سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همه‌ی آنچه لازم است در مورد ویروس کرونای جدید (COVID-19)، بدانید و بخوانید و بپرسید و ببینید

استالین و تحریف واقعیت با مردم شوروی

رفقا، زندگی شادتر شده است!

در دوران استالین شهروندان شوروی حتی در میان چهاردیواری خانه‌های خود نیز جرات مخالفت با حکومت را نداشتند و دروغ در محافل‌ شخصی نیز رواج داشت. به عبارت دیگر می‌توان گفت که دروغ برای بسیاری از مردم تبدیل به طبیعت ثانویه آنان شده بود. برخی از مردم همه آنچه را که در طول روز شاهد بودند پنهان می‌کردند و به همین خاطر در نهایت تفاوت و مرز میان دروغ و واقعیت از میان رفت و تشخیص آن ناممکن شد!
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
استالین
«تلخی‌های زیادی را سپری کردم، محرومیت‌های بی‌شماری را متحمل شدم، همواره از گرسنگی رنج می‌بردم، لباس‌هایی پاره و مندرس به تن داشتم.» این نوشته‌های یک جوان از طبقه کولاک‌های روسیه [طبقه دهقانان ثروتمند و استثمارگر] به نام «استپان پودلوبنی» است که به صورت غیرقانونی در مسکو زندگی می‌کرد. او در تاریخ ۵ اکتبر ۱۹۳۴ در دفتر خاطرات خود نوشته است: «از نظر فیزیکی یک حیوان کوچک وحشت‌زده بودم. از هر گامی در جهت مخالف اندیشه غالب سیاسی می‌ترسیدم و حتی فکر کردن و اندیشیدنم نیز در کمال احتیاط صورت می‌گرفت. هر روز، نه هر ساعت ترس داشتم و از این می‌ترسیدم که در گفت‌وگوهایم با دیگران بیش از اندازه حرف بزنم. سراسر این زندگی بر دروغ و ریا استوار است.»

با خواندن این جملات می‌توان به چگونگی زندگی در روسیه دوران استالین پی برد. در آن دوران بود که میلیون‌ها نفر بر اثر گرسنگی جان باختند و ده‌ها هزار نفر به قتل رسیدند و دهقانان به بردگی کشیده شدند. اما با وجود همه این مصیبت‌ها، استالین در سال ۱۹۳۵ اعلام کرد: «رفقا، زندگی شادتر شده است.»

مردم شوروی در آن زمان به دلیل خشونت‌های بی‌حد و حصر گروه‌های آهنین ترور همه قدرت خود را از دست داده و دیگر رمق و توانی برای به چالش کشیدن قدرتمندان در خود نمی‌دیدند و توان اتحاد علیه آنان را هم نداشتند و البته این‌گونه روش‌ها در ذات و جوهر قدرت‌هایی قرار دارد که از کمبودهای بسیار رنج می‌برند

آن زمان که هر کس به صورت خودکار دروغ بگوید، دیکتاتور نیز می‌تواند به بقای تضمین شده قدرتش اطمینان داشته باشد.


ترس از دست دادن قدرت در هر لحظه وجود دارد و به همین خاطر این قدرت همواره مجبور است که بر انقیاد درآوردن و فشار بر مردم استوار باشد. ابزار این اجبار و انقیاد همان به اصطلاح دروغ‌های دستوری و فرمایشی است. هر کس بتواند دیگری را وادار کند که دروغ را به عنوان واقعیت بپذیرد، می‌تواند قدرت خود را تضمین شده بداند. گاهی لازم است که تشکیک‌کنندگان و ناباوران را حذف کرد تا به این طریق آخرین تشکیک‌کنندگان بفهمند واقعیت همین است و جز این نیست.(1)

رژیم دیکتاتوری شوروی بر این باور استوار بود که حزب بلشویک وظیفه دارد دهقانان را به کارگر بدل کرده و کارگران را به نیروهای کمونیست بدل کند. بلشویسم در واقع قدرتی بود که وظیفه آموزش و غلبه بر مردم را داشت. در سال‌های جنگ داخلی، رهبران بلشویسم همه تلاش خود را برای به انقیاد درآوردن دهقانان و کارگران به کار گرفتند اما نتوانستند آنان را به باور لازم برسانند و به همین دلیل این تلاش‌ها به شکست انجامید.


استالین چه کسی بود؟

ژوزف ویساریونوویچ جوگاشویلی موسوم به استالین دیكتاتور سنگ دل شوروی سابق، در 21 دسامبر 1879م در شهری نزدیك تفلیس در گرجستان به دنیا آمد. وی در حین تحصیل به علت فعالیت‏های سیاسی از كالج الهیات تفلیس اخراج شد. استالین در 19 سالگی به سازمان زیرزمینی و مخفی سوسیال دموكرات ماركسیست تفلیس پیوست و پس از دستگیری بارها از زندان گریخت. استالین از سال 1902م به بعد به مدت پانزده سال در حال تبعید و زندان بود و حتی پنج بار از تبعیدگاه سیبری گریخت. وی در سال 1905م با لنین آشنا شد و به عنوان نماینده مخفی بلشویك‏ها عازم گرجستان گردید. او در 1917 همراه با لنین، انقلاب موفق بلشویكی را به پیروزی رساند و از طرف لنین به وزارت كشور روسیه منصوب شد.

استالین در سال 1922م به جانشینی لنین كه به علت بیماری توان انجام كار نداشت برگزیده شد و از این تاریخ به بعد، استالین با قبضه كردن تشكیلات حزب كمونیست به تدریج قدرت را به دست گرفت. در اواخر سال 1922م، استالین برای اینكه رهبری بلامنازع كشور را به دست بگیرد، لنین را به عنوان استراحت و معالجه و در واقع برای دخالت نكردن در امور، به شهر كوچك گوركی در پنجاه كیلومتری مسكو منتقل كرد و ارتباط او را با خارج به تدریج قطع نمود. در این زمان، لنین یادداشتی برای رهبران حزب كمونیست شوروی نگاشت و در آن خواستار بركناری استالین از مقام دبیركلی حزب گردید. اما مزدوران استالین مانع رسیدن این نامه به دست شورای مركزی حزب كمونیست گردیدند به طوری كه این یادداشت، سی سال پس از مرگ استالین و در واقع شصت سال پس از نگارش آن، افشا شد.

استالین، پس از مرگ لنین در 1924م حاكم مطلق شوروی گردید. از لحظه مرگ لنین هر دستور استالین واجب الاجرا بود و در این راه هرگونه مخالفتی را با كشتار مردم و حتی بزرگان و افراد برجسته پاسخ می‏داد.

استالین پس از مرگ لنین، یاران و همكاران نزدیك خود را كه رقبای بالقوه خود تشخیص می‏داد، یكی پس از دیگری از مقامات حزبی و دولتی بركنار نمود. وی در سال 1927م نخستین برنامه پنج ساله اقتصادی شوروی را با هدف اشتراكی كردن كشاورزی و ایجاد واحدهای بزرگ صنعتی آغاز كرد و میلیون‏ها دهقان روسی را كه حاضر نبودند با رها كردن زمین خود، در مزارع دولتی و اشتراكی كار كنند، قتل عام نمود. در دهه 1930 و همگام با تأسیس سازمان پلیس مخفی، صدها هزار نفر از مردم، دچار تصفیه‏ های خونین شدند و میلیون‏ها نفر به سیبری و اردوگاه‏های كار اجباری تبعید گشتند. در این دهه، سازمان پلیس مخفی شوروی به عنوان منفورترین و سهمناك‏ ترین سازمان‏های پلیسی جهان، تقریباً از تمامی اقشار جامعه و حتی بسیاری از مقامات میانه‏رو حزب كمونیست شوروی سابق را به جوخه آتش سپرد.(2)

هنگامی که استالین در سال‌های دهه ۱۹۳۰، آن تسویه حساب بزرگ با منتقدان درون حزبی و مخالفان و شکاکان را آغاز کرد این امکان را داشت و توانست که بر دیسیپلین پیروان خود و آمادگی آن‌ها برای پذیرش هر دروغی به عنوان واقعیت، به صورت کامل حساب کند. از نظر این افراد هر کلامی که از دهان استالین خارج می‌شد در حکم قانون بود. جالب آنکه بسیاری از همین هواداران می‌دانستند اتهاماتی که استالین علیه دیگران مطرح می‌کند کاملاً بی‌پایه و اساس است اما اطاعت از او را واجب می‌دانستند.

در جریان این تصفیه‏ ها، عده‏ای از برجسته‏ ترین فرماندهان ارتش سرخ نیز دستگیر، محاكمه و تیرباران شدند و تعمیم این تصفیه تا رده‏ های پایین افسران ارتش سرخ، توان نظامی شوروی را در آستانه جنگ دوم جهانی تحلیل برد. واژه سیاسی استالینیسم، بیانگر اختناق هولناك سال‏های زمام‏داری استالین به ویژه در دهه 1930م می‏باشد. استالین از 1941 تا 1945 جنگ علیه آلمان را رهبری كرد و با شركت در كنفرانس تهران و یالتا نفوذ قابل ملاحظه‏ای برای شوروی در اروپا و سازمان ملل كسب كرد. استالین در سال‏های پس از جنگ سیاست دوری از غرب را در پیش گرفت كه بعدها به سیاست پرده آهنین معروف شد. ژوزف استالین سرانجام در پنجم مارس 1953م پس از عمری جنایت و خون‏ریزی، در 74 سالگی درگذشت و بسیاری از مردمان را از شرّ خویش راحت كرد.

پی نوشت:
1- استالین دروغگوی قرن، سایت تاریخ ایرانی به نقل از دیتسایت، 11 دى 1396 
2- مرگ "ژوزف استالین" رهبر دیكتاتور اتحاد جماهیر شوروی سابق، پایگاه اینترنتی حبل المتین
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین