سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
افلاطون در سال 427 قبل از میلاد مسیح به دنیا آمد و تا سال 347 ق. می زیست. او جوانی بسیار قدرتمند و زیبا بود و در خانواده ثروتمندی پرورش یافته بود
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

افلاطون

افلاطون و سقراط

افلاطون در سال 427 قبل از میلاد مسیح به دنیا آمد و تا سال 347 ق. می زیست. او جوانی بسیار قدرتمند و زیبا بود و در خانواده ثروتمندی پرورش یافته بود. مردم بیش تر او را یک سرباز جنگ جو می شناختند و فکر نمی کردند که او روزی یک فیلسوف شود. ولی برخورد با سقراط مسیر زندگی افلاطون را تغییر داد و با تعلیمات او فیلسوف بزرگی شد. او عاشق بی قرار فلسفه شد و می گفت: «من خدا را سپاسگزارم که در زمان سقراط به دنیا آمده ام.»

سرآغاز خلاقیت فلسفی افلاطون، مرگ سقراط بود. سقراط ظاهراً به جرم منحرف کردن جوانان محکوم به مرگ شد. برای شاگردان سقراط از جمله افلاطون، علت مرگ سقراط ناراحت کننده تر از خود مرگ بود. بعد از مرگ سقراط، افلاطون شروع به نوشتن گفت و گوهای فلسفی سقراط کرد. در این نوشته ها، افلاطون با دفاع از سقراط اثبات کرد که او به ناحق محکوم شده است. او مربی بزرگ جوانان بود، نه کسی که می خواسته منحرفشان کند. مهم ترین تعالیم مثبت افلاطون دو نظریه است:

نظریه مُثُل و نظریه تذکر

 

نظریه مُثُل

افلاطون عقیده داشت که هر چیز ملموس در طبیعت «روان» است که بر اثر گذشت زمان سایش و فرسایش می یابد. همه چیزهایی که پیرامون ما در جهان طبیعت وجود دارند، همانند حباب آب دوام ندارند و مدام در حال تغییرند.

در ورای جهان مادی «قالب ها» یا «صورت ها» یی وجود دارند که جاودانه و تغییرناپذیرند و این «صورت ها» الگوی پدیده ها و موجودات جهان مادی اند.

چرا همه اسب ها یکسان هستند؟ ممکن است یک اسب خاص پیر و لنگ باشد، مریض شود و بمیرد، ولی «قالب» یا «صورت» اسب جاودان و تغییرناپذیر خواهد بود، همین «صورت» الگویی مشترک بین اسب هاست و موجب می شود همه آن ها شبیه هم به دنیا بیایند.

افلاطون این صورت های جاودان را «مثال» نامید و جمع آن «مُثُل» است. در پشت صورت هر اسب، هر پرنده و هر انسان، «اسب مثالی»، «پرنده مثالی» و «انسان مثالی» جاودانه و تغییرناپذیری موجود است که الگوی آفرینش پدیده های طبیعت است.

بنابراین، او نتیجه می گیرد که در ورای جهان مادی حقیقتی جاودان نهان است. او این حقیقت را «عالم مثال» نامید و گفت: حقیقت همه موجودات، در عالم مثال است و آنچه در عالم دنیاست سایه های آن حقایق است.» این پندار شگرفت به نظریه مُثُل افلاطونی معروف است.

افلاطون

نظریه ذکر

نظریه تذکر، به شناخت و دانش ما از این جهان مربوط می شود. افلاطون چنان که بیان شد، اعتقاد دارد همه چیزهای طبیعی که در جهان مادی قرار دارند روان اند، دوام ندارند و مدام در حال تغییرند. بعد می گوید: ما قادر نیستیم از چیزهایی که پیوسته در حال تغییرند، شناخت و دانش حقیقی به دست آوریم، زیرا در مورد چیزهایی که متعلق به جهان محسوسات هستند و در عالم دنیا وجود دارند، تنها می توان نظر و گمان داشت، اما دستیابی به علم و دانش در مورد آن ها امکان ندارد. بدن انسان هم جزیی از جهان مادی و محسوس است. از این رو، حواس پنجگانه ای که در بدن قرار دارند، قابل اعتماد نیستند. حواس ما محسوسات را در می یابند و محسوسات هم پیوسته تغییر می کنند، بنابراین، علم و دانشی نصیب ما نمی کنند.

شناخت حقیقی تنها با «عقل» به دست می آید. عقل: مطلق و جاودانی است و تنها به چیزهای جاودانی و ثابت می پردازد، مثل احکام ریاضیات که معقول و تغییرناپذیرند. اگر آموزگاری از دانش آموزان بپرسد که زیباترین رنگ رنگین کمان کدام است، پاسخ ها متفاوت است، ولی اگر سوال کند که حاصل ضرب 3×5 چیست، پاسخ همه یکسان است، چون یک مساله معقول است، محسوس و تغییرپذیر.

حال که معلوم شد دانش واقعی با عقل حاصل می شود، باید بدانیم که روح و عقل ما، پیش از آن که در جسم حلول کند و به دنیا بیاید، وجود داشته و همه حقایق عالم مثال را درک کرده است و وقتی به دنیا می آید، ذخیره ای از دانش به همراه دارد، اما آن را فراموش می کند، ولی با گذشت زمان و بر اثر تجربه های فراوان و مطالعه، به تدریج آن معلوماتی را که قبلاً در عالم مثال درک کرده بود، به یاد می آورد. دانش و معرفت همه چیز در باطن ما پنهان است و با بحث، گفت و گو و تفکر کم کم بیرون می آید. به نظر افلاطون وقتی ما دانشی را کسب می کنیم چیز تازه ای یاد نمی گیریم، بلکه آن را به یاد می آوریم و همان است که قبلاً در عالم مثال آموخته ایم.

فلسفه در زمان افلاطون با درخشندگی بسیار چشم گیری جلوه کرد، آن قدر که بعد از او کسی ظهور فلسفه را به آن شکوه و جلال ندیده است.

افلاطون علاوه بر این که فیلسوف بزرگی است، از نظر فن نگارش و هنر نویسندگی هم سرآمد است، رساله ها و کتاب های «منون»، «فابدون»، «فایدروس» و «جمهوری»، از جمله آثار افلاطون هستند و علاوه بر این که مباحث فلسفی را مطرح می کنند، آثار ادبی به شمار می روند. رساله جمهوری که شاهکار اوست، یکی از پرنفوذترین کتاب ها در سراسر تاریخ و فرهنگ اروپا بوده است.

 

منابع:

فلاسفه بزرگ. نوشته بریان مگی. ترجمه عزت الله فولادوند

تاریخ فلسفه. نوشته ویل دورانت. ترجمه عباس زریاب خوئی.

دنیای سوفی. یوستین گردر. ترجمه حسن کامشاد.

 

برگرفته از رشد نوجوان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین