سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

نظریه اقتصادی شهید صدر و دغدغه حکمرانی عادلانه

شهید صدر در شرایطی مبانی فلسفی و تاریخی و علمی و اخلاقی مارکسیسم را تا انتزاعی‌ترین سطح نقد و رد کرد که متفکران نظام سرمایه‌داری نتوانسته‌ بودند پاسخ انتقادهای بنیان‌برافکن مارکس را بدهند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
شهید صدر

 چهارمین جلسه از سلسله نشست‌های آشنایی با آرا و اندیشه‌های علامه شهید سیدمحمدباقر صدر به همت انجمن علمی تحول در علوم انسانی، در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.

در این نشست علی سعیدی، عضو هیات علمی دانشگاه قم، «حکمرانی عادلانه در نظریه اقتصادی شهید صدر» را مورد بررسی قرار داد:

اندیشه شهیدصدر سه ویژگی اساسی دارد که عبارتند از جامعیت، عمق و استقلال فکری. نگاه شهید صدر تنها به جامعه و منطقه و حتی جهان اسلام آن روز نبود، بلکه او در اندیشۀ کل بشریت و حل مشکل انسان بود. به اعتقاد شهید صدر، مهم‌ترین دغدغه انسان‌ در زندگی اجتماعی، دست‌یافتن به برنامه‌ای است که انسان را به سعادت برساند و این برنامه، نظام اجتماعی و اقتصادی را شکل می‌دهد.

شهید صدر توانسته بود از سطح روبنایی مطالعات و اندیشه‌ها در حوزه‌های مختلف علمی فراتر رود و با دستیابی به لایه‌های مبنایی و عمیق فکری، در حوزه‌های مختلف علمی چون فقه، اصول، اقتصاد، جامعه‌شناسی، منطق و فلسفه حرف تازه و نو بزند و مرزهای دانش را جابه‌جا کند.

عمق نظر شهید ‌صدر باعث شد که او با جریان‌های غالب فکری آن روز یعنی مارکسیسم و سرمایه‌داری وارد مبارزه رودرو شده و ضمن نقد مبنایی آن دو مکتب از موضع استقلال فکری، توانست بنایی باشکوه از مکتب اسلام را طرح‌ریزی کند و آن را تا لایه‌های روبنایی نظام اجتماعی و اقتصادی پیش بیاورد.

در نظام آموزشی فعلی تصور بر این است که اگر بخواهیم در حوزه‌های مختلف صاحب‌نظر شویم باید در رشته‌های مختلف تحصیل کنیم و صرفاً با خواندن و حفظ‌ کردن مجموعۀ متکثری از مطالب، می‌توانیم به نظریه‌پردازی در آن حوزه‌ها دست یابیم. درحالی‌که کسانی می‌توانند حرف‌های جدید در مرزهای دانش بزنند که توانسته باشند به عمق و مبنای نظری دست پیدا کرده باشند و این جز با تفکر و تعمق حاصل نمی‌شود و شهید صدر از این موهبت بهره‌مند بود.

 شهید صدر در شرایطی مبانی فلسفی و تاریخی و علمی و اخلاقی مارکسیسم را تا انتزاعی‌ترین سطح نقد و رد کرد که متفکران نظام سرمایه‌داری نتوانسته‌ بودند پاسخ انتقادهای بنیان‌برافکن مارکس را بدهند و لذا جریان نظام سرمایه‌داری در مواجهه با مارکسیسم با تغییر میدان بازی و پناه‌بردن به سراغ ریاضیات، خود را از معرض اتهامات مارکس پنهان کردند. البته شهید صدر نظام سرمایه‌داری را نیز از موضعی متفاوت از رویکرد مارکسیستی نقد کرد و بنیان‌های اقتصاد اسلامی را بنا نهاد.

 مساله اصلی در علم اقتصاد، توزیع و تخصیص منابع و امکانات و مواهب در میان جامعه یا همان حکمرانی عادلانه است، هر کدام از مکاتب اقتصادی پاسخ‌های متفاوتی را به این مساله ارائه داده‌اند که مبتنی‌ بر نوع نگاه آنها به مقولۀ عدالت است. مفاهیمی چون کارایی و بهینگی در اقتصاد متعارف نیز به نوعی بیانگر ارزش‌گذاری اخلاقی تخصیص‌های اقتصادی است و اساساً طرح نگاه علمی و تفکیک حوزه‌های هنجاری از آن توسط طرفداران آن، افسانه‌ای بیش نیست.

 شهید صدر با بشری‌دانستن مکاتب مارکسیسم و سرمایه‌داری، این دو مکتب را علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری بسیار، دارای اشتراکات مبنایی فراوان به‌ویژه در نگاه مادی به عالم و نفی ربوبیت الهی می‌دانست، برخلاف رویکردهای سکولار که با روش تکوین، به جعل یک مبنا برای عدالت می‌پردازند و سپس آن را در سطوح مختلف تسری می‌دهند، در رویکرد اسلامی متفکر با رجوع به منابع دینی تلاش می‌کند معیار عدالت را در هر موضوع به‌طور جداگانه کشف کند.

در نگاه اسلامی، دین مجموعه‌ای از آموزه‌های وحیانی است که ناظر به حوزه‌های مختلف زندگی ما حکمت‌هایی را مطرح کرده و وظیفۀ ما این است که به‌اندازۀ فهم و نیاز خود از آن بهره ببریم. پس در نگاه دینی کار ما نه جعل مبنا که کشف مبناست و آن هم از طریق اجتهاد در متون و نصوص دینی به دست می‌آید.

شهید صدر در مساله حکمرانی عادلانه، یافتن ملاک عدالت را به اجتهاد فقیه در هر موضوع وابسته می‌دانست. با این نگاه تفکیک حوزه‌های فقاهت و کارشناسی بی‌معناست و می‌توان گفت که هر دستگاه کارشناسی، چارچوب فقهی خاص خود را دارد و این چارچوب فقهی ممکن است مبتنی‌ بر فقه لیبرالیسم یا سوسیالیسم یا اسلام باشد.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی طلیعه
مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .