سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

وزن کشی از دو سریال ایراندخت و کوبار

این ستار خان است؟!

این شب ها چهار سریال روی آنتن شبکه های مختلف است. شبکه یک «ایراندخت»، شبکه دو «کوبار»، شبکه سه «آنام» و شبکه پنج «هیات مدیره» را پخش می کنند. در قالب دو مطلب، این سریال ها بررسی شده اند که بخش نخست آن به «ایراندخت» و «کوبار» اختصاص دارد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : احمد رنجبر
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 

ایراندخت

ایراندخت / شبکه یک


قصه:سریال«ایراندخت» برشی است از قیام مردم تبریزی به رهبری ستار خان و باقر خان. کارگردان برای روایت این واقعه تاریخی،داستانی تخیلی درباره چند خانواده را محور قرار داده است و از این طریق به زندگی شخصی و مبارزات ستارخان هم ورود کرده. بنابراین در ابتدا با یک زندگی بحرانی زن و شوهر (سام قریبیان و اندیشه فولاوند) و اتفاقات دیگری که برای نزدیکان و دوستان آن ها رخ می دهد، مواجهیم.

میزان موفقیت: ایده درآمیختن یک اتفاق تاریخی با قصه ای خیالی، اگرچه تکراری است اما می تواند به قوت درام کمک کند و دست سازندگان را برای روایت داستان باز نگه دارد. این اتفاق برای «ایراندخت» نیفتاده؛ قصه قدرت و کشش برای همراه کردن بیننده را ندارد و از آن سو، کارگردان نتوانسته شمایلی «درخور» از ستارخان و باقرخان نشان دهد. مگر همه هدف نزدیک شدن به این دو اسطوره نبوده است؟

ترکیب بازیگران: سریال«ایراندخت» پربازیگر است اما چهره شاخص در میان آن ها کم دیده می شود.سعید نیک پور، سام قریبیان و اندیشه فولادوند شاخص ترین بازیگران سریال هستند. اتفاق مهم حضور حسین پاکدل بعد از مدت ها ممنوع الکاری و ممنوع التصویری در این سریال است.   

بازی ها: یکی از نقاط ضعف «ایراندخت» به بازی ها بر می گردد. مهم ترین نقش سریال یعنی ستارخان به عهده سعید نیک پورِ باسابقه گذاشته شده اما نتوانسته از پس آن بربیاید. آن چه می بینیم نیک پور است نه ستارخان؛ لهجه بد ترکی و بازی اغراق آمیز دیگران جای خود. حتی حسین پاکدل نتوانسته ردی درست از خود بجا بگذارد و زیر یک گریم سنگین گم شده!

کارگردانی: قصه «ایراندخت» اما هم کم ملات است و هم اتفاقات در آن با ریتم کند روایت می شود. از آن طرف بازی بد بازیگران را باید به پای محمد رضا ورزی نوشت. دیالوگ های شخصیت ها یک دست بیان نمی شوند؛ برخی «کتابی» هستند و عده ای به زبان محاوره ای امروز. کارگردان از لوکیشن سریال قیلی اش (معمای شاه) بیش از حد استفاده کرده و ذهن ببینده را ناخودآگاه به آن سمت پرتاب می کند؛ بدتر این که در فضاسازی جغرافیای داستان «ایراندخت» ناموق بوده است.

سابقه تلویزیونی کارگردان: علاقمند به تاریخ معاصر است و گوشش هم بدهکار انتقادها نیست. ساخته های محمد رضا ورزی از همه سو مورد انتقاد است ولی باز هم تلویزیون با طرح هایش موافقت می کند. پر سر و صدا ترین سریال ورزی «معمای شاه» است که چپ و راست علیه آن جبهه گرفتند. بنظر می رسید گاف های بی شمار سریال و روایت ناقص از انقلاب ، ورزی را از ساخت سریال درباره تاریخ معاصر منصرف کند که خیلی زود به «ایراندخت» رسید. این کارگردان «تبریز در مه»،«سال های مشروطه»،«کیمیاگر»،«پدر خوانده» و «عمارت فرنگی» را در کارنامه دارد که هیچ کدام آثار موفقی لقب ندارند.

جایگاه سریال در کارنامه: «ایراندخت» هم کنار سریال های شکست خورده محمد رضا ورزی قرار می گیرد.

کوبار

کوبار/ شبکه دو

قصه: خط اصلی داستان «کوبار»، روایت زندگی یک معلم است که محل خدمت او روستایی محروم و کوهستانی است. سریال علاوه بر تمرکز بر زندگی شخصی این معلم و مراوداتش با خانواده و نامزد، سراغ قصه دیگران هم رفته است. از جمله همکاران معلم، خانواده او، نامزدش، همسایه ها و ... «کوبار» در گیلان ساخته شده و داستان در این خطه می گذرد.

میزان موفقیت: تنها امتیاز «کوبار» خارج کردن دوربین از تهران و قاب های زیبایی شمال سرسبز است. قصه اما ترکیبی است از حرف های قشنگ و پندهای اخلاقی که پیش از این توسط کارگردان (فریدون حسن پور) در سریال های دیگر زده شده بود. داستان ها شبیه نمایش های دوران مدرسه است؛ اتفاقات بیش از حد ساده (به معنای پیش پا افتاده) هستند و بدون اوج و فرود پیش می روند. تو گویی یک مستند نمایشی درباره چند آدم شاهدیم؛ منتهی با شعارهای گل درشت درباره چگونگی رسیدن به زندگی بهتر. اگر کارگردان می توانست این حرف را در قالب یک قصه پرکشش بزند، «کوبار» تا این اندازه با روان بیننده بازی نمی کرد.

ترکیب بازیگران: نقش اصلی را ارمیا قاسمی بر عهده دارد. توی پرانتز لازم است اشاره کنیم او پیش تر در سریال خانگی «آسپرین» حضور داشت؛ حالا په اصراری است که کارگردان از او به عنوان یک کشف جدید در سریال «کوبار» یاد می کند را نمی دانیم. پژمان بازغی،مهران غفوریان، مهران رجبی،پیام دهکردی و سیروس گرجستانی دیگر بازیگران سریال هستند. ترکیب قابل دفاعی نیست.

بازی ها: به طور خلاصه بازی ها در «کوبار» مخلوطی است از لهجه گیلکی و فارسی، مقداری بازمزه بازی، اکت های آرام جلو دوربین. حتی از غفوریان در نقش یک جانباز استفاده کارآمد و متفاوت نشده.

کارگردانی: حسن پور باز هم در بدیهیات گیر کرده؛ قصه سریال جدیدش بدون گره افکنی و گره گشایی های محکم است، بازی ها چنگی به دل نمی زند که مجموعه این ها از «کوبار» سریالی کم بیننده ساخته است.

سابقه تلویزیونی کارگردان: «از یاد رفته» و «گذر از رنج ها» مهم ترین سریال های حسن پور هستند که اولی بیشتر دیده شد. با این حال هر دو سریال از نظر کیفی آثار استانداری نیستند و نقدهای زیادی به آن ها وارد است. مهم ترین ایرادشان، نوع داستان گویی حسن پور است که برای بیننده جایی برای تامل نمی گذارد. او قصه اش را ساده تعریف می کند، بیش از حد شعار می دهد، قدرت خلق شخصیت های شناسنامه دار و بازی های قدرتمند را ندارد.   

جایگاه سریال در کارنامه: «کوبار» برای حسن پور یک گام به عقب محسوب می شود. دست کم، نمود دو سریال قبلی را می شد در جامعه دید ولی «کوبار» حتی این موقعیت را ندارد.