سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

مشغولیت خدا !

تمام موجودات به او نیاز دارند؛ یعنى، تمام موجودات در هستى و شئون ذاتى و غیرذاتى خود بدو محتاج‏ اند. به زبان فلسفى تمام موجودات حادث ذاتى‏ اند و در پیدایش و بقاى خود، به علت خود یعنى ذات بى‏ نیاز حق نیاز دارند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
الله

در رابطه با این سؤال، ذكر چند مطلب بایسته است:
یكم. باید دید «قبل» در این پرسش، به چه معنا است؟ ظاهراً باید «قبل زمانى» باشد؛ زیرا اگر چه تقدم و تأخر در فلسفه، اقسام مختلفى دارد، اما احتمالاً منظور پرسشگر قبل زمانى است. در این صورت معناى سؤال این مى ‏شود كه خداوند تعالى در زمانى كه جهان را خلق نكرده بود، به چه كارى مشغول بوده است؟
اما این سؤال در درون خود، دچار تناقض و اشكال است؛ زیرا زمان عبارت از كمیتى است كه به واسطه حركت بر جسم عارض مى‏ شود و از این رو فقط از اشیاى متحرك و جسمانى انتزاع مى ‏شود.

با این تحلیل روشن مى‏ شود كه زمان، به گونه اى وابسته به حركت و جسم است و اگر جسم و حركت نباشد، زمان معنا ندارد بدایةالحكمه، ص 138 و 139.. نتیجه این انگاره آن است كه در عالم مجردات، زمان نیست و زمان مختص جهان مادى است. بنابراین ابتدا جهان مادى خلق و سپس از حركت ماده، زمان انتزاع مى‏ شود. با این بیان روشن مى ‏شود كه اصل پرسش اشتباه است، زیرا در ساحت قدس الهى اصلاً زمان و حركت و تغییر و تحول معنا ندارد تا قبل و بعدى تصور شود و این مفاهیم براى ما كه در جهان گذران زندگى مى‏ كنیم و بر زندگى مادى ما تقدم و تأخر زمانى حاكم است، معنا دارد.

پس گزاره «قبل از آفرینش جهان»، به معناى زمانى آن صحیح نیست؛ لیكن مى ‏توان گفت كه خداوند در مرتبه - نه زمان پیش از آفرینش ماده و جهان مادى، مجرّدات را آفریده است. سپس نوبت به جهان ماده رسیده است؛ زیرا خداوند متعال فیاض على‏ الاطلاق است و فیض او دائمى است و هرگز قطع نمى‏ شود. بنابراین در هیچ وضعیتى نبوده كه خلقى و فیضى در كار نباشد.

قرآن مجید مى‏ فرماید: «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ»؛ الرحمن (55)، آیه 29.؛ «هر آن كه در آسمان‏ها و زمین است، از او تقاضا دارد، و او در هر روز در كارى نو مشغول است». این آیه از دو بخش تشكیل شده است:
1. تمام موجودات به او نیاز دارند؛ یعنى، تمام موجودات در هستى و شئون ذاتى و غیرذاتى خود بدو محتاج‏ اند. به زبان فلسفى تمام موجودات حادث ذاتى‏ اند و در پیدایش و بقاى خود، به علت خود یعنى ذات بى‏ نیاز حق نیاز دارند.

2. ذیل آیه است كه «كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ»؛ الرحمن (55)، آیه 29.؛ «هر روز خدا در كار جدیدى است». اگر منظور از «یوم» زمان باشد، تفسیر آیه این است كه خداوند تعالى هر زمانى، در آفرینش جدیدى است و هر زمانى طرحى نو در مى ‏اندازد. تفسیر نمونه، ج 23، ص 134 و 135..

به نظر مى ‏رسد منظور از «یوم»، امرى بالاتر از زمان است كه به علت ضیق تعبیر از آن به «یوم» تعبیر شده است. توضیح اینكه هر حادثه ‏اى اگر زمانى باشد دو چهره دارد: زمانى و زمانه‏اى. آنچه مربوط به زمان است، جزء تاریخ است و آنچه مربوط به زمانه است، در تاریخ و بند زمان نمى‏ گنجد و چون ثابت است فراتر از زمان و مكان مى‏رود؛ چنان كه واقعه عاشورا یك بعد زمانى دارد و یك بعد زمانه‏اى و ملكوتى كه فراتر از زمان و مكان است‏. عرفان و حماسه، آیةاللَّه جوادى آملى، ص 46 - 49..

با این تفسیر احتمال دارد كه منظور از «یوم» زمانه باشد؛ زیرا پدیده مادى در عین حالى كه در زمان و مكان واقع شده، چهره ملكوتیش فراتر از زمان است و در زمان و مكان نمى‏ گنجد. بالاتر از آن، موجود مجرد و آن هم مجرد على‏ الاطلاق است كه هیچ جهت امكان و نقصى در او نیست و هیچ چهره زمانى ندارد و در ظرف زمان نمى ‏گنجد. او با هر زمانى هست، اما در زمان و زمان‏مند نیست و با هر مكانى هست، اما در مكان نمى ‏گنجد و مكان‏مند نیست.‏ المیزان، ج 19، ص 611..
بنابراین معناى آیه این م ى‏شود كه خداوند متعال، در هر زمانه‏اى در كارى جدید است و امرى جدید مى‏ آفریند كه هرگز نبوده است و كارهاى او تكرارى نیست؛ بلكه ابتكارى و بدون الگوى پیشین است‏ در تفسیر آیه مراجعه كنید به:

1. تفسیر نمونه، ج 23، ص 137 و 138 و 140 و 141.
2. تفسیر المیزان، متن عربى، ج:19 ص:115 و117
3. تفسیر المیزان، ترجمه فارسى ج:19 ص:170 171 و 173.

منبع : پرسمان دانشجویی
مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .