"مازیار عصری" خواننده پاپ، این موضوع را اینگونه بیان میکند: "یکی از دلایل افزایش بیرویه تعداد خوانندهها، علم دیجیتال است چون در زمانی که علم آنالوگ وجود داشت خواننده باید به طور یقین با علم موسیقی آشنایی داشت تا بتواند اثری را بخواند اما در شرایط کنونی وضعیت تغییر کرده و موضوع جا افتاده در بین مردم مبنی بر اینکه صدای فلان خواننده را با دستگاه درست میکنند، صحت دارد."
اگر یک خواننده از هوش خود استفاده کند و با علم دیجیتال آشنایی داشته باشد، میتواند در مدت زمان شب تا صبح یک قطعه موسیقی را تولید کند و آن را روی اینترنت قرار دهد تا همه آن را گوش بدهند و این موضوع در حالی است که در آن سالها ما برای انتشار قطعههای موسیقی، مسیرهای طولانی را طی میکردیم.(1)
اما همه موضوع به تولید خوانندههای یک شبه و فراخوان های اینگونه ختم نمی شود بلکه در کنار افت کیفیت موسیقیایی محصولات، تنزل محتوایی آثار تولیدی، اثرات نامطلوبی برای افکارعمومی و فرهنگ جامعه دارد.
آنچه در کنار حفظ اصالت موسیقی فاخر بدان نیاز است مدیریت موسیقی در حوزه محتوایی و خوانندگان است آنچه امروز تولید و ترویج می شود فردا بیش از امروز اثرات خود را بر فرهنگ آیندگان نشان خواهد داد
تب تند موسیقی
اولین اشکال در کنار رشد کمی تولید اثر، نداشتن برنامه و رویکرد واحد در نهادهای مرتبط در حوزه موسیقی است. ماحصل این بی برنامگی افزایش "تب" موسیقی در جامعه شده است، برای مثال تلویزیون شیوه قابل تاملی در ترویج موسیقی دارد، رسانه ملی از طرفی به دنبال ایجاد جذابیت و جذب مخاطب و همچنین در پی تامین مالی است؛ برای همین هدف وسیله را توجیه کرده و بر خلاف دهه های گذشته موسیقی هایی که تا دیروز زیرزمینی بودند در این رسانه تبلیغ و ترویج می شوند تا امروز هیچ رسانه ای به اندازه رسانه ملی چنین خدمتی را به این قشر خوانندگان نکرده است. در مثال دیگر موسیقی رپ در حالی در رسانه ملی بومی شده! که وزارت ارشاد به این ژانر مجوز تولید نمی دهد.تبِ شعرهای نوظهور
مشکلی که تب موسیقی گرایی دارد تنها تنزل کیفیت فنی در این حوزه نیست بلکه امروزه، موزیکهایی پُرطرفدار هستند که از نظر غنای محتوایی، رنگ و بویی از فرهنگ و ارزشهای ایرانی ندارد. شاید بهتر باشد چنین بیان کنیم که شعر و ترانه، باید رابطهی تنگاتنگی با فرهنگ و فرهنگ سازی داشته باشند و این دقیقا همان تکه پازل گم شدهی عرصهی هنر محسوب میشود.بیشتر بخوانید: |
این مسئله آنقدر توی ذوق میزند که صدای رسانه ملی را هم در آورده و جالب است که در برنامه دورهمی با آنکه برای جذابیت بیشتر از این دست خوانندگان دعوت میشد، اما مهران مدیری در برنامهی خود، این نقطهی ضعف را به سخره میگرفت. چنان که در این راستا وی سوال خاص و معناداری از گروه "ماکان بند" درباره فلسفه تکهای از یکی از موزیکهای معروف آنها بود: "هر بار این در و محکم نبند نرو ..." پرسید که با حواشی فراوانی همراه شد.
از غنای ادبی که بگذریم در گرایشهای موضوعی و محتوای اشعار نسل جدید موسیقیهای پاپ نیز دچار ضعف هستیم. مسئلهای که در روحیات و سبک زندگی متولدین دهه 70 و 80 نمود پیدا کرده است. مضمون بسیاری از شعرها ناامیدی، جدایی، عشق های ناموفق و دوستیهای خیابانی شده است به بیان دیگر اگر کسی بخواهید از موزیکهای جذاب امروز برای تحکیم محبت خود به همسرش استفاده کند یا از یک اثر هنری با شعر فاخر لذت ببرد قطعا در یافتن و انتخاب موسیقی با محدودیت و سختی روبرو خواهید شد. به واقع شعرهای ما "تب" دارند و فرهنگ و سبک زندگی نسل جدید و البته هنر موسیقی و خوانندگی را بیمار کرده اند.
تبِ پول
از موسیقی و شعر که بگذریم رشد ناموزون خواننده ها در کشور که مثال آن را در پیامک مذکور مشاهده کردید یک آسیب دیگر نیز به همراه دارد که آن دغدغه مشهوریت، سلبریتی شدن و " ره صد ساله را یک شبه رفتن" است.از غنای ادبی که بگذریم در گرایش های موضوعی و محتوای اشعار نسل جدید موسیقی های پاپ نیز دچار ضعف هستیم، مضمون بسیاری از شعرها ناامیدی، جدایی،عشق های ناموفق و دوستی های خیابانی شده است.
شبکههای اجتماعی و صدا و سیما همه دست در دست هم دادند تا با فرهنگسازی غلط، تب مشهور و پولدار شدن را در جامعه به ویژه نسل جدید نهادینه کنند و چه راهی آسان تر و پر هیجان و لذت بخش تر از موسیقی است همانطور که مازیار عصری اشاره کرد این کار بیش از هر چیز (مهارت، استعداد و آموزش) به ابزاری دیجیتال نیاز دارد! برای همین نردبان خواننده شدن از راه های دیگر پر طرفدار تر است.
آخر کلام
در کنار هم قرار گرفتن موارد فوق باعث شده است تا موج موسیقیگرایی جامعه نزولی و آسیبزا باشد، موسیقیهایی که روزی خوانندههای سنتی و پاپ که استاد بودند در آن میدرخشیدند با دوران اوج و ستارههای خود فاصله گرفته است، آنچه در کنار حفظ اصالت موسیقی فاخر بدان نیاز است مدیریت موسیقی در حوزه محتوایی و خوانندگان است آنچه امروز تولید و ترویج می شود فردا بیش از امروز اثرات خود را بر فرهنگ آیندگان نشان خواهد داد.پینوشت:
1. موسیقی مانند غذاهای فست فود شده است!، ایران آنلاین