سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
دیشب من و پنجره، شب و ماه تا صبح ستاره می شمردیم تک تک همه ی ستاره هارا تا روشنی سپیده بردیم
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آینه تمام قد

من و پنجره و شب

دیشب من و پنجره، شب و ماه

تا صبح ستاره می شمردیم

تک تک همه ی ستاره هارا

تا روشنی سپیده بردیم

دیشب من و دفترو قلم باز

در خلوت لحظه ها نشستیم

رفتیم به عالم تخیل

با شعر و ترانه باز گشتیم

دیشب من و دل نماز خواندیم

سجاده ی ما پر از دعا بود

ما بوی خوش خدا گرفتیم

همسایه ی ما خود خدا بود

دیشب دل شیشه ای و پاکم

یک آینه ی تمام قد بود

هم بازی نور و روشنی شد

او راز سپیده را بلد بود

از آن شب و لحظه های زیبا

این شعر و نوشته مانده بر جا

 در خلوت کوچه های قلبم

صد پای فرشته مانده بر جا

داود لطف الله

**********************

مطالب مرتبط

 

راز

سیب ذوق کرد

بال در بال پرستوها

پیش از اینها فکر می کردم خدا ...

یک اتفاق ساده

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین