وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مصاحبه با خانواده مرحومه زینب ابوالحسنی خوانساری
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مصاحبه با خانواده ی مرحومه زینب ابوالحسنی خوانساری

زینب ابوالحسنی خوانساری

خبر دار شدن از فوت کاربر قدیمی تبیان زینب ابوالحسنی خوانساری با نام مستعار دریای بشارت ما را بر آن داشت تا برای عرض تسلیت و انجام مصاحبه ای با خانواده ی بزرگوار ابوالحسنی ساعاتی را در بیت الرقیه به گفتگویی صمیمی بنشینیم. حسینیه ای که خانواده ی خوانساری با اختصاص دادن دو طبقه از منزل خود فضایی را برای برگزاری مجالس شادی و عزای اهل بیت و محافل انس با قرآن ایجاد کرده اند.

خدمت به قرآن و اهل بیت از افتخارات همه ی اعضای این خانواده است، اما از تیرماه  1387  و شب میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها "دریای بشارت" یکی از اعضای این جمع 4 نفره دیگر در بین ایشان نیست.

و اما آنچه که از زبان مادر و پدر دریای بشارت در توصیفش شنیدیم که دلسوختگی ما را بیشتر کرد...

از مادرش شنیدیم که: زینب علاوه بر مفتخر بودن به خادمی قرآن حافظ قرآن بود و این مورد را به کسی نمیگفت، تا روزی که برادرش از او جویا شد. تلاش زیادی میکرد تا کودکانی که برای آموختن قرآن به بیت الرقیه می آمدند را تشویق به آموختن کند. پدرش تعریف میکرد که: زینب از من میخواست تا جوایزی را تهیه کنم و خودش جوایز و شکلات را در بسته های کوچک تزئین میکرد و به هر کودکی که سوره ای از قرآن میخواند هدیه میکرد.

هنوز هم در بیت الرقیه کمدی هست، پر است از جوایز رنگارنگ برای کودکانی که دریای بشارت عاشقانه آنها را تشویق می کرد.

مادر با لبخندی از رضایت از حجاب دختر دردانه اش میگفت که چه با ایمان حفظش کرده بود و دیگران را نیز به انتخاب چادر تشویق میکرد. برایمان تعریف کرد که: چادر سر کردن به خاطر ناراحتی که زینب در پایش داشت خیلی سخت بود و اطرافیان گاهی به زینب توصیه میکردند که از مانتو استفاده کند اما هر بار با ناراحتی و مخالفت زینب روبرو می شدند.

مادر زینب ابوالحسنی خوانساری

شاهد موثر بودن این تشویق هم آنجا بود که یکی از دوستانش هفته ی قبل چادری را از خانم خوانساری به پاس انتخاب این نوع حجاب هدیه گرفت.

 پدرش با افتخار از حیای دختر پاکش میگفت که حتی جلوی محارم هم حدودی را رعایت میکرد و حجابش را هیچ وقت ترک نکرد. از پایبندی زینب به ولایت میگفت که چقدر به شرکت درنماز جمعه پایبند بود تا جایی که دیگر مریضی توان حضور را از او گرفت. از شرکت در انتخاباتی که همه را به آن دعوت میکرد و از آخرین انتخابات که مصادف با سفرشان به مشهد مقدس شده بود و زینب خواسته بود که اول وظیفه ی خود را انجام دهند و بعد به مشهد مشرف شوند. از مقید بودن فرزند عزیزش برایمان گفت که هیچ گاه در مجالسی که حس میکرد رضایت امام زمان (عج) در آن نیست شرکت نمیکرد و اگر وارد مجلسی میشد و آن را مناسب نمیدید از مادرش میخواست که مجلس را آرام ترک کنند تا مجلس به هم نخورد.

خانم خوانساری از انجام همه ی فرایض و گرفتن همه ی روزه ها حتی در دوران کسالت گفت. از روحیه ی خوب زینب که حتی بیماریش هم نتوانسته بود آن را از اون بگیرد. از این که در هر حالی مراعات دیگران را میکرد. میگفت زینب در دورانی که کسالتش شدید تر شده بود مایل نبود کسی به دیدنش بیاید چون فکر میکرد از دیدن وضعیت او ناراحت می شوند.

زینب همانطور که حفظ قرآنش را به کسی نگفته بود از دفتری که در آن اشعارش را ثبت میکرد نیز صحبتی نکرده بود. دفتری که انتهای همه ی اشعارش مزین به آرزوی اللهم عجل لولیک الفرج بود.

از خانواده ی خوانساری خواستیم که برایمان از زینب و تبیان بگویند

برادرش محمد جواد ابوالحسنی خوانساری که با نام مستعار الرحمن در سایت فعالیت میکند برایمان گفت که سایت تبیان محبوبترین سایت برای زینب بوده است. سایتهای زیادی را دیده بود اما بیشترین زمان خود را در تبیان میگذراند و به افراد زیادی مراجعه و استفاده از تبیان را توصیه میکرد.

از مادر دریای بشارت شنیدیم که در مسابقات تبیان شرکت میکرد تا با افزایش امتیازاتش برنده ی قرعه کشی سفر سوریه شود.

آقای خوانساری میگفت روحیه ی زینب خوب و قوی بود و زمانی که در تبیان فعالیت میکرد روحیه اش بهتر می شد و دوستان زیادی را در این محیط پیدا کرده بود.

زینب از اعضای ویژه ی تبیان بود که در همایشهای اولیه تبیان هم شرکت کرده بود و مادرش فکر میکرد که اگر متوجه می شد به عنوان قدیمیترین کاربر تبیان انتخاب شده خیلی خوشحال میشد.

زینب با محیط تبیان انس گرفته بود تا آنجا که یک سال پیش که برای عملی به بیمارستان رفته بود پس از بازگشت به منزل مشتاقانه مطلبی را با عنوان "زندگی دوباره به لطف خداوند ..."در بخش مطالب ثبت کرد و بازگشتش را به همه اطلاع داد. زینب حتی تا این اواخر هم در سایت فعال بود تا آنجا که دیگر توانی در دستانش نبود که مطالبش را برای همراهانش ثبت کند.

و اما سفر یار و همراه قدیمی تبیان...

اشکهای مادر زینب روی گونه هایش غلتید، چشمان پدر زینب تر شد و بغضش شکست وقتی که داشت برایمان از پرواز زینب میگفت، از خوابی که زینب دیده بود از آنچه از شهدا خواسته بود، از خوابی که پدر بزرگش دیده بود..

مادرش برایمان تعریف کرد که زینب خواب دیده بود که به حرم امام رضا علیه السلام مشرف شده است و مادر تربت پاک حضرت را به بدنش مالیده است. فردای آن روز تعبیر خواب را از مادر جویا میشود و ایشان تعبیر به خیر و شفای دختر میکند. پدر پس از شنیدن خواب و رفتن به زیارت مزار شهدا و بازگشت به منزل تخت زینب را رو به قبله قرار میدهند و زینب چند لحظه بعد پرواز میکند.

اشک به پدر امان نداد و با همان صدای حزن آلود به ما گفت که حتی در لحظه ی آخر هم سعادت داشته که رو به قبله جان به جان آفرین تسلیم کند. سخن از امانتی میگفت که روزی خداوند به آنها داده بود و حال امانتش را در بهترین حالت به صاحبش بازگردانده بودند.

پدر زینب ابوالحسنی خوانساری

شاید این لطف الهی از آنجا شامل حال دریای بشارت شد که هیچ گاه در به جا آوردن اعمالش کوتاهی نکرد. از آنجا که به راحتی دل از دنیا کند و به پدر و مادرش هم توصیه کرده بود که دل از من بکنید تا من بروم.

پدر زینب به سبب ارادتی که به اهل بیت علیهم السلام داشتند از تمامی شرکت کنندگان در مراسم خواسته بودند تا از پوشیدن لباس مشکی و به تعویق انداختن مراسم جشن میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها اجتناب کنند و حتی خود ایشان و پسرشان نیز لباس مشکی به تن نکردند تا شادی جشن میلاد حضرت را به سوگ فراق دختر دردانه شان ترجیح داده باشند. رعایت این نکته را حتی در انتخاب رنگ پارچه ای که برای تسلیت بر در منزل ایشان نصب شده بود میتوان دید.

اطلاعیه ترحیم

در تمام طول گفتگویی که با اعضای خانواده ی دریای بشارت داشتیم آنچه بسیار جالب توجه بود آرامش آنها بود که ناشی از اعتقادات قوی و اطمینان از مرتبه ی خوب زینب بود. شاهد این مدعی هم خوابهای متعددی بود که آشنایان دور و نزدیک و حتی غریبه ها در مورد وی دیده بودند و همگی خبر از جایگاه خوبش میدادند.

در پایان لوح تقدیری که در همایش سال 1386 برای زینب ابوالحسنی خوانساری به پاس فعالیتهای مداوم در نظر گرفته شده بود به مادر گرامی ایشان تقدیم شد و هدیه ی آنها به ما دعایشان در حق کاربران سایت تبیان بود.

مادر دریای بشارت برای همه ی دختران تبیانی از خدا طلب خوشی و خرمی و سلامت و پدرش طلب بودن در خدمت حضرت زینب سلام الله علیها و حفظ حجاب کردند.

به خاطر پذیرایی گرم، رخصت حضور و صرف زمان از خانواده ی گرامی ابوالحسنی خوانساری سپاسگزاریم.

روحش شاد و یادش گرامی

پیام تسلیت موسسه تبیان

ختم قرآن در انجمن قرآن و عترت، هدیه به دریای بشارت

فهرست مطالب دریای بشارت

اولین مطلب دریای بشارت

آخرین مطلب دریای بشارت

معرفی دریای بشارت به عنوان قدیمی ترین کاربر

  • محمد جواد ابوالحسنی خوانساری
    محمد جواد ابوالحسنی خوانساری
  • مصاحبه
    مصاحبه
  • مصاحبه
    مصاحبه
  • زینب ابوالحسنی خوانساری
    زینب ابوالحسنی خوانساری
  • مصاحبه
    مصاحبه
  • مصاحبه
    مصاحبه
  • مصاحبه
    مصاحبه
  • مصاحبه با خانواده خوانساری
    مصاحبه با خانواده خوانساری
  • اعلامیه تسلیت
    اعلامیه تسلیت
  • مصاحبه
    مصاحبه
  • مصاحبه
    مصاحبه
  • کارت ویژه
    کارت ویژه

عکاس:عباس زادگان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین