سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مسابقه سراسری کتابخوانی خورشید غدیر
مسابقه سراسری کتابخوانی خورشید غدیر
مسابقه سراسری کتابخوانی خورشید غدیر
دقت فرمایید پس از خواندن کتاب و انتخاب جواب های پرسشنامه، وارد سامانه شده و اطلاعات خود را دقیق وارد نمایید و پس از انتخاب گزینه ها در سامانه گزینه ارسال جواب در انتها را بزنید، پس از زدن این گزینه امکان تغییر جواب ها و شرکت کردن مجدد وجود ندارد.
پیامک های تبریک
پیامک های تبریک
پیامک های تبریک
رمضان معطر شده است از عطر خوش‌ بوی یاسمن اهل بیت علیهم السلام، از حُسن «حسن» که گام بر گستره زمین نهاده و جهانی را منور ساخته است. آری! در نیمه رمضان، نور حق جلوه کرده است و دومین امام نور، پای بر زمین نهاده و آن را متبرک کرده است
کریم اهل هدایت
کریم اهل هدایت
کریم اهل هدایت
تو آن آیه‌ای که از سوره کوثر نازل می‌ شوی تا منجی روز محشر باشی. تو آمدی و پرده‌های شب را کنار زدی تا در زلالی سینه ‌ات، پرنده ‌ایمان، دوباره اوج بگیرد.
در عاطفه آباد ولایت
در عاطفه آباد ولایت
در عاطفه آباد ولایت
او امام مجتبی علیه السلام، سید نجیبان است و به یمن این میلاد، شیعیان علی علیه السلام از شادی در قالب تن نمی ‌‌‌گنجند و شادی ‌نوشان کوثر محبت اویند. میلاد حسن علیه السلام، مُهر ناامیدی بر پیشانی شب زده و راه روشن «صراط المستقیم» را به همگان نشان داده است
نقطه پرگار درماندگان
نقطه پرگار درماندگان
نقطه پرگار درماندگان
امروز علی علیه‏السلام و زهرا علیهاالسلام غرق سرورند و پیامبر لبخند، به تبسمی شکفته، مهاجر و انصار و فرشتگان حوالی کهکشان را مجذوب خویش می‏سازد که «کریم اهل بیت»، از نسل او، پا به عرصه گیتی نهاده تا میان دو دسته از امت، آشتی برقرار کند و خون اسلام را پاسدا
ستاره‏ باران رمضان
ستاره‏ باران رمضان
ستاره‏ باران رمضان
زندگی از لبخند تو آغاز می ‏شود و باران ‏ها ستاره می ‏بارند بر ایوان ‏های تاریک مانده ما. با آمدنت، غروب‏ها کوتاه و کوتاه‏تر شدند و آفتاب، بلندتر از همیشه، بر پنجره‏ های ما پدیدار شد.
آسمان در زمین
آسمان در زمین
آسمان در زمین
امشب ستاره‏ها جشن ساده علی علیه ‏السلام و فاطمه علیهاالسلام را چراغانی می‏کنند. امشب گلدان آغوش فاطمه، سرشار از عطر این گلِ آسمانی خواهد شد. امشب بوی سیب، مدینه را بیهوش می‏کند؛ سیبی که عطرش، روزها و سال‏ها و قرن‏ها را در می‏نوردد، سیبی که عرشی است.
لبان فاطمه خندان
لبان فاطمه خندان
لبان فاطمه خندان
یگانه ای و نداری شبیه و مانندی که بی بدیل ترین جلوه خداوندی معطل اند هزاران فرشته کاسه به دست عسل بیاوری از آن لبی که می خندی
خورشید سخاوت
خورشید سخاوت
خورشید سخاوت
یگانه ای و نداری شبیه و مانندی که بی بدیل ترین جلوه خداوندی معطل اند هزاران فرشته کاسه به دست عسل بیاوری از آن لبی که می خندی
حُسن یوسف
حُسن یوسف
حُسن یوسف
ناگهان آسمان بهاری شد عشق در کوچه ها جاری شد نور ماه مدینه را تا دید عرق شرم ماه جاری شد
نفحه باغ بهشت
نفحه باغ بهشت
نفحه باغ بهشت
صدای شر شر باران شعر می آید کسی دوباره به ایوان شعر می آید غزل ،قصیده، نمی دانم، این که در راه است چقدر ساده به دیوان شعر می آید
گدا گدا آقا
گدا گدا آقا
گدا گدا آقا
نشسته ام بنویسم گدا گدا آقا چقدر محترم است این گدای با آقا نشسته ام بنویسم حسن ، كریم ، كرم ، مدینه ، سفره ی آقا ، برو بیا ، آقا
حماسه صلح
حماسه صلح
حماسه صلح
ای وسعت بهاری بی انتهای سبز مرد غریب شهر ولی آشنای سبز روح اجابت است به دست تو بسکه داشت باغ دعای هر شب تو ربنای سبز
آقای جوانان بهشت
آقای جوانان بهشت
آقای جوانان بهشت
در ساحل زیبای دو دریاست ظهورت ای هر دو جهان مست تو و ساغر نورت افطارِ علی بوسه ‌ای از جام دو چشمت کوثر سر ذوق آمده از مستی و شورت
علی علیه السلام، مردی فراتر از شعار
علی علیه السلام، مردی فراتر از شعار
علی علیه السلام، مردی فراتر از شعار
امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى یـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشید. درخت مى كاشت ، با دلوِ آب ، باغ دیگران را آبیارى مى كرد و مُزد مى گرفت
چشمه آیات حسن
چشمه آیات حسن
چشمه آیات حسن
ما انتظار دستهایى را مى کشیم که نوازشگرى را نسیم از او آموخت; ماه و خورشید به اشارت وى بالا و پایین مى روند و روز و شب، تفسیر پشت و روى آن اند.
امروز فردا
امروز فردا
امروز فردا
میگویم از تو می خواهم که خانه ای را که در بن بست سکوت ساخته ام ویران سازی میگویم از تو می خواهم که عشق به خودت را همچون داغی آتش در سینه ام نگاه داری میگویم از تو می خواهم که اشک هایم را در جویبار انتظارت بریزم
اگر مُردَم
اگر مُردَم
اگر مُردَم
پنجره قلب منتظران رو به آسمان بی کرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار غم و اندوه غیبت از دل ها بر خیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند.
نوشته اند دلم را برای خون جگری
نوشته اند دلم را برای خون جگری
نوشته اند دلم را برای خون جگری
نوشته اند دلم را برای خون جگری بدون گریه زمانه نمی شود سپری نیازمندِ تکامل ، به گریه محتاج است درخت آب ندیده نمی دهد ثمری
نَمی از چشم های توست چشمه
نَمی از چشم های توست چشمه
نَمی از چشم های توست چشمه
نَمی از چشم های توست چشمه ، رود ، دریا هم کمی از ردِّ پای توست جنگل ، کوه ، صحرا هم تو از تورات و انجیل و زبور از نور لبریزی تو قرآنی ، زمین محو شکوهت، آسمان ها هم