سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

حقوق حیوان ها در سیره و سخن پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله) و مقایسه آن با حقوق بشر در غرب

آن چه از سخن و سیره پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله) در مورد اهمیت حمایت از حقوق حیوانات می آید، جلوه اى از رحمت و عطوفت او، حتى به حیوانات است. از این مجمل، مفصل بخوانیم كه ارزش انسان از نظر او چه گونه است! و این ها نشان مى دهد كه اتهام خشونت به آن حضرت، اتهامى كاملا بى اساس است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
حقوق حیوانات
چكیده
پیامبر اسلام، حضرت محمد بن عبدالله(صلى الله علیه وآله)درباره رعایت حقوق جانداران، اعم از انسان ها و حیوان ها دستورات و قوانینى مقرر فرموده اند. این قوانین و مقررات كه در 1400 سال پیش، وضع شده، نشان دهنده توجه اسلام به حقوق تمام جانداران است. در این نوشتار، حقوق حیوان ها از دیدگاه رسول گرامى اسلام بررسى مى شود. یكى از نتایج این بحث آن است كه وقتى پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله)به حقوق حیوانات توجه كرده اند، به طور مسلم به حقوق انسان ها نیز توجه داشته اند. بنابراین، نسبت هایى كه گروهى از غربى ها در حال حاضر به وى مى دهند، نسبتى نادرست و نارواست.

مقدمه
هم اكنون، دولت هاى غربى و اروپایى، یعنى همان مدعیان حقوق بشر و آزادى، به بهانه آزادى، ادب و آداب را از كشور خویش دور كرده اند. آن ها در دو دهه گذشته، به جمعى از مقدساتِ مسیحیان و مسلمانان، یعنى حضرت مریم و حضرت عیسى و حضرت جبرئیل و پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله) جسارت كردند كه امام خمینى(قدس سره) نویسنده آن مطالب را مرتد دانست و آن فتواى تاریخى را صادر نمود.

در این روزگار، مدعیان منطق و ترقى، در اقدامى هماهنگ و وقیحانه به كارى بر خلاف خرد و ادب دست زدند. آن ها بر خلاف تمام اسناد درست نه اسناد صهیونیستى و اسرائیلیات مجعولْ بر ضد پیامبر اسلام، قلم و قدم زدند؛ یعنى در واقع بر ضد تمام انبیا، چنین كارى را كردند.

مدعیان آزادى در روزنامه هاى خودشان، كاریكاتور پیامبر را در نهایت تحریف و تخریب كشیدند تا به این وسیله او را «تروریست» معرفى نمایند! وقیحانه تر این كه، سعى كرده اند كه این مطلب را در كتاب هاى درسى آموزش و پرورش خود و مستعمراتشان بگنجانند تا این تهمت و تخریب را به باور و عقیده اى براى آیندگان مبدل كنند، همان طور كه افسانه «هولوكاست» را به یك اعتقاد مقدس تبدیل كردند، اما بى خبر از آنند كه این پیامبر، چراغى است كه ایزد آن را برافروخته و قابل خاموش كردن نیست؛ این دین رحمت بر تمام ادعاها غالب مى شود، هر چند كه مشركان و كافران، كراهت داشته باشند.

مقاله حاضر كه در حقیقت، درباره رأفت و رحمت پیامبر اسلام است، پاسخى است به شبهه اى كه امروز مطرح مى شود. مخفى نماند وقتى كه مى گوییم در مكتب اسلام، حیوان ها حقوقى دارند؛ از آن طرف براى انسان ها نیز باید تكالیفى را بپذیریم؛ یعنى اگر انسان ها در رعایت حقوق حیوان ها كوتاهى ورزند، معصیت كارند و در روز قیامت، مجازات مى شوند، حتى در برخى موارد در همین جهان از آن ها سؤال خواهد شد. براى نمونه، طبق فقه اسلامى (شیعه)، در صورتى كه مالك هر حیوانى به تأمین نیازمندهاى آن اقدام نكند، بر حاكم لازم است كه او را به این وظیفه اجبار كند و در صورت عدم توانایىِ شخص، باید افراد دیگر به این وظیفه اقدام نمایند و حیات آن حیوان را حفظ كنند.

حقوق حیوانات در كتاب پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)
مكتب پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)، دو بخش دارد: یكى كتاب (قرآن مجید) و دیگرى سنت (گفتار و رفتار عملى) پیامبر خاتم. در این مكتب، درباره حیات موجودات زنده و برآوردن نیازهاى حیاتى آن ها سفارش هاى ویژه اى شده است. خداوند سبحان، خودش فراهم كردن روزى آن ها را بر عهده گرفته، و در قرآن مجید، تمام جنبندگان، پرندگان و چرندگان را «امت»هایى مانندِ جوامع انسانى دانسته و فرموده است: وَ ما مِنْ دَابَّة فِى الاَْرْضِ وَ لا طائِر یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِى الْكِتابِ مِنْ شَیْء ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ؛3 هیچ جنبنده اى در زمین نیست و هیچ پرنده اى كه با دو بال خود پرواز مى كند، مگر این كه امت هایى مانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این كتاب، فرو گذار نكردیم؛ سپس همگى به سوى پرودگارشان محشور مى شوند.

در آیه دیگرى به فراهم كردن نیازهاى ضرورى و احتیاج هاى حیاتى حیوان ها اشاره كرده و آن را در كنار انسان ها ذكر نموده و فرموده است: وَ كَأَیِّنْ مِنْ دَابَّة لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللّهُ یَرْزُقُها وَ إِیّاكُمْ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛4 چه بسا جنبنده اى كه قدرت حمل روزى خود را ندارد، خداوند، او و شما را روزى مى دهد؛ و او شنوا و داناست.

در كتاب این رسول رحمت (صلى الله علیه وآله)، هر گونه آزار و اذیت كردن حیوان ها، مانند بریدن گوش و دُم و... ؛ كارى زشت و شیطانى شمرده شده است: وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لَ آمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَ آمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِیناً؛5 و آنان را گمراه مى كنم، و به آرزوها سرگرم مى سازم، و به آنان دستور مى دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند و) گوش چارپایان را بشكافند و آفرینشِ (پاكِ) خدایى را تغییر دهند (و فطرت توحید را به شرك بیالایند)، و هر كس، شیطان را به جاى خدا ولىّ خود برگزیند، زیان آشكارى كرده است.

در این سه آیه، به سه نكته بسیار مهم و حیاتى اشاره شده است:

نخست، آن كه تمام موجودات، مانند انسان نظام اجتماعى دارند. البته با عنایت به تفاوت هاى ذاتى انسان و حیوان، ساختار اجتماعى آنان نیز با هم فرق دارد، اما با وجود این فرق، حیوان ها نیز جوامع حیوانى دارند؛

دوم، این كه روزى و رزق هر دو (انسان و حیوان) بر عهده خدا مى باشد، چنان كه تصریح شده است: «الله یرزقها و ایّاكم». بنابراین، كتاب خدا و معجزه جاویدِ پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله) عنایت ویژه اى به نیازهاى حیاتى حیوانات دارد، به گونه اى كه آن را در كنار نیازهاى حیاتى بشر آورده است؛

سوم، این كه مُثله كردن و بریدن اعضاى حیوانات را، كارى شیطانى شمرده است و از آزار و اذیت حیوان به عنوان كارى شیطانى و وعده اى ابلیسى نام برده و از آن به عنوان خسارتى بزرگ یاده نموده است. براى فهم این آیات به تفسیر شریف المیزان علامه طباطبایى(قدس سره)مراجعه شود.

سیره و سخن (سنت) پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) در دفاع از حیوان ها
بخشى از دستورات مكتب اسلام را درباره حقوق حیوان ها از قول قرآن مجید بیان شد، اكنون بخش دیگرى از دستورات، گفتار و رفتار رسول خدا (بنیان گذار اسلام) را درباره رعایت حقوق حیوان ها بیان مى كنیم.

نهى از آزار دادن و بیهوده كشتن حیوانات
پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله) به مناسبت هاى مختلف، سخنان متعددى در مورد حقوق حیوان ها و اذیت نكردن آن ها فرموده است كه در ذیل به بیان گوشه اى از آن ها مى پردازیم.

ـ اگر كسى گنجشكى را بیهوده بكشد، روز قیامت در پیشگاه خدا فریاد مى زند و مى گوید: فلانى مرا بیهوده كشت بدون آن كه از این كشتن، سودى ببرد! و نگذاشت كه من از حشرات زمین، استفاده نمایم و چیزى بخورم!

ـ هر كس گنجشكى را بدون رعایت حق آن بكشد، خداى تعالى در روز قیامت از او بازخواست كند. سؤال شد كه اى رسول خدا! حق گنجشك چیست؟ فرمود: این كه او را ذبح كند، نه این كه گردنش را بِكَنَد.

ـ هر حیوانى پرنده یا غیر پرنده كه به ناحق كشته شود، روز قیامت از قاتل خود شكایت خواهد كرد.

امام موسى بن جعفر(صلى الله علیه وآله) از پدران بزرگوارش(علیهم السلام)نقل مى كند كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود:
در دوزخ، زنى را دیدم كه گربه اش از هر طرف او را گاز مى گیرد، علتش این بود كه آن زن در دنیا این حیوان را بسته بود، بدون آن كه غذایى به او بدهد یا آزادش نماید تا خودش حیوانى را شكار كند.

در روایات دیگرى، از عذاب آتشین آن زن خبر داده و فرموده است: زنى به خاطر رفتار با یك گربه، مستوجب آتش دوزخ شد و عذاب گردید، چون گربه اى را بسته بود و او را آزاد نمى كرد تا براى خودش غذایى پیدا كند، به این دلیل، از گرسنگى مرده بود.

ابن عباس مى گوید كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از كشتن هر جاندارى نهى فرمود؛ مگر آن كه آزار برساند. رسول رحمت، نه تنها از كشتن جانداران منع مى كرد، بلكه دستور مى داد كه شبان گاهان مواظب باشند تا مبادا موجود ریز و حشره كوچكى، حتى به طور نادانسته و غیر عمدى، زیر پا از بین برود. فرموده آن پیامبراعظم در این باره چنین است: چون پاسى از شب بگذرد، كمتر بیرون بروید، زیرا براى خداوند، چرندگان (و موجوداتى) است كه در آن ساعت آن ها را در زمین مى پراكند.

أنس بن مالك (خادم آن جناب) مى گوید: رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمودند: «مورچه را نكشید»! هم چنین در روایت معتبرى نقل شده است كه: پیامبراعظم، نهى فرمود از این كه آن چه را مورچه با دست و دهان حمل مى كند، بخورند. مالك بن أنس نوشته است كه پیامبر (صلى الله علیه وآله) با این كه كشتن زنبور را جایز مى دانست، اما دوست نداشت كه لانه آن ها را با آتش بسوزانند.

باز آن رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) از آزار و شكنجه حیوان با آتش نهى نمود و فرمود: هیچ كس نمى تواند با آتش، دیگرى را شكنجه و عذاب نماید، مگر خدا. بنابراین، سوزاندن حیوان با آتش جایز نیست.

طبق نوشته نسائى و احمد، یك نفر پزشك در محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از قورباغه و استفاده دارویى از آن سخن به میان آورد. آن حضرت (صلى الله علیه وآله) بى درنگ، آن پزشك را از كشتن قورباغه نهى فرمود. هم چنین آن جناب، شكار كردن را دوست نداشت و مى فرمود: هر كسى به دنبال شكار رود از امور اخروى، غافل مى گردد. طبق روایت دیگرى، آن رسول مهربان (صلى الله علیه وآله) هرگز صید نكرد و به این كار نیز امر نفرمود. روایت دیگرى نیز حاكى است كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از اذیت (كشتن) حیوان ها نهى فرمود، مگر آن كه (حیوان حلال گوشت و) براى خوردن باشد.

شداد بن اوس مى گوید كه پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) فرمودند: خداوند، بر همه چیز احسان نوشته است؛ چون ذبح كنید، نیكو ذبح نمایید، كارد را تیز كنید و ذبیحه را زود راحت كنید.

آن رسول رحمت (صلى الله علیه وآله)، شخصى را دید كه گوسفندى را خوابانیده و در حالى كه پا بر گلوى او نهاده، كارد را تیز مى نماید و گوسفند به او نگاه مى كند. حضرت به آن شخص فرمود: «مى خواهى او را ذبح كنى یا دو بار او را بمیرانى؟!»

پیامبر اسلام، یك اعرابى را دید كه با عصا گوسفندان خود را مى زد، فرمود: « او را بیاورید؛ اما او را نترسانید»! وقتى كه او را آوردند، به او فرمود: « گوسفندان را با عصا مزن، بلكه به رفق و نرمى، آن ها را پیش و پس كن».

فردى مى خواست كه حیوانش را بگیرد؛ چون حیوان با نشان دادن یك كاسه یا دامن صاحبش براى خوردن جو یا نمك، شرطى شده بود، صاحب حیوان با دست خالى و بدون جو یا نمك، چنان كرد و مچِ حیوان را گرفت. حضرت پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله)كه این صحنه را تماشا مى كرد، ناراحت شد و فرمود: «چرا به این حیوان دروغ گفتى؟! نباید او را فریب مى دادى!»

در یكى از جنگ ها وقتى زن یكى از انصار اسیر شده بود و موفق شد با شترى از شتران پیامبر(صلى الله علیه وآله) از محل اسارت بگریزد، چون خود را به مدینه رساند و خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید، گفت: نذر كرده ام اگر نجات یافتم، شتر را قربانى كنم. پیغمبر فرمود: چه بد پاداشى به شتر داده اى! تو را حمل كرده و نجات داده، آن گاه تو مى خواهى آن را نحر كنى؟! بدان كه نذر در آن جا كه معصیت خداوند است و یا تو مالك آن حیوان و چیز نذر شده نیستى، درست نیست و منعقد نمى شود.

موسى بن جعفر به نقل از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) مى فرماید كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله)از كنار گروهى عبور كرد. آن گروه، مرغ زنده اى را در یك جاى بلندى بسته بودند و با تیر و كمانْ به آن تیر اندازى مى كردند! آن رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) تا این صحنه را مشاهده كرد، فرمود: اینان، كیانند؟! خدا لعنتشان كند!

رسول رحمت، حضرت محمد بن عبدالله(صلى الله علیه وآله) اسیر نمودن حیوانى را هم نمى پسندید و از این كار بر حذر مى داشت و فرمود: هیچ خانواده اى نیست كه سگى را ببندد و نگهدارد[اسیر نماید]، مگر آن كه هر روز از عمل ایشان، قیراطى (مقدارى) كم شود، به جز سگِ موذى، سگ شكارى، سگ حافظ زراعت یا حافظ گوسفند [و در روایت دیگر] و سگ نگهبان خانه.

ناگفته نماند كه از بین بردن حیوان موذى، جایز است. یكى از موذیان، سگ هار و ولگرد است، اما از دیدگاه اسلام، در همین موارد نیز جایز نیست كه سگ هار و ولگرد را حبس كنند تا از گرسنگى و تشنگى بمیرد، بلكه باید آن را به طور خاصى از بین ببرند. نكته دیگر، این كه در اسلام، كشتن سگ ها نیز دیه دارد، به گونه اى كه خون بهاى سگ شكارى، چهل درهم و سگ نگهبان، بیست درهم تعیین شده است. گزارش مورخان حاكى است كه آن رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) هنگامى كه با سپاه اسلام براى فتح مكه مى رفت سگى را دید كه بر بچّه هایش زوزه مى كشید و آنان شیرش را مى خوردند. به جُعَیْل بن سُراقه فرمود كه كنار (و جلو) آن حیوان بایستد و از او مراقبت نماید تا مبادا سپاهیان كه از آن جا مى گذرند به او و بچّه هایش، آسیبى برسانند.

نفرین رسول، بر مُثله كنندگان حیوان ها!
پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله)، دوست نداشت كه حتى گوش و دُمِ یك حیوان را ببرند یا آن را اخته كنند، چه رسد به كشتن حیوان! طبق حدیثى، رسول رحمت فرمود: لعنت خدا بر كسى كه حیوان ها را مُثله نماید. در روایت دیگرى آن جناب از اخته كردن اسب ها نهى فرموده است.

پاداش نیكویى به حیوانات از دیدگاه پیامبر(صلى الله علیه وآله)
از رسول اعظم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است كه فرمود: زنى بد كاره، سگ تشنه اى را دید كه بر سر چاهى له له مى زند و چیزى نمانده بود كه از تشنگى هلاك شود. آن زن كفش خود را در آورد و آن را به روسرى خود بست و به وسیله آن از چاه آب كشید و سگ را سیراب كرد. خداوند به خاطر احسان به این حیوان، گناهان او را آمرزید.

طبق روایت دیگرى آن جناب فرمود:
زنى تشنه از راهى مى گذشت، چاهى دید. داخل آن شد، آب نوشیده و بیرون آمد. در كنار چاه، سگى را دید كه از تشنگى له له مى زد. با خود گفت: حال این سگ، چون حالِ من است. به داخل چاه برگشت، كفش خود را پر آب كرد و به دهان سگ گرفت تا سیراب شد. خداوند به سبب این عمل، او را آمرزید.

در روایت دیگرى آمده است كه از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سؤال شد كه آیا خوبى كردن به حیوانات، پاداش دارد؟ فرمود: «آرى! براى خنك كردن هر صاحب جگرِ تشنه اى، اجرى است». نوشته اند كه پیامبر اسلام هنگامى كه وضو مى گرفت، گربه اى نزد او آمد، پیغمبر دانست كه آن حیوان تشنه است، ظرف آب را به طرفش برد و گربه آب نوشید، سپس ایشان نیز وضو گرفت.

منع از دوشیدن تمام شیر حیوانات
آن جناب مى فرمودند كه حمایت از هر جاندارى، نزد خدا پاداشى دارد و سفارش مى كردند كه حیوان ها را زیاد ندوشند و براى بچه هاى آن ها چیزى باقى بگذارند، پالان را در جاى خود قرار دهند، دهنه تیز به دهان حیوان نزنند، زیاد آن ها را بار نكنند و جاى مركب و زیر پاى حیوان ها تر نباشد.

یكى از همراهان پیامبر اسلام مى گوید: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) گوسفند را دوست داشت. یك روز گوسفندى وارد منزل شد و یك قرص نان را كه نزدیك ما بود، برداشت و فرار كرد. فورى برخاستم و به دنبالش دویدم و آن را گرفته و نان را از دهانش برگرفتم. وقتى آن رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) این حركت را از من دید، فرمودند: كار شایسته اى نكردى؛ درست نبود كه پشت گردن این حیوان را بگیرى و بر او فشار بیاورى تا آن قرص نان را از دهانش برگیرى!

یكى از یاران پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله) مى گوید: یك شتر شیر ده را به رسول خدا هدیه كردند. ایشان، مرا امر فرمود تا آن را بدوشم. من نیز آن را دوشیدم؛ البته براى دوشیدن آن، بسیار تلاش كردم و سخت آن را دوشیدم، به گونه اى كه وقتى آن جناب زیاده روى مرا در دوشیدن دید، فرمود: این گونه ندوش! براى بچه او نیز سهمى بگذار.

منع از شكار شبانه پرنده و جوجه هایش و نهى از حمله به آن ها در وقت خواب
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در این باره مى فرماید: شبانگاهان جوجه را از آشیانه اش بیرون نیاورید، و پرنده را هنگام خوابش براى سر بریدن، از لانه بیرون نیاورید تا صبح شود. مردى سؤال كرد كه هنگام خوابش چه وقتى است؟ آن حضرت فرمود: شب، هنگام خواب اوست. بنابراین، شبانه به سراغش نروید تا صبح شود. و همین طور بچّه هاى كوچك پرندگان را كه هنوز پر در نیاورده و نمى توانند پرواز نمایند، از لانه شان در نیاورید و شكار نكنید! بگذارید تا هر زمان كه قدرت پرواز پیدا كردند، آن وقت تیر و كمانتان را براى شكار آن ها بردارید.

پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله) فرمود: در میان اقوام گذشته، مردى لانه پرنده اى را پیدا كرده بود و هرگاه آن پرنده، جوجه دار مى شد آن ها را مى گرفت و مى برد. آن پرنده (مادر) از كارى كه بر سرش مى آمد، به خداى تعالى شكایت كرد؛ خداى متعال به او الهام نمود كه اگر آن مرد برگشت، او را هلاك خواهم كرد.

ابن مسعود مى گوید: نزد رسول خدا بودیم كه مردى وارد جنگلى شده و تخم پرنده اى را با خود آورد. پرنده مادر به دنبال ما آمده، بر گِرد ما مى چرخید و بال بال مى زد. وقتى كه پیامبر این صحنه را دید، فرمود: كدام یك از شما، این پرنده را آزرده و مصیبت زده كرده است؟ مرد گفت: من تخم یا جوجه او را برداشتم. حضرت فرمود: به او رحم كنید و آن را به او رد نمایید! به او رد نمایید! هم چنین در همین زمان، مشاهده فرمود كه لانه مورى را آتش زده اند، فرمود: چه كسى این لانه را آتش زده؟! سزاوار نیست كه به آتشْ عذاب دهد، مگر پروردگار آتش.

در روایت دیگرى از عامر الرام نقل شده كه گفته است: در محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نشسته بودیم كه در این هنگام مردى عبا به دوش آمد، در حالى كه چیزى در دست داشت و آن را در گوشه عبایش پیچیده بود. آن مرد گفت: اى رسول خدا! چون شما را از دور دیدم، به طرف تان آمدم. در مسیر، از كنار چند درخت انبوه گذشتم كه صداى جوجه هاى پرنده از آن مى آمد. رفتم آن ها را گرفتم و در لاى عبایم گذاشتم. وقتى چنین كردم، مادرشان آمد و بر دور سر من مى چرخید؛ من هم لاى عبا را برایش باز كردم و او نیز روى جوجه هایش افتاد، من هم عبا را پیچیده و همه آن ها را با هم آوردم.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: آن ها را بر زمین بگذار! آن ها را بر زمین گذاشتم، اما دیدم كه مادرشان از آن ها جدا نمى شود و فرار نمى كند! رسول خدا به همراهانش فرمود: «آیا از رأفت یك مادر جوجه براى جوجه هایش، تعجب مى كنید؟!» گفتند: آرى، اى رسول خدا! فرمود: «قسم به آن كسى كه مرا به حقْ نبىّ مبعوث نمود، خدا به بندگانش مهربان تر است از مادر این جوجه ها به بچّه هایش! اى مرد، آن ها را به همان جایى برگردان كه آورده اى»! من هم آن ها را برگرداندم... .

حقوق حیوان هاى سوارى بر صاحبشان
در روایت معتبر آمده است كه چارپایان سوارى، بر صاحبان شان حقوقى دارند، از جمله: وقتى پیاده شد، براى او علف بگذارد؛ هر وقت از آبى عبور كرد، درنگ كند و آب را به او نشان دهد؛ به صورتش نزند، زیرا تسبیح پروردگار مى گوید؛ پشت او را چون مجلس و مبلمان و جایگاه براى سخنرانى نكند؛ مگر در راه خدا؛ بیش از طاقت و توان، بارش نكند؛ و بیش از قدرت و طاقت، از او سوارى نگیرد و نخواهد.

طبق روایت أنس، پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمود: بر مالك چارپایان واجب است به دلیل حرمت روحى كه در حیوان است به آن ها آب و علف بدهند.

هم چنین نقل شده است كه پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله) درباره اسب ها فرمود: بر پیشانى اسب ها خیر نوشته شده، حتى تا روز قیامت و كسى كه در راه خدا به آن ها انفاق نماید، مانند دست صدقه دهنده اى است كه هرگز از صدقه دادن كوتاه نمى آید؛ یعنى دستِ بازى كه هیچ گاه بسته نمى شود.

رسول رحمت(صلى الله علیه وآله) مى فرمود: موى پیشانى اسبان را نچینید، زیرا خیر در آن هاست. موى یال آن ها را مچینید، چون آن ها را گرم مى نماید. دم آن ها را نچینید كوتاه نكنید زیرا پشه پران آن هاست. و آن حضرت باز فرمود: خدا و ملائكه اش بر صاحبان اسبان، درود مى فرستند. هم چنین ضمن روایت دیگرى نیز فرمود: كسى كه اسبى را براى رضاى خدا به استراحتگاهش ببرد و به او آب و علف بدهد و جایش را جارو نماید، در تروازى اعمالش در روز قیامت محاسبه مى شود و پاداش دارد.

تمیم دارمى را دیدند كه خودش جو اسبش را پاك مى كند، به او گفتند: چرا نمى گذارى تا دیگران این كار را بكنند؟ گفت: از پیغمبر اسلام شنیدم كه فرمود: مردى نیست كه خودش براى اسبش جوها را پاك كند مگر آن كه خداوند به هر حبه اى، حسنه اى برایش مى نویسد.

رعایت حقوق حیوانات، هنگام سوارى و باركشى با آن ها
پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله) درباره حیوان هاى سوارى (مَركب)، دستورات ویژه اى صادر فرموده اند، مانند مهربانى كردن با آن ها، نخواستن سرعت بیش از حد توان، بار نكردن بیش از حد قدرت آن ها، عبور ندادن از راه هاى صعب العبور، پیاده شدن در گردنه هاى سخت، عدم تشكیل جلسه و سخنرانى نكردن بر پشت آن ها، بهره منده كردن آن ها از علف زارهاى بین راه، نگاه نداشتن در زمین هاى بى علف، آب و علف دادن به حیوان ها بعد از رسیدن به مقصد و در طول طریق. گفتنى است در ادامه به برخى از دستورات آن حضرت در این زمینه اشاره مى كنیم.

رسول رحمت، به راكب حیوان ها مى فرمود: به طور ناموزون و نامناسب، بر حیوان ها سوار نشوید، و هنگام سوار شدن، پشت آن ها را مجلس خود قرار ندهید؛ یعنى در حالى كه ایستاده اند، هم چنان بر پشت آن ها سوار نشوید و مشغول سخن گفتن باشید، بلكه پایین بیایید. پیامبر گرامى اسلام در بیان دیگرى نیز فرمود: پشت حیوان ها را مانند صندلى و كرسى سخنرانى قرار ندهید، آن هنگامى كه در كوچه و خیابان با هم صحبت مى كنید، زیرا چه بسا مركوبى كه بهتر از راكبش است و بیش تر از او، خدا را ذكر مى نماید.

سفارش همیشگى آن جناب این بود كه مى فرمودند: پشتِ رهواران (مركبان) را هم چون منبر سخنرانى قرار ندهید! خداوند آن ها را براى شما تسخیر كرده تا شما را در راه هاى سخت به منزل برساند. [پیاده شوید و] بر روى زمین، با هم سخن بگویید.53هم چنین در دستور دیگرى خطاب به راكب حیوان ها، فرمود: در حق این حیوانات زبان بسته، از عذاب خدا بترسید؛ بر سوارى آن ها، به طور شایسته اى سوار گردید و حلال آن را نیز به گونه اى شایسته بخورید! و ذبح كنید. چاقِ آن ها را بخورید.

هم چنین در سفارشى دیگر، در باره كیفیت راه و مسیر حیوان ها فرمود: هرگاه یكى از شما بر حیوانى سوار شد، آن را از راه هاى هموار و آسان ببرد، و آن را به راه هاى دشوار و سخت نكشاند! نیز در روایتى دیگر فرمود: كسى كه در گردنه (سربالایى) از رهوار (مَركب) خود پیاده شود و پشت سر آن راه برود، همچون كسى است كه بنده اى را در راه خدا آزاد كرده باشد.

طبق گزارش جابر، آن حضرت(صلى الله علیه وآله) از سوار شدن سه نفره بر یك حیوان، نهى فرمود. ضمن حدیث دیگرى نیز فرمود: سه نفرى بر یك حیوان، سوار نشوید، زیرا در این صورت، یكى از آنان لعن شده است، و آن، نفر جلویى مى باشد.

پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله) درباره كیفیت بار كردن حیوان، فرمود: بار حیوانات را عقب تر بگذارید، زیرا اگر جلو باشد، به دلیل فاصله نزدیك دستانشان كه مانع از راه رفتن در صورت سنگینى بار است و نیز محكم بودن پایشان نمى توانند خوب راه بروند. آن پیامبر مهربان، درباره كیفیت راه بردن حیوان ها در مسیر سفر مى فرمود:هرگاه هنگام سفر از سرزمین سر سبزى كه علف خوب دارد، عبور مى كنید، شتران را از زمین، بهره مند سازید (و بگذارید كه حیوانات بچرند و سیر شوند)، اما وقتى از سرزمین بى آب و علفى عبور مى كنید، توقف ننمایید و با سرعت خود را به سرزمین خوبى (سرسبزى) برسانید.

پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله) در مورد مدارا و مهربانى كردن با حیوانات، فرمود:
خدا، مدارا كردن را دوست دارد و بر انجام آن كمك مى كند. پس هر گاه بر چارپایان لاغر سوار شدید، آن ها را در منزل هایشان فرود آورید! اگر زمین خشك و بى گیاه بود، با شتاب از آن بگذرید، و اگر سر سبز و پر علف بود، آن ها در آن جا استراحت دهید. و فـرمـود: هر زمانى كه مسافرت كردید و مركوب شما، حیوان بود، بعد از آن كه از حیوان پیاده شدید، اولین كارى كه مى كنید آب و علف دادن به آن حیوان است.

پیامبر خاتم (صلى الله علیه وآله)، در بیانى ظریف كه حاكى از نهایت رحمت و رأفت اوست، فرمود: اگر از شما به خاطر آن چه بر سر حیوانات آورده اید، چشم پوشى شود، به یقین بسیارى از لغزش هاى شما آمرزیده مى شود. رسول خدا (صلى الله علیه وآله) از جایى مى گذشت، شترى را دید كه بر در منزل، دستش بسته شده است، بدون آن كه آب و علفى، جلو آن گذاشته باشند! آن پیغمبر رحمت فرمود: أینَ صاحِبُ هذِهِ الراحِلَة؟ ألا تَتَّقِى اللهَ فِیها؟؛ صاحب این حیوان كجاست؟ آیااز عذاب الهى نمى ترسى به خاطر این رفتارى كه با این حیوان كرده اى؟! یا آب و علف او را تدارك ببین و برایش مهیا كن، و یا آن را آزاد گردان تا خودش چیزى براى خوردنش بیابد.

پیامبر اسلام و نهى از به جان هم انداختن و داغ كردن حیوانات
پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله) توصیه ها و رهنمودهایى نیز در نهى از به جانِ هم انداختن حیوانات، داغ كردن آن ها و حمل بار به صورت نامناسب بر پشت آن ها، ایراد فرموده است كه نمونه هایى از آن ها را در ادامه مى آوریم.

ابن عباس مى گوید: رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) از به جنگ انداختن حیوان ها و پرندگان نهى فرمود، همان طور كه رسم مردم است كه قوچ و خروس و غیره را به جان هم مى اندازند، البته مگر برانگیختن سگ براى شكار باشد.

در روایتى دیگر فرمود:
خداى تعالى لعن نموده كسى را كه حیوان ها را به جان هم مى اندازد تا باهم بـجنگند. بنابر روایات متعددى، پیامبر رحمت (صلى الله علیه وآله) حتى از داغ كردن صورت حیوان ها نهى كرده و نیز فرمود: به صورت حیوانات نزنید، چون هر موجودى، تسبیح گوىِ خداست. صورت آن ها را داغ ننمایید، زیرا چه بسیارند مركوب هایى كه از راكبشان بهترند و بیش تر مطیع خدایند و بیش (از كسى كه بر آن ها سوار است) خدا را یاد مى كنند!

نوشته اند كه شتر حكم بن حارث از جا بر نمى خاست و او نیز آن را مى زد. پیامبر به او فرمود: شتر را نزن! و به شتر گفت: «حُلْ حُلْ»! شتر از جا برخاست. سوادة بن ربیع نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد. حضرت، چند شتر به او بخشید و فرمود: وقتى پیش اهل خود رفتى، به ایشان امر كن تا غذاى چارپایان را خوب بدهند،و ناخن ها را بگیرند تا هنگام دوشیدن، پستان آن ها را خراش ندهند وزخم ننمایند.

حقوق حیوان ها از دیدگاه اسلام و حقوق بشر در غرب
اكنون كه دیدیم پیغمبر اسلام هم در بُعد نظرى و هم عملى، درباره حیوانات و حقوق آن ها اوامر و نواهى خاصى دارد، این دو مكتب را با هم مقایسه كنیم؛ یعنى حقوق حیوان را در نظر پیامبراعظم با حقوق بشر در مكتب غرب.

آیا پیامبرى كه چنان دستوراتى كه گذشت درباره حیوانات مى دهد و از كشتن پرنده و آزردن جوجه آن جلوگیرى مى كند و از آتش زدن لانه مورى نهى مى نماید و ناراحت مى شود، تروریست است؟ اما غربیان مدعىِ حقوق بشر كه انسان ها را قتل عام مى كنند و خانه و كاشانه آنان را به آتش مى كشند و ویران مى كنند، ضد تروریست و مدافع حقوق بشر؟! پیامبر اسلام از به بند كشیدن و اسارت گرفتن یك سگ و جوجه یك پرنده نهى مى كند و جوجه اسیر شده را رها مى كند، اما غربیان مدعى فراپست مدرن، بشر را عریان كرده به بند مى كَشند و با تیر مى كُشند؛ دست و پاى او را بسته و سگ هاى درنده را به جان او مى اندازند و با نیزه و چكمه آهنین بر صورت او مى كوبند! پیغمبر اسلام، قاتل یك گنجشك را به پاى میز محاكمه آخرت مى كشاند، در صورتى كه غربیان مدعى دموكراسى، كشورها و انسان ها را به جان هم انداخته و آنان را به خاك و خون مى كشند!

انسان از بیان گوشه اى از رفتار غرب مدعى حقوق بشر شرم دارد! گوشه اى از رفتار آنان را با مادر و نوزادش، در افغانستان، عراق، بوسنى، لبنان، فلسطین و...دیدیم! دیدیم كه در فلسطین، پسر بچه را در آغوشِ پدرش به رگبارِ حقوق بشر غربى بستند، به گونه اى كه هر چه پدر آن بچه، دستش را در جلو تیرها مى گذاشت تا به فرزندش نخورند، فایده نداشت. و آن كودك معصوم در آغوش پدرش، حق حیات را به غرب داد و خودش از دنیا رفت! این، یك حرف از هزاران بود و مجملى از مفصل! اما رسول رحمت، از تیر اندازى به مرغى كه او را بسته بودند و به آن تیر مى انداختند، نهى فرمود و عاملان آن را لعن نمود.

پیامبر ما، از تخریب لانه مور و آتش زدن حیوانات و آشیانه آن ها منع مى كند، در صورتى كه مدعیان حقوق بشر غربى، شهرها را با تمام موجوداتش تخریب مى كنند؛ از انسان تا حیوان، از زن تا مرد، از پسر تا دختر، از كوچك تا بزرگ و... همه را با خاك، یكسان كرده و در خون خود مى غلطانند. نمونه آن را امریكا و هم پیمانانش در هیروشیما و ناكازاكى ژاپن، در زندان هاى گوانتانامو، ابوغریب، قانا، كپر قاسم، دیر یاسین، صبرا و شتیلا، افغانستان، عراق و... به نمایش گذاشتند!

رسول رحمت (صلى الله علیه وآله)، آب وضویش را به حیوان (گربه) تشنه داد تا او از تشنگى نجات یابد و نیز براى سیراب كردن حیوانات تشنه، وعده پاداش داد و تبلیغ و تشویق فرمود، اما مدعیان حقوق بشر چه طور؟! آرى، اینان هم نه تنها خودشان به بشر كمك نمى كنند، بلكه از ارسال كمك هاى انسان دوستانه دیگران هم جلوگیر مى كنند! از رسیدن انسانى به بیمارستان، كه به دست خودشان زخمى شده است جلوگیرى مى نمایند! افزون بر همه این ها، پس از آن كه انسان ها را به خاك و خون كشیدند، كلیه و قلب و اعضایش را بریده و به تاراج و تجارت مى برند! عجب حقوقى و عجیب مدعیان حقوق بشرى!

لكه هاى ننگینِ دامنِ آنان از شهر خویش فراتر رفته و از دور، نمایان است. نمونه آن، تجاوز دسته جمعى نیروهاى اشغال گر امریكا و متحدانش به زنان و دختران ژاپن و محمودیه عراق و... است! تجاوز به زنان از سوى این مدعیان، بیش از آن است كه در وهم بگنجد! طبق اعلامیه مجمع عمومى سازمان ملل در دسامبر 1993 كه به احصاى خشونت علیه زنان پرداخته، فهرست آن تجاوزها، چنین است:

1. خشونت فیزیكى، جنسى یا روانى، چه در داخل و چه در داخل خانواده هاو چه در جامعه كه شامل ضربات منجر به جرح، بدرفتارى هاى جنسى نسبتبه كودكان و جنس مؤنث، خشونت نسبت به اموال زن، خشونت هاى زناشویى و...،2. خشونت هاى غیر زناشویى، 3. خشونت هاى مربوط به بهره كشى، 4. آزار جنسى و...، 5. قوادى، 6. روسپى گرى، 7. خشونت هاى ناشى از اعمال حاكمیت دولت... .

نتایج یك مطالعه میدانى در كانادا حاكى است كه: در كانادا بر روى یك نمونه 420 نفرى زنان نشان داد كه 45 % آن ها حداقل یك تجربه ناخواسته، قبل از شانزده سالگى داشته اند و 51 % هم بیان كرده اند كه قربانى آدم ربایى شده اند. در 25 % موارد، زنان قربانى كه دچار بدرفتارى شده اند، از سوى مردان مورد بحث به مرگ هم تهدید شده اند».

این تجاوز به حقوق زنان در كشورهاى غربى و اروپایى صورت گرفته است؛ تازه این آمار، مربوط به بیش از یك دهه گذشته مى باشد و اگر الان آمار بگیرند و با جوامع آمارى جدید، مانند آن چه آنان در افغانستان، عراق و... مرتكب شده اند و مى شوند، آن را پردازش كنند، آبرو و حیثیتى براى غرب نمى ماند. خشونت هایى كه در جریان جنگ ها رخ داده و مى دهد، بسیار رواج دارد و عجیب است. «طبق یك بررسى كه توسط اتحاده اروپا صورت گرفته است، بیست هزار زن در بوسنى در یك ماه، مورد خشونت صرب ها قرار گرفتند [و هشت هزار نفر از مسلمانان را كشتند تا نسلشان را براندازند]؛...

در كاناندا، 62 % زنان از سوى شوهرانشان مورد بدترین رفتارها قرار گرفته اند... در مكزیكو، تحقیقى كه روى 342 نفر از زنان صورت گرفت، 20% زنان كتك خورده، از ضربه ناحیه شكم، دچار سقط جنین یا دردهاى مزمن شده اند. مطالعه در مورد سلامتى زنان دچار خشونت در بعضى از كشورهاى دیگر به شرح زیر است:

در ایالات متحده امریكا، یك پنجم زنان بزرگسال قربانى خشونت و تجاوز شده اند؛
در پرو 70 % جرایمى كه به پلیس اعلام شده است، مربوط به زنانى است كه توسط شوهرانشان به شدت كتك خورده اند؛
در نروژ 25 % زنانى كه دچار امراض زنان شده اند، متحمل آزار و خشونت هاى شریك جنسى شان شده اند.

بر اساس تحقیقى كه در امریكا در مورد خشونت هاى خانوادگى صورت گرفته، ریشه خشونت ها را اعتقادات و فرهنگ اعلام كرده اند؛ زنى كه برنده جایزه نوبل در صلح بود، در تفسیر رفتار شوهرش مى گوید: او شوهر خوبى است، چون فقط هفته اى یك بار مرا كتك مى زند». «شوهر قبلى، همچون وزنه اى، تمام عصرها بالاى سرم بود، طورى كه هر لحظه آرزوى مرگ مى كردم؛ یك روز كه موفق شدم به طبقه همكف (جایى كه دخترم آن جا بود و از من كمك خواست) بروم، شوهرم با چاقو به سمت من حمله ور شد، آن قدر شدید كه تیزى چاقو در تمام ناحیه شكمم فرو رفت. او مرا از حس بینایى و چشایى محروم كرده است. از این كه خانواده ام را ببینم معذورم و از فرزندانم دور افتاده ام. این شخص كه خواست نامش فاش نشود، در مقابل یك گروه مطالعه خشونت علیه زنان در امریكا شهادت داد. او یكى از هزاران قربانىِ خشونت است كه باید با نشانه هاى فراوان روى بدنش و ترس جاویدان، زندگى كند.

اما اسلام، زن را گُلى خوشبو معرفى مى كند، نه قهرمان: «الـمرأة ریـحانة، لـیست بـقهرمانـة». پیغمبر اسلام، از سیلى زدن به صورت اسب و اخته كردن آن، خراش زدن صورت الاغ و داغ كردنِ صورت حیوان ها جلوگیرى مى نماید و داغ كننده را مورد لعن خود و خدا قرار مى دهد، در صورتى كه مدعیان حقوق بشر، كارهایى با بشر مظلوم مى كنند كه اسلام آن ها را نه در حق انسان، بلكه در حق حیوان هم روا نمى دارد، حتى از بیان آن هم شرم دارد! مگر ندیدیم كه نیروهاى امریكا و همراهانش در زمان تجاوز به سومالى چه كردند! یكى از هزاران كارشان این بود كه مخالفان شان را در آن كشور مى گرفتند و بر بالاى آتش قرار مى دادند.

رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) از «مُثله كردن» و «اخته نمودن» حیوانات نهى فرموده و عاملان این اعمال را لعنت كرده است، اما مدعیان حقوق بشر، بشر را مُثله مى كنند. گزارش ها حاكى است كه در عراق، اعضاى بدن افرادى كه به دست اشغال گران انگلیسى و امریكایى، زخمى و كشته شده اند، به وسیله پزشكانى كه در میان نیروهاى اشغال گر وجود دارند به امریكا فرستاده مى شود تا در آن كشور، تجارت شود! این است معناى بشر دوستى و دموكراسى و حقوق بشر؟! آیا اینان تروریست نیستند، اما پیامبرى كه مثله كنندگان حیوان را هم لعن فرموده، تروریست است؟!

پیامبر اسلام، از گرفتن پرِ كاهى از دهان مورچه منع مى كند، چه رسد به كشتن آن، در حالى كه مدعیان حق بشر، تمام انسان هاى جوامع ضعیف را زیر پا لِه مى كنند، ذخایر و منابع آنان را به غارت مى برند و به منابع دیگر ملت ها چشم دوخته و چنگ و دندان تیز مى كنند و نشان مى دهند!

خاتم خوبان و پیغمبراسلام با دست خود حیوان را نوازش مى دهد و براى فراهم كردن لوازم رفاه آن ها، سفارش مى كند، در حالى كه مدعیان حقوق بشر، با دست خود و دیگران انسان ها را شكنجه مى دهند و از كمك هاى بشردوستانه دیگران نیز جلوگیرى مى نمایند و تهدید به تحریم! از رسیدن كمك به محرومان و محتاجان بشر، جلوگیرى مى كنند!

رسول رحمت، از تیز كردن چاقو در حضور و جلو چشم حیوان و نیز از سر بریدن حیوانى در مقابل حیوان دیگر نهى مى كند، در صورتى كه مدعیان حقوق بشر غربى، بچه را در مقابل چشمان پدر و مادرش سر مى برند و شكنجه مى دهند؛ دیگر بى شرمى ها بماند!

پیامبر رحمت، از شكار كردن در ایام تولیدِ مثل، نهى مى فرماید، اما مدعیان حقوق بشر، به حریم و حرمِ مردم هجوم برده و آدم و بنى آدم را شكار مى نمایند! محفل عروسى شان را به مجلس عزا تبدیل مى كنند و چه بارها و فشارهاى فوق طاقت را كه بر بشر بار نمى كنند!

پیغمبر مهربان اسلام، از بیرون كشیدن پرنده هنگام شب از آشیانه و لانه اش نهى نمود، هم چنان كه امر مى فرمود تا پرندگان پَر در نیاورده اند، به سراغ آن ها نروند و هرگز نباید شبانه خواب را بر آن ها و مادرانشان حرام كرد و نباید بین آن ها و مادرانشان جدایى انداخت و نباید با این كار، مادرانشان را حیران ساخت. ایشان، از ربودن بچه پرندگان به دست شكارچیان نهى فرمودند، در صورتى كه مدعیان انسان دوستى، افراد را شبانه از خانه اش مى ربایند و ناپدید و نابود مى سازند! امثالِ امام موسى صدرها، كجایند؟! تصویب ترورهاى دولتى و آدم ربایى ها چرا؟! قانونى كردنِ شكنجه هاى وحشیانه به وسیله مدعیان حقوق بشر(شیطان بزرگ) چرا؟!

پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) از كشتن قورباغه نهى فرموده است و جریمه و كفاره كشتن آن را یك گوسفند قرار داده است. اما مدعیان حقوق و حیات بشر، براى كشتن بشر و رهبرانش، شاخ و شانه كشیده و نیروهاى مخفى را مزدور مى گیرند؛ به قاتلانى كه یك یا چند شهر پر از انسان هاى غیر نظامى و بى دفاع را با بمب هاى هسته اى مى سوزانند و مى كشند، مدال افتخار مى دهند؛ یعنى نه تنها جریمه نمى كنند، بلكه جایزه جنایت كارى نیز مى دهند؛ ناكازاكى و هیروشیما را فراموش نكرده ایم!

رسول رحمت، براى نهى از كشتن مورچه، دستور خاص داده تا مورچه ها را نكشند و اموالشان را به یغما نبرند، علاوه بر این، فرمان داده كه نصف شب به بعد،كمتر بیرون بروید، چون برخى موجودات و حشرات، شبانه بیرون مى آیند و ممكن است در زیر دست و پاى شما كشته شوند، اما غرب چه مى كند! در روز روشن ترور! در روز روشن، تروریست مخفى مى فرستد، آن هم براى بشر نه حیوان! با این وصف، آیا چنان پیامبرى كه درباره حیوانات چنان دستوراتى داده و خود عمل كرده و آن قوانین را خود با دست خویش اجرا نموده، تروریست است یا مدعیان دروغین حقوق بشر؟

نتیجه گیرى
آن چه از سخن و سیره پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله) در مورد اهمیت حمایت از حقوق حیوان ها گذشت، جلوه اى از رحمت و عطوفت او، حتى به حیوانات است. از این مجمل، مفصل بخوانیم كه ارزش انسان از نظر او چه گونه است! و این ها نشان مى دهد كه اتهام خشونت به آن حضرت، اتهامى كاملا بى اساس است.

رسول رحمتى كه از آتش زدن لانه موریانه و به تاراج بردن اموال و دست رنج مورچه نهى فرموده و براى كشنده یك قورباغه، جریمه قرار داده، چنین رسولى، چه گونه دستور آزار و اذیت و كشتار انسان ها را مى دهد؛ هر گز چنین نبوده و نیست. نام او، نام جمله انبیاست و خاتمِ ایشان. نه تنها هر چه خوبان جهان دارد، وى یك جا دارد، بلكه بیش تر از تمام خوبان، خوبى دارد، به گونه اى كه واصف او، خالق عالم مى شود و با القابى مانند «نبى رحمت»، «دلسوزِ مردم»، «رحمت براى جهانیان»، داراى «خُلق عظیم» «رؤف و رحیم»، «دل نرم و مهربان و خوش اخلاق»، «رحمت براى تمام مردم»، «بهترین الگوى نظرى و عملى» معرفى كرده و از ایشان یاد فرموده است.


منبع: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن