سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
كسی كه در آتش محبت و عشق به محبوبی می‌سوزد، در عین حال كه به كارهای روزمره می‌پردازد اما ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ریشه‌های محبت در دل

سوال

یکی از دستورالعملهای انسان ساز برای زندگی،وصیت امام صادق علیه السلام به یكى از اصحاب خاصّشان به نام عبداللّه بن جندب است كه مقامات والایى در معنویات و معارف داشته است. سلسله مطالب _ ره جویان صادق _ به بیان و توضیح جملات ایشان می پردازد.

* * * * *

اولیای خدا نه از گناهانشان، كه از ذكر و عبادتشان نیز به درگاه خداوند استغفار می‌كنند. ما هم باید از خدا بخواهیم به ما توفیق دهد گاهی به آنها شباهتی پیدا كنیم. تشیّع و پیروی كردن از اهل بیت علیهم‌السلام یعنی این كه انسان سعی كند شباهتی به آنها پیدا كند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:

«بدانید كه شما قدرت آن را ندارید (كه مثل من باشید) ولی با اجتناب از محارم، كوشش، پاك دامنی و خود نگهداری مرا یاری رسانید»

باید تلاش كنیم مثل آنها بشویم. انسان وقتی بداند چنین افرادی هم وجود دارند، از خدا می‌خواهد به او توفیق دهد كه گاهی از این حالات پیدا كند. البته مقرّبان هم درجاتی دارند، حتی انبیا علیهم‌السلام نیز در یك مرتبه نیستند و با یكدیگر فرق دارند. بعضی از اولیای خدا اگر توجهی به غیر او پیدا كنند آن را برای خودشان یك گناه می‌دانند؛ زیرا همیشه در حضور خدا هستند؛ در حالی كه ما فقط نماز را حضور در مقابل خدا می‌دانیم و در حالات دیگر، به فكر كار، درس، بحث، خانه و فرزندمان هستیم. بعضی از بندگان خدا همیشه او را حاضر می‌بینند، عالم را محضر الهی می‌دانند و همیشه خودشان را با خدا روبرو می‌بینند. بنابراین اگر توجهی به غیر او پیدا كنند، استغفار می‌نمایند. خداوند در وصف آنان می‌فرماید:

« رجالٌ لاتُلهِیهم تِجارَة و لابَیْعٌ عَن ذكرِاللّه ؛ مردانی كه تجارت و معامله، آنان را از یاد خدا غافل نمی‌سازد.»

اگر محبت خدا در دل جا بگیرد و ریشه بدواند، آن وقت یاد خدا كردن كار مشكلی نیست كه برعكس، اگر لحظه‌ای غافل شویم مثل این است كه گم شده بزرگی داریم.
  • شدت علاقه اولیای خدا به او

شاید تصورش كمی برای ما دشوار باشد، اما نباید هرچه را برای ما میسّر نیست غیر ممكن بشماریم. كسی كه فكر كردنش را یك وسیله و ابزار می‌داند برای این كه علم را از خدا دریافت كند، چطور ممكن است از او غافل شود؟ او تمرین كرده كه همه معارف را از دست خدا بگیرد. مگر ممكن است خدا را غایب ببیند؟ اگر او با كسی صحبت می‌كند، توجه دارد كه خدا خواسته تا این مطالب به زبان او جاری شود و كسانی هدایت شوند و راه خدا را پیدا كنند. او می‌داند كه در حضور خدا است و به امر خدا این سخنان را می‌گوید. چنین كسی هیچ گاه از خدا غافل نمی‌شود. خدا چنین بندگانی دارد. اگر ما آنها را نمی‌شناسیم دلیل بر این نیست كه وجود ندارند. به وجود همین‌ها است كه خدا بركاتش را بر مردم نازل می‌كند؛ بندگان خالصی كه به بركت آنها آفات و بلیّات از اهل زمین برداشته می‌شود.

كسی كه ـ خدای نخواسته ـ عزیزی از دست داده باشد، وقتی در كلاس حاضر می‌شود، حواسش پیش عزیز از دست رفته است. درس می‌خواند، گوش می‌دهد، اما عمق دلش پیش او است. یا كسانی كه در آتش محبت و عشق به محبوبی می‌سوزند، در عین حال كه به كارهای روزمره‌شان می‌پردازند اما دلشان متوجه محبوبشان است. كسانی هم كه خدا را شناخته‌اند، جمال و جلال الهی را كم‌تر از مخلوقاتش نمی‌دانند. به همین دلیل، بیش از آن كه به مخلوقات محبت پیدا كنند، به خدا محبت می‌ورزند و وقتی محبت پیدا شد دل نمی‌تواند سراغ محبوب نرود؛ زیرا به طور طبیعی، دل متوجه محبوب است:

«الذینَ امَنوا أَشَد حُبّا لِلّه؛ مومنان محبتشان به خدا بیش‌تر از دیگران است.»

اگر چنین سعادتی نصیب انسان شود و محبت خدا در دلش جا بگیرد و ریشه بدواند، آن وقت یاد خدا كردن كار مشكلی نیست كه برعكس، اگر لحظه‌ای غافل شود مثل این است كه گم شده بزرگی دارد.

روزی شیخ انصاری در گرمای تابستان وارد منزل می‌شود. طلب آب می‌كند. در این فاصله شیخ با خودش می‌گوید: خوب است دو ركعت نماز بخوانم. تصور كنید ظهر تابستان نجف با گرمای 50 درجه، شیخ هم خسته از درس برگشته، گفته برایش آب بیاورند، اما در این فاصله بی كار نمی‌نشیند. از قضا وقتی شیخ مشغول نماز می‌شود، حالی پیدا می‌كند و در نماز، یكی از سوره‌های طویل قرآن را می‌خواند. تا وقتی نماز شیخ تمام شود، مدتی طول می‌كشد. وقتی می‌خواهند آب را تناول كنند می‌بینند گرم شده است. در نهایت، از همان آب گرم كمی می‌خورند و دنبال كارشان می‌روند.

امثال شیخ انصاری همین كه فرصتی پیدا می‌كنند، به نماز می‌ایستند، گویی محبوبشان را پیدا كرده‌اند، آن هم با چه انسی! آنقدر از این نماز لذت می‌برند كه تشنگی را فراموش می‌كنند.

اینها واقعیت دارد. این حكایت از آن دارد كه این مرد بزرگ چقدر با خدا انس داشته است. باید از خدا بخواهیم كه بهره‌ای از این معرفت‌ها را به ما هم مرحمت كند تا قدر عمرمان را بیش‌تر بدانیم، بهتر در مسیر بندگی خدا قدم برداریم و بیش‌تر به اهل بیت علیهم‌السلام شباهت پیدا كنیم


منبع:

مصباح یزدی، محمدتقی، پندهاى امام صادق(علیه السلام) به ره‌جویان صادق، با اندکی تصرف.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین