سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

سنت پیامبر(ص) غدیر بود نه سقیفه

استاد اخلاق با بیان اینکه باید حواس مان جمع باشد که یاری کردن اهل بیت(ع) و یاری کردن ذریه رسول خدا(ص) به چیست؟، گفت: فاطمه(س) از دنیا رفت در حالی که امامش امیرالمومنین علی(ع) بود و هیچ کسی نمی تواند این را منکر شود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
رفیعی

حجت الاسلام «ناصر رفیعی» با اشاره به ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(ع) اظهار کرد: یکی از مطالبی که در سیره حضرت زهرا(س) شنیده ایم مساله دعا و نفرینی است  که حضرت(س) داشته اند، یعنی برخی را دعا و برخی دیگر را نفرین کرده اند. اما سوال آن است که برای چه کسانی؟ و اساسا دعا کردن برای افراد در سیره اهل بیت(ع) چه جایگاهی دارد؟
این استاد اخلاق ادامه داد: اهل بیت(ع) گاهی به صورت عمومی دعا می کنند مثلا پیامبر(ص) در مورد حضرت امیر(ع) در جریان غدیر می فرمایند: «اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ» (خدایا دوست بدار آنکه او را دوست بدارد و دشمن دار هر که او را دشمن دارد). این یک دعا است که حضرت رسول(ص) در حق دوستداران امیرالمومنین علی(ع) کرده است.

وی تصریح کرد: بنابراین گاهی دعاها عام است یعنی در مورد فرد خاصی نیست اما گاهی اهل بیت(ع) دعایشان در مورد یک نفر خاص است، اگر بخواهیم دعاهای شخصی را که اهل بیت(ع) در حق افراد داشته اند را دسته بندی تقسیم به سه دسته می شوند، برای مثال گاهی شخصی به پیامبر(ص) یا امام(ع) خدمت کرده است و حضرات معصومین(ع) دعایش کرده اند. این الزاما دلیل بر آن نیست که آن شخص آدم خوبی باشد گاهی یک یهودی به رسول خدا(ص) خدمت کرد و حضرت(ص) او را دعا کرد و فرمود خداوندا او را زیبا و خوشرو قرار بده.
حجت الاسلام رفیعی ابراز کرد: قسم دوم کسانی بودند که مشکل داشتند و خدمت پیامبر(ص) و حضرات معصومین(ع) می رفتند، شاید حتی آن مراجعه کننده آدم خوبی بود یا نبود، پیامبر(ص) و ائمه(ع) کاری به گرایش افراد نداشتند و برایشان دعا می کردند. در تاریخ متعدد آمده است که ائمه(ع) برای گرفتاری های شخصیِ افراد دعا کردند، برای مثال پیامبر(ص) در بازار می رفتند و زنی را دیدند که با شوهرش قدم می زد، آن دو جلو آمدند و مرد عرض کرد: این زن به من مهربانی نمی کند، به من اظهار دوستی ندارد؛ رسول خدا(ص) زن را صدا کرد و سوال کرد. زن گفت: دست خودم نیست  این مرد را دوست ندارم، از او تنفر دارم، پیامبر(ص) دست اش را بالای سر این زن و شوهر گرفت و فرمود: خداوندا میان این دو انس ایجاد کن، این دو رفتند و مدتی بعد پیامبر(ص) این زن را دید و حضرت(ص) از او سوال کردند و زن پاسخ داد: یا رسول الله از اولادم او را بیشتر دوست دارم و با دعای شما محبت اش در دلم آمد.
وی با بیان اینکه دوستی میان زن و مرد و اظهار کردن این دوستی به همسر از اهمیت والایی در آموزه های اسلامی برخوردار است، گفت: در کلام اهل بیت(ع) این سیره وجود دارد برای مثال حضرت امیر(ع) نسبت به زهرای مرضیه(س) می فرمود: هر زمان که وارد خانه می شوم و فاطمه را می بینم غم و اندوه از چهره ام پاک می شود. اظهار این موارد دل زن و مرد را به یکدیگر جذب می کند، برخی همسرشان را دوست دارند اما اظهار نمی کنند و می گویند اگر اظهار علاقه کنیم، لوس می شود! در حالی که طبق احادیث و تاکید پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) زن و مرد باید علاقه خود را به یکدیگر بگویند. مثال دیگر در مورد جوانی است که نزد پیامبر(ص) آمد و از میل خود به زنا و شهوت گفت، حضرت دستش را روی سینه این جوان گذاشت و فرمود: «اللهم طَهِّر قلبه واغفر ذنبه و حَصِّن فَرْجَه».

رفیعی اظهار کرد: پس دعای اهل بیت(ع) سه گونه است، دعا در حق کسانی که خدمتی به ائمه(ع) داشتند و معصومین(ع) برای آن شخص یا اشخاص دعا کرده اند، دوم کسی که در گرفتاری ها متوسل شده و امام(ع) برایش دعا می کند، که این دو مورد ویژه زمان حیات ائمه(ع) هم نیست چنانچه امام رضا(ع) فرمود: «هر کسی که امر ما را احیا کند به او دعا می کنیم». رسول خدا(ص) فرمود: خداوندا خلفای مرا بیامرز، سوال کردند خلفای شما چه کسانی هستند؟ فرمود کسانی که ما را نزد مردم محبوب می کنند.

وی ادامه داد: با این وصف این دو قسم دعا است که از سوی ائمه(ع) در حق افراد انجام  می شود، نخست کسی که خدمتی برای ائمه (ع) انجام داده و دومین مورد دعای ائمه(ع) برای کسی که گرفتار است، اما دسته سوم کسانی هستند که ائمه(ع) برای آنها به صورت خاص دعا کرده است و این نشان می دهد که این شخص انسان ویژه ای است، در دو قسم دعای قبلی الزام بر این نبود که حتما آن شخص انسان خوبی باشد، اما قسم سوم دعایی است که پیامبر(ص) یا ائمه(ع) در حق کسی داشتند که این دعا تاییدکننده آن شخص است. مثلا دعایی که برای «عمرو بن حمق» از سوی حضرت امیر(ع) انجام شد از آن دست است، او سرش را در راه محبت امیرالمومنین امام علی(ع) داد و هرگز با حضرت(ع) مخالفت نکرد، امام علی(ع) در جنگ صفین برای او دعا کرد. همچنین فرمود: «لیت أن فیى جندى مائة مثلك»؛ (كاش در میان لشكریانم یكصد نفر همانند عمرو بن حمق تو بودند). این بیان حضرت(ع) دلیل بر تایید شخص است.

این استاد اخلاق ابراز کرد: همچنین زمانی که «دعبل خزاعی» نزد امام رضا(ع) آمد و اشعارش را خواند حضرت(ع) برای دعبل دعا کرد و فرمود: «انشا الله خداوند از سختی های روز قیامت تو را حفظ کند»، این موارد از جمله دعاهای خاص است و نشان دهنده تایید شخص از سوی ائمه(ع) است، از سوی دیگر برخی نیز از سوی اهل بیت(ع) نفرین شده اند. یکی از گروه هایی که اهل بیت(ع) لعنت کرده اند کسانی بودند که بدعت در دین گذاشته و از خودشان مکتبی اختراع کردند یا دروغی را به امام(ع) نسبت دادند و حرفی زدند که خلاف واقع است. پیامبر(ص) فرمود: «هر کسی به من نسبت دروغ دهد جایگاهش جهنم است» همچنین امام صادق(ع) «ابوالخطاب مغیره بن سعید» را لعنت کرد، چون افرادی نظیر او دین اختراع کرده بودند و از خودشان چیزی را به امام(ع) نسبت دادند که حضرت بیان نکرده بودند یا آزاری به حضرات معصومین(ع) رساندند.

وی در بخش دیگری مباحث خود اظهار کرد: حضرت زهرا(ص) نیز کسانی را که آزارشان دادند، نفرین کردند، البته ایشان برخی را هم دعا کرده اند یکی از کسانی که حضرت(س) برایشان دعا کردند همسایه ها بودند. همچنین کسانی که به ذریه حضرت(س) یاری رسانند. ذریه حضرت(س) هم شامل ائمه(ع) و هم شامل نسل سادات می شود. باید حواس مان جمع باشد که یاری کردن اهل بیت و یاری کردن ذریه رسول خدا(ص) به چیست؟

رفیعی تاکید کرد: البته حضرت زهرا(س) برخی را هم نفرین کرد و نفرین فاطمه(س) نفرین رسول خدا(ص) است و نفرین رسول خدا(ص)، نفرین خداست، در حدیث داریم که چند گروهند که خداوند لعنت شان کرده است؛ کسی است که از خودش به قرآن اضافه کند، دیگری کسانی که سنت پیامبر(ص) را تغییر دهند (سنت پیامبر(ص)، امامت امیرالمومنین(ص) بود نه خلافت، سنت پیامبر غدیر بود نه سقیفه، سنت پیامبر احترام به فاطمه(س) بود).

این استاد اخلاق ابراز کرد: زمانی که برخی برای عذرخواهی به منزل حضرت فاطمه(س) رفتند، حضرت(س) فرمود از شما سوال می کنم، پدر من نفرمود که هر کس زهرا(س) را آزار دهد مرا آزار داده است؟ گفتند: بلی، فرمود: نفرمود غضب او غضب من است؟ آنان تایید کردند. پس حضرت زهرا(س) فرمود: تا زنده ام از شما تا قیامت راضی نیستم. این برائت فاطمه است.

وی ادامه داد: علامه امینی صاحب الغدیر با یکی از علمای اهل سنت بحث اش شد و گفت سوال دارم: فاطمه(س) دختر پیامبر(ص) است یا خیر؟ گفتند: بله، گفت: آیا فاطمه مسلمان مرده است؟ پاسخ دادند: این حرف ها چیست معلوم است که مسلمان از دنیا رفته است. ما برای او احترام قایلیم، گفت: اگر فاطمه مسلمان از دنیا رفته است ما حدیث داریم که معصوم(ع) فرمود: هر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد مسلمان نمرده است، حال من می خواهم بدانم و سوالم این است که امام فاطمه(س) که بود؟ هرکس هم فاطمه او را امام خود می دانسته است من هم او را امام می دانم دیگر قضاوت با شما. در تاریخ بگردید که فاطمه چه کسی را امام خود می دانسته است، اگر یک کلمه در تایید سقیفه پیدا کردید، من دست از تشیع خود بر می دارم.  فاطمه(س) از دنیا رفت در حالی که امامش امیرالمومنین علی(ع) بود و هیچ کسی نمی تواند این را منکر شود.

منبع: خبرگزاری شبستان


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین