سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

نگاهی به رابطه کشورهای توسعه یافته و اقمار وابسته

واقعا مشكل كجاست از ما یا از كدخدا

توسعه یافتگی معاصر تا حدود زیادی محصول تاریخی گذشته و روابط اقتصادی و غیراقتصادی میان كشورهای متروپل توسعه یافته و اقمار وابسته است. تناقضات سرمایه‌داری و توسعه تاریخی سیستم سرمایه‌داری، توسعه نیافتگی را در اقمار پیرامونی ایجاد كرده است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : ساجده مقدمی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
کدخدا
دلار از مرز ده هزار تومن عبور کرده و هیچ كس مسئولیت ان را به عهده نمی‌گیرد. همه یكدیگر را مقصر می دانیم و گردن هم می اندازیم. جایی هم كه دیگر كسی نمی ماند كه مشكلات را گردن او بندازیم. به كدخدا متوسل می شویم و ریشه مشكلات را از جانب او می بینیم. كدخدایی كه قرار بود با رسمیت شناختنش اوضاع مان بهتر شود.آن چنان وضع را خراب كرده كه هیچ كداممان نمی دانیم چه باید بكنیم. اما واقعا مشكل كجاست! از ما یا از كدخدا!

از خودم می‌پرسم در این دنیای مدرن با پیشرفت‌های شگفت انگیز و برق آسا مگر می‌شود از كدخدا سخن گفت! همه در جستجوی آرمان‌های لیبرالیستی سرمان را بر بالش می گذاریم و صبح از خواب بیدار می شویم. آزادی، برابری، برادری آن هم مدل غرب محورانه اش آمال ماست. پس این وسط كدخدا چه كار می كند؟!

كدخدا از ابتدا كدخدا نبوده. همیشه رعیتی بوده اند كه كدخدا را به رسمیت بشناسند تا خود او هم باور كند كدخدا است.


نكند قرار است به عقب برگردیم! نكند قرار است هرچند وقت یك بار زورگویی كدخدا و اعوان و انصارش را تحمل كنیم و هرچند وقت یكبار به آنها باج بدهیم. نكند قرار است در این دنیای مدرن نگران سنگ اندازی‌های دائمی كدخدا به جان و مال و ناموس مان باشیم! آخر كدخدا كه فقط یك كلمه نیست! نام بردن از كدخدا در بستر دنیای مدرن نشانه خیلی چیزهاست! كدخدا از زمینه و متن خاصی نشات می‌گیرد. پذیرفتن و به كار بردن لفظ كدخدا ما را به بسترها و زمینه‌های خاصی رهنمون می كند كه مسلما آنچه می خواهیم نیست!

كدخدا اگر كیسه ای گندم به ما می دهد و خود را منجی ما می داند، به خاطر آن است که خون ما را مكیده و به اینجا رسیده. كدخدا از ابتدا كدخدا نبوده. همیشه رعیتی بوده اند كه كدخدا را به رسمیت بشناسند تا خود او هم باور كند كدخدا است.

برای بررسی چنین موضوعی آشنایی با نظریه پردازان مكتب وابستگی و متفكری هم‌چون فرانك ضروری به نظر می رسد. فرانك، به طرح این ادعا می پردازد كه كشورهای پیشرفته كنونی هرگز توسعه یافته نبوده‌اند بلكه جوامع بدون توسعه بوده‌اند، توسعه یافتگی معاصر تا حدود زیادی محصول تاریخی گذشته و روابط اقتصادی و غیراقتصادی میان كشورهای متروپل توسعه یافته و اقمار وابسته است.

چگونه اقمار به استثمار می‌روند؟

تز اصلی فرانك این است كه تناقضات سرمایه داری و توسعه تاریخی سیستم سرمایه داری توسعه نیافتگی را در اقمار پیرامونی ایجاد كرده است. در نتیجه این امر اقمار به استثمار می روند و مراكز متروپل با بهره برداری و تاراج مازاد به توسعه اقتصادی می رسند.

سه فرض اصلی فرانك كه از الگوی مادرشهر- اقمار ناشی می شود بدین قرارند:

1.توسعه اقمار برخلاف توسعه مادرشهر به علت موقعیت اقماری اش محدود است:
2.عمده ترین پیشرفت ها در توسعه اقتصادی اقمار در صورتی روی می دهد كه روابط مادرشهر اقمار به ضعیف ترین شكل خود رسیده باشند.
3.امروزه توسعه نیافته ترین مناطق آنهایی هستند كه در گذشته رابطه ای بسیار نزدیك با مادرشهر داشته اند.(1)

فرانك توسعه را محصول تاریخی گذشته و روابط اقتصادی و غیراقتصادی میان كشورهای متروپل توسعه یافته و اقمار وابسته می داند


هرچند به راحتی نمی‌توان پذیرفت كه در چارچوب نظریه فرانك كشوری هم چون ما در جایگاه اقمار یا وابسته قرار دارد و باید در مورد حد و حدود یا میزان وابستگی ما به كشورهای توسعه یافته به تفصیل بحث كرد. اما باید متذكر شد آنچه از توسعه در این مقاله مدنظر ماست آن است كه كشورهای توسعه یافته در راس هرم توسعه یافتگی از لحاظ امكانات مادی و پیشرفت های تكنولوژیكی در جایگاهی بالاتر از ما قرار دارند.

اما آنچه در نظریه فرانك قابل تأمل است، این نكته است كه فرانك توسعه را محصول تاریخی گذشته و روابط اقتصادی و غیراقتصادی میان كشورهای متروپل توسعه یافته و اقمار وابسته می داند. در این معنا هرچند كوتاهی هایی از جانب ما در جریان تاریخ صورت گرفته است، اما كشورهای توسعه یافته نیز دائما با اقدامات خود، در مسیر ما سنگ اندازی كرده‌اند تا بتوانند راحت تر و بدون دردسر در جایگاه خود باقی بمانند.

اینجاست كه نباید كدخدا را انسان پاك و وارسته ای دانست كه تنها به حاكم در جمع آوری مالیات كمك می كند. بلكه كدخدا دائما  تلاش می ند تا رعیت را از دست یابی به برترین تكنولوژی ها و پیشرفت ها باز دارد تا هم چنان رعیت او باشند و بتواند جایگاه برتر خود در روستا را حفظ كند.

توقف پیشرفت با تن دادن به حاكمیت كدخدا

اینجاست كه باید پذیرفت، تن دادن به حاكمیت كدخدا از روند پیشرفت ما جلوگیری می كند؛ چراكه از نظر فرانك و تحلیل های تاریخی "عمده ترین پیشرفت ها در توسعه اقتصادی اقمار در صورتی روی می دهد كه روابط مادرشهر اقمار به ضعیف ترین شكل خود رسیده باشند." اینجاست كه پشت كردن به كدخدا و نپذیرفتن حاكمیت او و بازی در زمین او ما را به پیشرفت نزدیك تر می كند نه نزدیك شدن و ادعای دوستی  با او و كمك خواستن از او!

امروز مسئله اصلی مدیریت بحران است

 به اعتقاد فرانك" امروز مسئله اصلی مدیریت بحران است. كشورهای مركز و پیرامون هریك در سطوح و اندازه‌های مختلف دچار بحران هستند. جهان سوسیالیسم و سرمایه داری و جهان توسعه نیافته همه درگیر بحران اند. در دراز مدت نیز هزینه های سبك های قدیم و جدید، مسئله اصلی است. برای كشورهای مركز این امكان وجود دارد كه بحران خود را به پیرامون منتقل كنند؛ اما پیرامون ناچار است با این بحران دست به گریبان شود. این مسئله می تواند فروپاشی و درهم ریختگی پیرامون را موجب شود.(2)

سوالی در اینستاگرام شایع شده كه همه از هم می پرسند" آیا با این شرایط قصد مهاجرت ندارید"


مهم این است كه شرایط و مشكلات را به خوبی درك كرد و انگشت اتهام را به سمت باعث و بانی آنها برد. نه ان كه منطق ستایش گرانه و تمجدید كننده پیش گرفت. باید مشكلات را با تدبیر و كاردانی مدیریت كرد. نه آن‌كه اه و ناله سر دهیم كه ما پشیمانیم!

باید به این نكته توجه كرد كه نباید بر ناامیدی دامن زد. سوالی در اینستاگرام شایع شده كه همه از هم می پرسند" آیا با این شرایط قصد مهاجرت ندارید"، پرسیدن این سوال از همگان و القا ناامیدی هم سطح با همان كپشن هایی است كه چنین افرادی سلبریتی مابانه در آستانه انتخابات بر آن دامن می زدند و همگان را به كاندیدای مورد نظرشان دعوت می كردند.

حرف بر سر این نیست كه نباید برای تبلیغ كاندیدایمان تلاش كنیم. بلكه حرف این است كه بدون منطق و ظاهر بینانه اگر بر تنور انتخابات بدمیم و استراتژی برای آینده‌مان نداشته باشیم و عوام پسندانه پیش رویم. سریع جا می زنیم و سلبریتی مآبانه در تخیلات فرو می رویم و قصد مهاجرت می كنیم. چراكه كاندیدای ما نتوانسته فضای فیلم های هالیودی را برای ما فراهم كند. بدون این كه اصل تقصیر را به گردن تئوری های پنهان در اندیشه های هالیوودی و سازندگان آن بیاندازیم.

باید حواسمان را جمع كنیم و با سو مدیریت و بی تدبیری و سهل انگاری بر مشكلاتی كه توسط كشورهای توسعه یافته به ما تحمیل می شود، دامن نزنیم.


کدخدا و مشكل آفرینی و تفرقه‌افكنی

باید حواسمان را جمع كنیم و با سو مدیریت و بی تدبیری و سهل انگاری بر مشكلاتی كه توسط كشورهای توسعه یافته به ما تحمیل می شود، دامن نزنیم.  از كدخدا جز مشكل آفرینی و تفرقه افكنی نباید امیدی فراتر داشت. باید به خودمان و  استعدادها و امكانات خودمان اتكا كنیم و پیش رویم. تا زمانی كه نگاهمان به دست كدخدا باشد؛ وضع مان بهتر از این نمی شود.

حواسمان باشد: إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ (11 / رعد)

منابع:
1. موسی عنبری، جامعه شناسی توسعه، از اقتصاد تا فرهنگ، انتشارات سمت، فصل دوم توسعه نابرابر در نظام جهانی
2. جامعه شناسی توسعه، مصطفی ازكیا و غلامرضا غفاری، انتشارات كیهان 1388(259-297)

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .