سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

کشتار یهودیان بنی‌قریظه

داستان بنی قریظه، الهام گرفته از داستانی یهودی

در خیانت‌های یهود در طول تاریخ، اسناد و نقل قول بسیار است، اما تردیدی نیست که پیامبر اکرم (ص)، در هیچ جنگ و صلحی، خلاف آموزه‌های وحی عمل ننموده است و دست کم سران بنی‌قریظه، قبل از خیانت و جنایت، خود بدان اقرار کرده‌اند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
داستان بنی قریظه، الهام گرفته از داستانی یهودی

بنی‌قریظه قبیله‌ای کوچک از یهودیان بودند که طبق عهدنامه‌ای که با مسلمانان بسته بودند، حق مبارزه با مسلمانان و حرکت بر ضد پیامبر(صلی الله و علیه وآله) را نداشته و نباید با دست و زبان ضرری به او رسانند و اسلحه و مرکب در اختیار دشمنانش قرار دهند و الا دست پیامبر در ریختن خون آنها و ضبط اموال و اسیر کردن زنان و فرزندانشان باز خواهد بود.(1)

اما آنها پیمان‌شکنی کرده و در جنگ احزاب (خندق) به همکاری کفار و مشرکان آمده و موافقت خود را برای همکاری با قریش در جنگ با مسلمانان اعلام کردند. حتی پیمان نامه ای را که به امضای رئیسشان و پیامبر رسیده بود پاره کردند.

کشته‌شدگان تنها گروهی از اسیران بودند. این مطلب با نقل تاریخی هم هماهنگ است. چرا که بر اثر محاصره و تسلیم یهودیان جنگ خاصی صورت نگرفت و تنها کسانی‌که اقدام به عهدشکنی کرده بودند دستگیر شدند. حال از اینها عده‌ای کشته و عده‌ای اسیر گردیدند.


خبر پیمان شکنی به رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) رسید و در این وضعیت خطرناک، او را بسیار غمگین ساخت. او سعد را بعنوان نماینده ی خود نزد بنی قریظه فرستاد تا از واقعیت خبر دهد. یهودیان بنی قریظه، پیامبر و سعد را به فحش کشیدند و به این صورت معلوم شد که خبر درست بوده است. (2)

مجازات بنی قریظه

به محضی که جنگ احزاب به پایان رسید، مسلمانان دژ بنی قریظه را به دلیل پیمان شکنی به محاصره در آوردند. باز هم یهودیان از روزنه های دژ، به پیامبر اسلام فحاشی می کردند. (3)
بنی قریظه پیشنهاد کردند اموالشان را به مسلمانان بدهند و مدینه را ترک کنند اما پیامبر نپذیرفت.  پیش از این، پیامبر بنی قینقاع را بخشیده بود و از آنان خواست تا مدینه را ترک کنند اما آنان به دشمنان پیوستند. همچنین بنی نضیر را بخشید اما آنان در عوض، جنگ احزاب را راه انداختند. تجربه ی گذشته اجازه نمی داد بنی قریظه به حال خود رها شوند.

همان طور که گفته شد پيامبر در برابر درخواست آن‏ها مقاومت كرد و فرمود: داورى در اين موضوع را به عهده بزرگ شما و رئيس گروه اوس (سعد معاذ) مى‏ گذارم. او در اين باره هرچه بگويد و نظر دهد، من خواهم پذيرفت. همه حاضران پيشنهاد پيامبر را از صميم دل پذيرفتند.

بنا به نقل ابن هشام و شيخ مفيد، يهوديان بنى قريظه به پيامبر چنين پيغام دادند: ننزل على حكم سعد معاذ؛ ما تسليم مى‏ شويم كه سعد معاذ درباره ما داورى كند.(4)

سعد که خود در جنگ زخمی شده بود هر دو طرف را واداشت تا موافقت نامه‌ای را امضا کنند که بنا بر آن قول دهند پذیرای قضاوت او باشند. بعد او دستور داد بنی قریظه تسلیم شوند و قلعه‌هایشان را ترک گفته و تحت اسارت مسلمانان در آیند. سعد رای بر این داد که همهٔ سران مبارزین علیه پیامبر و مسلمانان باید اعدام شوند.(5)

تعداد زیاد کشته‌ها دلیل بر ناحق بودن کشتنشان نیست

در رابطه با کشته شدن یهودیان توسط پیامبر و مسلمانان نظرات متعددی وجود دارد که خلاصه وار عرض خواهد شد؛

- تعداد زیاد کشته های یهودیان دلیل بر ناحق بودن کشتنشان نیست. پیش از توجه به آمار کشته ها باید دلیل کشته شدن را بررسی کرد. اگر حقشان بوده که کشته شوند، تعداد آنها اهمیت ندارد. عراقی هایی که در رکاب صدام به ایران تجاوز کردند، حقشان بود کشته شوند هرچند تعداد کشته هایشان زیاد باشد. بله، اگر کشتنی ناحق باشد هرچه تعداد بیشتر باشد بدتر است.

- گاهی برای نادرست نشان دادن کشتار یهودیان، سر بریدن آنها را مطرح می کنند. سرهای آنها را با شمشیر زدند و آن زمان کشتن مجرمان به همین صورت بود. مگر کورش و داریوش چگونه مجرمان را می کشتند؟

- گاهی سروصدا راه می اندازند که حضرت علی(علیه السلام) در این ماجرا چندصد نفر را کشت. اگر یهودیان حقشان بوده که کشته شوند، هرکس به آن اقدام کند کار خوبی کرده و هرچه بیشتر بکشد بهتر است؛ چنانکه در عصر ما رزمنده ای که عراقی بیشتری را کشته در نظر ما ارجمندتر از کسی است که کمتر کشته. پس در درجه اول باید بررسی کرد که آیا این کشتنها به حق بوده یا ناحق.(6)


- بنابر بیان قرآن کریم درباره این جنگ؛ «وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا  وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا [احزاب/ ۲۵-۲۶] و كسانى از اهل كتاب را كه با [مشركان] هم‌پشتى كرده بودند از دژهايشان به زير آورد و در دلهايشان هراس افكند گروهى را مى ‏كشتيد و گروهى را اسير می‎کرديد. و زمينشان و خانه ‏ها و اموالشان و سرزمينى را كه در آن پا ننهاده بوديد به شما ميراث داد و خدا بر هر چيزى تواناست». می توان این گونه نیز نتیجه گرفت که؛

قرآن کریم با عبارتی کوتاه و بلاغتی بی‌نظیر پرده‌ای از تاریخ بر داشته و فرموده است: «فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا [احزاب/26] گروهى را مى ‏كشتيد و گروهى را اسير می‎کرديد». از این عبارت کوتاه و تقدیم «فریقاً بر تقتلون» این نتیجه گرفته می‌شود که کشته‌شدگان تنها گروهی از اسیران بودند. و اسیران هم در قرآن اینگونه معرفی شده است: «الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ[احزاب/26] این مطلب با نقل تاریخی هم هماهنگ است. چرا که بر اثر محاصره و تسلیم یهودیان جنگ خاصی صورت نگرفت و تنها کسانی‌که اقدام به عهدشکنی کرده بودند دستگیر شدند. حال از اینها عده‌ای کشته و عده‌ای اسیر گردیدند.

- نیز استفاده قرآن از لفظ تَأْسِرُون برای اسارت بیانگر این است که اسیران فقط مردان بودند، چرا که برای دستگیری زنان و کودکان از سبایا استفاده شده است. بنابراین کشته شدن زنان و کودکان اسیر صحیح نیست؛ زیرا اصولاً این افراد به اسارت گرفته نشدند.

- آنچه پیامبر اسلام در این زمینه انجام دادند، در مورد یک طایفه از یهود یعنی بنی قریظه و تنها شامل مردان جنگی آنها بوده است، و اتفاقا بر اساس عهدنامه ای بوده که خود آنها به پیامبر پیشنهاد داده و زیر آن را امضاء کرده اند بوده است، بنابراین آنگونه که یهود ادعا می کنند و بحث نسل کشی را مطرح می کنند نبوده و این امر تنها برای مظلوم نمایی و خشن نشان دادن دین اسلام و پیامبر آن که در بین پیروان همه ادیان به مهربانی معروف است مطرح شده است و بطلان آن با توجه به آیات قرآن و عهدنامه ذکر شده بر همه آشکار و عیان است.

استفاده قرآن از لفظ تَأْسِرُون برای اسارت بیانگر این است که اسیران فقط مردان بودند، چرا که برای دستگیری زنان و کودکان از سبایا استفاده شده است. بنابراین کشته شدن زنان و کودکان اسیر صحیح نیست؛ زیرا اصولاً این افراد به اسارت گرفته نشدند.


خودزنی‌های تاریخ یهود

تاریخ یهود پر از جنایات علیه دیگران و حتی علیه خودشان است. برای راحتی در جنگ و یا کشتار خودی و انداختن گناهش به گردن دیگران (که امروزه نیز رواج دارد)، خودزنی‌های بسیاری داشتند که یک نمونه‌ی آن که شبیه قصه‌های ساختگی در خصوص بنی‌قریظه است و بعید نیست این حکایت از آن الهام گرفته شده بیان می‌گردد: قضیه یهود بنی قریظه، داستانی مشابه و نمونه‌ای در تاریخ قدیمی یهود دارد که می توان این گزارش را نسخه ای از همان نقل کهن دانست.

در آن حادثه گفته می شود؛ انقلابیون یهود، علیه رومیان قیام کردند. اما پس از تخریب معبد آنان در سال 73 میلادی و فرار متعصبان (الغیوریین =  Zealots)  و افراطی‌های (السکاری = Masada) آنان به قلعه صخره در ماسادا (masada )، ماجرا به قتل عام ایشان پس از محاصره‌شان انجامید.

آن گاه برخی از آنان از واقعه جان سالم به در بردند و به جنوب گریختند و بنا به یک نظریه، همان‌ها به یثرب (مدینه) آمدند و در آنجا ساکن شدند و آنان که ماندند گزارش آن را به نسل‌های بعدی منتقل کردند.

کسی که در واقعه ماسادا حضور داشته و آن را ثبت کرده است، فلافیوس جوسیفوس (flavius josephus ‌) است که سمتی در روم داشت؛ اما یهودی بودن خود را پنهان می‌کرده است.

جزئیات این واقعه شباهت زیادی به داستان بنی قریظه و مقاومت آنان در جنگ دارد. مثلاً اسکندر، هشتصد یهودی را دستگیر و در مقابل زنان و فرزندانشان کشت. چنان که عده فراوان دیگری از یهودیان، در ماجراهای دیگر کشته شدند. آن چه جلب توجه می‌کند؛ تشابه شمار کشتگان است. در ماسادا کشته شدگان را 960 نفر گفته‌اند که 600 نفرشان، انقلابیون یهود بودند.

تشابه دیگر این که وقتی از محاصره به تنگ آمدند؛ بزرگ آنان الیعازر مانند آنچه کعب بن اسد، در میان بنی قریظه پیشنهاد کرد؛ از دوستان خود خواست که زنان و کودکان خود را بکشند تا بدون دغدغه آنان، به سختی مبارزه کنند یا حتی پیشنهاد شد؛ به کشتن هم دیگر دست زنند.

در کار یهود، در خیانت‌ها و جنایت‌های آنان در طول تاریخ و سیاست‌های خبیثانه‌شان، اسناد و نقل قول بسیار است، اما تردیدی نیست که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، در هیچ جنگ و صلحی، خلاف آموزه‌های وحی عمل ننموده است و دست کم سران بنی‌قریظه، قبل از خیانت و جنایت، خود بدان اقرار کرده‌اند.

پی‌نوشت:
1- بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۱۱۰ ـ ۱۱۱
2- مغازی واقدی، ج ۲، ص ۴۵۸ ـ ۴۵۹
3- سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۲۳۴ و تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۴۵ ـ ۲۴۶
4- شيخ مفيد، الارشاد، ص 50
5-جعفریان، رسول. تاریخ سیاسی اسلام. ج. اول، سیره رسول‌خدا. قم: دفتر نشر الهادی، ۱۳۷۸. ۵۶۷–۵۸۰
6- فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ص ۶۱۸ ـ ۶۴۳ (بخش مربوط به حوادث سال پنجم هجرت)

منابع:
مطلب "وقوع غزوه بنی قریظه" که در شماره 103 مجله اشارات به چاپ رسیده است.
کتاب "فروغ ابدیت" نوشته جعفر سبحانی، صفحات ۶۱۸ ـ ۶۴۳ (بخش مربوط به حوادث سال پنجم هجرت) 
سایت ویکی پدیا

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .