سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

هادی راه چمندی:

«حجاب و بی حجابی؛ جدال دو تمدن»

نگاه اجمالی به تاریخ و عمومیت وجود پوشش در ادوار تاریخ ایران و جهان، نشان می‎دهد حجاب، یک پدیده طبیعی برای زن بوده است؛ اما چرا در زمانه کنونی، مسئله می‎شود؟
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
حجاب
نگاه اجمالی به تاریخ و عمومیت وجود پوشش در ادوار تاریخ ایران و جهان، نشان می‎دهد حجاب، یک پدیده طبیعی برای زن بوده است؛ اما چرا در زمانه کنونی، مسئله می‎شود؟

۱) نگاه اجمالی به تاریخ و عمومیت وجود پوشش در ادوار تاریخ ایران و جهان، نشان می‎دهد حجاب، یک پدیده طبیعی برای زن بوده است؛ اما چرا در زمانه کنونی، مسئله می‎شود؟ در نتیجه مواجهه جهان اسلام با مدرنیته، بسیاری از حیطه‎های زندگی مسلمانی، که تا پیش از این بر اساس منطق دینی یا سنت‎های اجتماعی، طبیعی و مشروع دانسته می‎شد، به واسطه فهم شدن ذیل تاریخ مدرنیته به چالش کشیده شد و کم‎کم مسئله‎های نوپدیدی حول سیاست و اقتصاد و خانواده و دینداری و آداب معاشرت و نظایر آن در جوامع اسلامی ظهور یافت.

حوزه زنان از جمله نخستین حوزه‎هایی از سنت زندگی دینی بود که مسئله‎دار شد. بدین ترتیب، مسئله حجاب و بی‎حجابی به موضوع اصلی مناقشه تاریخی متجددان و متدینان در جوامع اسلامی بدل شد.

۲) در نظام‌های غربی، طبیعتاً به خاطر ایدئولوژی لیبرال، نباید برخوردی با حجاب و محجبه‎ها صورت گیرد، اما می‎بینیم بعضی حکومت‌ها اجبار به برداشتن حجاب در مدارس و دانشگاه‌ها، نپذیرفتن عکس رسمی چهره با پوشش و به کار نگرفتن زنان محجبه در مشاغل و… را با جدیت پیگیری می‎کنند. مگر این نوع پوشش چه خطری برای حیات اجتماعی آن‎ها دارد؟ مطالعه تجربه کسانی که به دنبال مسلمان شدن، تغییر پوشش می‎دهند و حجاب را اختیار می‎کنند، نشانه‎هایی از این رابطه حجاب با ساحت تمدنی را نشان می‎دهد، بخصوص آن‎جا که این افراد به تأثیرگذاری این مقوله بر سایر ابعاد فردی و اجتماعی شخصیتشان اشاره می‎کنند.

۳) برای پی بردن به اهمیت مسئله حجاب در جوامع اسلامی، حتی نیازی به استدلال‎های نظری نداریم و کافی است به تحولات پس از شکل‌گیری نهضت‎های اسلامی معاصر در دنیا نگاه بیندازیم. جبهه معارض جریان اسلامی در کشورهای لائیک و سکولار تمرکز خود را بر مقابله با حجاب استوار کرده‌ و به تعبیری اهمیت این مسئله را درک کرده است و نابود کردن ریشه‌ای جریان اسلامی را در از بین بردن حجاب می‌بیند. آنچه که در این کشورها عمومیت دارد، یک حرکت فرهنگی در جهت تضعیف حجاب و عفاف است. از این رو، استعمارگران، امان‌ا…خان را در افغانستان، آتاتورک را در ترکیه و رضاخان را در ایران علم کردند تا ریشه دین را از جوامع اسلامی بخشکانند. در ادامه همین پروژه است که مسئله حجاب در میان چالش‌های سیاسی و سیاست اسلام‌زدایی استکباری حفظ شده است. همان‎گونه فرانتس فانون متفکر پسااستعماری اشاره می‎کند «هر چادری که دور انداخته می‎شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود، در برابر او می‎گشاید. پس از دیدن هر چهره بی‎حجابی امیدهای حمله‎ور شدن اشغالگر ۱۰ برابر می‌گردد.»

۴) مسئله حجاب صرفاً نمادین نیست، بلکه جنبه‌های بسیار حقیقی و حیاتی دارد. حجاب در ابعاد گوناگون فقهی، شرعی، اعتقادی و اخلاقی شکل گرفته و مجموعه‏ای از پیوندهاست و صرفاً پوشاندن موی سر نیست. حجاب با یکی از مهم‌ترین نیروهای حیات فردی و اجتماعی یعنی غریزه جنسی سروکار دارد. دین، مسیرهای خاصی را برای جهت‎دهی به این غریزه مشخص می‎کند و از این رهگذر، برخی ساختارهای اجتماعی پدیدار می‎شود که عناصر مهم تمدنی را شکل می‎دهند. حجاب فقط کنترل‎کننده نیروهای جنسی نیست، بلکه سازمان‎دهنده روابط زن و مرد و خانواده به عنوان کانون روابط اجتماعی است. از این رو، شکل‎های مختلف تمدن به مسئله حجاب بستگی دارد؛ بنابراین اگر بخواهید جریان اسلامی را ریشه‎کن کنید، باید حجاب را از بین ببرید. مخالفتی که در غرب با حجاب در مدارس و ادارات می‎شود به خاطر اهمیت نمادین آن نیست، بلکه مسئله بسیار جدی‎تر از این‎هاست. حساسیت و تمرکزی که بر این موضوع وجود دارد کاملاً ماهوی است. چنین نکته‎ای را از بیان رئیس‎جمهور فعلی فرانسه نیز می‎توان فهمید که گفته است: حجاب زنان با معیارهای متمدنانه مطابقت ندارد و پوشش زنان محجبه در این کشور با روابط موجود بین زنان و مردان در جامعه فرانسه ناسازگار است.

۵) حجاب بسترساز حضور بانوان در عرصه‎های مختلف اجتماعی بر اساس توانمندی فکری و روحی آنان است، نه بر اساس جذابیت‎های زنانه و جنسی. حجاب سبب می‎شود زن در اجتماع فارغ از زنانگی‎اش دیده شود، یعنی فرصت انسانیت، فرصت زن بودن فارغ از جنسیت. زن در منطق اسلام الگویی دارد و امروز در مقابلِ آن، یک الگوی انحرافی وجود دارد که الگوی زن غربی است و شاخصه زن غربی، امروز عبارت است از برهنگی.



منبع: قدس