سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

روي منفي سكه آزادي اقتصادي

اثرات مخرب نئوليبراليسم بر حقوق كار

حقوق کار یک جنبه از حقوق بشر و در عين حال عمومي‌ترين جنبه "هزینه‌های انسانی" نئولیبرالیسم است. يكي از نگرانی هاي همگاني در مورد "هزینه‌هاي انساني" نئولیبرالیسم، به ویژه در مورد شهروندان طبقات پایین و کارگر است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : ساجده مقدمی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
حقوق کارگر



دنياي جديد با وجود همه پيشرفت هايش در برخي عرصه ها هم چنان عقب مانده است. كارگران به عنوان بخش مهمي از جامعه هم چنان از حقوق ساده اساسي خود محروم هستند. امنيت شغلي اندك، حقوق پايين و شرايط كار نامناسب تنها بخشي از گله‌هاي آنهاست. اما سوال اينجاست كه چرا ليبراليسم با ادعاي آزادي و برابري نتوانست اقشار فقير و محروم و طبقات پايين جامعه را به سطح اقتصادي رضايت بخشي برساند و عدالت و برابري را در جامعه گسترش دهند.

ليبرال‌ها تقصير را به گردن نئوليبرال‌ها مي‌اندازند

ليبرال ها از پذيرفتن مسئوليت شانه خالي مي‌كنند و تقصير را به گردن نئوليبرال ها مي اندازند و البته نه تنها ليبرال‌ها بلكه بسياري از متفكران نئوليبراليسم را عامل اصلي مخرب در جهان جديد مي دانند. از نظر آنها نئوليبراليسم با ادعاي افزايش برابري و رفاه و رونق اقتصادي پا به عرصه جهاني گذاشت، اما در نهايت امر، بي عدالتي و نابرابري و تخريب منابع جهاني را براي همگان به ارمغان آورد. در اين ميانه كارگران به عنوان اقشار پاييني در سطح اقتصادي مورد غفلت قرار گرفته و حتي مورد بهره‌وري نئوليبرال‌ها واقع شده اند. اينجاست كه مي بينيم نئوليبرال‌ها دم از بهبود اوضاع كارگران مي زنند، اما در انديشه خود افزايش حقوق كارگري را متضاد با منافع خود و افزايش ثروت‌هايشان مي‌دانند.

رابرت بلانتون و دسسون پیکسن در يادداشتي با عنوان"The dark side of economic freedom Neoliberalism has deleterious effects on labor rights" به بررسي حقوق از دست‌رفته كارگران مي‌پردازند و نئوليبراليسم را به خاطر ناديده‌گرفتن كارگران نقد مي كنند. از نظر اين دو محقق سياست‌هاي آزادسازی بازار، حقوق اجتماعی و سیاسی را قربانی می‌کند. در ادامه ترجمه اين مقاله به تفصيل مي آيد.

رابرت بلانتون و دسسون پیکسن رویکرد جدیدی نسبت به پویایی بین نئولیبرالیسم و ​​حقوق کار اتخاذ می‌کنند. به طور کلی، به رغم آنكه شواهد تجربی ثابت می کند حقوق کارگران برای اقتصاد رقابتی مفید است؛ یافته‌های آنها نشان می‌دهد که رابطه بین این دو به طور مشخص در جامعه جهاني حاضر منفی است. از نظر آنها دستیابی به یک توازن عادلانه‌تر، مسئله‌ای است که باید فورا مورد توجه قرار گیرد.

نئولیبرالیسم – يا به اصطلاح "توافق واشنگتن" برای سیاست‌های اقتصادی در طول سال‌ها اختلاف نظرهاي بسياري را ایجاد کرده است. چنین اختلافاتی مدتهاست که در بخش جنوب جهان به عنوان تظاهرات علیه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی رایج است.

نئولیبرالیسم – يا به اصطلاح "توافق واشنگتن" برای سیاست‌های اقتصادی در طول سال‌ها اختلاف نظرهاي بسياري را ایجاد کرده است.

در دهه گذشته شهروندان از سياست‌هاي نئولیبرالی ناراضي‌تر و گله‌مندتر شد

در دهه گذشته، شهروندان در دنیای توسعه یافته جديد، علیه سياست‌هاي نئولیبرالی ناراضي‌تر و گله مندتر شده اند. بعضی از نمونه‌ها شامل اعتصاب‌های طولانی مدت کارگران فرانسوی درمورد اصلاحات کارگری، احیای پوپولیسم ضد جهانی‌سازی در رفراندوم بركسيت و ظهور سیاسی دونالدترامپ در ایالات متحده هستند. در واقع، حتی محققان صندوق بین المللی پول شروع به طرح پرسشی می‌کنند که آیا نئولیبرالیسم در نتيجه سياست هاي مخربش به جايگاهي بسيار پايين‌ تنزل پيدا كرده است؟

"هزینه‌هاي انساني" نئولیبرالیسم و نگرانی کارگران

يكي از نگرانی هاي همگاني در مورد "هزینه‌هاي  انساني" نئولیبرالیسم، به ویژه در مورد شهروندان طبقات پایین و کارگر است. سیاست‌های بازار آزاد در ابتدا به عنوان یک گام مهم در تضمین رفاه و شكوفايي اقتصادي و آزادی‌های وسیع تر در سراسر جهان مورد تقدیر قرار گرفت و بخش وسیعی از تحقیقات به مزایای اقتصادی نئوليبراليسم از جمله کاهش بیکاری و افزایش رشد اقتصادی اشاره كردند. با این حال، انتقاد مشترک از نئولیبرالیسم این بود که توزیع منابع در اقتصادهای آزاد ناعادلانه است و سياست‌هاي آزادسازی بازار آزاد، حقوق اجتماعی و سیاسی را به نفع رقابت اقتصادی قرباني می‌کند.

حقوق کار؛ عمومي‌ترين جنبه "هزینه‌های انسانی" نئولیبرالیسم

حقوق کار یک جنبه از حقوق بشر و در عين حال عمومي‌ترين جنبه "هزینه‌های انسانی" نئولیبرالیسم است. به طور خاص، بايد به دنبال بررسي هسته مركزي حقوق کارگران كه سازمان بین المللی کار ترتيب داده (معاهدات جمعي، آزادی اجتماعات، شرایط کار قابل قبول و ممنوعیت کار کودکان و کار اجباری) و پنج حوزه سیاستگذاری متمایز مربوط به آزادسازی اقتصادی، یعنی آزادی تجارت، مقررات تجاری، پول سالم، اندازه دولت، و حفاظت از حقوق مالکیت بود. در حالی که نتایج کلی نشان می‌دهد که رابطه منفی بین نئولیبرالیسم و ​​حقوق کار وجود دارد؛ تجزیه و تحلیل‌هاي اين دو محقق بینش متمایزي به پویایی خاصی که از طریق آن سياست‌هاي نئولیبرالی بر شرایط حقوق کار تاثیر می‌گذارد؛ فراهم مي‌كند.

عنصر کلیدی نئولیبرالیسم

یک عنصر کلیدی نئولیبرالیسم، باز بودن و آزادي تجارت و سرمایه‌گذاری جهانی، از طریق سياست‌هايی مانند از بین بردن تعرفه‌ها و کنترل سرمایه است. برخلاف روش‌های معمول سنجش جهانی‌سازی اقتصادی مانند تجارت خارجی و جریان‌های سرمایه گذاری - که اساسا نتایج از قبل تعيين شده نئولیبرالیسم است؛ بايد بر روی سياست‌هاي واقعی افزایش آزادي اقتصادی تمرکز کنیم.

در واقع برخلاف انچه نئوليبرا‌ل‌ها ادعا مي‌كنند رابطه‌اي منفی بین گشودگي اقتصادي و حقوق کارگران وجود دارد. به این معنا که تلاش برای افزایش مشارکت در اقتصاد جهانی با کاهش حفاظت از کارگران و امنيت آنها همراه است.

در رسانه‌ها همواره از حقوق كارگران دفاع مي‌شود و دولت‌ها و كارفرمايان همواره خود را از مدافعان سرسخت حقوق كارگري نشان مي دهند؛ اما واقعيت چيز ديگري است. در واقعيت اصلاحات سیاسی گسترده‌تر برای ایجاد محیط نظارتی "کسب و کار دوستانه"، از جمله افزایش انعطاف‌پذیری کار و محدود کردن موانع شروع کسب و کار، تاثیر منفی بر حقوق کار دارند.

بسياري از كارفرمايان و حتي دولت‌ها تنها به اين فرض مي انديشند كه احترام به حقوق كارگران از رشد اقتصادی جلوگیری مي کند. در واقع از نظر انها تناقضي ميان رشد اقتصادي و حقوق كارگران وجود دارد.

وقتی احترام به حقوق كارگران از رشد اقتصادی جلوگیری مي کند

اين موضوع بدان معناست كه چنین اقداماتی مدتهاست که بخش مهمی از سياست‌هايی است که با هدف افزایش رقابت اقتصادی صورت مي گيرد. بسياري از كارفرمايان و حتي دولت‌ها تنها به اين فرض مي انديشند كه احترام به حقوق كارگران از رشد اقتصادی جلوگیری مي کند. در واقع از نظر انها تناقضي ميان رشد اقتصادي و حقوق كارگران وجود دارد.

سیاست‌های پول هوشمند و آسیب به حقوق کار

همچنین سياست‌هاي، به اصطلاح "پول هوشمند"، به حقوق کار آسیب می رساند. از منظر اقتصاد کلان، کشورها با معامله میان سياست‌هاي انبساطی و تنگاتنگ تر پولی مواجه هستند. سياست‌هاي نئولیبرالی بر آن تأکید دارد، که ثبات قیمت ایجاد شده توسط چنین سياست‌هايی، محیطي قابل پیش‌بینی برای تجارت را فراهم می کند. با وجود مزایای دیگر چنین سياست‌هايی، به ویژه کنترل تورم، چنین ثباتي می تواند به حقوق کارگران آسیب برساند و فشارهایی را بر سطوح دستمزد آنها اعمال کند و به طور بالقوه قدرت سازمان‌های کارگری را برای محافظت از دستمزد اعضای خود کاهش دهد و عملا آنها را تحليل  برد.

یکی دیگر از جنبه‌های کلیدی نهادهای بازار، دولتي کوچک است که نقش برجسته‌ای در اقتصاد ایفا می‌کند. دولت حداقلي، با احتمال كمتري سرمایه گذاری خصوصی را از بین می برد و در معاملات داوطلبانه بازار دخالت می کند.

دولت کوچک و نقش برجسته در اقتصاد


یکی دیگر از جنبه‌های کلیدی نهادهای بازار، دولتي کوچک است که نقش برجسته‌ای در اقتصاد ایفا می‌کند. دولت حداقلي، با احتمال كمتري سرمایه گذاری خصوصی را از بین می برد و در معاملات داوطلبانه بازار دخالت می کند. از لحاظ حقوق اجتماعی، وظیفه اصلی یک دولت به مردم در محدوده حقوق "منفی"، به طور خاص محافظت از افراد و اموال آنها  در مقابل تجاوز یا سرکوب است. با این حال، این دولت حداقلي توانایی کمتری برای محافظت از حقوق "مثبت" يعني حقوق کارگر را دارد. در کنار این خطوط، یک دولت کوچک، توانایی کمتری برای جلوگیری از کارفرمایان در نقض استانداردهای کار اصلی کارگرانشان دارد.

رابطه منفی سياست‌هاي نئولیبرالی و احترام به حقوق اصلی کارگران

در مجموع، رابطه منفی بین سياست‌هاي نئولیبرالی و احترام به حقوق اصلی کارگران وجود دارد، زیرا سياست‌هاي "بازار دوستانه" بیشتر به حقوق کارگران آسیب می رساند. علاوه بر این نه تنهايي کشورهايي كه از هنجارهای نئولیبرالی پیروی مي‌كنند، حرکت به سمت سياست‌هايی - اصلاحات بازار آزاد نیز اهمیت دارد. چنین اصلاحاتي از طریق اقتصاد جهانی با عنوان"توافق واشنگتن"  طی دهه های 1980 و  1990 در جهان گسترش يافت.

اين اصلاحات در  کشورهای اروپای شرقی و مرکزی به ساختار بازار آزاد منتهی شد، در حالی که بسیاری از کشورهای دیگر به شدت اقتصاد خود را با توجه به صندوق بین المللی پول و برنامه‌های بانک جهانی اصلاح کردند. اما نتايج تحقيقات نشانگر آن است که چنین تغییراتی که با تغییرات سالانه در شاخص‌های نئولیبرالیسم اندازه‌گیری می‌شود نیز به احترام به حقوق کارگری آسیب می‌رساند. بنابراین، هر دو سطح کلی نئولیبرالیسم در یک سیستم اقتصادی، و نیز حرکت به سمت سیستم بازار آزاد، تاثیرات زیانباري بر حقوق کارگران دارد.

نمی توان فرض کرد که منطق بازار الزاما منجر به حقوق بهتر و بيشتري براي کارگران خواهد شد.

نارسايي‌هاي قديم و جديد نئوليبراليسم


به طور خلاصه، مي توان گفت سوءظن‌هاي قديمي در مورد بازار آزاد درست هستند و محققان نتايج و مستندات تجربي بسياري براي نارسايي‌هاي قديمي و جديد نئوليبراليسم پيدا كرده اند. به طور گسترده تر، مطالعه اين دو محقق نشان می دهد که نمی توان فرض کرد که منطق بازار الزاما منجر به حقوق بهتر و بيشتري براي کارگران خواهد شد. اينجاست كه دولت‌ها باید اقدامات فعالانه ای انجام دهند تا اطمینان حاصل شود که «لیبرالیسم » با نئولیبرالیسم جایگزین نشود.

هدف نئولیبرالیسم، تعادل قدرت بین سرمایه، دولت و نیروی کار بود

سياست‌هاي بازار آزاد به میزان زیادی واکنشی به بازار کار و تجارت بیش از حد تحت کنترل و بخش های دولتی در بسیاری از کشورها طی دهه های 1970 و 1980 بود. در راستای این خطوط، هدف نئولیبرالیسم، تعادل قدرت بین سرمایه، دولت و نیروی کار بود تا تعادل جدیدی که برای رشد اقتصادی پایدار لازم بود، ايجاد شود. یافته‌های اين محققان حاکی از ان است که این تعادل جدید به ضرر حقوق کارگران است و باید تلاش هایی برای دستیابی به یک توازن عادلانه بین منافع حقوق کار و رقابت اقتصادی صورت گیرد.
مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین
x