سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
 فسقلی
فسقلی
فسقلی
کفش بزرگ توی جعبه خوابش نمی برد. به کفش کوچک گفت: تو از کجا آمدی فسقلی؟ ما را اشتباهی کنار هم گذاشته اند. با این کوچکی چه طور می توانی به سرعت من راه بروی؟
 پل
 پل
 پل
شعر زیبا و دوست داشتنی با نام پل از شاعر خوبمان شرکار خانم مهری ماهوتی. همراه دوستانتان این شعر را بخوانیدو لذت ببرید...
 کفشدوزک
 کفشدوزک
 کفشدوزک
بچه های عزیز امروز با یک زیبا و دوست داشتنی همراه شما هستیم، کفشدوزک شیطون با سبزی اومده خونه آقا پسره ما....
 بی بو بی بی بو...
 بی بو بی بی بو...
 بی بو بی بی بو...
در این داستان با کار سه ماشین مهم در شهر ما آشنا می شویم: ماشین های آتش نشانی، آمبولانس و پلیس. همراه ما شویم و این داستان زیبا را بخوانید...
هیس! ساکت!
هیس! ساکت!
هیس! ساکت!
یک داستان زیبا و خواندنی درمورد مگس و گنجشک های شیطون و پر سر و صدا که عمو هیس قصه ما را اذیت می کنند...
 خاله شاخ نبات
خاله شاخ نبات
خاله شاخ نبات
خاله شاخ نبات یک دیو چاق و قلمبه بود. به جای شاخ روی سرش دو تا شاخ نبات داشت به چه بلندی!
 روزی، روزگاری چوپانی
روزی، روزگاری چوپانی
روزی، روزگاری چوپانی
روزی، روزگاری چوپانی بود که یک گله گوسفند داشت. هر شب گرگی به گوسفندها حمله می کرد، سگ گله را زخمی می کرد، گوسفندی می گرفت و می رفت.
 لطفا پنیرش زیاد باشد!
لطفا پنیرش زیاد باشد!
لطفا پنیرش زیاد باشد!
یکی بود یکی نبود. یک موش ریزه میزه بود. لانه ی موش، زیر یک درخت، رو به روی یک پیتزا فروشی بود!
روباه و غاز
روباه و غاز
روباه و غاز
داستان زیبای غاز و روباه برای شما بچه های عزیز، با دوستان خود بخوانیدو لذت ببرید...
 خرو پف
خرو پف
خرو پف
موموشی عاشق قصه بود ولی بلد نبود بخواند.
 بچه سیب
 بچه سیب
 بچه سیب
شعر زیبا و دوست داشتنی از شاعر خوب کشورمون خانم افسانه شعبان نژاد با نام بچه سیب....
کم.. کم... کم...
کم.. کم... کم...
کم.. کم... کم...
ننه موشه یک قوطی پر از دکمه های رنگارنگ داشت.موموشی خیلی دوست داشت با آن بازی کند. ولی ننه موشی می گفت: الان نه.هر وقت بزرگ شدی و خودت توانستی دکمه ها را جمع کنی. من کمرم درد می کند. ننه جان...
 رنگین کمان می آید
 رنگین کمان می آید
 رنگین کمان می آید
رنگین کمان، همان گونه که از نامش پیداست، کمانی متشکل از چند رنگ است. اگر هنگام بارش باران، خورشیددر آسمان ظاهر شود، رنگین کمان به وجود می‌آید...
 چمدان اردک
چمدان اردک
چمدان اردک
یکی بود یکی نبودغیر از خدا هیچ کس نبود، اردیک سفید قصد سفر داشت ولی هر بار حیوان ها سوغاتی هایی می آوردند که چمدان اردک سفید پر شده بود تا این که تصمیم می گیرند فکری بکنند... حالا چه فکری؟ ادامه داستان را بخوانید...
کلاغه
کلاغه
کلاغه
یک سعر زیبا و دوست داشتنی درمورد کلاغه، با هم بخوانیم و لذت ببریم....
 مورچه ریزه به مدرسه می رود
مورچه ریزه به مدرسه می رود
مورچه ریزه به مدرسه می رود
یک داستان جذاب و دوست داشتنی درمورد مورچه ریزه که به مدرسه می رود، با دوستانتان این داستان زیبا را بخوانید و لذت ببرید...
 خط خدا
خط خدا
خط خدا
بچه های عزیز خداوند بزرگ و مهربان همه چیز را آفریده و تمام چیزهایی که خلق کرده با دقت تمام بوده، از خداوند به خاطر نعمت های فراوانش شکرگزار باشیم...
 فروشی نیست
 فروشی نیست
 فروشی نیست
خرس های قطبی با بدن سفید و پرمویشان حیوانات بسیار زیبایی هستند. این حیوان زیبا باید در قطب زندگی کند...
نوشابه و شیر
نوشابه و شیر
نوشابه و شیر
بچه ها ، کدوم از شماها شیر دوست دارید؟ می دونستید شیر خیلی مفیده و بر عکس نوشابه خیلی ضرر داره. این شعر هم در مورد همین موضوع است پس با دقت بخوانید...
خواهر کوچکم
خواهر کوچکم
خواهر کوچکم
خیلی از شما بچه های عزیز، خواهر یا برادر کوچک تر از خود دارید و تجربه آقا پسره قصه ما را دارید، با ما همراه شوید تا این داستان کوتاه را بخوانید...
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین