تبیان، دستیار زندگی

مقدمه ای در زندگانی سیاسی - مبارزاتی معصومین (ع) ؛

از دیدگاه پیامبر، یأس و توقف در مواجهه با جامعه جاهلی هم جایز نیست

این بخش دومین جلسه از دروس تاریخ اسلام است که شامل تحلیلی بر رفتار پیامبر (ص) قبل از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
دروس تاریخ اسلام

پیامبر اعظم(ص)

كار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیاى ظلمانى زمان خود، پیامبر اكرم دچار تشویش نشد. چه آنروزى كه در مكه تنها بود، یا جمع قریش و كوچكى از مسلمین او را احاطه كرده بودند و در مقابلش سران متكبر عرب، صنادید قریش و  گردن‌كشان، با اخلاق های خشن و با دستهاى قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامة مردمى كه از معرفت نصیبى نبرده بودند، وحشت نكرد؛ سخن حق خود را گفت، تكرار كرد، تبیین كرد، روشن كرد، اهانتها را تحمل كرد، سختیها و رنجها را به جان خرید، تا توانست جمع كثیرى را مسلمان كند؛ و چه آنوقتى كه حكومت اسلامى تشكیل داد و خود در موضع رئیس این حكومت، قدرت را به دست گرفت.

آنروز هم، دشمنان و معارضان گوناگونى در مقابل پیامبر بودند؛ چه گروههاى مسلح عرب ـ ‌وحشیهایى كه در بیابان هاى حجاز و یمامه همه جا پراكنده بودند و دعوت اسلام باید آنها را اصلاح مى‌كرد و آنها مقاومت مى‌كردند ـ‌ و چه پادشاهان بزرگ دنیاى آنروز ـ دو ابرقدرت آن روز عالم ـ‌یعنى ایران و امپراتورى روم كه پیامبر نامه ها نوشت، مجادله ها كرد، سخنها گفت، لشكركشی ها كرد، سختی ها كشید، در محاصرة اقتصادى افتاد و كار به جایى رسید كه مردم مدینه گاهى دو روز و سه روز، نان براى خوردن پیدا نمى‌كردند. تهدیدهاى فراوان از همه طرف، پیامبر را احاطه كرد. بعضى از مردم نگران مى‌شدند، بعضى متزلزل مى‌شدند، بعضى نق مى‌زدند، بعضى پیامبر را به ملایمت و سازش تشویق مى‌كردند؛ اما پیامبر در این صحنه ی دعوت و جهاد، یك لحظه دچار سستى نشد و با قدرت، جامعة اسلامی را پیش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود كه به بركت  ایستادگى پیامبر در میدان هاى نبرد و دعوت، در سالهاى بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود.

بعثت خاتم، آغاز بیداری

خود آن حضرت، بنابر حدیث متواتر و معروف، فرمود: بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ؛ بعثت با این هدف در عالم پدید آمد که مکرمت های اخلاقی و فضیلت های روحی بشر عمومیت پیدا کند و به کمال برسد. تا کسی خود دارای برترین مکارم اخلاق نباشد، خداوند متعال این ماموریت عظیم و خطیر را به او نخواهد داد ؛لذا در اوایل بعثت، خداوند متعال خطاب به پیغمبر می فرماید انک لعلی خلق عظیم . ساخته و پرداخته شدن پیغمبر، تا ظرفى بشود که خداوند  آن ظرف را مناسب وحى خود بداند، مربوط به قبل از بعثت است؛ لذا وارد شده است كه پیغمبر اكرم كه در جوانى به تجارت اشتغال داشتند و درآمدهاى هنگفتى از طریق تجارت به دست آورده بودند، همه را در راه خدا صدقه دادند؛ بین مستمندان تقسیم كردند. در این دوران كه دوران اواخر تكامل پیغمبر و قبل از نزول وحى است ـ دورانى كه هنوز ایشان پیغمبر هم نشده بود ـ‌ پیغمبر از كوه حرا بالا مى‌رفت و به آیات الهى نگاه مى‌كرد؛ به آسمان، به ستارگان، به زمین، به این خالقى كه در روى زمین با احساسات مختلف و با روشهاى گوناگون زندگى مى‌كنند.

او در همه این ها آیات الهى را مى‌دید و روزبه روز ِ خضوع او در مقابل حق، خشوع دل او در مقابل امر و نهى الهى و اراده الهى بیشتر مى‌شد و جوانه هاى اخلاق نیك در او روزبه روز بیشتر رشد مى‌كرد. در روایت است كه « کان اعقل الناس و اکرمهم » ؛ پیامبر قبل از بعثت ، با مشاهده ی آیات الهی روز به روز پر بارتر می شد ، تا به چهل سالگی رسید. « فلما استکمل اربعین سنة و نظر الله عزوجل الی قلبه فوجده افضل القلوب و اجلها و اطوعها و اخشعها و اخضعها» ؛ دل او در چهل سالگى نورانى‌ترین  دل ها ظرفیتترین دلها براى دریافت پیام الهى بود.
 
« اذن لابواب السماء ففتحت و محمد ینظر الیها » وقتى به این مرحله از معنویت و روحانیت و نورانیت و اوج كمال رسید، آنوقت خداى متعال درهاى آسمان و درهاى عوالم غیبى را به روى او باز كرد؛ ؛ چشم او را به عوالم معنوی و عوالم غیبی گشود. « و اذن للملائکة فنزلوا و محمد ینظر الیهم»  او فرشتگان را مى‌دید، با او سخن مى‌گفتند؛ کلام آنها را مى‌شنید، تا اینكه جبرئیل امین بر او نازل شد و گفت: اقرا ... ؛ سرآغاز بعثت.

این مخلوق بى‌نظیر الهى، این انسان كامل كه قبل از نزول وحى الهى به این مرحله از كمال رسیده است، از اولین لحظه بعثت، یك جهاد مرکب همه جانبه دشوار را آغاز كرد و بیست وسه سال در نهایت دشوارى این جهاد را پیش برد. جهاد او در درون خود، جهاد با مردمى كه از حقیقت هیچ ادراكى نداشتند و جهاد با آن فضاى ظلمانى مطلق بود، كه امیرالمؤمنین  در نهج البلاغه می فرماید: « فی فتن داستهم باخفانها و وطئتهم باظلافها و قامت علی سنابکها» ، از همه طرف فتنه ها مردم را می فشرد ؛ دنیا طلبی ، شهوترانی ، ظلم و تعدی ، رذائل اخلاقی در اعماق وجود انسان ها ، و دست تعدی قدرتمندانی که بدون هیچ مانع و رادعى به سوى ضعفا دراز بود.

این تعدى نه فقط در مكه و در جزیرةالعرب، بلكه در برترین تمدن هاى آنروز عالم؛ یعنى در امپراتورى بزرگ روم و در شاهنشاهى ایران، وجود داشت. تاریخ را نگاه كنید؛ صفحه ظلمانى تاریخ، سراسر زندگى بشر را فرا گرفته بود. مجاهدت با این قدرت عظیم و تلاش بى‌وقفه و غیرقابل تصور از اولین ساعات بعثت و تحمل وحى الهى براى پیغمبر آغاز شد و وحی الهی هم پیوسته مثل آب زلالی که به سرزمین مستعدى برسد، بر قلب مقدس آن بزرگوار نازل مى‌شد و او را نیرو مى‌بخشید؛ و او همة توان خود را به‌كار برد تا اینكه بتواند این دنیا را در آستانة یك تحول عظیمى قرار بدهد؛ و موفق شد. اولین سلول هاى پیكره امت اسلامی در همان روزهاى دشوار مكه با دست تواناى پیغمبر بنا شد؛ ستونهاى مستحكمى كه باید بناى امت اسلامی بر روى این ستونها استوار بشود؛ اولین مؤمنین، اولین ایمان آورندگان، اولین كسانى كه این دانایى، این شجاعت ، این نورانیت را داشتند که معنای پیغمبر را درک کنند و دل به او ببندند. « فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام» .

دلهاى آماده و درهای گشوده دل به سمت این دستورات و معارف الهی ، با دست توانای پیغمبر ساخته شد ، این ذهن ها روشن شد، این اراده ها روز به روز مستحکم تر شد، و سختی هایی در دوران مکه برای همان عده قلیل مومنین که روز به روز بیشتر هم می شدند پیش آمد، كه براى من و شما قابل تصور نیست. در فضایى كه همة ارزشها، ارزشهاى جاهلى است، تعصبها، غیرتورزی هاى غلط، كینه ورزیهاى عمیق، قساوتها، شقاوتها، ظلم ها و شهوت ها درآمیخته با هم است و زندگى مردم را مى‌فشرد و در خود احاطه كرده و در بین این سنگهاى خارا و غیرقابل نفوذ ، این نهال های سرسبز بیرون آمد. « و ان الشجرة البریة اصلب عودا و اقوی وقودا» که امیرالمومنین می گوید ، این است. هیچ توفانى نمى‌توانست این سبزه ها، این نهال ها و این درخت هایى را كه از لای صخره ها رویید و ریشه دوانید و رشد كرد، تكان بدهد. سیزده سال گذشت و بعد بر اساس این پایه هاى مستحكم، بناى جامعة اسلامی، جامعة مدنى و نبوى، بر روى این پایه ها گذاشته شد.

منبع: رجانیوز