سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
 فسقلی
فسقلی
فسقلی
کفش بزرگ توی جعبه خوابش نمی برد. به کفش کوچک گفت: تو از کجا آمدی فسقلی؟ ما را اشتباهی کنار هم گذاشته اند. با این کوچکی چه طور می توانی به سرعت من راه بروی؟
 بی بو بی بی بو...
 بی بو بی بی بو...
 بی بو بی بی بو...
در این داستان با کار سه ماشین مهم در شهر ما آشنا می شویم: ماشین های آتش نشانی، آمبولانس و پلیس. همراه ما شویم و این داستان زیبا را بخوانید...
هیس! ساکت!
هیس! ساکت!
هیس! ساکت!
یک داستان زیبا و خواندنی درمورد مگس و گنجشک های شیطون و پر سر و صدا که عمو هیس قصه ما را اذیت می کنند...
 خاله شاخ نبات
خاله شاخ نبات
خاله شاخ نبات
خاله شاخ نبات یک دیو چاق و قلمبه بود. به جای شاخ روی سرش دو تا شاخ نبات داشت به چه بلندی!
 روزی، روزگاری چوپانی
روزی، روزگاری چوپانی
روزی، روزگاری چوپانی
روزی، روزگاری چوپانی بود که یک گله گوسفند داشت. هر شب گرگی به گوسفندها حمله می کرد، سگ گله را زخمی می کرد، گوسفندی می گرفت و می رفت.
 لطفا پنیرش زیاد باشد!
لطفا پنیرش زیاد باشد!
لطفا پنیرش زیاد باشد!
یکی بود یکی نبود. یک موش ریزه میزه بود. لانه ی موش، زیر یک درخت، رو به روی یک پیتزا فروشی بود!
روباه و غاز
روباه و غاز
روباه و غاز
داستان زیبای غاز و روباه برای شما بچه های عزیز، با دوستان خود بخوانیدو لذت ببرید...
 خرو پف
خرو پف
خرو پف
موموشی عاشق قصه بود ولی بلد نبود بخواند.
کم.. کم... کم...
کم.. کم... کم...
کم.. کم... کم...
ننه موشه یک قوطی پر از دکمه های رنگارنگ داشت.موموشی خیلی دوست داشت با آن بازی کند. ولی ننه موشی می گفت: الان نه.هر وقت بزرگ شدی و خودت توانستی دکمه ها را جمع کنی. من کمرم درد می کند. ننه جان...
 رنگین کمان می آید
 رنگین کمان می آید
 رنگین کمان می آید
رنگین کمان، همان گونه که از نامش پیداست، کمانی متشکل از چند رنگ است. اگر هنگام بارش باران، خورشیددر آسمان ظاهر شود، رنگین کمان به وجود می‌آید...
 چمدان اردک
چمدان اردک
چمدان اردک
یکی بود یکی نبودغیر از خدا هیچ کس نبود، اردیک سفید قصد سفر داشت ولی هر بار حیوان ها سوغاتی هایی می آوردند که چمدان اردک سفید پر شده بود تا این که تصمیم می گیرند فکری بکنند... حالا چه فکری؟ ادامه داستان را بخوانید...
 مورچه ریزه به مدرسه می رود
مورچه ریزه به مدرسه می رود
مورچه ریزه به مدرسه می رود
یک داستان جذاب و دوست داشتنی درمورد مورچه ریزه که به مدرسه می رود، با دوستانتان این داستان زیبا را بخوانید و لذت ببرید...
 فروشی نیست
 فروشی نیست
 فروشی نیست
خرس های قطبی با بدن سفید و پرمویشان حیوانات بسیار زیبایی هستند. این حیوان زیبا باید در قطب زندگی کند...
خواهر کوچکم
خواهر کوچکم
خواهر کوچکم
خیلی از شما بچه های عزیز، خواهر یا برادر کوچک تر از خود دارید و تجربه آقا پسره قصه ما را دارید، با ما همراه شوید تا این داستان کوتاه را بخوانید...
من خیلی لاغرم
من خیلی لاغرم
من خیلی لاغرم
همه می گفتند، من خیلی لاغرم. مامان و بابا هول شدند. مرا بردند پیش دکتر و گفتند: همه می گویند، بچه ی ما خیلی لاغر است.
گناه دارد
گناه دارد
گناه دارد
بچه های عزیز حواستون باشه که همه حیوانات مثل ما انسان ها زنده هستند و نفس می کشند و نباید آن ها را اذیت کنیم...
 گوش بل - سلطان جنگل
گوش بل - سلطان جنگل
گوش بل - سلطان جنگل
یکی بود یکی نبود یک‌ الاغ‌ خوش‌حال‌ و خندان‌ از توی‌ آینه‌ به‌ گوش‌بل‌ نگاه‌ می‌کرد. گوش‌بل‌، بُرس‌ را از روی‌ طاقچه‌ برداشت‌ و به‌ موهایش‌ کشید. بعد کِرِم‌ به‌ صورتش‌ مالید و حسابی‌ خندید.
 نُقل های رنگی
 نُقل های رنگی
 نُقل های رنگی
داستان امروز ما در مورد یک موش شکمو است. با دوستان خود این داستان زیبا را بخوانید و لذت ببرید...
درد من چه رنگی است؟
درد من چه رنگی است؟
درد من چه رنگی است؟
این داستان جذاب و دوست داشتنی در مورد دنیای هیجان انگیز حیوانات است، پس با ما همراه شوید تا این قصه زیبا را با هم بخوانیم...
 خاله خانم
خاله خانم
خاله خانم
یکی بود، یکی نبود. یک خاله خانم بود که توی جنگل زندگی می‌کرد. یک روز دل خاله خانم درد گرفت. آخ و وای خاله بلند شد تا این که...
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین