تبیان، دستیار زندگی

بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ...

این خورشید این ماه این آمدن شب و روز این آمدن فصول گوناگون این دنیا آمدن رفتن مردن زندگی کردن - هر کدام از این حوادث برای یک انسان در خور تدبر و درس است لیکن افراد غافل به اینها توجه نمی کنند اما افراد متدبر به آنها اعتنا می کنند از آنها استفاده می کنند و بهره اش را هم می برند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ...
بسم الله الرحمن الرحیم
در ابتدا روز سوم شعبان را - که بحق روز پاسدار نام گرفته است - به شما عزیزانی که در این مجلس تشریف دارید و به همه پاسداران درسرتاسر میهن بزرگ اسلامی تبریک عرض می کنم همچنین روز ولادت حضرت زین العابدین علیه الصلاه والسلام و ابوالفضل العباس علیه السلام را به همه شما و همه آحاد ملت تبریک عرض می کنم.
قاعدتا نکته ای توجه را جلب می کند و آن این است که این شخصیتهای عظیمی که هر کدام به نحوی امروز سرتاسر تاریخ بشر را روشن کرده اند حسین بن علی علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، حضرت ابوالفضل علیه السلام - اینها کسانی هستند که در دوران خودشان به گمان باطل مادی به کلی نابود و هضم شدند حسین بن علی علیه السلام با همه جوانان و شخصیتهای برجسته خانواده اش - برادران، فرزندان، نزدیکان، جوانان،اصحاب غیور - در غربت کامل به شهادت رسید در غربت کامل هم دفن شد نه کسی آنها را تشییع کرد و نه کسی برای آنها اقامه عزا کرد کسانی که گمان باطل فکر می کردند که اگر اینها بمانند ممکن است بساط انتقام گیری راه بیندازند اینها خیال می کردند که با شهادت حسین بن علی علیه السلام و همراهانش کار تمام شد امام سجاد سی و چهار سال بعد ازآن روز در مدینه ظاهرا در حال انزوا زندگی کردند نه لشکری نه مجموعه ای و نه هیاهویی به ظاهر وجود نداشت ابوالفضل العباس هم یکی از آن شهدای روز عاشوراست ابوالفضل العباس هم یکی از آن شهدای روزعاشوراست تصور باطل قدرتهای مادی - که با منطق مادی حکومت می کنند معمولا این است که اینها تمام شدند و از بین رفتند ولی می بینید که واقعیت قضیه این طور نیست اینها تمام نشدند اینها ماندند و روز به روز بر عظمت و جلالت و جذابیت و تاثیرگذاری این شخصیتها افزوده شددلها را قبضه و تصرف کردند و دایره وجود خودشان را گسترش دادندامروز صدها میلیون مسلمان - اعم از شیعه و غیر شیعه - به نام اینهاتبرک می جویند از سخن اینها استفاده می کنند یاد آنها را گرامی می دارند اینها پیروزی در تاریخ است پیروزی حقیقی و ماندگار.
آن سئوالی که در ذهن انسان پیش می آید این است که قضیه چیست؟ عامل این بقا چیست؟ به نظر من این یکی از اساسی ترین و در عین حال واضح ترین و رایج ترین حقایق زندگی بشر است منتها مانند همه حقایق واضح توجه انسانهای غافل را برنمی انگیزد همه حقایق عالم پدیده های مهمی هستند - این خورشید این ماه این آمدن شب و روز این آمدن فصول گوناگون این دنیا آمدن رفتن مردن زندگی کردن - هر کدام از این حوادث برای یک انسان در خور تدبر و درس است لیکن افراد غافل به اینها توجه نمی کنند اما افراد متدبر به آنها اعتنا می کنند از آنها استفاده می کنند و بهره اش را هم می برند.
از همین حقایق واضحی است که در طول تاریخ بوده است و آن این است که ما دو گونه عوامل قدرت داریم عوامل مادی قدرت عوامل معنوی قدرت عوامل مادی قدرت یعنی همین پول و زر و زور و کارهایی که قدرتمندان در طول تاریخ کردند اگر هم نتیجه ای به بار آمده است نتیجه چند صباحی از زندگی است شما ببینید این قدرتمندان عالم چقدر عمر کردند چقدربعد از آن جنگها و بعد از آن سیاسی کاریها و بعد از آن همه تلاش توانستند ثمره آن را ببرند خیلی کوتاه و چند سالی که در واقع هیچ چیزی نیست.
اما یک دسته هم عوامل معنوی قدرتند یعنی ایمان، پاکی و پارسایی،راستی و حقانیت ارزشهای دینی و الهی همراه با مجاهدت این قدرت قدرت ماندگار است قدرتی که از این راه حاصل می شود به معنای بگیر و ببند وبهره ببر و تمتع کن نیست قدرت ماندگار تاریخی است قدرت سرنوشت سازبشر است و می ماند کما این که انبیاء تا امروز زنده اند بزرگان مشعلدار عدل و داد در تاریخ بشر هنوز زنده اند.
یعنی چه زنده اند؟ یعنی آن خطی که آنها برای اثبات و جا انداختن آن تلاش و مجاهدت می کردند در زندگی بشر ماند و به صورت یک مفهوم ماندگارو یک درس برای بشر درآمد امروز همه خیرات و زیباییها و نیکوییهایی که برای بشر وجود دارد ناشی از همان درسها و دنباله همان تعالیم انبیاء و دنباله همان تلاش مصلحان و خیرخواهان است اینها می ماند.
امام حسین علیه السلام عامل معنوی قدرت را داشت اگرچه خود او به شهادت رسید اما مجاهدتش برای این نبود که چند صباحی در زندگی خوش بگذراندتا ما بگوییم حالا که به شهادت رسید پس شکست خورد مجاهدت او برای این بود که خط توحید را خط حاکمیت الله را خط دین و خط نجات و صلاح انسان را در میان بشر ماندگار و تثبیت کند زیرا عوامل سعی می کردند که این خط را به کلی پاک کنند شما امروز هم نمونه آن را می بینید.
یک موقع بود که وقتی ما این حقایق را می گفتیم ذهنیات به حساب می آمداما امروز همه آن حقایق ذهنی تحقق پیدا کرده است می بینید که امروزقدرتهای دنیا اصرار دارند و پولها خرج می کنند برای این که بتوانندخط حاکمیت دین را از دنیا پاک کنند، در بخشی از عالم اتفاقی افتاده است ملتی قیام کرد و حاکمیت دینی و ارزشهای دینی را علیرغم میل قدرتمندان به وجود آورده است این درسی در عالم برای ملتهای دیگر شدامروز تلاش این است که این خط را پاک کنند.
مساله فقط این نیست که این نظام را به شکست برسانند مساله این است که اصل قضیه از ذهنیت بشر و از مجموعه درسهایی که برای بشر می ماندپاک بشود و کسانی نتوانند از آن درس بگیرند نه امروز و نه آینده این تلاش تبلیغاتی برای این است والا اگر فرض کنیم نظامی که با ادعایی باحقیقتی با فکری با ایمانی بر سرپا شده است بماند اما فکر خود را رهاکند قالب نظام بماند اما روح خود را رها کند اشخاص بمانند اما از آن فکر اعلام برائت و بیزاری بکنند این نظام شکست خورده است و خواست دشمنان دین برآورده شده است برای آنها دین مهم است بیش از بین رفتن آدمها بیش از نابود کردن تشکیلات سیاسی نظامی که مطلوب آنها نیست مهم آن است که آن فکر آن خواست آن هدف و آن داعیه از بین برود و شکست بخورد بهترین راه شکست خوردنش هم این است که همان کسانی که آن داعیه را پرچمداری کردند حالا بگویند ما اشتباه کردیم!
شما اهل فکر و تحلیلید می بینید که امروز دنیادنبال این است هدف اصلی نسبت به جمهوری اسلامی برای دستگاههای استکبار این است این مهم است انبیااولیا صلحا شهدا بزرگان تاریخ در این بخش از قضیه - که بخش مهمتراست - پیروز شدند بالاخره انسان مردنی است همه قدرتمندان وبرخوردارها هم که می میرند - این که مهم نیست - مهم آن است که آن راه آن خط آن انگشت نشانه ای که به سمتی اشاره می کند آن بماند و این ماندتا امروز هم مانده است روز به روز هم توسعه پیدا می کند و جایگیرترمی شود.
یک روز در دو قرن اول این تجدید حیات صنعتی اروپا که به علم روی آورده بودند تصور این شد که دین از دنیا رفت این تفکراتی که شما امروز می بینید بعضی از تازه رسیده های به میدان فکر و اندیشه وسیاست بر زبان جاری می کنند اینها حرفهای قرن نوزدهمی فیلسوفان وسیاستمداران اروپاست آنها خیال می کردند که دین تمام شد تجربه آنهااین را نشان می داد که دین آلوده به خرافات آمیخته به سیاهیها وتاریکیها در مقابل هجوم علم نتوانست طاقت بیاورد ذوب شد و از بین رفت اینها تصور کردند که دین در میان بشر هر جا هست مثل همان چیزی است که آنها نمونه اش را در اروپا و در غرب داشتند آن نوع از مسیحیت آن نوع از دینداری آن تعصبات و در عین حال در لابلای همان تعصبات فسادهای فراوان! خیال کردند که دین از بین رفت و مسئله دین در دنیابه کلی حل شد شروع کردند به خیال خودشان گوشه و کنارها را درست کردن و مرتب کردن از آن اعماق و زوایای بشر بقای دین را ازبین بردن.
امروز شما ملاحظه کنید انگیزه دینی توجه به دین توجه به معنویت بخصوص توجه به آن بخش مشترک و خالص دین - یعنی آن جنبه معنوی و دلدادگی به معنویت - دنیا را پر کرده است و روز به روز هم دارد بیشتر می شودالبته در جاهایی متاسفانه چون پایه های فکری دینی درستی ندارند این احساس عرفانی یک احساس سطحی است که اگر پایه درست اعتقادی و فکری آنچنانی که در اسلام وجود دارد با آن همراه بشود یک احساس فوق العاده ذی قیمت و والاست بنابراین عکس آنچه که تصور می کردند پیش آمد این عامل معنوی قدرت است درست عین همین مسئله در انقلاب به وجود آمد عین همین قضیه در سپاه پاسداران پیش آمد.
من اصرار دارم که شما عزیزان پاسدار در هر جا هستید روح و حقیقت مسئله پاسداری و سپاه پاسداران را مورد توجه قرار بدهید در ایجادسپاه پاسداران فقط این نبود که نظام می خواهد از نو یک نیروی مسلح درست کند - مسئله تنها به این جا ختم نمی شد - مسئله از این هم بالاتربود مسئله این بود که در یک تشکیلات نظامی که به وسیله انقلاب به وجودمی آمد فکر و عقیده و ایمان - یعنی عامل معنوی قدرت - در تمام اجزارعایت و لحاظ بشود و تا آن جا که ممکن بود این کار شد اساس قضیه این بود و الا سپاه پاسداران بعد از آن که بوجود آمد کسانی که آن رانمی خواستند بارها آن را تا مرز انحلال بردند و به انزوا انداختندنسبت به آن بی اعتنایی کردند و به آن امکانات نداند بارها از آن بدگویی کردند اما سپاه ماند و می ماند این گونه پایه مستحکمی می ماندچرا؟ چون عامل معنوی قدرت در درون این سازمان به طور وافر وجودداشته است و امروز هم وجود دارد آن عامل معنوی قدرت چیست؟ اعتقادایمان اخلاص مجاهدت برای ادای تکلیف مجاهدت برای خدا مجاهدت منهای درآمد مادی آن مجاهدت و تلاش اینها مهم است اینهاست که یک مجموعه ویک نظام را حفظ می کند در اصل انقلاب هم همین معنا بود و امروز هم هست نباید به بعضی از ظواهری که مخالفان اصل نظام سعی می کنند آنها رادرشت و پررنگ و رنگ آمیزی کنند و نسبت به آنها مبالغه نمایند فریب خورد حقیقت قضیه وجود ایمان است.
امروز ایمان در دل جوانان ما در دل مردم و در سرتاسر کشورما گسترده است البته عده ای این را نمی فهمند هم آن روزی که معنویت در غربت بود- مثل دوران امام سجاد علیه السلام - و هم آن روزی که معنویت در قدرت بود - مثل زمان پیامبر - در هر دو حال کسانی بودند که نمی توانستنددرک کنند که هدف از این تلاش از این مجاهدت و از این حرکت معنوی چیست؟«کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار»
در یکی از آیات قرآن خطاب به بنی اسرائیل می فرماید: «فما زلتم فی شک مما جائکم به » حتی یوسف که در اوج قدرت بود و حق الهی در چهره و در نظام یوسفی مثل خورشیدمی درخشید یک عده از خود بنی اسرائیل نمی توانستند آن را درک کنند وقتی که حضرت یوسف از دنیا رفت آنها گفتند که بعد از یوسف دیگر پیامبری نخواهد ماند! دلهایی هستند که این طورند بعد می فرماید:« کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار» یا «من کل متکبر لا یومن بیوم الحساب ».
برای آن قدرتی که متکی به عوامل معنوی قدرت است مساله اساسی جهت گیری آن قدرت است جهت گیری آن قدرت چیست؟ صلاح و فلاح انسان نجات انسان ازمصائب مادی و معنوی نجات انسان از بی عدالتی نجات انسان از دشمنی ها وبعضا جاهلانه میان دلهای انسانها نجات انسان از چنگال قدرت جمعی غافل و کور و مستی که جز منیت چیز دیگری نمی فهمند گرفتاری بزرگ بشر همیشه این بوده است.
بشر در بیشتر دوران عمر خود گرفتار قدرتهایی بوده است که اینها مست منیت و خودخواهی بوده اند چیزی که برایشان اهمیت ندارد سرنوشت انسانهاست شما می بینید در دنیا کسانی هستند که دم از این می زنند که ملت ما - یعنی لت خودشان - باید تمام مسائل دنیا را در دست بگیرد واگر ملتهای دیگر پایمال و نابود و بدبخت و فقیر شدند بشوند! این حرفی است که در دوران استعمار استعمارگران اروپایی می زدند امروز هم استکبار - و به طور واضح آمریکا - دارد بر زبان جاری می کند منافع آن دولت منافع آن کشور منافع آن ملت اصل است و آن جایی که آن منافع تهدید بشود باید هر کسی که در مقابل آن منافع ایستاده است سرکوب بشود ولو او هم منافعی دارد! بالاخره وقتی که شما در فلان نقطه دنیاحضور پیدا می کنید فضای زندگی را بر دولتها و ملتها و کشورها تنگ می کنید و منافع آنها را پایمال می کنید آنها هم در مقابل منافع شمامی ایستند منافع شما بر منافع آن دولتها چه ترجیحی دارد؟! این منطق واضح را اصلا می فهمند!
این کسانی که امروز دم از این معنا می زنند که ما به منافع ملت خودمان علاقه مندیم اگر حقیقتش را دریابید و کاوش بکنید خواهید دید که این هم فریب است آنچه برایشان مهم است خود آنها هستند نام ملتها رامی آورند چون قدرتها و حکومتهایشان وابسته به این است چون شهرتشان عنوانشان برخورداریشان کامرانیشان متوقف به این است که اسم ملتشان را بیاورند! اگر می توانستند حقیقت را بگویند این حقیقت از نظر آنهااین است که باید خواست آنها منیت آنها تکبر آنها غرور آنها ارضاءبشود اصلا مساله برایشان این است آیا این برای بشر گرفتاری نیست ؟
آیا گرفتاری ای از این بالاتر برای بشر وجود دارد؟ مهمترین کاری که قدرت معنوی دارد نجات بشر از دست این منیتهاست مهار زدن به این منیتها و این غرورها و این قدرتهای افسار گسیخته است برای انسانهااین اساس است هدف قدرت معنوی نجات انسان در زندگی مادی نجات انسان از لحاظ زندگی انسانی و نجات در زمینه های معنوی است.
به فضل پروردگار نظام جمهوری اسلامی بر این پایه های قدرت بنا شد این نظام متکی به قدرت معنوی و متکی به ایمان و متکی به پایه های مستحکم عقیده است آن فکری که امروز نظام جمهوری اسلامی پایه اش بر آن قرارگرفته است یک فکر متین منطقی، محکم، مستدل و غیر قابل خدشه است ایمان آحاد مردم عشق آنها به خدا به اولیای خدا به پیامبر به خاندان پیامبر این بزرگترین سرمایه بزرگترین ابزار و مایه قدرت برای این کشور است.
مجموعه شما از جمله این مجموعه های مومن است سپاه پاسداران را باهمان عناصر ارزشمندی که با آن به وجود آمد و با آن توانست در مقابل دشمنان قدرت نمایی کند و از امنیت مرزها و از استقلال ملی دفاع کند باهمان خصوصیات و با همان پایه های مستحکم شما باید آن را حفظ کنید وقدر بدانید و ارج بنهید.
امروز دشمن به مراکز اصلی اقتدار این ملت بیشتر از همه دشمنی می کندو متوجه به آنهاست یکی از آنها سپاه است یکی از آن مراکزی که دشمن با آن بشدت دشمن است سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است سعی می کنند آنچه که بتوانند از این قدرت معنوی کم کنند که این یک کار بلندمدت استکبار است ترویج ابتذال ترویج مادیگری ترویج نفع پرستی در بین آحادمردم از جمله کارهایی است که اینها بر آن همت گماشته اند حالا چقدرموفق بشوند این بسته به اراده ملت مومن ماست بسته به اراده دلها وانسانهای منور و با ایمان است که خودشان را حفظ کنند مطمئن باشیداگر شما و هر انسان مومنی تصمیم بگیرد و به خدا توکل و اتکا بکنددشمن هیچ توفیقی در این کارهای گمراه کننده و مضل خود بدست نخواهدآورد.
این پایه های معنوی قدرت را این ایمان را این همبستگی - همبستگی وحدت دلها در میان عناصر سپاه در سرتاسر کشور - را قدر بدانید نگذاریددلهای شما را با بازیچه ها و فریبها و جلوه های رنگارنگ دروغین به سمت خودشان جذب کنند شما در راه حقیقت مهم و بزرگی دفاع و مبارزه ومجاهدت کردید و پیروز شدید پیروزی شما همین است که این نظام امروزبحمدلله با استحکام کامل سر پا ایستاده است و دشمن احساس می کند که نمی تواند این نظام را شکست بدهد این توفیق خیلی بزرگی است.
امروز دشمن در مقابل نظام جمهوری اسلامی با همه ساز و برگ خود ازلحاظ نظامی از لحاظ سیاسی از لحاظ تبلیغی از لحاظ فرهنگی وارد میدان شده است اما در عین حال انسان به روشنی در می یابد که دشمن مایوس است دشمن احساس می کند با این نظام مستحکم درگیر شدن و به او خدشه واردآوردن کار او نیست امیدشان به این است که ما که مسئولیتهای این نظام را بر دوش داریم خودمان عوامل شکست خود را فراهم کنیم ما اگر خودمان عوامل شکست را فراهم نکنیم دشمن نمی تواند کاری بکند بزرگترین مصیبت برای یک ملت این است که مسئولان در میان آن ملت از مسئولیتهای حقیقی خودشان غافل بمانند از آن چیزی که خدا از آنها خواسته است و پایه اصلی مسئولیت آنهاست غافل بمانند به چیزهای کم اهمیت سرگرم و مشغول بشوند به نفع خود و نفع پرستی خود سرگرم و مشغول بشوند دل آنها به جای تپیدن برای وظیفه الهی برای مسائل کوچک و حقیر بتپد مسئولان درهمه رده ها در همه بخشها در همه سازمانهای کشوری و لشکری نظام بایدمتوجه این مسئولیت باشد و خدا را در نظر داشته باشند.
عوامل قدرت در میان این ملت و در این نظام به وفور وجود دارد و این عوامل معنوی قدرت خود را در طول این یست سال نشان داده است و ازمیدانهای دشوار و تجربه های سخت سرافراز بیرون آمده است این عوامل راباید حفظ کنید.
این را بدانیم که خدای متعال قول کمک داده است آن ملت و مجموعه ای که در راه خدا تلاش می کند محال است که خدای متعال او را حمایت نکند اگردر طول تاریخ جاهایی حق دچار تجربه های خونین شده است به خاطر این بوده که اهل حق تنها ماندند مردم با آنها همراهی و همکاری نکردند آن کسانی که توقع کار از آنها می رفته است صاحب دعوت را تنها گذاشتندمثل حسین بن علی علیه السلام که اگر خواص آن روز آن بزرگوار را تنهانمی گذاشتند حسین بن علی علیه السلام با این تجربه خونین مواجه نمی شد ومطمئنا یزید شکست می خورد همچنان که در زمان نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دلهای مومن مردم کسانی که از آنها انتظار کار می رفت به پیامبر کمک کردند و آن علو و اعتلا و عظمت را آفریدند ما در پیروزی انقلاب خودمان در دوران جنگ تحمیلی در طول این بیست سال همین تجربه موفق را دیدیم مردم با مسئولان همکاری کردند اهل حق تنها نماندند ودعوت حق بی یاور نماند.
به فضل پروردگار کمک الهی با این چنین مردمی همراه است در این مدت هم همراه بوده است در آینده هم همراه خواهد بود به فضل الهی و به دعای ولی عصر ارواحنا فداه این ملت خواهد توانست از همه این گردنه های دشوار بگذرد وتجربه های سخت را با موفقیت پشت سر بگذارد وآن هدف و نهایتی را که نظام اسلامی در جهت آن دارد حرکت می کند - یعنی سعادت و فلاح دنیوی و اخروی - نیز برای امت اسلامی ان شاءالله فراهم کند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

منبع : حوزه نت
این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .