سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
شام عمه عنکبوت
شام عمه عنکبوت
شام عمه عنکبوت
یک شب مامان و بابا عنکبوت به مهمانی رفتند. عمه عنکبوت پیش آمد پیش کبوتری ماند...
دکمه نارنجی
دکمه نارنجی
دکمه نارنجی
یک دکمه توی کوچه افتاده بود. دکمه بزرگ نارنجی بود و مثل صدف برق می زد. مورچه ای از راه رسید. دکمه داد زد: آهای، بیا من را به پیراهنت بدوز...
پری غلط دیکته
پری غلط دیکته
پری غلط دیکته
بابا از توی آشپزخانه پرسید: صبا بیام؟ هول شدم و یواش به خودم گفت: کاش پری غلط دیکته وجود داشت و به داد من می رسید.
آخر خوشمزه
آخر خوشمزه
آخر خوشمزه
یکی بود یکی نبود. یک کتاب قصه بود. زیر درخت افتاده بود. باد آمد، هو هوهو... کتاب را ورق زد و شروع کرد به خوادن قصه.
 غول گنده و کوچه تنگ
غول گنده و کوچه تنگ
غول گنده و کوچه تنگ
غولی بود که می خواست از یک کوچه تنگ بگذرد. غول گنده بود و کوچه تنگ...
فوت فوت آتش...
فوت فوت آتش...
فوت فوت آتش...
رعنا خانوم پلو استامبولی پخت. بعد رفت ماست بخرد، اما یادش رفت زیر غذا را خاموش کند. تا این که...
تخم اژدها
تخم اژدها
تخم اژدها
یک تخم گرد و سفید افتاده بود روی علف های باغچه. یک آفتاب پرست کوچولو هم دمش را گرد کرده بود و روی آن خوابیده بود...
میوچی و خاله نازنین
میوچی و خاله نازنین
میوچی و خاله نازنین
در زمان های قدیم، در شهر اصفهان، پیرزنی زندگی می کرد. آن قدر خوش اخلاق و مهربان بود که به اون خاله نازنین می گفتند.خاله یک خانه ی کوچک داشت...
آسیاب
آسیاب
آسیاب
روزی بود. روزگاری بود. آسیابی بود آسیابانی بود...
گربه همه چیز خوار من
گربه همه چیز خوار من
گربه همه چیز خوار من
گربه حیاط خانه ما هر چیزی گیرش بیاید می خورد . از پلو و ماکارونی گرفته تا سوسک و ملخ! حتی پفک هم می خورد.
 کار گروهی یک نفره
کار گروهی یک نفره
کار گروهی یک نفره
برادرم، امیر یک سال از من بزرگ تر است و در کلاس سوم دبستان درس می خواند. به قول مامان اگر از صبح تا شب دنبال توپ بدود، خسته نمی شود. می گوید می خواهد بازیکن فوتبال شود...
 نذر مخصوص
نذر مخصوص
نذر مخصوص
یک روز خانم معلم گفت: بچه ها دوست دارید هر کدام یک نذر بکنید؟
الاغ باهوش و شیر جنگل
الاغ باهوش و شیر جنگل
الاغ باهوش و شیر جنگل
الاغی بود که خیلی باهوش بود. روزی الاغ در بیشه می چرید و علف می خورد که ناگهان صدای غرش شیری را شنید.. خیلی ترسید. با خودش گفت : حالا چi کار کنم. به کجا بروم نکند شیر سر برسد و مرا بخورد تا این که..
جنگل های ایران
جنگل های ایران
جنگل های ایران
به دیوار کلاس ما، نقشه ایران را زده اند. روی این نقشه ها، کوه ها ، دره ها، جنگل ها، و دریاها به رنگ های مختلف مشخص شده اند..
کِنار کُنار
کِنار کُنار
کِنار کُنار
درخت کِنار از تنهایی حوصله اش سر رفته بود. با پایین نگاه کرد.
 هدیه های خط خطی
هدیه های خط خطی
هدیه های خط خطی
سلام دوستان تبیانی، داستان امروز ما درباره هدیه های خداست که باید مواظب آن ها باشیم وآن ها را هدر ندهیم، اسراف نکنیم تا خدا نعمت هایش را برای ما بیش تر کند...
لبخند گمشده
لبخند گمشده
لبخند گمشده
کرم از زیرخاک سرک کشید. کفشدوزک و سنجاقک و هزار پا را دید...
 پیکره مقدس
پیکره مقدس
پیکره مقدس
روزی، روزگاری دختر جوانی بود که تمام ساعت های روز و شب را به عبادت می گذرانید. و اصلا در فکر ازدواج نبود...
گردش با ننه خرگوشک
گردش با ننه خرگوشک
گردش با ننه خرگوشک
یکی بودیکی نبود خرگوشک آمده بود چند روز پیش ننه خرگوشه بماند...
 جوجه شتر مرغ
جوجه شتر مرغ
جوجه شتر مرغ
جوجه شتر مرغه پرهایش حسابی بزرگ شده بود. امروز همان روزی بود که به خودش قول داده بود پرواز کند...
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین