سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
یك بار مى ‏خواستند جلوى در، گاهى كه امام كفش‏هاى خود را بیرون ‏مى ‏آورد، روزنامه بیندازند. چون این كار انجام شد، با وجود آن ‏كه صفحه ‏آگهى ‏ها بود، پایش را آنجا ننهاد و فرمود: شاید اسم ‏محمد یا على در آنها باشد...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

امام خمینى(ره) در محضر اهل بیت علیهم السلام

امام خمینی

چهره‏اى ملكوتى

حضرت امام خمینى(ره) در جهت اعتلاى اسلام و بیدارى جامعه اسلامى ‏همان مسیرى را پیمود كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه هدى‏ علیهم السلام ‏در نوردیده بودند. آن بزرگوار، با تكیه بر ارزش‌ها و فضایل، انقلاب عظیمى را بنیان نهاد كه از شجره طیبه خاندان عصمت و طهارت طراوت گرفته بود.

این پیوند مقدس به تدریج ‏به عشقى جاودان تبدیل شد. او دیگر سراپا محبت و شیفتگى شده بود. هر كجا روایتى از امام(ع) به ‏میان مى ‏آمد و یا نام راوى احادیث اهل‏بیت ‏علیهم السلام را مى ‏شنید، احترام مى ‏نهاد و تجلیل مى ‏كرد؛ و در مورد امامان ‏علیهم‏السلام مى ‏فرمود: «سلام الله علیهم اجمعین‏». عشق به خاندان ‏عصمت و طهارت سبب شد تا براى دفاع از حریم آنان كتاب «كشف‏اسرار» را در سنین جوانى به رشته تالیف درآورد و براى زیارت ‏خانه خدا و كربلاى امام حسین(ع) كتاب‌هایش را بفروشد. بارها اتفاق مى ‏افتاد كه امام از حالات و سیره اهل‏بیت ‏علیهم السلام‏ مطالبى نقل مى ‏فرمود تا مسایل اسلامى به صورت خشك عرضه نگردد و روح معنوى شاگرد تكامل داده شود.

روح ‏الله، روشن ضمیر عصر حاضر با عصا و ید بیضاى موسوى، حكمت ‏مصطفوى و شجاعت علوى براى رهایى مظلومان و محرومان كمرهمت ‏بست ‏و دل آنان را به نور امید روشن ساخت. حركت الهى او به مومنان ‏عزت، به مسلمین ابهت و اقتدار و به دنیاى خفته در جهل و بى‏خبرى مادیت، معنویت عطا فرمود.

به فرمایش مقام معظم رهبرى حضرت آیة ‏الله خامنه‌‏اى؛

«... امام بزرگوار ما با تكیه به تعالیم اسلام ناب محمدى صلی الله علیه و آله و با اعتماد به ایمان دینى مردم و با شجاعت و اخلاص و توكل ‏كم ‏نظیر خود، راه مبارزه را در میان سختى ‏ها و مصایب طاقت ‏فرسا گشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبرگونه ذهن و دل مردم را با واقعیت‏هاى تلخ و راه علاج آن آشنا كرد...». امام خمینى(ره) از خصالى برخوردار بود كه شایسته اعتنا و احترام است. او، از نظر علم و عمل، درك عمیق معرفتى و تقواى عملى و علمى، در حد یكى از بزرگ‌ترین شخصیت‌هاى جهان اسلام بود. او جان بر طبق اخلاص نهاد و پر صلابت چون كوه پیش رفت تا حق بماند، سنت رسول اكرم صلی الله علیه و آله از غبارهاى بدعت، جمود، خمود و موهومات مصون گردد و فرهنگ ‏اهل ‏بیت ‏علیهم السلام چون جویبارى با صفا كشتزار تشنه انسانیت را سیراب سازد.

 

امام خمینی

محبت و معرفت

امام خمینى(ره) از دوران نوجوانى با اطاعت از احكام الهى به ‏تزكیه و تصفیه درون و تحصیل مقامات معنوى روى آورد و در همین ‏دوران، عطر پارسایى‏اش در فضاى جان مشتاقان مكارم پیچید. سحرخیزى، تهجد و راز و نیاز به درگاه حى بى‏نیاز حالاتى است كه ‏امام خمینى از همان اوان جوانى بدان اهتمام داشت. حب خداوند، كه به صورت فطرى در عمق جانش وجود داشت، دلش را روشن گردانید و چون به ایمان و معرفت و اخلاص خویش افزود، این محبت ملكوتى ‏در وجودش فزون‌تر گردیده، چون چشمه‏اى جوشید و او را از یاد غیرخدا پاك ساخت. بدین ترتیب، جذب پاكی‌ها شد و پیوندى مستحكم با خاندان عصمت و طهارت برقرار كرد.

یكى از نویسندگان معاصر مى‏نویسد: «بارها مشاهده مى‏كردم كه در مسجد بالاى سر حضرت معصومه (س) یا در خانه برخى از علما، امام‏ همچنان آرام و ساكت نشسته بودند و به سخنان واعظ یا خطیب گوش ‏مى‏ دادند؛ ولى همین كه لحظه ذكر مصیبت فرا مى ‏رسید، دستمال از جیب بیرون آورده و بى‏اختیار گریسته و گوهر اشك را از دیدگان‏ مبارك جارى مى ‏نمودند.

این پیوند مقدس به تدریج ‏به عشقى جاودان تبدیل شد. او دیگر سراپا محبت و شیفتگى شده بود. هر كجا روایتى از امام(ع) به ‏میان مى ‏آمد و یا نام راوى احادیث اهل ‏بیت ‏علیهم السلام را مى‏شنید، احترام مى‏نهاد و تجلیل مى‏كرد؛ و در مورد امامان ‏علیهم‏السلام مى ‏فرمود: «سلام الله علیهم اجمعین‏». عشق به خاندان ‏عصمت و طهارت سبب شد تا براى دفاع از حریم آنان كتاب «كشف‏اسرار» را در سنین جوانى به رشته تالیف درآورد و براى زیارت ‏خانه خدا و كربلاى امام حسین(ع) كتاب‌هایش را بفروشد. بارها اتفاق مى‏افتاد كه امام از حالات و سیره اهل‏بیت ‏علیهم السلام‏ مطالبى نقل مى‏فرمود تا مسایل اسلامى به صورت خشك عرضه نگردد و روح معنوى شاگرد تكامل داده شود.

صداى یا حسین(ع) سرشك بر دیدگانش جارى مى ‏ساخت. و با آن كه در مصایب شكیبا بود و حتى براى شهادت فرزند ارشدش حاج آقا مصطفى‏ اشك نمى‏ریخت، در محافل ذكر اهل‏بیت ‏علیهم السلام چون عبارت ‏«السلام علیك یا اباعبدالله‏» را مى‏شنید قطرات اشك از دیدگانش ‏فرو مى‏چكید. در ماجراى ارتحال فرزندش، هر كس وارد خانه امام در نجف مى‏گردید بى اختیار اشك مى‏ریخت، اما او چون كوهى استوار بود و به هیچ وجه آثار شكست، اندوه و تألم در سیمایش هویدا نشد. یكى از ذاكران حسینى گفت: این حالت امام خطرناك است. باید كارى كرد تا ایشان نیز بگرید. نباید اجازه دهیم بغض امام ‏در درونش منفجر شود.

براى كسانى كه از كشورهاى اروپایى آمده بودند، شگفت ‏آور بود كه‏ مردى؛ پس از سال‌هاى متمادى مبارزه در برابر استبداد و استكبار، روز تاسوعا بنشیند و بگرید؛ اما امام به این تفاسیر وقعى نمى‏نهاد و لازم مى ‏دید آداب و رسوم محرم و ایام سوگوارى در آنجا هم اجرا شود.

 پس به مناسبت، روضه حضرت على‏اكبر(ع) را خواند. امام سر بر زمین نهاد و گریست. یكى از یارانش در باره مجالس روضه‏ خوانى وى‏ چنین مى‌گوید: آن زمانى كه امام در ایران به سر مى ‏برد، سه روز فاطمیه (اول، دوم و سوم جمادى الثانى) روضه داشت. در نجف كه ‏بود، سه شب احیا را هم اضافه كرد. روضه ‏خوان كه روضه مى‏خواند، امام همین طور دستمال دستش بود و گریه مى‏كرد. گاهى هم در كربلا در دسته‏هاى سینه‏زنى و عزادارى شركت مى‏كرد و یا در نجف ‏سوگواران حسینى خدمتش مى ‏آمدند و امام هم به آنان اظهار لطف و محبت مى‏كرد.

یكى از نویسندگان معاصر مى‏نویسد: «بارها مشاهده مى‏كردم كه در مسجد بالاى سر حضرت معصومه (س) یا در خانه برخى از علما، امام‏ همچنان آرام و ساكت نشسته بودند و به سخنان واعظ یا خطیب گوش ‏مى‏دادند؛ ولى همین كه لحظه ذكر مصیبت فرا مى‏رسید، دستمال از جیب بیرون آورده و بى‏اختیار گریسته و گوهر اشك را از دیدگان‏ مبارك جارى مى ‏نمودند.

در زمانى كه امام در فرانسه به سر مى‏بردند، چون ماه محرم فرارسید، در روز تاسوعا امام از یكى از همراهان خواست روضه ‏بخواند. او عرض كرد: آمادگى ندارم و حال و هواى پاریس به هیچ ‏وجه مناسب روضه‏ خوانى نیست.

تشرف امام خمینى(ره) به حرم مطهر حضرت على(ع) با آن آداب خاص ‏زیارت نیز شایان توجه است. با كمال متانت و ادب اذن دخول ‏مى‏خواند. بعد از طرف پایین پاى مبارك، وارد حرم مى ‏شد و مقید بود چنان كه در روایات وارد شده، از بالاى سر مطهر عبور نكند. هنگامى كه مقابل ضریح مطهر مى‏رسید، زیارت امین الله یا زیارت ‏دیگرى را با نهایت اخلاص مى ‏خواند. بعد دوباره به سوى پایین پا برگشته، در گوشه‏اى از حرم نماز مستحبى و زیارت و دعا به حالت ‏نشسته مى‏خواند. سپس دو ركعت نماز مى ‏خواند و با رعایت آداب و اخلاص حرم را ترك مى ‏كرد.

امام تاكید فرمود: فرقى نمى‏كند باید به همان صورت مجالس‏ معمولى ایران، روضه بخوانى. وى ظهر تاسوعا در جمع خبرنگاران ‏ایرانى و خارجى شروع به روضه‏خواندن كرد. ناگهان مشاهده شد امام سخت مشغول گریه است.

براى كسانى كه از كشورهاى اروپایى آمده بودند، شگفت ‏آور بود كه‏ مردى؛ پس از سال‌هاى متمادى مبارزه در برابر استبداد و استكبار، روز تاسوعا بنشیند و بگرید؛ اما امام به این تفاسیر وقعى نمى‏نهاد و لازم مى‏دید آداب و رسوم محرم و ایام سوگوارى در آنجا هم اجرا شود.

امام چنان دلباخته و مشتاق اهل‏بیت و سیدالشهداء(ع) بود كه هر وقت روضه‏خوان یا مداح اهل‏بیت ‏علیهم‌السلام را مى‏دید، تمام قدبلند مى‏شد؛ و نیز چون یكى از این افراد مى‏خواست از نزدش برود، او را بدرقه مى‏كرد.

یك بار امام را در جماران دیدند كه به جاى صندلى بر زمین ‏نشسته است؛ آن هم روز عاشورا و به احترام عزادارى امام ‏حسین(ع) بود.

امام خمینى(ره) با درس‌هاى عملى‏اش به سوگوارى‏ها مفهومى دیگر بخشید. وقتى گروهى از شبه روشنفكران به عزادارى و سینه‏زنى ‏تاختند، شدیداً به ترویج ‏سنت دیرینه عزادارى پرداخت؛ از نهضت‏ حسینى و سوگوارى براى آن حضرت دفاع كرد و فرمود:

«سیدالشهداء را این گریه‏ها حفظ كرده است... هر مكتبى تا پایش ‏سینه‏زنى نباشد ... گریه كن نباشد، حفظ نمى‏شود.»

امام خمینی

صفاى زیارت

جلوه دیگر علاقه قلبى برخاسته از معرفت عمیق امام به ‏اهل‏بیت ‏علیهم السلام، صفاى زیارت است. امام در حدود پانزده ‏سالى كه در نجف بود، هر شب در ساعتى خاص كنار مرقد حضرت‏على(ع) آمده، زیارت جامعه كبیره را مى‏خواند.

زیارتى كه دست‏كم یك ساعت وقت مى‏خواهد، ولى انسان با خواندن ‏مفاهیم آن احساس مى‏كند واقعا در برابر امامان معصوم ‏علیهم‏السلام آنچه حق آنان است، بازگو مى‏كند و در حقیقت ‏یك دوره امام‏شناسى است. تنها در شب‏هایى كه بیمار بود و حتى نمى‏توانست‏ به ‏بیرونى منزل بیاید یا اوقاتى كه در كربلا بود، این برنامه را ترك مى‏كرد.

از مرحوم شهید حاج آقا مصطفى خمینى نقل شده است: شبى‏ هوا طوفانى ‏بود و بیرون رفتن از خانه مشكلاتى در برداشت. به امام عرض‏ كردم: امیرمومنان(ع) دور و نزدیك ندارد، زیارت جامعه را كه در حرم مى‏خوانید، امشب در خانه بخوانید. امام فرمودند: مصطفى، تقاضا دارم روح عوامانه را از ما نگیرى. همان شب بالاخره به حرم ‏مشرف شد. در نجف اشرف گاه در حرم مطهر حضرت على(ع) در میان ‏مردم زیارت ‏كننده، تنه مى‏خورد و مورد آزار قرار مى‏گرفت؛ به ویژه ‏آن كه برخى زوار ساكن روستاهاى عراق بى‏مبالات و ناموزون راه‏ مى‏رفتند و گاه به ایشان صدمه مى‏زدند. امام تمام این فشارها و رنج‏ها را در مشاهد مشرفه تحمل مى‏كرد، ولى از این كه افرادى در جلو یا پشت ‏سرش به عنوان همراه یا مراقب حركت كنند، بیزار بود. كسى نقل مى‏كرد: امام را در حرم مطهر حضرت امام حسین(ع) دیدم كه در میان انبوه زوار گیر كرده، نمى‏توانست قدمى‏ پیش ‏گذارد. جلو رفتم و به كنار زدن مردم پرداختم. امام با تغیّر و تعرض مرا منع كرد، ولى بى‏توجه به نهى ‏ایشان كارم را ادامه ‏دادم. ناگهان متوجه شدم امام از مسیرى كه برایشان راه باز كرده‏ام نیامده، تغییر جهت داده‏اند.

تشرف امام خمینى(ره) به حرم مطهر حضرت على(ع) با آن آداب خاص ‏زیارت نیز شایان توجه است. با كمال متانت و ادب اذن دخول ‏مى‏خواند. بعد از طرف پایین پاى مبارك، وارد حرم مى‏شد و مقید بود چنان كه در روایات وارد شده، از بالاى سر مطهر عبور نكند. هنگامى كه مقابل ضریح مطهر مى‏رسید، زیارت امین‏الله یا زیارت ‏دیگرى را با نهایت اخلاص مى‏خواند. بعد دوباره به سوى پایین پا برگشته، در گوشه‏اى از حرم نماز مستحبى و زیارت و دعا به حالت ‏نشسته مى‏خواند. سپس دو ركعت نماز مى‏خواند و با رعایت آداب و اخلاص حرم را ترك مى‏كرد.

امام(ره) از روى مفاتیح دعا مى‏خواند، در حالى كه عادت مراجع ‏نیست چنین كنند و اگر دیده شده، در منزل و جاى خلوت چنین ‏مى‏كنند. كیفیت زیارت امام، كه با دعاهاى طولانى همراه بود، یك ‏حالت از خود بى‏خود شدن وعمق اتصال روحى را با صاحب ضریح و امامى كه زیارت مى‏كرد، نشان مى‏داد. همین حالت در حرم حضرت‏ اباعبدالله و حضرت ابوالفضل‏ علیهماالسلام نیز مشاهده مى‏شد. یك ‏بارهم كه در ابتداى ورودش به عراق، به كاظمین و سامرا عزیمت ‏كرد، همین برنامه دیده مى‏شد. در آن اوایل امام صبح‌ها و شب‌ها به ‏حرم نخستین امام مشرف مى‏شد، ولى به دلیل تدریس و سایر مشاغل‏ دیگر صبح‏ها نمى‏رفت.

در سحرگاه هراس انگیز آخرین شبى كه امام در نجف بود و مقرر گردید عراق را ترك گوید، فرمود: ناگزیر از اینجا باید بروم.

در اینجا با حرم مطهر امیرمومنان(ع) انس داشتم، اما خدا مى‏داند در این مدت من از دست اهل اینجا چه كشیدم. و با كنایه، ‏بخشى از رنج‌هایى را كه متحمل شده بود، بیان كرد. این برنامه‏ ما را به یاد جد بزرگوارش حضرت على(ع) مى‏اندازد كه مى‏فرماید:

بعد از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله، آن قوم چه رنج‌هایى برایش فراهم ‏كردند و كوشیدند دست از كارش بردارد؛ ولى او چنین نكرد. امام ‏هم چنین روشى را در تاریخ مبارزات خود اتخاذ كرد.

یك بار امام را در جماران دیدند كه به جاى صندلى بر زمین ‏نشسته است؛ آن هم روز عاشورا و به احترام عزادارى امام ‏حسین(ع) بود.

 امام زیارت عاشورا را در ماه محرم و اربعین حضرت امام حسین(ع) مى‏خواند. در اغلب ایام زیارتى، در كنار مرقد حضرت امام ‏حسین(ع) بود. در دهه عاشورا هر روز زیارت عاشوراى معروف را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن مى‏خواند. در پاریس هم این برنامه ‏را ادامه مى‏داد.

امام در چند سالى كه در نجف بود، براى درك تمام زیارت‌هاى ‏مخصوص امام حسین(ع) فاصله بین این شهر و كربلا را، كه حدود 80 كیلومتر است، مى‏پیمود و اهتمام داشت در ایام عاشورا، اربعین، عرفه، نیمه شعبان و ماه رجب این مسیر را پشت ‏سر بگذارد.

چون در پایین مرقد امام حسین(ع) حضرت على‏اكبر(ع) آرمیده است، پایین پا نمى‏رفت. در نجف هم، چون روایت ‏شده سر مقدس امام سوم ‏بالاى سر مطهر پدرش على(ع) است، امام خمینى بالاى سر نمى‏رفت و دور نمى‏زد.

یك بار مى ‏خواستند جلوى در، گاهى كه امام كفش‏هاى خود را بیرون ‏مى ‏آورد، روزنامه بیندازند. چون این كار انجام شد، با وجود آن ‏كه صفحه ‏آگهى ‏ها بود، پایش را آنجا ننهاد و فرمود: شاید اسم ‏محمد یا على در آنها باشد.

یك بار مى‏خواستند جلوى در، گاهى كه امام كفش‏هاى خود را بیرون ‏مى‏آورد، روزنامه بیندازند. چون این كار انجام شد، با وجود آن ‏كه صفحه ‏آگهى‏ها بود، پایش را آنجا ننهاد و فرمود: شاید اسم ‏محمد یا على در آنها باشد. مى‏بینیم كه امام حتى حاضر نمى‏شد كلمه على یا محمد، كه اسم افرادى عادى بود، زیر پایش قرار بگیرد تا برسد به اسامى ائمه معصومین‏ علیهم السلام . این حالت، اشتیاق وافر امام به آن خاندان را نشان مى‏دهد. آن وجود گرانقدر با شنیدن صداى صلوات و نام مبارك رسول اكرم صلی الله علیه و آله صلوات ‏مى‏فرستاد و دیده نشد كه صداى صلوات مردم دیدار كننده را در حسینیه جماران بشنود و صلوات نفرستد.

توسل به اهل‏بیت ‏علیهم السلام و استمداد از ارواح پاك آن ‏بزرگواران، جلوه‏اى دیگر از حب امام به این خاندان بود.

حجة‏الاسلام سید محمدجواد علم الهدى مى‏گوید: به اذن امام مامور شدم كه به منطقه خراسان بروم و علماى آن دیار را ببینم و مصائبى را كه طاغوت و استعمار متوجه مسلمانان نموده تشریح كنم ‏و نامه‏هاى امام را تحویل آنان دهم. شبى كه عازم بودم، ایشان ‏خطاب به من فرمودند: قبل از این كه با هر كس ملاقات كنید، اول ‏به حرم امام رضا(ع) مشرف شوید و به آن حضرت بگویید: آقا، كار خطیرى پیش آمده و ما وظیفه خود دانستیم كه قیام كنیم. چنانچه ‏مرضى شماست ما را تأیید كنید.

"غلامرضا گلى ‏زواره"        

  لینك مقالات مرتبط:

- طراوت عبادت در سیره امام خمینى (ره)

- اغتنام فرصت ها

 - جلوه های رحمت

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین