سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
 هاجستم، واجستم
هاجستم، واجستم
هاجستم، واجستم
ملخی تازه پریدن یاد گرفته بود. به خاطر همین به دور از خانواده همه جا می پرید و می رفت...
تلافی
تلافی
تلافی
سلام دوست های خوبم، می دونید تلافی کردن یعنی چی؟ می دونید که اگر دنبال تلافی کردن باشید اول خودتون آسیب می بینید و بعد دیگران. داستان امروز ما راجب تلافی کردنه، پس با دقت بخونید...
 تاپ تاپ خمیرمن کو؟
تاپ تاپ خمیرمن کو؟
تاپ تاپ خمیرمن کو؟
یک خاله صاحب خونه بود و یک تشت پنیر. خاله صاحب خونه توی تشت پنیر یه عاله خمیر درست کرده بود.
یک روز، یک فیلم
یک روز، یک فیلم
یک روز، یک فیلم
یکی بود یکی نبود، این داستان بامزه و خنده دار در مورد یک بچه فیل هست که قصد داره آب بخوره ولی اتفاقات با مزه ای براش می افته ...
 قطره کوچولو
قطره کوچولو
قطره کوچولو
فرشته‏ ی مهربان روی پنجه‏ ی ستـاره نشسته بود و دنیا را تماشا می‏ کرد که صدای آهی شنید. صدا از آن پایین بود؛ از زمین!... ایستاد، بال‏ هایش را باز کرد و به سمت زمین پرواز کرد. تا به جایی رسید که صدای آه را شنیده بود
 جامدادیِ گورخری
جامدادیِ گورخری
جامدادیِ گورخری
یکی بود یکی نبود ،جا‏مدادی سیاه و سفید از خواب که بیدار شد، دید که یک گورخر شده. یک دم داشت به چه بلندی. دو تا گوش داشت به چه قشنگی. .
طوطی چهلم- قسمت دوم
طوطی چهلم- قسمت دوم
طوطی چهلم- قسمت دوم
داستان را تا جایی ادامه دادیم که پسری برای گرفتن پرنده به کوه و دشت رفت در این حین چهل طوطی به دام گرفتار شدند که 39 عددآن ها فرار کردند و یک طوطی باقی ماند که به پسر قول داد تا سه روز دیگر بر می گردد تا این که...
 اژدهایی که دنبال آتش می گشت
اژدهایی که دنبال آتش می گشت
اژدهایی که دنبال آتش می گشت
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود در زمان های قدیمِ قدیمِ قدیم یک اژدهای وحشتناک، بزرگ، وحشی و مغرور با ننه اش زندگی می کرد...
طوطی چهلم- قسمت اول
طوطی چهلم- قسمت اول
طوطی چهلم- قسمت اول
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود. پسری بود که با مادرش زندگی می کرد. او به کوه و دشت می رفت و دامش را پهن می کرد تا پرنده بگیرد...
فرشته و چوپان
فرشته و چوپان
فرشته و چوپان
فرشته نجات بالای ابرها بود. صدایی شنید که داد می زد کمک ... کمک...
 همسایه ها
همسایه ها
همسایه ها
این داستان زیبا راجب به سنجابی است که صدای عجیبی می شنود و با موش کور آشنا می شود که برایش عجیب است که او هیچ چیز نمی بیند ولی صداها را به خوبی می شنود...
خواب عجیب
خواب عجیب
خواب عجیب
عید قربان به عنوان یکی از بزرگترین اعیاد بزرگ اسلا‌می , در مناطق مختلف کشورمان با مراسم و آیین هایی خاص و شکوهی ویژه برگزار می شود.
 سیب ماجرا جو
سیب ماجرا جو
سیب ماجرا جو
یکی بود یکی نبود. بالای تپه ای سرسبز یک درخت سیب بود. توی سیب های این درخت یکی از همه ماجرا جو تر بود. ادامه داستان را با هم بخوانیم...
 داستان خرگوش
داستان خرگوش
داستان خرگوش
داستان امروز ما راجب یه خرگوش کوچولوی خاکستری است که یه روز خیلی شاد و پشت سر گذاشته ولی یه هو یه صدای عجیبی می شنوه اول می ترسه ولی بعد...
دماغ دکمه ای- قسمت دوم
دماغ دکمه ای- قسمت دوم
دماغ دکمه ای- قسمت دوم
در قسمت پیش خواندیم پسری در خانواده کشاورز به دنیا آمد که روز به روز رشد می کرد و بزرگ می شد اما دماغ این پسر بچه به شکل دکمه بود و هیچ رشدی نداشت تا این که...
دماغ دکمه ای- قسمت اول
دماغ دکمه ای- قسمت اول
دماغ دکمه ای- قسمت اول
در روزگاران قدیم پسر بچه ای بود که روز به روز بزرگ می شد ولی بینی اش رشد نمی کرد و هم چنان شبیه دکمه کوچک بود و همه او را مسخره می کردند تا این که اتفاقی عجیب افتاد...
شب بخیر پیشی
شب بخیر پیشی
شب بخیر پیشی
داستان امروز ما راجب یه بچه گربه ی کوچولو هستش که اصلا دوست نداره بخوابه، شب ها که همه استراحت می کنند. پیشی کوچولو شیطونی می کنه و از این ور به اون ور می پره، تا این که...
 سارا و کلوچه ی جشن
سارا و کلوچه ی جشن
سارا و کلوچه ی جشن
روز جشن به زودی فرا می‌رسید. سارا کنار تابلوی نقاشی‏اش ایستاده بود و تصویر یک موجود خنده‌دار را می‌کشید. اسمش را گذاشته بود گِرابِر یعنی کسی که همه جا می ‏رود و کلوچه برمی ‏دارد.
 حمام کرگدنی
حمام کرگدنی
حمام کرگدنی
داستان امروز ما در مورد یه ببر کوچولو هست که از حمام کردن بدش میاد، هر چی مامانش اصرار می کنه که باید تمیز بشی قبول نمی کنه تا این که کرگدن و می بینه و تصمیم می گیره مثل اونا حموم کنه تا این که...
 پشمالوی مامان
پشمالوی مامان
پشمالوی مامان
قصه امروز ما در مورد یه میمون کوچولو پشمالو هست که تصمیم می گیره هر کاری مامانش انجام می ده، اون هم انجام بده. این میمون کوچولو و بازیگوش کلی ماجرا داره. پس بیاید ادامه قصه را با هم بخوانیم...