تبیان، دستیار زندگی

خدا در بودا

بودا می‌گوید راه وصول به مقصد و طریقه نجات هر سالك همانا تكیه بر نفس و اعتماد به نیروی ذاتی خود او است كه باید به واسطه تهذیب و تزكیه باطن خلاصی حاصل كند، در حقیقت، در مذهب او انسان مورد توجه قرار گرفته است، ‌از این‌روی می توان گفت كه اساس مذهب بودا انسان محوری است نه خدا محوری.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
خدا در بودا

در آیین بودا خداوند چه مفهومی دارد؟

در متون بودایی تا جائیكه بررسی شده، هیچ‌گونه اشاره‌ای به شناسایی خالق جهان و یا پرستش آن مطلبی ذكر نشده، و بودا نیز ادعای رسالت و پیامبری نكرده است. لذا از نگاه پیروان آیین بودا، او فقط راهبری است كه راه معرفت و سعادت را نشان می‌دهد. و از وجود مافوق طبیعت كه ازلی و ابدی است و خالق و صانع آسمان‌ها و زمین می‌باشد و سرنوشت افراد انسانی را در قبضه داشته و قاضی حاجات و مجیب دعوات باشد، بحثی به میان نیاورده است.خدایانی كه در هند مورد پرستش بوده‌اند، از دیدگاه بودا فناپذیر و موجودات ناپایداری هستند و كم‌ترین اثری در حال آدمیان ندارند، فلذا پرستش و عبادتی هم برای آن‌ها منظور نمی‌شود.
دانشمندان بودایی خدای برهمایی را كه می‌گوید: «من برهما هستم من خدای عظیم و والامقام هستم، پادشاه خدایانم، من خود زاده نشده‌ام و مخلوق نیستم، من جهان را خلق كرده‌ام، من حكمران و خداوندگار جهان هستم» خدای مغرور و خود بین می شناسد. و بودائیان به‌طور صریح می‌گویند: كه جهان قدیم است و كسی آن را خلق نكرده است. و همچنین اعتقاد به بهشت و جهنم و حساب و جزا در آیین بودا وجود ندارد.
در تعالیم بودا آنچه اهمیت دارد، ‌راه و روش عملی است و آنچه غیر از آن باشد از دیدگاه او مخالف عقل سلیم است. تمام افكار بودا در عبادت ذیل كه منسوب به او است تجلّی می‌كند: «من از چه چیز سخن گفته‌ام، من دربارة بدبختی و نیاز سخن گفته‌ام، ‌درباره فرجام نكبت گفتگو كرده‌ام و نیز در باره ایمانی‌ كه به فقر و نكبت و بدبختی بشر پایان خواهد داد توضیح داده‌ام،‌ اما چرا این مباحث را پیش كشیده‌ام؟ زیرا فقط از این سودی حاصل می‌شود كه به مبانی و اساس دیانت مربوط است، و آدمی را به رهایی از آلام و رنج‌ها و به معرفت عقل كل و نیروانه هدایت می‌كند» بودا می‌گوید راه وصول به مقصد و طریقه نجات هر سالك همانا تكیه بر نفس و اعتماد به نیروی ذاتی خود او است كه باید به واسطه تهذیب و تزكیه باطن خلاصی حاصل كند، در حقیقت، در مذهب او انسان مورد توجه قرار گرفته است، ‌از این‌روی می توان گفت كه اساس مذهب بودا انسان محوری است نه خدا محوری.
در عین حال باید توجه داشت كه در آیین بودا و سنت‌های وابسته به آن، وجود یك خالق، ‌یعنی خدا به هیچ وجه صراحتاً انكار نشده است. برخی معتقدند اینكه بودا از ناحیه خدا حرف نمی‌زند بدان معنا نیست كه او مبدأ هستی را قبول ندارد و یا از آن روی گردان است، بلكه از این جهت بوده كه همة ‌تلاش خود را صرف مجهز كردن مردم به زهد و ترك زندگی دنیوی و نفرت دادن از این خانه غرور و نیرنگ می‌كرده است.
نكته قابل توجه در آیین بودا مسأله «نیروانا» است كه هدف مهم و اصلی در این آیین رسیدن به آن حالت می‌باشد. برخی آن حالت را آزادی مطلق معرفی نموده و گفته است كه انسان پس از مهار كردن فعالیت غرایز حیوانی و چشم‌پوشی از لذایذ، به آن می‌رسد كه در اصطلاح صوفیه به آن فنا گفته می‌شود. البته از دیدگاه آیین بودایی این حالت بدان معنا نیست كه سالك به این مرحله به شعاع الهی برسد.
برخی می‌گوید: كه «نیروانا» كه مقصود اصلی بودائیان می‌باشد به معنای فعّال مایشأ به‌عنوان مرتبت سرمدی، ‌ثابت و لایتغیر است، فاسد ناشدنی و انحطاط ناپذیر است، ‌ساكن و بدون جنبش است، ‌در محدوده زمان جای نمی‌گیرد، نامیرا است، به دنیا نیامده و شدن در آن راهی ندارد، علاوه بر همه این‌ها نیروانا ویژگی‌های دیگری نیز دارد. كه عبارتست از قدرت، ‌بركت، و شادمانی، ‌امنیت، پناهگاه راستین و مكانی است امن، نیروانا حقیقت راستین و واقعیت اعلی است،‌ نیروانا عین خیر است هدف متعالی است واحد است و تنها كمال ممكن و دست یافتنی است، دین بودایی تجسم یافته نیروانا است و این همان جنبه از آیین بودا است كه شدیداً رنگ مذهبی دارد.
آنچه بودائیان راجع به «نیروانا» بیان داشته و از او توصیف كرده است تقریباً شبیه به اوصاف خداوندی است كه ادیان توحیدی در مورد خالق و آفریننده جهان بیان می‌كنند. و اگر چنین باشد، می‌توان گفت كه آیین بودا خداوند را قبول دارد ولكن نسبت به آن مانند ادیان دیگر توجه نشده است. چون این آیین و مسلك بیش از آنكه به یك دین شباهت داشته باشد به یك فلسفه شبیه است ولی پیروان او تدیجاً آیین او را به صورت یك آیین مذهبی درآوردند و خود او را كه منكر عبادت و پرستش خدایان بود تا حد یك معبود بالا بردند و معابد ساختند و مجسمه بودا را در معابر برپا كردند و گفته‌های او را پس از خودش گرد آوردند»
از مجموع آن‌چه گذشت به این نتیجه می‌رسیم كه خدا در آیین بودا جایگاه خاصی ندارد و اندیشمندان بودایی در برابر خالق جهان موضع لاادری اختیار نموده‌اند، به قول خودشان، آن‌ها در فكر نجات بشر از بدبختی و نكبت می‌باشند و می‌خواهند با روش‌هایی كه بودا بر اثر ریاضت به آ‌ن‌ها دست یافت، از آلام انسان بكاهد. به نظر می‌رسد كه بهترین مطلب دربارة این آیین كلام استاد شهید مطهری باشد كه فرمود: آیین بودایی یك فلسفه است نه اینكه دین باشد.
منبع:پرسمان
این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .