• تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1396/11/18 ساعت 13:12
  • تاريخ :

توحيد آخوند خراسانی (رض)

خادم به من گفت كه مى‏خواهم دو تا از پسرهايم را داماد كنم، ولى وضع مالى من خوب نيست. به او گفتم: ما چقدر تقديم كنيم؟ بنويس كه ببينم. او مبلغى روى كاغذ نوشت، ولى ديدم مبلغ ناچيزى نوشته است، خوشم نيامد. لذا تمام آن پول را به او دادم.


 آخوند خراسانی

توحيد آخوند خراسانی (رض)

 ملا محمدکاظم خراسانی (۱۲۵۵-۱۳۲۹ق)، معروف به آخوند خراسانی از مراجع تقلید و اصولیان امامی قرن چهاردهم قمری، مؤلف کتاب مهم کفایة الاصول و از حامیان اصلی نهضت مشروطه ایران بود. او مشروطه را وسیله‌ای برای جلوگیری از ظلم و ستم به مردم می‌دانست و شرکت در این جنبش را بر همه مسلمانان واجب می‌شمرد. آخوند پس از به توپ بسته شدن مجلس در ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ق توسط محمدعلی شاه، حکم به جهاد و مبارزه داد. آخوند خراسانی در طول عمر خود شاگردان و مجتهدان بسیاری تربیت کرد. تعداد شاگردان درس اصول ایشان بیش از ۱۲۰۰ تن بوده که حدود پانصد نفر از آنها، مجتهد و یا قریب به اجتهاد بوده اند.کسانی که آخوند خراسانی را از نزدیک می‌شناختند او را پرهیزکار، شجاع، باهوش، نیک‌ گفتار، گشاده‌روی و در عین حال با هیبت معرفی کرده‌اند. سلامت نفس، سعه صدر و گذشت وی نیز زبانزد بوده است. زندگی آن مرحوم در دوره تحصیل، همراه با سختی معیشت و پس از آن نیز زاهدانه گزارش شده و گفته‌اند: با اینکه او برای دیگران، حتی مخالفانش، بسیار باسخاوت و گشاده‌دست بود ولی درباره معیشت خود و فرزندانش سختگیر بود و از وجوهات شرعی نیز استفاده نمی‌کرد.(1) در همین زمینه؛ حضرت آیت الله شبیری زنجانی نیز حکایتی از سیره زندگی آن مرحوم نقل کرده و می فرمایند:

- حاج محمود آقا كفائى -كه شايد بزرگترين نوه مرحوم آخوند بود ـ از آشيخ احمد دشتى نقل كرد:

شبى در منزل مرحوم آخوند بوديم. خادم با يكى از مريدان مرحوم آخوند وارد آن جلسه شد و آن مريد پول هنگفتى تقديم مرحوم آخوند كرد و رفت.آن خادم [نیز] مطلبى به مرحوم آخوند گفت و مرحوم آخوند به او اشاره كرد كه شما بنويسيد. خادم هم نوشت و به مرحوم آخوند داد. مرحوم آخوند به نوشته نگاه كرد از آن خوشش نيامد. سپس همه آن پول را به خادم داد. وقتى خادم رفت، مدتى سكوت جلسه را فرا گرفت كه قضيه از چه قرار بود؟

  آشيخ احمد يا يكى از ديگر از اصحاب مرحوم آخوند سؤال كرد كه آقا، جريان چه بود؟ ايشان فرمود: خادم به من گفت كه مى‏خواهم دو تا از پسرهايم را داماد كنم، ولى وضع مالى من خوب نيست. به او گفتم: ما چقدر تقديم كنيم؟ بنويس كه ببينم. او مبلغى روى كاغذ نوشت، ولى ديدم مبلغ ناچيزى نوشته است، خوشم نيامد. لذا تمام آن پول را به او دادم.

 اصحاب با ناراحتى گفتند: آقا! شما همه اين مبلغ را يكجا به او داديد؟ مرحوم آخوند فرمود: مهيا كردن وسايل ازدواج براى دو پسر، همين مقدار خرج دارد. مدتى اصحاب با مرحوم آخوند يك و دو كردند. يكى از افراد جلسه گفت: اگر شما طلبه‏ ها را در نظر نمى‏ گيريد، لااقل خودتان را در نظر بگيريد. شما تازه خانه‏تان را فروختيد. (اين قضيه بعد از شكست مشروطه و افول مرحوم آخوند واقع شده است) مرحوم آخوند شروع كرد به گريه كردن؛ به گونه ‏اى كه چنين گريه‏ اى تا آن وقت سابقه نداشت. اصحاب از كار خود ناراحت شدند؛ كه چرا سبب شدند مرحوم آخوند متذكّر شكست و مشكلاتشان گردد و اين گونه متأثّر شود.

 وقتى گريه آخوند پايان يافت، فرمود: شما خيال مى‏ كنيد كه من براى فروختن خانه ناراحت شده ‏ام. ناراحتى من از اين است كه زحمات چندين ساله من هدر رفته است. من حدود بيست سال است كه به شما مى ‏گويم: موّحد باشيد، خدا را بشناسيد، بدانيد منشأ امور جاى ديگر است.من طلبه‏اى بودم، قدرى درس خواندم، ازدواج كردم، بعد هم تدريس كردم و عده‏ اى شاگردِ من، و بعد هم چند نفر هم مقلد من شدند. اين حوادث همگى به عنايت خدواند متعال، و مصلحت ما همين بود كه رخ داده است. معلوم مى‏ شود حرف هاى من هيچ اثرى در آقايان نگذاشته و جدى تلقى نشده است. من از اين بابت ناراحتم».(2)

منابع:

1 - دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت (ع). مدخل: ملا کاظم خراسانی. http://fa.wikishia.net
2 - آیت الله شبیری زنجانی بنقل از سایت معظم له:
http://zanjani.net/index.aspx?pid=99&articleid=188082&itemid=70536

منبع: گروه حوزه علمیه تبیان – علی محمد سرلک  

وبگردی

UserName