سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

در گفتگوی اختصاصی آیت‌الله جاودان با تبیان مطرح شد

رئیس مذهب شیعه تنها امام صادق(ع) نیست/ امام صادق(ع) با تربیت فرهنگی شاگردان مقابل انحراف ایستادند

یکی از القاب امام صادق(ع) رئیس مذهب شیعه است. در روز شهادت ایشان به سراغ آیت الله محمدعلی جاودان رفته‌ایم. این معلم اخلاق و حوزه های علمیه معتقد است که «حضرت باقر و صادق علیهما السلام در بنیانگذاری تشیّع نقش مهم و اساسی داشته‌اند.این بدین معنا است که آنچه از اخلاق و احکام و اعتقادات به ما رسیده، از هر دو این بزرگواران و ائمه بعد بوده است.» آیت الله جاودان بر این باور است که نمی توان گفت موسس و رئیس مذهب و فقه شیعه تنها امام صادق(ع) هستند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
آیت الله جاودان

در سالروز شهادت امام صادق علیه السلام در خدمت استاد گرامی آیت الله جاودان هستیم و مصاحبه ای اختصاصی تقدیم مخاطبان گرامی می شود.

تبیان: با توجه به نقش امام حسین (ع) و واقعه عاشورا در حفظ مکتب اهل بیت، چرا امام صادق (ع) را رئیس مکتب شیعه می‌دانیم؟

امام حسین علیه السلام برای نجات مکتب اهل بیت علیهم السلام و اصل اسلام قیام کرده و به آنچه خواستند رسیدند و موفق شدند.
نکته ی قابل توجه اینکه امام صادق علیه السلام را به عنوان رئیس مذهب شیعه معرفی کرده اند، خود این مسأله است که اصلاً چنین نامگذاری صحیح است یا خیر؟

 

در زمان منصور دوانیقی (برای اولین بار) معاویه امر کرد که هر چه به عنوان حدیث در دست مردم است جمع شده و کتابی تدوین شود که از همه چیز و همه کس جز علی علیه‌السلام و ابن عباس ، شاگرد حضرت علی در آن چیزی نقل نشود. بنابر این این گونه می‌شود که آنچه در عصر معاویه جعل شده در عصر منصور تدوین و به صورت کتاب به شکل نوشته در آمده است.

 


باید گفت این نامگذاری را کسانی گفته اند که ابوحنیفه را امام حنفیان و مالک را امام مالکیان و احمدبن حنبل را امام حنبلیان است و به مقایسه گفته اند امام صادق علیه السلام امام شیعیان و رئیس مذهب تشیع است.

اما باید گفت این مقایسه، مقایسه نادرستی است. به اعتقاد ما شیعیان، حضرت باقر علیه السلام و حضرت صادق علیه السلام هر دوی این بزرگواران بنیانگذار مکتب تشیّع هستند. به این معنا که آنچه در عقاید، اخلاق، احکام و بیشتر آن به ما رسیده از این دو بزرگوار نقل شده است.بنابر تشیّع اختصاص به حضرت صادق علیه السلام ندارد.

حال ممکن است با توجه به اینکه امام صادق علیه السلام دوران بیشتری برای تعلیم اسلام و تشیع در اختیار داشته اند، در این مسیر اندکی برجستگی بیشتری را دارا بوده و مواردی که از مسیر ایشان به ما رسیده در مقایسه با پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام بیشتر باشد، اما این دلیل کافی برای اینکه ایشان رئیس مذهب شیعه باشند، نیست.

باید ایشان و هم پدرشان را در یک جایگاه قرار دهیم، اعتقاد ما باید این باشد ما به عنوان پیرو مکتب تشیع در حقیقت در مذهب امام باقر و امام صادق علیهما السلام و سایر ائمه بعد هستیم و امام باقر علیه السلام هم تقریباً به همان میزان در تشیع و بنیانگذاری این مذهب نقش داشته اند که امام صادق علیه السلام نقش دارند.

در حقیقت ما از زمان امام باقر علیه السلام به تعریف شیعه و تشیع رسیده ایم و تعلیمات خاصی که در این مکتب به عنوان اسلام واقعی وجود دارد و معرفی شده است، از زمان ایشان به دست مردم و اصحاب رسیده و امام صادق علیه السلام ادامه راه پدر بزرگوارشان بوده و البته در این راه بیشتر قدم برداشتند.

تبیان: از مقام و منزلت امام صادق (ع) و جایگاه مذهب جعفری در میان امت اسلامی برایمان بفرمایید.
منزلت امام صادق و امام باقر علیهما السلام را باید در کلمات بزرگان طراز اول از علمای اسلام جستجو کرد. سخنی که افرادی چون مالک بن انس، امام مالکیان در مورد امام صادق علیه السلام گفته است؛ «ما رات عین و لا سمعت اذن و لا خطر علی قلب بشر افضل من جعفر بن محمد» چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به قلب بشر خطور نکرده مردی با فضیلت تر از جعفر بن محمد.

وقتی به چنین موارد توجه می کنیم می بینیم که فاصله ای که بین آن امام و این امام است چه فاصله ی بزرگی است  و عظمتی که امام در زمان خودشان در میان بزرگان اسلام داشته، چقدر بزرگ بوده است.  اصلا مقام ایشان در همه ابعاد قابل مقایسه با هیچ کسی نبوده است.

 


اولین دوران بزرگ ایجاد انحرافات اسلام

تبیان: اوضاع، شرایط و جو حاکم بر جامعه در زمان امام صادق علیه السلام چگونه بود؟ چون بسیار معتقدند انحرافات و مکتب‌های انحرافی در این دوران رشد بسیار کردند و یکی از اهداف امام راه اندازی تشکیلاتی برای مقابله و برخورد با حکومت وقت و مکاتب انحرافی بوده است.

اسلام در زمان معاویه با یک مشکل بسیار بزرگ رو به رو بوده است. ایشان افرادی چون مغیرة بن شعبه، سَمَرَةِ بن جُندَب و امثال آنان را به عنوان اصحاب پیامبر تقدیس می کند اما در واقعیت آن ها هیچ نوع قداستی برخوردار نبوده و نیستند. معاویه اینان را واداشت تا آنچه را که خود از محتوای اسلام می پسندد، به عنوان اسلام واقعی از پیامبر به صورت حدیث نقل کرده و بین مردم منتشر کنند و این کار مشکلات بسیاری را برای اسلام ایجاد کرد. به طوری که  امروز می بینیم که بسیاری از انحرافات موجود  به زمان معاویه باز می گردد.

در حقیقت این دوران اولین دوران بزرگ انحرافات اسلام است. در زمان منصور دوانیقی (برای اولین بار) معاویه امر کرد که هر چه به عنوان حدیث در دست مردم است جمع شده و کتابی تدوین شود که از همه چیز و همه کس جز علی علیه السلام و ابن عباس ، شاگرد حضرت علی در آن چیزی نقل نشود. بنابر این این گونه می شود که آنچه در عصر معاویه جعل شده در عصر منصور تدوین و به صورت کتاب به شکل نوشته در آمده است.


آن ها می دیدند که تعلیمات امام صادق علیه السلام نشر یافته و با تربیت شاگردانی در این مسیر قدرت این را پیدا کرده که جای اسلام انحرافی که مد نظر منصور دوانیقی و معاویه است را بگیرد. این جا بود که هر چه در تلاش داشتند در مسیر منع انتشار اسلام واقعی از جانب امام صادق علیه السلام و خنثی کردن حرکت حضرت به کار بردند؛ به طوری که امام را در زندان محبوس کرده و مانع تربیت شاگردان و درس دادن امام شدند.


یکی از مهم‌ترین وظایف ائمه (ع)

در این میان یکی از مهم ترین وظایف ائمه علیهم السلام مقابله با انحرافات ایجاد شده در جامعه است. ائمه وظیفه داشتند اسلام صحیح را به مردم برسانند و با انحرافات تا هر جایی که بتوانند حتی تا حد زندانی شدن و شکنجه مقابله کنند که نمونه اش زندانی شدن موسی بن جعفر(علیه السلام) است که دیده ایم.

تبیان: سیره‌ی امام صادق (ع) در تعامل با اهل سنت چه بود؟ با توجه به اینکه بسیاری از علمای اهل سنت از شاگردان امام صادق (ع) بودند، آیا می‌توان گفت که فقه اهل سنت مدیون امام صادق (ع) است؟

بزرگواران و فقهای اهل سنت دورانی از شاگردی حضرت صادق علیه السلام را داشته اند. مالک بن انس(امام مالکیان) تا اواخر عمر حضرت صادق علیه السلام از محضر ایشان حتی از جهات اخلاقی نیز  بهره ها برده است.
ابوحنیفه در رابطه با دوسالی که شاگرد امام صادق علیه السلام بوده و از حضور حضرت بهره‌مند بودند گفته است؛ اگر این دو سال نبود من هیچ چیز نداشتم و هلاک شده بودم. با توجه به نمونه های این چنینی مسلم است که ابوحنیفه و مالک و بسیایر از علمای اسلام در ان روزگار از محضر ایشان بهره بردند.

تبیان: میتوان گفت فقه اهل سنت در چه زمینه و شاخه ای مدیون امام صادق (ع) بوده است؟ اگر چنین فرضی را بپذیریم این سوال پیش می‌آید که چگونه امام صادق (ع) از برخی نکاتی که انحراف محسوب می شود، مبرا هستند؟

امام صادق علیه السلام کوشیده اند با انحرافاتی که در عالم اسلام وجود داشته و انحرافاتی که بعضی از علمای بزرگ آن روزگار از نظر فکری، عقیدتی و فقهی به آن مبتلا بودند مقابله کرده و آن ها اصلاح کنند. مکرر در روایات است که امام صادق علیه السلام به مقابله با ابوحنیفه که در فقه صاحب نظر و معتقد به رأی بوده پرداخته است. اعتقادات ابوحنیفه بدین منوال بود که اگر در موضوع و مسأله ای حدیثی را پیدا نمی کرد، در رابطه با آن فکر کرده و به نظر خودش آن چه را که بهتر بود را به عنوان حکم اسلام معرفی می کرد.

حضرت صادق علیه السلام با این موارد به جد مقابله می کردند. مکرر در نقل های تاریخی و حدیثی مقابله امام با ابوحنیفه و دانشمندان و علمای مشابه که معتقد به قیاس بودند، وجود دارد.

تا امام صادق زنده بودند، مالک بن انس به دستگاه حکومتی عباس نزدیک نشده بود. بعد از شهادت امام صادق علیه السلام در یکی دو سالی که مالک زنده بود، منصور دوانیقی ایشان را به دربار خود جلب کرد و از او خواست کتابی بنویسد که در آن از اقوال امیرالمؤمنین علی علیه السلام و ابن عباس که شاگرد علی علیه السلام بود هیچ مطالبی نیاورد و آن کتاب را به عنوان کتاب اهل اسلام در همه عالم اسلام  معرفی کرد. مالک هم کتابی با عنوان موطأ که کتاب فقهی است نوشت و به عنوان رساله استفاده شد.

در هر صورت امام صادق علیه السلام با توجه به وظیفه ای که در مسیر مقابله با انحرافات داشتند، در این مسیر قدم برداشته و تا جایی که می توانستند به مقابله با انحرافات موجود در نظریات فقهی، اخلاقی و اعتقادی در عالم اسلام پرداخته است.

تبیان: ابن تیمیه معتقد است که حضرت امام صادق (ع) علم خویش را از افرادی همچون نافع، غلام عبدالله بن عمر، هم چنین از زَهرى، عطاء بن ابورباح گرفته‌اند،چگونه پاسخ این شبهه داده می‌شود و اساساً این گونه شبهات از کجا منشاء می‌گیرد؟
کسانی که نامشان برده شده، در تاریخ وجود دارند و میراث علمی آن ها یعنی آنچه به عنوان حدیث از آن ها نقل شده موجود است اما وقتی با عظمتی که تعلیمات حضرت صادق علیه السلام که البته بیشتر آن در مکتب اهل بیت ثبت شده است،  مقایسه می کنیم، یک به صد هم نیستند.



ایشان وقتی پدری دارد که پیامر او را باقر العلوم(شکافنده علم ها)شمرده است و به جابر فرموده: "یا جابر! تو زنده می مانی تا پنجمین نسل من را می بینی. سلام من را به او برسان و او باقر العلوم است." چنین مکتبی برای ساخته شدن مردی به عظمت امام صادق علیه السلام کافی است.

 ابوحنیفه در رابطه با دوسالی که شاگرد امام صادق علیه‌السلام بوده و از حضور حضرت بهره‌مند بودند گفته است؛ اگر این دو سال نبود من هیچ چیز نداشتم و هلاک شده بودم.



شخصیت امام باقر در زمان خودش بسیار بزرگ است. وقتی به کلماتی که بزرگان علمای زمان در مورد امام باقر گفته اند توجه کنیم می بینیم که به شکل حیرت آوری از بزرگی ایشان سخن گفته اند. امام صادق علیه السلام فرمودند: آنچه من می گویم چیزی است که از پدرم شنیدم و آنچه پدرم شنیده چیزی است که از پدرش شنیده و سلسله را می رساند به پیامبر و از پیامبر به جبرئیل و از جبرئیل به خود خداوند.

وقتی این راه به این وسعت و عظمت وجود دارد، جایی برای نام نافع غلام عبید الله بن عمر یا زهری شاگرد کوچک و حقیر امام سجاد علیه السلام که بخواهد به درگاه امام صادق وارد شده و به ایشان تعلیم کند، نمی بینیم. تعلیمات حضرت به صورت مجزا در مکتب اهل بیت وجود دارد و اصلاً قابل مقایسه با درس و تعلیمات افرادی چون نافع و زهری و عطاء بن ابوریاح و امثال این ها نیست. در تعلیمات زهری و نافع و امثال این ها اشتباهات و انحرافات بزرگی وجود دارد و امام صادق علیه السلام با این ها به جد مقابله کرده و سعی می کردند که تصحیح کنند.

داریم زراره خدمت امام صادق علیه السلام می رسد و از ایشان درخواست شکل وضوی پیامبر را می کند. امام دستور وضو را به همان شکلی که شیعه الان وضو می گیرد می دهند. بعد زراره می پرسد شما این را از کجا می گویید: حضرت می فرمایند: این را پدرم گفته و پدرم از پدرش نقل کرده و این سلسله به پیامبر می رسد . برای این حرف سند دارم و سند درجه اول که با هیچ کسی قابل مقایسه نیست. به عبارتی اگر این بزرگواران را معصوم هم ندانیم، با بزرگان دیگر از نظر علم و فضیلت و تقوا قابل مقایسه نیستند.

بعد امام صادق علیه السلام کتابی را که امیرالمؤمنین نوشته به نام "جامعه" و در آن تمام احکام دین آمده می آورند و نشان می دهند که ما به این کتاب دسترسی داریم و بیان می کنند که این کتاب کتابی است که پیامبر فرموده و علی نوشته و نزد ما به عنوان میراث نبوت محفوظ مانده چنانچه در زیارت جامعه نیز می خوانیم: و میراث النبوة عندکم

این میراث فقهی پیامبر است که تمام تعلیمات فقهی را ایشان به علی علیه السلام گفته و علی علیه السلام نوشته و املاء کرده اند و برای فرزندانش باقی گذاشته اند. کتاب درجه اولی است که هیچ خدشه ای در آن نیست درحالی که در نقل های دیگر هزاران خدشه وجود دارد. بنابر این کار امام صادق علیه السلام تصحیح اسلامی است که در دست مردم بوده که امثال زهری آن را نقل کرده اند.

تبیان: ما به عنوان یک مسلمان شیعه وظایفی داریم که اصلی‌ترین آن نشر گفتمان اسلام است؛ چگونه می‌توان مکتب امام صادق (ع) را هرچه بیشتر به جهان معرفی کرد؟
ما اگر خودمان بتوانیم اسلام صحیح و خالصی که از امام باقر و صادق علیهما السلام در دستمان است را به مردم عالم برسانیم، مردم عالم آن اسلام را خواهند پذیرفت. این چیزی که امروز استکبار جهان به مقابله با آن پرداخته، امثال داعش و وهابیت را برای مقابله این اسلام ساخته و پرورانده است.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .