سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در سالهای اخیر رشد كارآفرینی بر اساس تكنولوژی اطلاعات به حدی بوده كه عصر ما را به عصر كارآفرینی موسوم كرده است. كارآفرینی، فرزند ایده های تجاری جدید است و همواره در سیمای كسب وكارهای نو تجلی میكند. اما شكفتن ایده های نو، اغلب نیازمند استفاده از...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

درآمدی بر كارآفرینی

كارآفرینی
كارآفرینی موتور توسعه اقتصادی است. آنچه كارآفرینان مخاطره جو انجام میدهند نوعی "تخریب خلاق" در نظام اقتصادی و ایجاد ساختارها و مناسبات اقتصادی جدید است.

در سالهای اخیر رشد كارآفرینی بر اساس تكنولوژی اطلاعات به حدی بوده كه عصر ما را به عصر كارآفرینی موسوم كرده است. كارآفرینی، فرزند ایده های تجاری جدید است و همواره در سیمای كسب وكارهای نو تجلی میكند. اما شكفتن ایده های نو، اغلب نیازمند استفاده از تكنولوژیهای جدید است و اصطلاحاً به "كارآفرینی تكنولوژیك" منجر میشود. مقاله كوتاه حاضر دریچه زیبایی به سوی كارآفرینی باز میكند.

وقتی انسانهای اولیه "ابزارسازی" را كشف كردند، اولین كارآفرینان تكنولوژیك ظهور نمودند. آنها ابزارهایی را برای دیگران می ساختند و آن ابزارها را با غذا و سایر مایحتاج خود معاوضه میكردند. قدمت واژه كارآفرین به سال ۱۷۰۹ میلادی برمیگردد. "سی" ، اقتصاددان قرن هجدهم، كارآفرین را فردی تعریف كرد كه "منابع اقتصادی را از حوزه های با بهره وری پایینتر بیرون میكشد و آنها را به حوزه های با بهره وری و سود بیشتر منتقل میكند". در نیمه اول قرن بیستم، "شومپیتر" ، اقتصاددان و نظریه پرداز اجتماعی، مطالب گستردهای پیرامون كارآفرینی و تأثیر آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپیتر این بود كه كارآفرینانِ نوآور موجب نوعی "عدم تعادل پویا" در اقتصاد میشوند.

وی، فرد كارآفرین را یك "تخریب گر خلاق" قلمداد میكرد كه با تجاری سازی نوآوری و جا انداختن آن در محیطی كه قبلاً فاقد آن بوده، تعادل اقتصادی را بر هم میزند. بعد از شومپیتر، محققان زیادی مباحث كارآفرینی را دنبال كردند. پیتر دراكر، پیر مدیریت، در سال ۱۹۸۵ كتابی پیرامون اصول نوآوری و كارآفرینی نوشت. صاحبنظران در مباحث استراتژیك، همچون مینتزبرگ نیز مباحث كارآفرینی را در آثار خود مطرح كردند. هم اكنون ادبیات گسترده ای در این زمینه در سطح بین المللی وجود دارد كه مقوله  كارآفرینی را به طور اعم و مقوله كارآفرینی تكنولوژیك را به طور اخص مورد بحث قرار میدهد. در طول تاریخ، كارآفرینان از تبار نخبگان بوده اند. نخبگان كارآفرین سنتی كه به دوران اولین انقلاب صنعتی تعلق داشتند و با صنایع سنگین آن زمان در ارتباط بودند، از سیاستهای حمایت از صنایع داخلی جانبداری می كردند. آنان با ایجاد نوعی روابط "كارتل گونه" تلاش میكردند قیمتها را در سطح ملی بالا ببرند.

با ورق خوردن تاریخ، نسل دیگری از كارآفرینان ظهور كرده اند كه با "صنایع مبتنی بر دانش" ارتباط دارند. این نخبگانِ كارآفرین در ابتدا از حوزه هایی چون شیمی، برق و خودرو سر برآوردند. در آخرین دهه های قرن بیستم، با رونق تكنولوژی اطلاعات، سر فصل دیگری در مبحث كارآفرینی تكنولوژیك پدید آمد. كارآفرینانی چون بیل گیتس، مفهوم تخریب خلاقانه شومپیتر را با تكیه بر تكنولوژی اطلاعات به تصویر كشیدند. در سالهای اخیر، رشد كارآفرینی تكنولوژیك بر مینای تكنولوژی اطلاعات به حدی بوده است كه برخی صاحبنظران، اطلاق "عصر كارآفرینی" به عصر حاضر را ناشی از همین رویداد میدانند. در یك نگاه تاریخی به كارآفرینی تكنولوژیك، دو الگوی عمده را تشخیص میدهیم.

در دویست سال گذشته، كارآفرینی از الگوی "مخترع كارآفرین" به سمت الگوی "نوآورـكارآفرین" متمایل شده است. الگوی "مخترع كارآفرین" با افرادی مثل آلفرد نوبل (مخترع دینامیت)، گراهام بل (مخترع تلفن) و توماس ادیسون (مخترع چراغ برق) و غیره مشخص میشود. الگوی "نوآورـكارآفرین" نیز با افرادی مثل بیل گیتس (پدیدآورنده سیستمهای عامل كامپیوتر) و گوردن مور (پدیدآورنده ریزپردازنده ها) مشخص میگردد. هر چند مخترعان هنوز هم بنگاههای كارآفرینی تكنولوژیك تأسیس میكنند، عمده تازه واردان به بازار را نوآوران كارآفرین تشكیل میدهند.

نویسنده : مهندس علیرضا بوشهری

اندیشكده صنعت و فن آوری (آصف)