سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

از مرتضی پورصمدی، فیلم‌بردار پیش‌کسوت، تقدیر شد

ساخت چنین سریالی جسورانه بود

مرتضی پورصمدی، فیلم‌بردار سینما و عکاس شناخته‌شده، شنبه، 15 اردیبهشت، در مراسم اختتامیه «نخستین جشنواره تلویزیونی مستند» در فرهنگ‌سرای ابن‌سینا مورد تجلیل قرار گرفت.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
مرتضی پورصمدی، فیلمبردار

در این مراسم که فرهاد ورهرام، ابراهیم حاتمی‌کیا، بهرام عظیم‌پور، سلیم غفوری، مدیر شبکه مستند و دبیر جشنواره حضور داشتند، با اهدای لوح افتخار و جایزه ویژه از فعالیت‌های هنری مرتضی پورصمدی تجلیل شد. پورصمدی بعد از دریافت جایزه در سخنانی گفت: «حدود 43 سال است که در این عرصه فعالیت دارم. اعتراف می‌کنم که بیش از صد فیلم مستند در کارنامه دارم و به همه آنها سرافرازانه افتخار می‌کنم، اما در حوزه سینما از شرایطی که وجود داشت خیلی خرسند نیستم». او افزود: «فیلم‌سازی مستند با عشق به موضوع و با همراهی گروهی کوچک، همدل و قانع انجام می‌شود و به همین دلیل تأثیری ناب و شریف بر همه می‌گذارد. عمیقا خرسندم از آنچه در جهان مستند انجام دادم و بسیار از استادان این حوزه آموختم». او ضمن تشکر از خانواده خود عنوان کرد: «از همسرم بسیار سپاسگزارم که سفرهای بی‌شمار من را تحمل کرد و عمیقا احساس خوشبختی می‌کنم که حدود 40 سال بر سفره مردم بسیار شریف در دورترین نقاط این مملکت؛ از گواتر تا نوک زاگرس نشستم و با آنها زندگی کردم. در همه این سال‌ها با احترام با مردم برخورد کردم و رفاقت دیدم. نشئگی این احساس را هرگز فراموش نمی‌کنم». این فیلم‌بردار با بیان اینکه امیدوارم روزی به طفل معصوم مستند توجه شود، افزود: «فیلم داستانی را حلواحلوا نکنیم، سینمای مستند پایه‌ای در ایران دارد که سینمای داستانی ما مطلقا رستگار نمی‌شود. مگر اینکه از این رهگذر بگذرد. سینمای داستانی ما باید در لوکیشن‌های مستند اتفاق بیفتد، نه در آپارتمان‌هایی که سقفش دومترو 30 سانت است!» همچنین به بهانه این بزرگداشت فرصتی فراهم شد تا با پرکارترین فیلم‌بردار  سینمای مستند گفت‌وگو کنیم. 

  آخرین کاری که انجام داده‌اید، چه بود؟ 
آخرین کار جدی‌ام سریالی بود به نام «پس از حبس» به کارگردانی فرزاد خوشدست که توسط شبکه سوم به من پیشنهاد شد. این سریال 30 قسمتی درباره مجرمان زیر 18 سال در کانون اصلاح و تربیت است و قرار شده که یک فیلم سینمایی هم از آن ساخته‌ شود. این سریال کار بسیار سنگین و درعین‌حال خاصی بود که با حضور توماج دانش‌بهزادی به‌عنوان مربی تئاتر و از طریق «تئاتردرمانی» مانند نخ تسبیحی مهره‌های پراکنده آن به هم وصل می‌شود. به این معنا که او میان محکومان استعدادیابی می‌کرد که در نهایت هشت، 9 نفر از بروبچه‌های زندان را مانند بازیگر تئاتر تربیت کرد که آنها هم‌زمان با برپایی جشنواره تئاتر فجر در سال گذشته در گالری محسن مقابل خانواده و مردم تئاتر اجرا می‌کردند. به نظرم این سریال پرضربان و دارای نبضی است که آسیب‌شناسانه به مجرمانی که در سنین پایین دست به کارهایی زدند که در اصل نباید می‌زدند؛ از دزدی و مواد مخدر گرفته تا قتل و زورگیری نگاه می‌کند. به نظرم ساخت چنین سریالی رفتار جسورانه‌ای بود که در این سال‌هایی که اغلب تلویزیون در برخورد با موضوعات اجتماعی محتاط و دست‌به‌عصا حرکت می‌کند واقعا جایش خالی بود و باید گفت خوشبختانه به کمک مسئولان سیما و حسن‌نیت و همکاری سازمان زندان‌ها و قوه قضائیه کاری قابل‌ اعتنا ساخته شد. 
  کنجکاو شدم بدانم که آیا از چهره‌های مجرمان هم تصویر گرفتید؟ 
خب همین موضوعی بود که 10 روز وقت گروه را گرفت و در ‌نهایت به پیشنهاد طراح صحنه، آقای موحد، به این نتیجه رسیدیم که چهره بچه‌ها را با ماسک بپوشانیم. کار سنگین و دوربین روی دست بود و حدودا دو ‌ماه جلسات فیلم‌برداری آن طول کشید. 
  حالا با همه اینها، سریال کی پخش می‌شود؟ 
ما به‌عنوان گروه فیلم‌برداری عمیقا مشتاق هستیم که این سریال پخش شود. حالا چگونگی و نحوه پخش آن به تصمیم‌گیری مسئولان تلویزیون بستگی دارد. به نظرم این سریال باید با دید کارشناسی همراه شود و اینکه اساسا این بچه‌ها معلول چه شرایطی بودند که مرتکب خلاف شدند، چون آنها که از کره دیگری به زمین نیامده‌اند و فرزندان همین سرزمین هستند؛ مثلا جالب است بدانید که اغلب این بچه‌ها متعلق به اقوام دوردست و مختلف هستند که حاشیه‌نشین بودند! اینکه چرا از جغرافیا و سرزمین مادری خود دل کنده‌اند و روانه کلان‌شهری مثل تهران شده‌اند باید مورد ‌بررسی قرار بگیرد، چون ظاهرا انطباق فرهنگی صورت نگرفته و نتوانسته‌اند آرزوها و آمال خود را با شرایط واقعی وفق دهند. امیدوارم این سریال با هوشمندی و برنامه‌ریزی درست  به‌زودی پخش شود. 
  در مراسم اشاره کردید که خاستگاه اصلی‌تان سینمای مستند است و به‌ناچار در فیلم‌های داستانی همکاری کرده‌اید. چرا؟ 
شاید این به بحث مفصلی نیاز دارد. در دهه 60 خورشیدی تلویزیون دو تا شبکه بیشتر نداشت و این دو شبکه همه انواع و اقسام فیلم‌ها را درهم‌و‌برهم پخش می‌کرد، اما خوشبختانه در دهه 70 تفکرات هوشمندی یافت شد که تعداد شبکه‌ها توسعه باید و تخصصی شوند که در این مسیر «شبکه تلویزیونی مستند» هم راه‌اندازی شد. همین باعث شد فرصت بیشتری برای نمایش فیلم‌های مستند که خاستگاه آن تلویزیون هستند به وجود بیاید، ولی حضور من در سینمای مستند به کمی قبل‌تر مربوط می‌شود. 
  می‌دانم که شما اساسا بازنشسته تلویزیون هستید، اما در آن سال‌هایی که چندان فیلم مستند مورد توجه واقع نمی‌شد، چطور در این مسیر قرار گرفتید. به‌طوری‌که یکی از فعال‌ترین و موفق‌ترین فیلم‌برداران سینمای مستند شده‌اید؟ 
همان‌طور که اشاره کردید من فیلم‌بردار تلویزیون بودم. آن زمان به‌دلیل حرفه‌ام مثلا یک روز باید برای فیلم‌برداری به کارخانه شیر پاستوریزه می‌رفتم و یک روز مثلا به فلان مهدکودک. اما آنچه باعث شد به ذهنم نظم بدهم و اصلا مسیر حرفه‌ای‌ام تغییر کند، برخوردم با کتاب عکاسی آمریکایی ادوارد اس کورتیس بود که به پرتره سرخ‌پوستان تعلق داشت. من این کتاب را در یکی از سفرهایم به قیمت 40 تومان خریداری کردم. یکی از اهداف کورتیس به‌تصویرکشیدن فرهنگ و تمدن‌های روبه‌زوال بود. با دیدن این عکس‌ها جهان برایم رنگ دیگری گرفت. از سویی تلویزیون به من امکان سفر داد تا بتوانم ایران را ببینم. من سال 1350 حدود یک سال با آقای فرهاد ورهرام، پژوهشگر و مستندساز پیش‌کسوت،  در «مدرسه عالی تلویزیون و سینما» هم‌دانشکده‌‌ای بودم. البته ایشان تغییر رشته داد و در «دانشکده هنرهای دراماتیک تهران» رشته کارگردانی سینما خواند. بعدها هم دستیار دکتر افشار نادری شد، ولی من همچنان رشته فیلم‌برداری را ادامه دادم. در آن زمان از 25 سال خدمت در تلویزیون باید 13 ماه را خارج از تهران سپری می‌کردم، همان زمان بحث توسعه مراکز استان پیش آمده بود و تلویزیون کرمانشاه به فیلم‌بردار احتیاج داشت. گفتم من می‌روم چون خودم اهل همدان بودم و به تهران هم علاقه خاصی نداشتم. همین باعث شد که کوه زاگرس انبوهی از اقوام، موسیقی، کوهستان‌ها، فضاهای بکر و خالص که موزه‌های پراکنده طبیعی بودند من را شیدای خود کند و به جای 13 ماه، 10 سال در آنجا عکاسی، فیلم‌برداری و کلا زندگی کنم. بعد از 10 سال همسرم گفت دیگر به تهران برگردیم. در تهران هم در یک سفر داوطلبانه در سال 63 به مدت 15 روز به جبهه آبادان رفتم. در مسیر کلی گلوله و انفجار بود، اما به شکل عجیبی در خود آبادان در آن 15 روز حتی یک گلوله هم شلیک نشد! گفتیم در این 15 روز چه کنیم! رفتیم از خرمشهر تازه‌آزاد‌شده فیلم گرفتیم. هنوز سه حلقه خالی فیلم داشتیم. در مسیر برگشت از آبادان سرک کشیدیم به تالاب شادگان واقعا زیبا بود؛ یک ونیز روستایی. از آن طبیعت فیلم گرفتیم. به تهران که رسیدیم به مدیر گروه شبکه و حمید تمجیدی گفتم راش‌ها را ببینید، مدیر گروه استقبال کرد و گفت اصلا بودجه‌ای تصویب می‌کنم تا از آن مناطق فیلم بسازید. من هم پیشنهاد دادم بهتر است قبل از آن آقایان تمجیدی، ورهرام و دستیارشان برای پژوهش به آنجا سفر کنند. در نهایت فیلمی ساخته شد به نام «هور دورق» (اسم قدیمی تالاب شادگان) که از جشنواره فیلم فجر در سال 1363 جایزه دریافت کرد، بعد از آن هم تیم تشکیل دادیم. همین‌طور مسیر ادامه پیدا کرد، مثلا به یاد دارم شاید در سال 1375 بود که گروه مشترک ایران و هلند از من برای فیلم‌برداری دعوت کرد. از آنها پرسیدم که علت انتخاب من چیست، آنها گفتند در برنامه مرور سینمای مستند ایران از میان 30 فیلم برجسته، در 13 فیلم نام شما به‌عنوان فیلم‌بردار نوشته شده است. آخرین کارم قبل از بازنشستگی در تلویزیون همکاری در پروژه کودکان سرزمین ایران به مدیریت مرحوم سرهنگی بود که در 26 فیلم فیلم‌بردار بودم و نکته مهم این است که در این پروژه از بزرگان سینما مانند آقایان تقوایی، اصلانی، ورهرام و... خیلی چیزها آموختم که به نظرم در هیچ کلاس درسی یافت نمی‌شود. بعد هم که بازنشسته شدم. بلافاصله بعد از آن آقای اصلانی برای ساخت سریال خراسان از من دعوت به کار کرد و تازه کارم شروع شده بود که به جرئت می‌توانم بگویم تا امروز حدود 650‌هزار کیلومتر سفر کرده‌ام و 50، 60 فیلم مستند کار کرده‌ام که از همه آنها راضی هستم. 
  با سیطره دنیای دیجیتال در عرصه فیلم‌برداری چه می‌کنید؟ 
به هر حالت این موضوع اجتناب‌ناپذیر است. هرچند وسایل تصویربرداری سبک‌تر شده‌اند، اما نسل جدید فیلم‌سازان مستند عجله‌ بیشتری برای کار دارند و فکر می‌کنند باید یک‌شبه مشکلات را حل کنند. از سویی به‌دلیل رخنه تکنولوژی در همه‌جا، موضوعات بکر و دست‌نخورده کمتر دیده می‌شود؛ البته من معترض این جریان نیستم، فقط واقعیت دنیای امروز را تحلیل می‌کنم، از طرفی هم با بالاتررفتن سنم کمتر کار می‌کنم و فقط دوست دارم مدیریت عرصه سینمای مستند منسجم شود؛ متأسفانه ما آرشیو پروپیمان و باکیفیت از سینمای مستند نداریم؛ جالب است بدانید که حتی مستندهای خلاقه هم به‌غیر از مستندهای روایت فتح شهید آوینی، از جنگ هم مستند نداریم، بیشتر مستندها گزارشی است و به نظرم در این زمینه باید بیشتر کار کرد. به‌صورت خلاقه در سینمای مستند کارهای زیادی می‌توان انجام داد. 

منبع: روزنامه شرق/فرانک آرتا
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین
x