سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

مرجعیّت دینى و علمى اهل بیت (ع)

معرفت دینى و آشنایى با احکام و معارف اسلام، براى مسلمانان یک ضرورت است و هر کس دین شناس تر و دین دارتر باشد، ارزش مندتر خواهد بود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
وبگردی؛معارف،پیامبرواهل بیت،پرسمان مرجعیّت دینى و علمى اهل بیت (ع

مرجعیّت دینى و علمى اهل بیت (ع)

پدید آورنده : جواد محدّثى
درباره اهل بیت عصمت و خاندان پیامبر، به ویژه امامان معصوم (ع)، از ابعاد مختلف مى توان بحث کرد که هر کدام در خور توجه، مطالعه و بررسى است و از پژوهش هاى سودمند به شمار مى رود؛ اما آن چه در این پژوهش مورد نظر است، جاى گاه علمى و مرجعیت دینى اهل بیت (ع) و نقشى است که در هدایت دینى و فکرى مسلمانان دارند و باید داشته باشند و نیز وظیفه اى که امت محمدى در رجوع به این خاندان براى شناخت دین و قرآن و محور قرار دادن اهل بیت در زندگى و تبعیت و الگوگیرى از آنان در همه امور خویش دارند. هم چنین این مقال به زیان هایى اشاره دارد که از ناحیه کنار گذاشتن اهل بیت از صحنه علمى و فکرى و سیاسى از سوى قدرت هاى حاکم و به تبع آنان از سوى مردم، متوجه امت اسلامى شده است و مى شود.

مرجعیت دینى و علمى اهل بیت (ع)
معرفت دینى و آشنایى با احکام و معارف اسلام، براى مسلمانان یک ضرورت است و هر کس دین شناس تر و دین دارتر باشد، ارزش مندتر خواهد بود.

مسلمانان، این معرفت و علم را در عصر حضرت رسول (ص) از ایشان مى آموختند، اما پس از آن حضرت، مجرا و مسیر زلال و مطمئن براى رسیدن به «معرفت دینى» و علم مفید و شناخت احکام خدا، اهل بیت پیامبر (ص) هستند. آنان، مفسّران قرآن، وارثان علوم انبیا و خازنان علم الهى و به تعبیر حضرت رسول (ص)، عِدل قرآن و «ثِقل اصغرند.»

این حقیقت در روایات بسیارى مطرح شده است و از مجموع آنها بر مى آید که خواسته خداوند و رسول خدا آن بوده که مردم در امور دینى، علم به احکام خدا، آموختن قرآن، پیمودن صراط مستقیم و سلوک اخلاقى و معنوى، با فروغ تابان اهل بیت پیش روند و آن حجت هاى الهى را الگو، پیشوا و مرجع خود قرار دهند، تا هم با دین صحیح آشنا شوند، هم عملشان بر مدار حق باشد و هم نزد خداوند متعال حجت داشته باشند. اکنون به برخى از سرفصل هاى روایى که بیان کننده این موضوع اند، اشاره مى کنیم:

1 . سؤال از اهل ذکر
به گواهى عقل و به فرموده وحى، در هر مسئله اى باید به کارشناسان و آگاهان آن مسئله مراجعه کرد. قرآن کریم مى فرماید: «فاسئلوا اهلَ الذِّکر اِنْ کنتم لا تَعلمون؛(1) اگر نمى دانید، از دانایان و آگاهان بپرسید.»

علامه طباطبائى مى نویسد: آیه، به یک اصل عمومى عقلایى اشاره دارد و آن این که جاهل به اهل خبره مراجعه مى کند.(2) اما این که در امور دین، اهل ذکر و آگاهى کیست، در روایات بر «اهل بیت» تطبیق شده است. حضرت على (ع) مى فرماید: «نَحنُ اهلُ الذِّکر؛(3) اهل ذکر، ما خاندانیم». امام باقر (ع) نیز در ذیل آیه فوق مى فرماید: «هم الائمّة مِن عِترةِ رسول اللّه؛(4) اهل ذکر، امامان از خاندان پیامبر خدایند.»

در برخى روایات هم بیان شده که «ذِکر» یعنى قرآن و چون ائمه و اهل بیت نیز اهل قرآن و داناترین افراد به احکام کتاب الهى اند، پس باید مرجع دینى مردم قرار گیرند.

2 . رجوع به حجت
حجت، هر شخص یا سخن و شاخصى است که براى دیگران «معیار» محسوب مى شود. انسان باید براى کارها، جهت گیرى ها، حرف ها و عقایدش «حجت» داشته باشد تا خداوند از او بپذیرد. حجت شناسى و عمل بر طبق حجت و برهان، از وظایف یک مسلمان است. ما امامان و اهل بیت را حجت از سوى خدا مى شناسیم، به همین دلیل گفتار، کردار و فرمان آنان براى ما حجت و دلیل است. در دعاى «اللّهم عرّفنى نفسک...» از خداوند مى خواهیم که حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت تو را نشناسم، از دینم گمراه خواهم شد:«اللهمّ عرّفنى حجّتک...».(5)

در روایت معروفى که از امام زمان (ع) نقل شده است، آن حضرت توصیه فرموده اند: در عصر غیبت، در حوادث و پیش آمدها به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا هستم: «فانّهم حجّتى علیکم و انا حجّة الله».(6)

در روایات فراوانى، شناخت امام و حجت الهى و تعبّد و اطاعت در برابر او، شرط اسلام و ایمان معرفى گردیده و مرگ بدون شناخت امام و حجت الهى، «مرگ جاهلى» دانسته شده است.(7)

در زیارت جامعه کبیره نیز اهل بیت (ع) حجت هاى الهى بر بندگان خدا به شمار آمده اند: «حُججاً على بریّته».

3 . محوریّت در دانش
علوم اهل بیت (ع)، نشأت گرفته از دانش بى پایان الهى و به اصطلاح معروف، «علم لدنّى» است؛ علمى که نقص و خطا در آن نیست و چون آنان دانش آموخته علوم ربّانى اند، پس در کسب دانش صحیح هم باید شاگرد آنان بود.

این توصیه در روایات فراوانى آمده است؛ از جمله امام باقر (ع) مى فرماید: «شَرِّقا و غَرِّبا، فلا تجدانِ علماً صحیحاً الاّ شیئاً خَرجَ مِن عندِنا اهلَ البیت؛(8) به شرق و غرب بروید، هیچ دانش صحیحى نخواهید یافت، مگر آن که از نزد ما خاندان بیرون آمده باشد.»

این حدیث، به یک واقعیت خارجى اشاره دارد. احادیثى هم دستور مى دهد که به اهل بیت رجوع کنید؛ از جمله این حدیث امام صادق (ع): «اِذا اردتَ العلمَ الصحیحَ فَخُذْ مِنْ اَهلِ البیت؛(9) هر گاه در پى دانش صحیح بودى، آن را از اهل بیت فرا گیر.»

جاى بسى تأسف است که با وجود ائمه اهل بیت، که چراغ هاى روشن علم و هدایت بودند، کسانى در پى دیگران راه افتادند و اهل بیت را رها کردند.

غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم

در کشورى که قبله نما موج مى زند(10)

4 . راهنماى حق و هدایت
در کشاکش حرف ها، دعوت ها، تبلیغ ها و تعلیم ها، گاهى کسانى گمراه مى شوند یا دنباله رو گمراهان مى گردند. براى این که حق را گم نکنیم و در مدار حرکت هاى ضلالت بار و داعیه هاى بى اساس و باطل قرار نگیریم، باید معیار و شاخص درستى داشته باشیم و به دست گیره محکمى چنگ بزنیم که امواج، ما را به این سو و آن سو نبرد.

اهل بیت، همان معیار صحیح و ستون استوار و حبل المتین محکم و چراغ راهنمایند. حضرت على (ع) در سخنى، اهل بیت را معیار راه درست و حق معرفى کرده و مى فرماید: «اُنظروا اهلَ بیتِ نبیّکم، فَالزموا سَمْتَهُم و اتّبِعُوا اَثَرهُم، فَلَنْ یُخرجوکم مِنْ هدىً و لَنْ یُعیدوکم فى ردى؛(11) به خاندان پیامبرتان بنگرید، همراه با روش و راه آنان باشید و از آنان پیروى کنید؛ آنها نه شما را از هدایت بیرون مى کنند و نه در گمراهى وارد مى سازند.»

اگر خاندن پیامبر، راهنماى حق و شاخص هدایت اند، پس نباید آنان را رها کرد و به دیگران روى آورد. این، نشانه و سبب گمراهى است. تاریخ هم گواه است که پس از پیامبر، عده اى به بیراهه افتادند و گرفتار فتنه هاى گوناگون شدند، زیرا اهل بیت را محور و معیار قرار ندادند.

حضرت امیر (ع) در گِله از بیراهه روى ها و فریب خوردگى هاى بخشى از مردم، دردمندانه چنین مى فرماید: «کجا مى روید؟ چگونه دروغ مى بافید؟ در حالى که هنوز نشانه ها برپاست و آیه ها روشن است و نورافشان ها استوار و برپا! کجا سرگردانتان مى کنند؟ بلکه چگونه حیرت زده مى شوید، در حالى که خاندان پیامبرتان میان شماست و آنان زمام داران حق و نشانه هاى دین و زبان هاى صدق اند، پس آنان را به بهترین جاى گاه هاى نزول قرآن فرود آورید و همچون تشنگان، به آبشخور زلال آنان فرود آیید.»(12)

5 . وصایت و خلافت
در احادیث بى شمارى، اهل بیت و امامان این خاندان، «اوصیا» و «خلفا»ى پیامبر معرفى شده اند. همان گونه که پیامبر در عصر حیات خود، مرجع علمى و دینى مردم بود، پس از وفاتش نیز اوصیا و جانشینان او چنین نقشى دارند و مردم موظفند به آنان رجوع کنند.

امام حسین (ع) در حدیثى مى فرماید: خداوند بزرگ بنده اش محمد (ص) را به نبوت برگزید و او را نزد خویش برد و ما خاندن او، اولیاى او، اوصیاى او، وارثان او و شایسته ترین مردم به جاى گاه او در میان مردم بودیم؛ اما دیگران افراد دیگرى را به جاى ما نهادند... .»(13)

پیامبر خدا درباره امیر المؤمنین (ع) فرمود: «یا على! انت وصیّىّ و خلیفتى على اهلى و امّتى فى حیاتى و بعدَ موتى؛(14) یا على! تو وصىّ و جانشین من بر خانواده ام و بر امتم هستى، چه در حال حیاتم و چه پس از وفاتم.»

چنین احادیثى درباره اهل بیت هم وارد شده و جز وصایت و خلافت، بر مودّت و محبت و ولایت آنان نیز تأکید شده و آن را ملاک قبولى اعمال و درستى مسیر و قبول پروردگار دانسته اند.

6 . اقتدا و تبعیّت
دین، فقط به رابطه فردى با خدا و آشنایى با احکام فردى اختصاص ندارد؛ مسائل اجتماعى و سیاسى و شئون رهبرى و رهروى نیز در قلمرو دین قرارد دارد. از این رو امت پیامبر باید در خط سیاسى و عمل اجتماعى هم از این خاندان تبعیّت کنند.

توصیه هاى فراوان شده که در مسائل دینى و اجتماعى، نه از اهل بیت جلو بیفتد و نه از آنان عقب بمانید، بلکه همراه و هم رکاب آنان باشید و ببینید چه مى گویند، به همان نحو عمل کنید. پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «اهلُ بیتى نُجُوم لاِهل الارض، فلا تَتَقَدّموهم و قدِّموهم، فَهُمُ الوُلاةَ بَعدى ؛(15) اهل بیت من، ستارگانى براى اهل زمین اند. از آنان جلو نیفتید و آنان را جلو بیندازید، چرا که پس از من، آنان سرپرستان شمایند.»

در صلوات شعبانیه نیز درباره جاى گاه اهل بیت مى خوانیم: این خاندان، کشتىِ جارى در امواج متلاطم و دریاهاى پرگرداب اند؛ هر که بر این کشتى سوار شود، ایمن مى گردد و هر که جا بماند، غرق مى شود. هر که از آنان جلو بیفتد، از دین بیرون مى رود و هر که از ایشان عقب بماند. نابود و تباه مى شود و هر کس ملازم و همراه آنها باشد، به آنان ملحق مى شود و به مقصد مى رسد: «... المتقدّم لهم مارِقٌ، و المتأخّرُ عَنْهُم زاهِقٌ، و اللاّزم لَهُم لاحِقٌ».(16)

7 . مرجع دین شناسى
در طور تاریخ، گرایش ها، مسلک ها، فرقه ها و مذهب هاى متفاوتى پدید آمده است که محور بسیارى از آنها، به نوع فهم دین و برداشت از قرآن و حدیث بر مى گردد. بسیارى از آنان نیز «چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند». امروز نیز به نام «قرائت هاى مختلف از دین»، کج راه ها و انحرافاتى در فهم دین و برداشت از آیات و روایات دیده مى شود. مرجعیت دینى و علمى اهل بیت، در این زمینه هم کارساز است و جلوى بدعت ها و انحرافات را مى گیرد.

ماجراى حضرت عبدالعظیم و عرضه عقاید و باورهایش بر امام هادى (ع) و درخواست از آن حضرت راجع به بیان اشکالات عقاید وى، روشن ترین گواه «عمل درست» در دین آموزى از اهل بیت و معیار قرار دادن این خاندان است. حسین بن على (ع) فرموده است: «نَحْنُ الّذین عِندنا علمُ الکتابِ و بیانُ ما فیهِ، وَ لَیْسَ لاحدٍ مِنْ خَلقه ما عِندَنا، لانّا اَهلُ سِرِّ اللّه؛(17) ماییم آنان که علم به کتاب خدا و بیان آن چه در آن است، نزد ماست، هیچ یک از بندگان خدا دانستنى ها و داشته هاى ما را ندارد، چرا که ما رازداران خداوندیم.»

افتخار شیعه آن است که دین را از این خاندان فرا مى گیرد و پیرو معارف اهل بیت است. در زیارت جامعه کبیره که متن آن از امام هادى (ع) روایت شده است، خطاب به اهل بیت عصمت مى گوییم: «بِکُمْ عَلَّمنا اللّهُ مَعالِمَ دیننا...؛ خداوند علوم و معارف اسلامى را به سبب شما به ما آموخته است.»

اگر پیامبر اکرم (ص) در حدیث معروفِ «ثقلین»، اهل بیت و قرآن را کنار هم و عدل یک دیگر قرار داده است، اشاره به همین مرجعیت دارد. آن حضرت فرمود: من دو چیز نفیس و گران بها میان شما بر جاى مى گذارم که اگر به این هر دو چنگ زنید و تمسّک جویید، هرگز گمراه نمى شوید و این دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند؛ یکى، «قرآن»، دیگرى، «عترت»: «انّى تارَکٌ فیکم الثَقَلین،... کتابَ اللّه و عِترتى...».(18)

همان گونه که قرآن در فرهنگ دینى ما، یکى از منابع شناخت اسلام و معارف الهى است، اهل بیت نیز در کنار قرآن و دوشادوش آن، منبعى مطمئن و مستحکم براى درک صحیح از دین خداست.

محورها و سرفصل هاى دیگرى نیز وجود دارد که نشان مى دهد اهل بیت (ع) در شناخت دین و کسب علم در همه زمینه ها، مرجع و ملاکند و خداوند متعال چنین نقش و جاى گاهى را براى آنان در نظر گرفته است. این نشانه ها، سند حقانیت و شایستگى آنان براى امامت مسلمین و هدایت بشر و تداوم خطّ انبیا و تفسیر و تبیین دین الهى است. به همین مقدار بسنده مى کنیم و علاقه مندان را به مطالعه کتاب هاى مفصّل تر ارجاع مى دهیم.

محورهاى پژوهش
لطفاً فقط یکى از محورهاى زیر را انتخاب کرده و درباره آن مقاله بنویسید.

1 . چرا اهل بیت، مرجع علمى و دینى مسلمانان هستند؟

2 . در چه مسائل و موضوعاتى مى توان و باید به اهل بیت مراجعه کرد؟

3 . چه آفت ها و آسیب هایى براى تمسّک به قرآن بدون تمسّک به اهل بیت وجود دارد؟

4 . علوم مختلف ائمه و آشنایى اهل بیت به همه زبان ها.

5 . چرا شیعه را پیرو «مذهب اهل بیت» مى دانند؟

6 . رجوع به اهل بیت در مسائل دینى و سیاسى و نقش وحدت آفرینى آنان.

7 . علل بروز فرقه هاى مختلف در امّت اسلامى.

8 . کمال دین در سایه ولایت اهل بیت (ع).

9 . نقش سازنده محبت و ولایت خاندان پیامبر (ص).

10 . میراث گران بهاى علمى و فقهى امامان معصوم (ع).

منابع پژوهش

1 . قرآن و نهج البلاغه.

2 . اصول کافى، ج 1 (کتاب الحجّة).

3 . بحارالانوار، ج 23 تا 27.

4 . محمدحسین یعقوب، اهل بیت، محور وحدت، ترجمه عباس جلالى.

5 . علامه سیدمرتضى عسکرى، نقش ائمّه در احیاء دین (11 جلد).

6 . محمد محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، (واژه هاى امامت، اهل بیت، عترت،...).

7 . شهید مطهرى، سیرى در نهج البلاغه، فصل 5.

8 . شهید مطهرى، امامت و رهبرى.

9 . محمدحسین حسینى طهرانى، امام شناسى.

10 . محد تیجانى، آنگاه هدایت شدم.

11 . ابراهیم امینى، بررسى مسائل کلى امامت.

12 . جایگاه اهل بیت در اسلام و امّت اسلامى (مقالات چهاردهمین کنفرانس بین المللى وحدت اسلامى).

13 . محمد محمدى رى شهرى، اهل بیت در قرآن و حدیث.

مراحل و نحوه تدوین پژوهش

1 . ابتدا منابع معرفى شده یا منابع دیگر را مطالعه کرده و مطالب مورد نیاز را در برگه هایى جداگانه یادداشت کنید (فیش بردارى).

2 . آن گاه یادداشت ها را با توجه به اصول نگارش مقاله، رده بندى و تنظیم نمایید.

3 . سپس مطالب آماده شده را تکمیل کنید. تجزیه و تحلیل، استدلال، نقد و پرورش مطالب در این قسمت انجام مى شود.

4 . پس از تکمیل مطالب، آنها را به صورت یک نوشته منسجم درآورید. دقت کنید هر بحثى باید در جایگاه مخصوص خود قرار گیرد.

5 . نوشته تنظیم شده را چندین بار مطالعه و بازنگرى کرده و خطاهاى نگارشى احتمالى را برطرف و سپس آن را پاک نویس کنید.

نکات مهم
1 . براى علاقه مندان به تحقیق و مقاله نویسى، دو موضوع پژوهش در نظر گرفته شده است که شما مى توانید با توجه به استعداد، فرصت و توان علمى خویش، یکى از آنها را به اختیار انتخاب کرده و مقاله بنویسید.

2 . تهیه و ارسال منابع معرفى شده، در توان ما نیست. شما مى توانید با مراجعه به کتاب خانه ها، دوستان و...، منابع مزبور و یا کتاب هاى مناسب دیگرى را تهیه کرده و مقاله خود را آماده سازید.

3 . لطفاً مقاله هاى خود را با خط خوانا و حتماً بر روى یک طرف کاغذ بنویسید.

4 . براى سهولت در ارزیابى مقاله، پاورقى هاى هر صفحه را در پایین همان صفحه یادداشت نمایید.

5 . در صورتى که نوشته ارسالى صرفاً رونویسى از منابع باشد، امتیازى نخواهد داشت.

6 . به مقاله هایى که خارج از موضوعات پیشنهادى مجله باشد، ترتیب اثر داده نمى شود.

7 . مطالب اقتباس شده از دیگران را حتماً با مشخصات کامل بیاورید، در غیر این صورت از امتیاز مقاله کاسته خواهد شد.

معیارهاى ارزیابى پژوهش

1 عنوان بندى دقیق بحث با ترتیبى منطقى 2امتیاز

2 تمرکز در موضوع بحث و منحرف نشدن از آن 1امتیاز

3 بیان مستدل و علمى مطالب 1امتیاز

4 مبتنى بودن بحث بر تجزیه و تحلیل علمى و پرورش معانى 1امتیاز

5 بهره گیرى از حکمت و داستان، شعر، مثال و... 1امتیاز

6 توازن حجم مطالب در محورهاى مختلف بحث 1امتیاز

7 مطابق با واقع بودن مطالب و دقت در ارائه صحیح آنها 1امتیاز

8 استفاده به جا از آیات و احادیث و صحیح نوشتن آنها 1امتیاز

9 سادگى و روانى قلم 1امتیاز

10 تناسب سبک نوشتارى مقاله با موضوع 1امتیاز

11 رعایت عفت قلم و ادب اسلامى و پرهیز از عبارات زاید و نادرست 1امتیاز

12 نوآورى در ارائه مطالب و شیوه نگارش 1امتیاز

13 بهره گیرى از منابع معتبر، ذکر آدرس دقیق مطالب و نقل قول ها 1امتیاز

14 استفاده از معلومات شخصى در تدوین مقاله 2امتیاز

15 رعایت اصول نگارش، علائم سجاوندى و تنظیم فنى پاورقى ها 1امتیاز

16 در حد یک مقاله بودن (حداقل پنج صفحه و حداکثر ده صفحه A4) 1

17 نوشتن بر یک طرف کاغذ، رعایت فاصله بین سطرها و خوانا بودن 1امتیاز

18 نتیجه گیرى از بحث 1امتیاز

* جمع کل 20امتیاز

پی نوشت ها:
1) نحل (16) آیه 43.

2) علامه طباطبائى، المیزان، ج 12، ص 275.

3) ابن شهر آشوب، مناقب، ج 3، ص 98.

4) محمد محمدى رى شهرى، اهل البیت فى الکتاب و السنّة، ص 154.

5) اصول کافى، ج 1، ص 337.

6) وسائل الشیعه، ج 18، ص 101.

7) ر.ک: اصول کافى، ج 1 (کتاب الحجّة، ابواب متعدّد این فصل).

8) اصول کافى، ج 1، ص 399.

9) بحارالانوار، ج 26، ص 158.

10) صائب تبریزى.

11) نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 97.

12) همان، خطبه 87 (فاین تذهبون، و انّى تؤفکون...».

13) محمد محمدى رى شهرى، اهل البیت فى الکتاب و السنّه، ص 134.

14) موسوعة الامام على بن ابى طالب (ع)، ج 2، ص 145.

15) احتجاج طبرسى، ج 1، ص 198.

16) مفاتیح الجنان، اعمال مشترکه ماه شعبان.

17) ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 52.

18) معانى الأخبار، ص 90.


منبع:پرسمان دانشجویی


این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین