رابطه ی اسراف و فقر همان گونه كه گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نیز آثار وضعى و تكلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه دیگران را هم كه در مقابل این پدیده ی شوم روانى سكوت
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

می رسد ته مانده ی بشقاب ها؟

اسراف(3)

می رسد ته مانده ی بشقاب ها؟

قسمت اول(گناه کبیره ای که آفت است)

قسمت دوم(چشم طمع به دور)

 

رابطه ی اسراف و فقر

همان گونه كه گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نیز آثار وضعى و تكلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه دیگران را هم كه در مقابل این پدیده ی شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گیرد.

 

فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامن گیر شخص و گاهى دامنگیر جامعه مى شود. امام كاظم علیه السلام مى فرماید:

هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذیر و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود و فقیر مى گردد.

آنگاه كه نعمتها كاهش یابند و روحیه ی خودكفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیتش را از دست خواهد داد.

 

امام صادق علیه السلام مى فرماید:

ان مع الاسراف قله البركه (1)

همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

 

در یك بررسى كوتاه مى توان به اسراف كاریهاى بسیارى از مردم جامعه پى برد. میلیاردها تومان اسراف سالانه مواد غذایى, خارج شدن هزاران كیلو نان خشك و ضایع شدن خروارها میوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادیر زیادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقیر و محروم در انتظار یك دست ازآنهاست, نمایانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنید:

((گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران چیزى حول و حوش 3 میلیون آن ((دور ریز)) مى شود كه این میزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنیم در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهیم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طیور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نیست)) (2) با این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان كرد.

 

نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى كه به طور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود, افتاد.

آنگاه خشمگین شد و (با عتاب) فرمود: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید, بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهید كه نیازمند آن است. (3)

 

چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى كنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى كنیم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحریر, دستمال كاغذى زیاده روى مى كنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى كنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه ی نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضایع مى كنند؟ چرا الگوهایى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملكرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یك زندگى تجملى و اسراف گرایانه مى كشد؟ و دهها چراى دیگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد دارید.

 

امام صادق (ع) مى فرماید:

((میانه روى در زندگى چیزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد, چون آن هسته به كار مى آید (4). یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد.)) (5)

 

اسراف و عدم استجابت دعا

مسرف چون با سوء اختیار خود گرفتار این بیمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعایش مستجاب نخواهد شد. امام صادق علیه السلام یكى از چهار نفرى را كه دعایشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضایع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (6)

 

رابطه اسراف و دورى از خدا

از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد دیگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در یك بعد به انحراف در سایر ابعاد منجر مى شود.

اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصیت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتیجه تكذیب حق مى شود, اینجاست كه آدمى به تدریج از خداوند دور شده و از نعمت هدایت الهى محروم مى شود و این, یك سنت قطعى و لایتغیر الهى است كه هدایت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهیز از گناه و محرمات به دست مى آید.

 

در غیر این صورت, فراموشى یاد خداوند توسعه مى یابد و بتدریج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سردرگمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به یكدیگر كم مى شود; روحیه ی ایثار و فداكارى و كارگشایى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى یابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر یكدیگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـیـر و پسندیده دریغ مى ورزند.

 

اسراف نیز عاملى براى دور شدن دلها, زیاد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه دیگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.

 

پى‏نوشت‏ها:

1ـ وسایل, ج 15 , ص 261 .

2 ـ روزنامه كیهان, 25 خرداد 1372 .

3 ـ مستدرك الوسایل, كتاب الاطعمه و الاشربه, باب 61 .

4ـ توضیح این مطلب لازم است كه در آن زمان, هسته خرما در بعضى زمینه ها كاربردى داشته باشد.

5ـ وسایل, ج 15 , ص 257 .

6ـ اصول كافى, ج 2 , ص 511 .

 

منبع : پیام زن – با تغیروتلخیص

مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.