سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

فلسفه ساده‌زیستی مسئولین

چرا آقازاده‌ها نباید عروسی لاكچری بگيرند؟

خروج از قناعت و فرو افتادن در دام حرص و رفاه‌زدگی، ویروس عزت‌فروشی را در جامعه سرایت می‌دهد. با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزش‌‌‌‌‌های انسانی - اسلامی را حفظ کرد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : ساجده مقدمی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

لاکچری

یکی از موضوعاتی که تأثیر بسیار چشمگیری بر زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها دارد، مقوله‌ی زهد و ساده‌زیستی است که متأسفانه در هیاهوی مدرنیته و عصر تکنولوژی کمتر به آن توجه می‌شود؛ درحالی‌‌که از نقطه‌نظر فرهنگ دینی و اسلامی ما، یکی از ارزش‌های متعالی به حساب می‌آید.

عصر ما، عصر حاکمیت دو نگاه افراطی و تفریطی به نحوه‌ی بهره‌مندی از مادیات در زندگی است. از یک سو عده‌ای از مردم را می‌بینیم که چنان در مادیات غوطه‌ور شده و اسیر زرق‌وبرق و تجملات آن گردیده‌اند که گویی تمام هدف از حیات دنیوی انسان، بهره‌مندی از همین مادیات است و از سویی دیگر عده‌ای را شاهدیم که چونان راهبان تارک دنیا و اهل ریاضت، از جهان ماده به‌کلی بی‌خبرند و حتی در استفاده از حلال دنیا نیز به‌شدت بر خود سخت می‌گیرند!

البته امروزه بیشتر مردم به زندگی از نوع اول متمایل شده‌اند و رشد روزافزون عوامل قدرت و ثروت و ترویج دائمی زندگی مصرف‌گرایانه در رسانه‌های جمعی، خطر روی آوردن به زندگی تجملاتی و فرو رفتن در مرداب دنیا را افزایش داده است. در این مقاله، ضمن برشمردن برداشت‌های انحرافی از مقوله‌ی ساده‌زیستی، ویژگی‌های ساده‌زیستی و آثار مثبت آن‌ را بررسی کنیم تا از خطرات تجمل‌گرایی در امان بمانیم.

لذا در اولین گام و در راستای ارائه‌ی تعریفی روشن از ساده‌زیستی، عرض می‌کنیم که ساده‌زیستی مورد نظر اسلام عبارت است از: عدم دل‌بستگی به مظاهر دنیا و رهایی از تجملات و تشریفات زائد زندگی و بی‌پیرایه بودن که مقابل آن، تجمل‌گرایی و رفاه‌زدگی است.

استاد شهید مرتضی مطهری نیز در‌این‌باره می‌نویسد: «زهد، حالتی است روحی و زاهد از آن نظر که دل‌بستگی‌های معنوی و اخروی دارد، به مظاهر مادی زندگی بی‌اعتناست. این بی‌اعتنایی و بی‌توجهی تنها در فکر و اندیشه و احساس قلبی نیست و در مرحله‌ی ضمیر پایان نمی‌یابد. زاهد در زندگی عملی خویش، سادگی و قناعت را پیشه‌ی خود می‌سازد و از تنعم تجمل و لذت‌گرایی پرهیز می‌نماید. زهّاد جهان آن‌ها هستند که به حداقل تمتع و بهره‌گیری از مادیات اکتفا کرده‌اند»(1)

نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید

شاید دیده باشید کسانی را که ریاکارانه از مفهوم ساده‌زیستی سوءاستفاده کرده و سعی می‌کنند با فریب خلق، به مقاصد پست دنیوی خویش برسند. به یقین اسلام را با این قسم از ساده‌زیستی نسبتی نیست! سعدی در‌این‌باره داستانی زیبا نقل کرده است که ذکرش خالی از لطف نیست:
«زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند... چون به مقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت، گفت: ای پدر، باری به مجلس سلطان در، طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید!(2)

ساده‌زیستی مسئولان، موجب می‌شود که فرهنگ معنویت در بین مردم گسترش یابد و مردم از فرو غلطیدن در دام حرص و طمع نجات یابند

هرچند ساده‌زیستی برای تمام افراد جامعه ارزش محسوب می‌شود، اما برای مسئولان و مدیران جامعه، یک ضرورت است. امام علی (ع) می‌فرمایند: «خدا بر پیشوایانِ دادگر واجب فرموده خود را با مردمِ ناتوان برابر نهند تا مستمندی تنگدست را به هیجان نیارند و به طغیان واندارند»(8)

در جایی دیگر می‌فرمایند: «خداوند مرا پیشوای خلقش قرار داده و بر من واجب کرده است که درباره‌ی خودم و خوراک و پوشاکم مانند مردمان ناتوان عمل کنم تا اینکه فقیر به سیره‌ی فقیرانه‌ی من تأسی کند و ثروتمند به وسیله‌ی ثروتش سرکشی و طغیان نکند.»(3)

به همین دلیل، وقتی به امام علی (ع) خبر می‌رسد که کارگزار او «عثمان بن حنیف» در بصره به میهمانی یکی از ثروتمندان آن شهر رفته که در آن میهمانی، غذاهای رنگارنگ تدارک دیده شده و جای فقرا خالی بوده است، او را سخت سرزنش و به وی گوشزد می‌کند که گمان نمی‌کردم تو میهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان به جفا رانده شده‌اند(4).

بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) نیز همواره بر ساده‌زیستی مسئولان و روحانیان تأکید می‌نمودند و آنان را از تجمل‌گرایی برحذر می‌داشتند. ایشان دراین‌باره می‌فرماید: «من متواضعانه و به‌عنوان یک پدر پیر از همه‌ی فرزندان و عزیزان روحانی خود می‌خواهم که در زمانی‌که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره‌ی کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محول فرموده است، از زیّ روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا، که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان، بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست.»(5)


فلسفه‌ی ساده‌زیستی مسئولان در اسلام چیست؟

در پاسخ به این پرسش‌ها، مواردی به نظر می‌رسد که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
ساده‌زیستی مسئولان، موجب می‌شود که فرهنگ معنویت در بین مردم گسترش یابد و مردم از فرو غلطیدن در دام حرص و طمع نجات یابند؛ چرا که مردم، مسئولان فرادست خویش را الگوی رفتاری خود قرار می‌دهند و هر رفتاری که از حاکمان سر زند، آن را سرمشق خود می‌گیرند و خصوصاً اگر شخص مسئول، منتسب به دین باشد، رفتار وی در نگاه مردم، رنگ دینی نیز به خود می‌گیرد و در یک کلام، ساده‌زیستی مسئولان عاملی است برای اینکه تجمل‌گرایی به‌عنوان یک ضد ارزش، رنگ و لعاب دینی به خود نگیرد.

ساده‌زیستی مسئولان قلوب مردم را به سوی آنان جلب کرده و آرامش روحی را به جامعه تزریق می‌کند. به همین دلیل است که در طول تاریخ، عالمان دینی که چونان مردم زندگی ساده و بی‌تکلفی داشتند مورد عنایت و محبت مردم بودند و مردم که میان حرف و عمل این بزرگان تطابق می‌دیدند، از جان و دل مطیع آنان بودند. گرایش مردم در انتخابات متعدد به افراد مردمی و ساده‌زیست در همین راستا قابل تحلیل و بررسی است.

کسی که خود را به ساده‌زیستی عادت داده و دل از تعلقات دنیا کنده است، آمادگی کامل برای دفاع از حق در مقابل زورگویان دارد. چنین کسی با شجاعت بیشتری در مقابل باطل‌گرایان می‌ایستد.

تاریخ چه بسیار ملت‌ها و حکومت‌هایی را به خود دیده که به‌خاطر روحیه‌ی تجمل‌گرایانه‌ی سران و مردمانش تن به قراردادهای ذلت‌بار داده و استقلال مملکتی را به پای لذت‌های زودگذر قربانی گرده‌اند! اگر جامعه‌ای به حالت زهد و قناعت برسد و در برابر فشارها مقاومت کند و به‌خاطر برخوردار شدن از مواهب زودگذر دنیایی، عزت و استقلال خود را از دست ندهد، به آنچه که خود دارد، اکتفا می‌کند و با تلاش و کوشش سعی می‌کند که موقعیت‌های بهتری را به دست آورد.

این روحیه آن‌چنان ارزشمند است که اگر مسئولی چنین روحیه‌ای نداشته باشد، بایستی او را به داشتن چنین روحیه‌ای وادار نمود. امام علی (ع) وقتی که شنید که شریح قاضی خانه‌ای به 80 دینار خریده و برای این خریدش گواه گرفته و امضا زده‌اند، امام با نگاه خشم‌آلودی به او فرمودند: «اگر آن‌گاه که این خانه را خریدی نزد من می‌آمدی، برای تو سندی می‌نوشتم بدین‌سان، پس رغبت نمی‌کردی به خریدن خانه به درهمی یا افزون از آن و سند چنین است: این خانه‌ای است که خریده است آن را بنده‌ای خوار، از مرده‌ای که او را از جای برخیزانده‌اند برای کوچ و بستن بار. از او خانه‌ای از خانه‌های فریب خریده است ... به بهای برون شدن از قناعتی که موجب عزتمندی است و داخل شدن در ذلت.»(6)

کلام امام به‌روشنی بیانگر این نکته است که خروج از کمند زهد و قناعت و فرو افتادن در دام حرص و رفاه‌زدگی، ویروس عزت‌فروشی را در جامعه سرایت می‌دهد.

قناعت دولت‌مندی را بس!

یکی از وظایف مسئولان، تثبیت موقعیت حکومت دینی است؛ زیرا با حفظ حکومت اسلامی، اصل دین هم حفظ خواهد شد. در همین راستا، رفتار زاهدانه و ساده‌زیستی مسئولان، بزرگ‌ترین عامل تثبیت حکومت خواهد بود؛ زیرا زمینه‌ی اصلاح فکری و تقویت مبانی اعتقادی مردم را نسبت به حکومت فراهم می‌نماید. امام علی (ع) در کلامی گهربار قناعت را برای تثبیت حکومت کافی می‌داند و می‌فرمایند: «قناعت دولت‌مندی را بس [است.]»(7)

کسی که خود را به ساده‌زیستی عادت داده و دل از تعلقات دنیا کنده است، آمادگی کامل برای دفاع از حق در مقابل زورگویان دارد. چنین کسی با شجاعت بیشتری در مقابل باطل‌گرایان می‌ایستد. امام خمینی (ره) که روحیه‌ی مبارزه با ابرقدرت‌ها را با ساده‌زیستی قرین ساخته بود، می‌فرمود: «اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان بدر نکند، خود را به ساده‌زیستی عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.»(8)

«این خوی کاخ‌نشینی اسباب این می‌شود که انحطاط اخلاقی پیدا شود. اکثر این خوی‌های فاسد، از طبقه‌ی مرفه به مردم دیگر صادر شده است.»

انسانی که به ساده‌زیستی روی آورده است، می‌تواند منشأ بسیاری از خدمات بزرگ به جامعه شود. امام خمینی (ره) خدمات بزرگ به جامعه و برکاتی را که به سوی جامعه سرازیر می‌شود از ناحیه‌ی ساده‌زیست‌ها می‌بیند و می‌فرماید: «مردان بزرگ، که خدمت‌های بزرگ برای ملّت‌های خود کرده‌اند، اکثر ساده‌زیست و بی‌علاقه به دنیا بوده‌اند»(9)

اگر ساده‌زیستی مسئولان به‌خاطر آثار فوق‌العاده‌ای که دارد یک ضرورت غیرقابل‌انکار است، تجمل‌گرایی آنان نیز چونان سمّ مهلکی است که دوری کردن از آن ضرورتی تامّ و تمام دارد. گوشه‌ای از آثار مخرب تجمل‌گرایی مسئولان به قرار زیر است:

با گرایش مسئولان به زندگی تجملی، هزینه‌های مصرف بالا می‌رود و طبیعی است که راه‌های مشروع، کفایت نمی‌کند. لذا مسئول حکومتیِ تجمل‌گرا برای دستیابی به خواسته‌های روزافزون خود، به انواع شیوه‌های نامشروع مانند اختلاس و خیانت روی می‌آورد و مردمی هم که شاهد چنین رفتارهایی هستند، برای اینکه از قافله‌ی دنیاداری و دنیاخواهی عقب نمانند، به هر فسادی تن می‌دهند.امام خمینی (ره) با درک صحیح از همین واقعه می‌فرماید: «این خوی کاخ‌نشینی اسباب این می‌شود که انحطاط اخلاقی پیدا شود. اکثر این خوی‌های فاسد، از طبقه‌ی مرفه به مردم دیگر صادر شده است.»(10)

امام خمینی (ره) معتقد بود گرایش به تجمل‌گرایی در مسئولان به‌تدریج ایجاد می‌شود و در درون آنان رسوخ می‌کند و اخلاق ایشان را تغییر می‌دهد. لذا دراین‌باره می‌فرماید: «این طور نیست که انسان خیال کند که شیطان ابتدا می‌آید به آدم بگوید که بیا و برو طاغوتی شو؛ این را نمی‌گوید. قدم به قدم انسان را پیش می‌برد ... اگر جلویش را گرفتید، طمعش بریده می‌شود و اگر جلویش را نگرفتید، فردا یک قدم دیگر جلو می‌رود. یک وقت می‌بینید که این طلبه‌ی زاهد عابد، که در مدرسه زندگی می‌کرد، متحول شد به یک نفر انسان طاغوتی.»(11)

ایشان در جایی دیگر خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی به‌صراحت می‌فرماید‌: «با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزش‌‌‌‌‌های انسانی‌اسلامی را حفظ کرد.»(12)

پی‌نوشت‌ها:
1.سیری در نهج‌البلاغه، ص 214.
2.گلستان سعدی، باب دوم، حکایت 6.
3. اصول کافی، ج 1، ص 410.
4. نهج‌البلاغه، ترجمه‌ی دکتر سید جعفر شهیدی، نامه‌ی 45.
5. صحیفه‌ی امام، ج 20، ص 342.
6. نهج‌البلاغه، ترجمه‌ی دکتر سید جعفر شهیدی، نامه‌ی 3.
7. نهج‌البلاغه، ترجمه‌ی دکتر سید جعفر شهیدی، کلمه‌ی 229.
8. صحیفه‌ی نور، ج 19، ص 11.
9. صحیفه‌ی نور، ج 19، ص 11.
10. صحیفه‌ی نور، ج 17، ص 218.
11. صحیفه‌ی امام، ج 18، ص 14.
12. صحیفه‌ی نور، ج 19، ص 3.

منبع:
اين مقاله خلاصه اي است از مقاله "چرا اسلام ساده‌زیستی مسئولان را یک ضرورت می‌داند؟"، به قلم مصطفی عزتی؛ که در سایت "اندیشکده برهان" منتشر شده است.
مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .