه سنتی) و نو (قالب آزاد نیمایی) تقسیم كنیم. در صورتی كه اگر نیما در اثر تعصب ادبی اشعار سنتی و نیمه سنتی خویش را معدوم می‌كرد، امروز برای ما امكان این بررسی و مقایسه فراهم نمی‌شد.

به‌عنوان مثال، شعر زیر نمونه‌ای از «رفتار فروهنجار» شاعر با زبان در دو حوزه فرم و محتواست:

ما در این دشت جنون، محو سراب‌ایم هنوز       از شب پیش، چنین مست و خراب‌ایم هنوز

رهروان مركب توفیق سوارند ز پیش                 اینكه ما نو سفر و پا به ركاب‌ایم هنوز

بس كه از مرحله دوریم در این دار فنا                هم در اندیشه عیش و م‍ِی ناب‌ایم هنوز

هرگز از ما م‍َط‍‍َلب مسجد و محراب دعا             عاشق نغمه  دلگیر ر‌ُباب‌ایم هنوز

رفتار هنجار با زبان

منظور از رفتار هنجار با زبان، رفتاری مطابق با معیارها و هنجارهای مقبول ادبی است. یعنی رفتار شاعر با زبان در فرآیند آفرینش ادبی، رفتاری هموزن و همطراز با عرف رایج ادبی جامعه‌ای است كه شاعر‌ در آن زندگی می‌كند.

اگر برای ارزیابی كیفیت آثار ادبی یك شاعر درجات «عالی، خوب، متوسط و ضعیف» قایل باشیم، رفتار هنجار با زبان، منحصر‌ به آن گروه از شاعرانی است كه خالق آثار ادبی «خوب» هستند، یعنی در انطباق اثر ادبی خود با هنجارهای ادبی عصر خویش، موفق بوده‌اند.

رفتار این شاعران با زبان، رفتاری معقول و قانونمند است. عاملی كه در این شیوه رفتاری، اصالت و مانایی زبان را تضمین می‌كند «رقابت جمعی» است. به عبارت ساده‌تر، این گروه از شاعران با زمینه مستعدی كه دارند، در فرآیند آفرینش ادبی، بی‌نیاز از تقلید و گرته‌برداری از یكدیگرند، ولی از آنجا كه رابطه آنان با زبان رابطه‌ای متقابل و دو‌طرفه است، در مسیر یك رقابت سازنده و با بهره‌گیری از تجربیات گروهی، راه را برای تكامل زبان هموار نموده و در عرصه «نوزایش» و «تجدید حیات» نهاد زبان مشاركت می‌كنند.

با عنایت به آنچه گفته شد، ویژگیهای این نوع رفتار با زبان را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

  1. 1ـ رفتار هنجار با زبان بر پایه حفظ اصول، قواعد و هنجارهای مقبول زبانی استوار است.
  2. 2ـ عامل پویایی، بالندگی و مانایی زبان در این شیوه رفتاری اصل «رقابت جمعی» است.
  3. 3ـ رابطه شاعر با زبان، رابطه‌ای متقابل و سازنده است. زیرا این گروه از شاعران، رفتاری «هنجار تراز» با زبان دارند.

و اما برای تشخیص رفتار هنجار با زبان در هر عصری، تنها راه، مراجعه به آثار ادبی و شناخت و استخراج مؤلفه‌های زبانی مضبوط در آثار ادبی شاعران آن عصر است كه بسامد بالایی دارد. زیرا آنچه باعث تمایز سبك شاعران عراقی از خراسانی و یا سبك هندی می‌شود، از جمله ویژگیهای گویشی متفاوت شاعران این سبكهاست كه ما از این ویژگیها به «هنجارهای ادبی» تعبیر می‌كنیم. در عصر حاضر نیز شاعرانی كه به یك سبك و سیاق و با گویشی واحد شعر می‌گویند، در طیف شاعرانی قرار می‌گیرند كه «رفتار هنجار» با زبان را اختیار كرده‌اند.

شعر زیر، نمونه‌ای است قابل قبول از رفتار هنجار شاعر با زبان در عصر ما ـ‌ البته صرفاً در حوزه محتوا، نه حوزه فرم و ساختار‌ ـ‌ زیرا همچنان كه می‌دانید قالب غزل‌ ـ‌ از نظر سیر تكوینی تاریخ ادبیات‌‌ ـ‌ به دوره پیش از ابداع قالبهای نیمایی تعلق دارد:

شومینه قدیمی و چند تكه چوب                     عكس هزار و سیصد و اند‌ِ دم غروب

تصویر پشت قاب یك مرد شیشه‌ای                با یك عروس شیشه‌ای از خطه جنوب

دو استكان چای، دو دست گره‌زده                   یك خنده ظریف، یك یادگار خوب

آقای شصت ساله و یك خاطره همین             عكس هزار و سیصد و اند‌ِ دم غروب

حالا تمام خاطره یك قاب شیشه‌ای                این میخ، این چكش، این قاب را بكوب

در اینجا اشاره به این نكته ضروری است كه اگر غزل فوق را در ژانر ادبیات كهن و كلاسیك و در روند تكاملی غزل امروز مورد ارزیابی قرار دهیم، رفتار شاعر با زبان در آن، رفتاری فراهنجار به شمار می‌آید‌ ـ هم در حوزه فرم و هم در حوزه محتوا‌ ـ ‌چرا كه نمونة مثال‌زده شده در تقسیم‌بندی انواع غزل به حوزه غزل آوانگارد یا «غزل نو» تعلق می‌گیرد كه شاعرانی همچون هوشنگ ابتهاج، حسین منزوی، سیمین بهبهانی و محمدعلی بهمنی از بانیان آن به‌شمار می‌آیند.

تفاوت «غزل نو» با غزل گذشته ما در برخورداری از مؤلفه‌هایی همچون:

عینی‌‌گرایی، بیان روایی، نزدیكی به زبان گفتار و... می‌باشد كه غزل گذشته ما از این مؤلفه‌ها بی‌بهره بود. ولی اگر این غزل را در امتداد سیر تكوینی ادبیات معاصر مورد بررسی قرار دهیم، بدون تردید رفتار شاعر با زبان در حوزه فرم و ساختار، رفتاری هنجار و معمولی است، چرا كه قالب غزل به دوره قبل از ظهور شعر نیمایی تعلق دارد، درحالی‌كه شعر امروز در ساحت فرم و ساختار، مشغول تجربه كردن قالبهای سپید و آزاد و شعر منثور است.

شاعران بزرگ و رفتار هنجار با زبان

به‌طور كلی می‌توان گفت همه شاعران بعد از نیما تا زمانی كه از درك درست انقلاب ادبی نیما‌ بی‌بهره‌اند و بی‌اعتنا به او و انقلاب ادبی‌اش همچنان در قالبهای ادبی س‍ُنتی طبع‌آزمایی می‌كنند، در زمره شاعران هنجار روزگار خود به‌شمار می‌روند (حداقل در حوزه ‌فرم)، ولی آن گروه از شاعران‌ ـ‌ همچون اخوان ثالث، فروغ، سپهری و تا حدودی شهریار‌‌ ـ‌ كه به درك حقیقت شعر نو نایل می‌گردند و هم‌جهت با بنیانگذار شعر نو به خلق آثاری جدید با مؤلفه‌های نیمایی می‌پردازند، در زمره شاعران فراهنجار روزگار خود قرار می‌گیرند. بررسی زبان ادبی این گروه از شاعران نشان می‌دهد كه بعد از همراهی با نیما، شعر آنان در دو حوزه «فرم و محتوا» دچار تحول و دگرگونی اساسی شده است.

البته در مورد خود نیما هم باید اذعان كرد كه وی تا قبل از تدوین مانیفست ادبی خویش، بخصوص در دوره نخستین كار شاعری خود در سبك خراسانی شعر می‌گوید و همچون دیگران شاعری هنجار به شمار می‌آید.

عبدالعلی دستغیب در این خصوص چنین می‌گوید:

  1. «اگر نیما با همین سیاق شعر می‌سرود، شعرهایی كه سرودن آن در ده قرن پیش نیز امكان داشت ـ‌ شاید پسند خاطر متشاعران كهن‌گرا می‌شد، ولی‌ آن‌گاه چیزی كه از او چون میراثی به نسل آینده برسد، در وجود نمی‌آمد».

در اینجا برای نمونه ابیاتی از «قصة رنگ‌پریده» نیما را می‌آوریم كه از نخستین كارهای نیماست و تاریخ سرایش آن به سال 1299 برمی‌گردد. رفتار شاعر با زبان در این شعر از نوع رفتار هنجار است:

جان فدای مردم جنگل‌نشین

آفرین بر ساده‌لوحان، آفرین!

شهر، درد و محنتم افزون نمود

این هم از عشق است، ای كاش او نبود

خانه من، جنگل من كو؟ كجاست؟

حالیا فرسنگها از من جداست

خلاصه كلام آنكه همه شاعران بزرگ نیز در مقطعی از زندگی ادبی خویش و در مرحله عبور از گردنه «آزمون و خطا» ـ به‌طور ناخودآگاه ـ به رفتار هنجار و حتی در پاره‌ای موارد «رفتار فروهنجار» با زبان مبتلا بوده‌اند، ولی در نهایت با كسب دانش و بینش ادبی و رسیدن به قلة اجتهاد در حوزه زبان، این منزل را پشت‌ سر گذاشته‌اند و به سر منزل خلاقیت و نوآوری در زبان رسیده‌اند.

همچنان كه اشاره شد رفتار شاعری چون نیما نیز كه خود تئوریسین و بنیانگذار شعر نو پارسی است تا پیش از تدوین نظریه ادبی خویش، رفتار هنجار و معمولی با زبان است. شاعرانی چون اخوان، فروغ و سپهری نیز تا پیش از درك حقیقت شعر نو، در حوزه فرم، رفتاری هنجار با زبان دارند. حتی شاعر بزرگی چون سپهری نیز در آغاز راه شاعری، در چنبره رفتار هنجار با زبان گرفتار است، چنان‌كه استاد مشفق كاشانی در این خصوص می‌گوید:

  1. «سهراب وقتی اولین كتاب خود «مرگ رنگ» را در تهران انتشار داد و برایم فرستاد، نوشت: «قالب دوبیتیهای پیوسته و قالبهایی از این دست مرا قانع نمی‌كند، و در تلاش و كوشش هستم تا طرحی دیگر برای بیان احساس و اندیشه‌های خود پیدا كنم.» شاید به همین دلیل است كه از چاپ تعدادی از دوبیتیهای پیوسته خود كه همراه نامه‌های خود برای من فرستاده بود، در آثارش خودداری كرده است».

نكته آخر اینكه داشتن رفتار هنجار یا حتی فروهنجار با زبان در روند تكوینی زبان ادبی همه شاعران امری طبیعی است كه نباید از آن هراس داشت. آنچه كه مهم است متوقف نماندن در این منازل و حركت به سوی تحول و تكامل است كه هر شاعر راستینی باید با عرقریزان روح و مكاشفه‌های شاعرانه در این مسیر روشن طی طریق كند.

 

ادامه این مقاله درباره ی رفتار پیش فرا هنجار و رفتار هنجار با  زبان است.


نویسنده: رضا اسماعیلی - مجله شعر

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین