سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
حكیم سخنور، ابوالمعالی كیكاووس ابن اسكندر در حكایتی زیبا چنین آورده است:
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

درزی (1) عاقبت در كوزه افتاد!

اخلاق

حكیم سخنور، ابوالمعالی كیكاووس ابن اسكندر در حكایتی زیبا چنین آورده است:

به شهر مرو درزئی‌ بود كه بر در دروازه گورستان، دكانی‌داشت و كوزه ای در میخی آویخته بود و هوس آن داشتی كه هر جنازه ای كه از آن شهر بیرون بردندی، وی سنگی اندر آن كوزه افكندی، و هر ماهی حساب آن سنگها بكردی كه چند كس را بردند و باز كوزه تهی كردی و سنگ همی در افكندی تا ماهی دیگر...

تا روزگار برآمد، از قضا درزی بمرد، مردی به طلب درزی آمد و خبر مرگ درزی نداشت، در دوكانش بسته بود، همسایه را پرسید كه: این درزی كجاست كه حاضر نیست؟

همسایه گفت: درزی نیز در كوزه افتاد.(2)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- خیاط

2- قابوسنامه، تالیف، ابوالمعالی كیكاووس ابن اسكندر.

لینك مطالب مرتبط:

زهدورزی و دغلبازی

 

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین