سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از حوزه علمیه امام شاگردان برجسته‏اى‏ بروز نمودند مانند هشام بن حكم، جابر بن حیان، زراره بن اعین، ابان بن تغلب، مفضل بن عمر، مؤمن‏ الطاق
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فرصت طلایی

صادق

انقلاب فرهنگى و سیاسى در سیره امام صادق (ع)

در زندگى امام صادق علیه السلام دو موضوع همچون دو جریان ‏همیشگى با پرتلاش‏ترین شكل در راس موضوعات دیگر دیده مى‏شد كه هر دو در یك صراط قرار داشته و تكمیل كننده همدیگر بودند كه عبارت‏اند از:

طاغوت زدایى و نشان‏دادن چهره اسلام ناب، اسلام محمد و على علیهم السلام

اسلام چهره حقیقى خود را از دست داده بود و از آن جز نامى باقى نمانده بود، چرا كه مدتى با امویان و سپس با عباسیان درگیر بود كه حكومت مى‏كردند و همه چیز را با میل‏و هوس‏هاى نفسانى خود اداره مى‏نمودند و اسلام را پلى براى اجراى مقاصد طاغوتى خود قرار داده بودند. امام در طول امامت‏خود با پنج‏حكمران اموى: یعنى هشام بن عبدالملك، ولید بن یزید، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید، مروان بن‏محمد، درگیر بود، پس از آنها با دو خلیفه عباسى عبدالله بن محمد معروف به سفاح و منصور دوانیقى رو برو گردید.

امام صادق(ع) كه خود را وقف اسلام و قرآن نموده بود. آن حضرت همه وجودش را در این مسیر فدا نمود.

تاسیس دانشگاه جعفرى یا حوزه علمیه

شاگردان امام باقر(ع) پس از درگذشت آن‏ حضرت به گرد امام صادق(ع) حلقه زدند. امام نیز با جذب‏شاگردان جدید به تاسیس یك نهضت عظیم فكرى و فرهنگى و بالنده مبادرت ورزید بگونه‏اى كه طولى نكشید مسجد نبوى و مسجد كوفه به‏دانشگاهى عظیم تبدیل شد. درگیرى شدید بین بنى‏عباس و بنى‏امیه آنان را آن چنان‏به خود مشغول كرده بود كه فرصتى طلایى براى امام صادق(ع) و یارانش به دست آمد آن حضرت با استفاده از این فرصت‏ به بازسازى و نوسازى فرهنگ ناب اسلام پرداخت. روز به روز به تعداد شاگردان مى‏افزود، به گونه‏اى كه تعداد آنها به چهار هزارنفر رسید.

حسن بن على بن زیاد وشاء مى‏گوید: «من در مسجد كوفه نهصد استاد حدیث را دیدم كه از امام‏صادق(ع) نقل حدیث مى‏كردند و مكرر مى‏گفتند: قال الصادق، قال جعفر بن محمد(ع‏)»

شاگردان امام به شیعیان انحصار نداشتند. مالك، پیشواى فرقه «مالكى‏» در ضمن گفتارى ‏گوید: «در علم و عبادت و پاك‏زیستى، برتر از جعفر بن محمد(ع) هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و به قلب هیچ بشرى خطور نكرده است» ابوحنیفه پیشواى فرقه‏حنفى دو سال شاگرد امام صادق(ع) بود، روزى منصور دوانیقى ابوحنیفه را احضار كرد و به او گفت: مردم شیفته جعفر بن محمد شده‏اند و او داراى شاگردان بسیار شده است، یك سرى مسایل دشوارى را نزد خود در نظر بگیر تا در ملاعام از او بپرسى تا او در پاسخ فروماند و از نظر چشم مردم ساقط شود. ابوحنیفه مى‏گوید: چهل مساله مشكل نزد خودم ردیف كردم، و به مجلس منصور دوانیقى حاضر شدم، دیدم جعفر بن محمد(ع) نشسته‏است، همین كه چشمم به آن حضرت افتاد آن چنان تحت تاثیر شكوه و جلال او قرارگرفتم كه خود را باختم، سلام كردم و نشستم، منصور به امام رو كرد و گفت: «این ابوحنیفه است» امام فرمود: آرى او را مى‏شناسم. سپس منصور به من ‏رو كرد و گفت: «اى ابوحنیفه مسایل خود را از جعفر بن محمد(ع) بپرس» من‏سؤال‏هاى خود را مطرح كردم، هر سوالى كه از آن حضرت مى‏پرسیدم او بى‏درنگ پاسخ‏مى‏داد و ابعاد مساله را بیان مى‏كرد و مى‏گفت: عقیده شما درباره این مساله‏چنین است و به عقیده ما چنین مى‏باشد، در بعضى‏از موارد نظر آن حضرت با عقیده من موافق بود و گاهى مخالف بود و به این ترتیب به چهل سؤال مطرح شده من‏پاسخ داد، آن گاه ابوحنیفه گفت: «مگر نه این است كه دانشمندترین مردم آن كسى است كه آگاه‏ترین آنها به اختلاف مردم ‏به فتواها و مسایل فقهى باشد»

از حوزه علمیه امام شاگردان برجسته‏اى‏ بروز نمودند مانند هشام بن حكم، جابر بن حیان، زراره بن اعین، ابان بن تغلب، مفضل بن عمر، مؤمن‏ الطاق.

هشام بن حكم علامه عصر خود بود و تعداد تالیفات او را تا 31 كتاب ذكر نموده‏اند. جابر بن حیان كه او را پدر علم شیمى مى‏خوانند یكى از شاگردان‏امام بود كه كتابى در هزار صفحه، شامل پانصد رساله در علوم مختلف تالیف نمود.

مبارزه امام صادق(ع)

امام صادق(ع) دوش به دوش نهضت عظیم‏ علمى و فرهنگى در هر فرصتى به طاغوت زدایى پرداخت او هرگز تسلیم ‏نشد و سرانجام در همین راستا، او را شهید كردند. آن حضرت گرچه قیام مسلحانه بر ضد طاغوت‏هاى عصرش نكرد ولى با شمشیر زبان و قلم در هر فرصتى به جنگ آنها رفت و در مورد قیام‏مسلحانه به یكى از شاگردانش كه در كنار چند عدد گوسفند توقف كرده ‏بودند، فرمود: « سوگند به خدا اگر شیعیان (راستین) من به اندازه تعداد این بزغاله‏ها بودند خانه نشینى‏ برایم روا نبود و قیام مى‏كردم»

امام همواره مساله ولایت را مطرح مى‏كرد و مى‏فرمود: «ولایت از نماز، روزه، زكات و حج ‏برتر است» و دلیل آن را چنین ذكر مى‏كرد:  «زیرا ولایت كلید همه آنهاست و رهبر، راهنماى‏ مردم به سوى همه آنها است»

منبع: حجة الاسلام و المسلمین محمد محمدى اشتهاردى


گردآورنده: رحمان نجفی.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین