اولوالعزم به معنای کسی که صاحب عزم یا صاحب اراده محکم و یا صاحب کوشش و ثبات است. پیامبران اولوالعزم به رسولان و پیامبرانی گفته میشدند که از جانب خداوند انتخاب میشدند و صاحبشریعت و کتاب مقدس بودند.
در آیه 13 سوره شوری، رسولانی که نامبرده است بهعنوان پیامبران صاحبشریعت و اولوالعزم خواندهشده است. خداوند در قرآن به تشریع دین و ابلاغ آن توسط پیامبران اشاره میکند که در ترجمه این آیه آمده است: (برای شما آیینی مقرر کرد، از همانگونه که به نوح وصیت کرده بود و، ازآنچه بر تو (محمد) وحی کردهایم و به ابراهیم و موسی و عیسی وصیت کردهایم که دین را بر پای نگهدارید و در آن فرقه فرقه مشوید تحمل آنچه بدان دعوت میکنید بر مشرکان دشوار است خدا هر که را خواهد برای رسالت خود برمیگزیند و هر که را بدو بازگردد به خود راه مینماید.)
در روایات شرایطی را برای این پیامبران ذکر میکردند ازجمله اینکه پیامبر اولوالعزم باید کتاب الهی داشته باشد، همچنین این پیامبر باید شریعت و دین داشته باشد و شرایطی برای دعوت جهان به دین را داشته باشند.
فقط 5 تن از پیامبران الهی از این شرایط برخوردار بودند و چنین خصیصههایی را داشتند. یعنی هم میتوانستند همگان را دعوت کنند و هم شریعت و دین و هم کتاب الهی داشتند. این پیامبران همانطور که گفتیم در آیه 13 سوره شوری هم به آنها اشارهکرده است، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، موسی، عیسی (ع) و پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) هستند.
در روایات کتاب حضرت نوح و ابراهیم را به نام صحف یادکردهاند، در قران از کتاب حضرت موسی هم به صحف یادشده است اما به مجموع این صحفها تورات میگویند، کتاب حضرت عیسی انجیل و کتاب حضرت محمد (ص) هم قرآن است که کتاب قرآن کاملترین کتاب و هیچگونه تحریفی در آن صورت نگرفته است.
پیامبر اولوالعزم باید کتاب الهی داشته باشد، همچنین این پیامبر باید شریعت و دین داشته باشد و شرایطی برای دعوت جهان به دین را داشته باشند.
این پیامبران برای ترویج دین خود در بین مردم و جامعه زمان خود، مروجانی داشتند.
مروجان دین حضرت نوح (سام، هود، صالح) و مروجان دین حضرت ابراهیم (لوط، اسماعیل، اسحاق، قیدار، یعقوب، یوسف، شعیب، ایوب، خضر و زرتشت) بودند.
همچنین مروجان دین موسی (هارون، یوشع، سموئیل، ذوالکفل، الیاس، الیسع، داود، سلیمان، اسماعیل، ارمیا، حزقیل، دانیال، حیقوق، عزیز، یونس، اشعیا، حنظله، زکریا) و مروجان دین حضرت عیسی (یحیی، خالد، جرجیس) و مروجان دین محمد (ص) که آخرین پیامبر خدا بود 12 امام بودند.
رسولان اولوالعزم کسانی هستند که بر انجام امر خدا که بر آن متعهد شدهاند، تصمیم گرفتهاند. شاید به این پیامبران به این دلیل اولوالعزم میگفتند که در زمان خود با مشکلات و گرفتاریهای بیشتری روبرو بودند و به اراده و صبر و عزم محکمتری نیاز داشتند.
بعضی از مفسّران غیر شیعه در قرون اولیه اسلام، پیامبران اولوالعزم را کسانی دانستهاند که مأمور به جهاد بودند و یا مکاشفاتشان را اظهار کردهاند، در تعیین مصداق هم از نوح، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، یوسف، ایّوب، یا ابراهیم، نوح، هود (ع) و محمد (ص) نامبردهاند ولی در روایات ائمه هم به وجهتسمیه اولوالعزم صراحت دارد و هم صفات اولوالعزم را بیان میکند و مصداق و راستی آنها را تعیین میکنند.
گفته شد از صفات پیامبران اولوالعزم، دعوت همگانی از جن و انس به دین الهی، داشتن شریعت و دین و همچنین کتاب الهی بود. ولی برخی پیامبران ممکن بود کتاب داشتند ولی بهعنوان اولوالعزم برگزیده نشدند. مثلاً حضرت داود اگرچه کتاب آسمانی دارد، ولی کتاب او، کتاب احکام و شریعت مستقل و تازه نبود، همانطور که حضرت آدم، شیث و ادریس (ع) هم دارای کتاب بودند، ولی اولوالعزم نبودند.
در روایتی از امام رضا (علیهالسلام) سؤال شد که چگونه حضرت نوح اولوالعزم شدند حضرت فرمودند: «زیرا نوح همراه با کتاب و شریعت مبعوث شد و هر کس بعد از ایشان آمد طبق کتاب و شریعت و روش ایشان عمل کرد تا اینکه ابراهیم با کتاب و صحف جدید آمد و هر پیامبری بعد از ایشان آمد طبق شریعت حضرت ابراهیم عمل کرد. تا اینکه جناب موسی آمد و تورات را که کتاب جدیدی بود آورد و بعدازآن هم مسیح با انجیل که شریعت جدیدی بود آمد و تا زمان پیامبر اسلام هر کس میآمد طبق شریعت حضرت عیسی عمل میکرد تا اینکه پیامبر اسلام با قرآن و شریعت جدیدی آمد که حرام و حلال آن تا روز قیامت به همان صورت باقی خواهد ماند.
نظریه های مختلف درباره رسالت انبیای اولوالعزم
رسالت پیامبر اسلام حضرت محمد رسالت جهانی بوده است و هیچ اختلافنظری وجود ندارد ولی درباره رسالت پیامبران دیگر اولوالعزم نظریههایی وجود دارد:
نظر اول: دیدگاه علامه طباطبایی این است که رسالت انبیای اولوالعزم رسالت جهانی بوده است. این علامه برای اثبات ادعای خود شواهدی از آیات را ارائه کردهاند. البته توضیح دادهشده که انبیای اولوالعزم و صاحب کتاب دو گونه دعوت داشتهاند یکی دعوت به خداپرستی، توحید و نفی شرک، و دیگری دعوت به احکام و شرایع خاص. دعوت نخست جهانی بوده است برخلاف دعوت دوم که به قوم خاصی اختصاص داشته است و آنان مکلف میشدند به آن احکام عمل کنند.
نظریه دوم: رسالت انبیای اولوالعزم را رسالت جهانی نمیدانستند و آنها معتقد بودند حضرت موسی و عیسی برای قوم اسرائیل برگزیدهشدهاند و دعوت آنان به این قوم اختصاص داشت. ظاهر برخی آیات مانند ورسولاً الی بنیاسرائیل و همچنین مفاد آیات دیگری مانند آیه 6 سوره صف، آیه 101 سوره اسرا، آیه 47 سوره طه، آیه 17 سوره شعرا و آیه 53 سوره غافر، این ادعا را تائید میکند. بنابراین، بین اینکه پیامبری صاحب کتاب آسمانی (اولوالعزم) باشد و رسالتش رسالتی جهانی باشد تلازمی نیست.
نظریه سوم:
نظریه سوم آن است که ا گر معنای جهانی بودن به معنای آن باشد که پیامبر وظیفه دارد رسالت خود را هم به قوم خود برساند و هم به همه اقوام و ملل جهان، رسالت بسیاری از پیامبران حتی موسی (علیهالسلام) و عیسی (علیهالسلام) جهانی نبوده است، اما اگر جهانی بودن را به معنای لزوم ابلاغ رسالت در صورت برخورد و مواجهه با دیگر اقوام بگیریم پیروی از آن بر همه مکلفان لازم بوده، رسالت همه پیامبران عام، فراگیر و جهانی بوده است. بنابراین به یک معنا از جهانی بودن رسالت، دعوت بسیاری از انبیا جهانی نبوده است و به معنای دیگر، رسالت همه انبیا جهانی بوده است.