سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

لافونتن و تمثیل نویسی

تمثیل، توصیفی ادبی است زیر پوشش چیز دیگر که معمولا به زبان موجوداتی غیر از انسان (عمدتا حیوانات) بیان می شود که موش و گربه، مزرعه حیوانات و کلیله و دمنه نمونه های آن هستند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
لافونتن و تمثیل نویسی

تمثیل روایتی است که پوشیده خوانده شود به‌طوری‌که معنا(ها)ی دیگری را هم به خود بگیرد. تمثیل، توصیف یک چیز است، زیر پوشش چیزی دیگر. تمثیل برای رسیدن به اهداف نهایی خود از نمادهای گوناگون سود می‌جوید. این نوع ادبی پیشینه تاریخی بسیار درازی دارد، به‌طوری‌که شکل روایی بسیاری از اسطوره‌ها، تمثیلی است.
با توجه به سابقه کهن بیان داستان های تمثیلی از زبان حیوانات در ملل مختلف (فابل‌های ازوپ در قرن ششم قبل از میلاد، پنجاتنترای هندی، مزرعه حیوانات، کلیله و دمنه، مرزبان نامه و ...) که نسبت دادن ویژگی های انسانی به حیوانات، امری معمول بوده است، این نوع نوشتار ادبی از زبان حیوانات و طنزهای ظریف و تاثیرگذار خلق کردن، غنا و تحرک و پویایی بیشتری به مباحث ادبی بخشیده است. آن ها مثل آدمیان عمل می کنند، سخن می گویند، مکر می ورزند، می جنگند، گول می خورند و ... مثلا در مثنوی، طاووس نمونه ای از مردم منافق و دو رنگ است، در منطق الطیر نمونه اهل ظاهر است، در سیرالعباد الی المعاد گرگ و سگ و موش و خوک، نماد حرص هستند. افعی نمادِ حسد و نهنگ نماد هوی و شهوت است.
در میان نویسندگانی که این نوع ادبی را برای نوشتن برگزیدند می توان به ژان دو لا فونتن، مشهورترین حکایت نویس فرانسه اشاره کرد که 8 ژوئیه 1621 در شاتو- تیری به دنیا آمد. شهرت ژان دو لا فونتن بیشتر به دلیل نوشتن کتابی به نام «حکایات» است که گونه ویژه‌ای از حکایت نویسی را در کل اروپا ارائه کرد و سرمشقی برای دیگر نویسندگان فرانسوی یا فرانسه زبان بود.
«حکایات» اثری است از ژان دو لا فونتن حکایت نویس فرانسوی که بین سال‌های 1668 و 1678 نگاشته شده و شامل 243 حکایت منظوم است. بیشتر این حکایات از زبان حیوانات بیان شده و با نکته‌ای اخلاقی و پندآموز شروع یا پایان می‌یابد.
از شاعران معاصر، پروین اعتصامی، ایرج میرزا و ملک الشعرای بهار به تمثیل توجه داشته‌اند و برخی فابل‌های لافونتن را به شعر ترجمه کرده‌اند. بسیاری از حکایات او به زبان فارسی ترجمه و به شعر برگردانده شده است و حتی چند تا از این موارد در کتاب های درسی پایه دبستان آمده است.

  حکایت پادشاهی که 5 پسر داشت
این شعر حکایت پادشاهی است که به منظور تفهیم معنی اتحاد و دعوت پنج فرزندش بـه وفـاق و وحـدت ، پـنج چوبه تیر برمی گزیند و هر یک را به یکی از پسرانش می دهد تا آن را بشـکنند. هـر پسـری تیـر خویش را به سهولت می شکند. آنگاه، پادشاه پنج چوبه تیر دیگر برمـیگیـرد و محکـم بـه هـم یم بندد و از پسران در میخواهد که با نیروی جمعی بر آن فایق آیند و آنرا بشکنند. اما، ایـن بـار کوشش آنها به شکست می انجامد . سپس، پادشاه خردمند پسـران را بـه چوبـه هـای تیـر ماننـد می کند که درحالت تفرقه می توان هر یک را از هم گسست ، اما چون متحد شوند هیچ نیرویی بر آنها کارگر نمی افتد.

   روباه و زاغ: این افسـانه تمثیلی می آموزد که نباید به سخن چرب زبانان و متملّقان گوش فرا داد و آدمی را هیچ صفتی شایسته تر و ارزشمندتر از عقل و فطنت نیست . این اثر را در کتاب های درسی دوران ابتدایی با شعر حبیب یغمایی بسیار خواندیم و چه بسا بسیاری از ما هنوز آن را از بر هستیم.

  خرس و صیادان: موضوع «خرس و صیادان» که در مجموع افسانه های لافونتن با نـام «خـرس و دو رفیق» آمده، تعلیم این نکته است که آدمی باید از آنچه دارد سخن بگوید و از ادعای بـی جـا بپرهیزد، چنانکه در امثال فارسی هم گفته اند : «دارم دارم حساب اسـت، داشـتم داشـتم حسـاب نیست» و «در اگر نتوان نشست». در این داستان دو صیاد پوست خرسی را که هنوز شکار نکر ده بودند، به امید آنکه به زودی آنرا صید خواهند کرد، به بهای گزافی فروختند و به خریـدار پوسـت وعده دادند. اما، هنگام روبه رو شدن با خرس از هیبت آن بترسیدند و از انجام وعدة خـود سـرباز زدند. این حادثه به آنان آموخت که «هیچگاه پوست خرسی را که شکار نکرده اند، نفروشند».

  شیر و موش: عنـوان ایـن افسانه در ترجمه آقای توکّل «کبوتر و مور» است که درباره افسانه دوازدهـم مصـداق دارد . امـا عنوان افسانه یازدهم (شیر و موش) ذکر نشده که احتمالا به سبب یکسانی موضوع هر دو افسانه، از آن نامی نرفته یا سهوی رخ داده باشد. مأخذ این حکایت نیـز بـه افسـانه هـای ازوپ حکایتهای لافونتن در شعر معاصر ایران برمی گردد.
موضوع شعر ایرج میرزا که گویا برای کودکان سروده شده، پند و تعلیم است و مضمونش آنکه خلق را نباید حقیر گرفت، بلکه باید بدانها مهر ورزید، زیرا گـاه آدمـی بـه خردتر از خود نیازمند می گردد. در این داستان، شیری از تعدی به موش حقیر صرف نظـر کـرد و این نیکی وقتی دیگر به جان شیر موثر افتاد، چنانکه روزی بـه دام صـیاد گرفتـار آمـد و همـان موش با جویدن دام منجی او شد. ایرج در پایان حکایت، پنج نتیجـه اخلاقـی گرفتـه کـه غالبـا دریافت شخصی و بیانگر اسلوب شاعری وی است.

  کار و کوشش: خلاصه این تمثیل چنین است که برزگری که کشت خویش بر گاری حمل می کـرد و بـه سـوی انبار می برد، در میان راه به درون چال اهی فرو افتاد. آنگاه به جای سعی و تلاش، عاجزانه ناله سر داد و از غیب مدد خواست! سروش غیب هم بدو چنین الهام کرد که نجات تو مرهـون کوشـش توست. سرانجام نیز برزگر با کوشش خویش از آن گرفتاری برست . پند و نکته اصلی این حکایت یعنی «از تو حرکت از خدا برکت»، از دیرباز به صورت ضرب المثل در زبان فارسـی رواج داشـته است. در قرآن کریم هم آیاتی دربارة لزوم سعی و تلاش آمده است: «و أن لیس للإنسان إلّـا مـا سعی» آمده است.

  دزدان و خر: در این داستان، دو دزد خری را تصاحب می کنند، اما هر یک می خواهد تـا آن را در تملّک خود درآورد. در این گیر و دار برای دزد سوم فرصتی دست می دهد تا از غفلـت آن دو دزد سود جسته، خر را به یغما برَد. لافونتن، پس از نقل این حکایت، توضیح می دهد که این می تواند تمثیلی سیاسی باشد. در نظر وی، خر رمز کشور وابسته و استعمارزده و دزدها نیز رمز سلاطین و دول استعمارگر است و دراین میان آنکه شم سیاسی بالایی دارد کشور را تصرف می کند.

  چشمه و تخته سنگ: احتمالا یکی از فابل های لافونتن است، گرچه در متن افسانه هـای وی، بر اساس نسخه های معتبر، چنین افسانه ای یافـت نمی شـود؛ در این افسانه که ملک الشعرای بهار آن را به زیبا در قالب مثنوی درآورده است ، چشـمه ای روان در مسیر خود به سنگی عظیم برمی خورد و از جریان باز می ماند. اما ممانعت سـنگ چشـمه را از رفتن منصرف نمی کند و بر عزم او خللی نمی آورد و در نهایت، چشمه با کوشـش بسـیار راه خویش را می گشاید. بیان فصیح و سبک روان این شعر و نیز قدرت تعلیم و تأثیرگذاری آن چنان است که بارها در کتب درسی دبستان (فارسی پنجم) آن را نقـل کـر ده انـد.

   رنج و گنج : این هم شعری است بسیار مشهور که بر اسـاس یکـی از فابل های لافونتن سروده شده و در شمارة 9 مجلّۀ دانشکده (بهـار، 1297 :506-505 ( همـراه بـا ترجمه منثور فارسی آمده است . مثنـوی رنج و گنج حکایت دهقانی است که به هنگام نزع روان، فرزندانش را از گنجی نهفته در زمین موروثی شان آگاه می کند و به یافتن آن برمی انگیزد. فرزندان پس از فوت پـدر بـه طلـب دفینـه برمی خیزند و پس و بلند آن زمین را می کاوند، چنان که در نتیجه ایـن عمـل، در همـان سـال زراعی محصول زمین چندین برابر می شود و بدین ترتیب، فرزندان گنج حقیقی را بـاز مـی یابنـد.

  نی و بلوط: در این افسانه، درخت بلوطی بر نی خرده می گیرد و ضعف و نـاتوانی او را مایه نیستی می داند و در مقابل، خویشتن را سودمند و سـربلند و پایـدار مـی شـمرد. نـی چیـزی نمی گوید تا روزی توفانی بر می خیزد و وی به حکم مسالمت و همراهی بـا بـاد و خـم و راسـت شدن، از بلا می رهد. اما، بلوط سر به آسمان سوده و مغرور، در برابر بـاد مقاومـت مـی کنـد و در نهایت می شکند و بدین ترتیب، پاسخ غرور و بلاهت خویش را می گیرد. مضـمون ایـن افسـانه، چنانکه لافونتن و بهار در نظر داشته اند، دست برداشتن از غرور بیجا و نرمی در برابـر حـوادث و شداید است.

  خرس و امرود(گلابی وحشی) : افسانه ای است تمثیلی و بیانگر یکی از تجارب عام و مشترک بشر که در ادبیات ملل مختلف از آن داستانها برساخته اند و آن، چنان مشهور شده که در زبان فارسی به صورت ضرب المثل هم درآمده است: «گربه دستش به گوشـت نرسـید، گفـت گنده است. این مثنوی کوتاه ، حکایت خرسی است که در پی چیدن گلابی بر می آید اما چون به مقصود نمی رسد بهانه می آورد و آن را مناسب حال خویش نمی دانـد . در نتیجه، درخت را وقف مردگان خویش می کند! این مضمون در افسانۀ «روباه و انگور» ازوپ و لافونتن نیز به کار رفته است

  ارزش گوهر : که اعتصامی آن را در قالب قصیده سروده، ترجمه آزاد یکی از فابلهای(حکایات) لافونتن با نام «خروس و مروارید» است. در افسانه لافونتن خروسی مرواریدی می یابد و آن را در برابر دانه ارزنی می فروشد. تا اینجا شاعر فرانسوی خود را وامدار ازوپ دانسته، اما در ادامه تمثیلـی دیگـر نقل می کند و آن، تمثیلِ نادانی است که وارث کتابی خطی و گرانبها می شـود و آن را بـه سـکه آهنگری می فروشد!

منبع : خبرگزاری ایرنا
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین