تبیان، دستیار زندگی

علم النفس اسلامی

به هنگام مرگ و انتقال از این حیات دنیوی، بدن جسمی و مادی در قبرها می ماند و ذرات اجسام به تدریج از همدیگر جدا شده، جزء زمین و مواد زمینی می گردد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
علم النفس اسلامی

پیدایش قالب مثالی از دیدگاه فیض کاشانی

به دنبال اثبات عالم برزخ در قالب مثالی، این سؤال علمی مطرح است که این قالب مثالی چه موقع پیدا می شود؟ آیا بعد از مفارقت و جدائی روح از قالب جسم و بدن در انسانها پدید می آید؟ یا اینکه این قالب در عالم ماده دنیوی نیز همراه جسم و بدن و قالب جسمی، وجود داشته است؟
پاسخ این سؤال این است که: به هنگام مرگ و انتقال از این حیات دنیوی، بدن جسمی و مادی در قبرها می ماند و ذرات اجسام به تدریج از همدیگر جدا شده، جزء زمین و مواد زمینی می گردد و دیگر جسدی که اجزای آن با یکدیگر به صورت یک فرد انسانی هماهنگ باشد، وجود ندارد ولی قالب مثالی موجود در جسم و بدن دنیوی زنده بوده، وجود داشته، در عالم مثال به زندگی خود ادامه می دهد .
مرحوم ملا محسن فیض کاشانی معتقد است که این قالب مثالی در همین دنیای مادی و جسمی نیز وجود داشته و جسد مثالی، قالبی است که روح در آن قالب بوده و در زندگی دنیائی نیز این قالب مثالی در این بدن جسمی قرار دارد پس:
1 . این قالب مثالی با جسد جسمی دنیائی انسان الآن در دنیا نیز موجود است و با حیات او حیات دارد و همه اجسام انسان برای آینده خود چنین حالی را دارند .
2 . این یک قانون طبیعی بوده و مرحله بعدی خلقت از مرحله قبلی آن نشات گرفته است . تا مرحله قبلی نباشد مرحله بعدی تحقق نخواهد یافت .
وی معتقد است پیدایش قالب مثالی نیز از اجسام خاکی است و این بدن عنصری به منزله قشر و غلاف آن می باشد .
عبارت ایشان در کتاب «کلمات مکنونة من علوم اهل الحکمة و المعرفة » چنین است:
«... ان الجسد المثالی هو الجسد الذی یتصرف فیه الروح و فی هذه النشاة ایضا بتوسطه فی هذا البدن المحسوس، اذ هو معه الان و حیاته کحیاته ذاتیة و هو متولد من هذه الاجسام الترابیة و هذا البدن العنصری بمنزلة قشر و غلاف له » .
«همانا جسد مثالی (و قالب مثالی) همان قالب جسدی بدن بوده که روح در آن تصرف می کند و در بدن محسوس نیز روح، از این قالب مثالی موجود در بدن، استفاده می کند; زیرا این قالب مثالی در دنیا همراه قالب جسدی بوده، حیات قالب مثالی در دنیا همان حیات قالب جسدی است و حیات برای او ذاتی بوده و این قالب مثالی در دنیا پدید آمده از اجسام خاکی است و بدن جسمی عنصری در دنیا به منزله قشر و غلاف قالب مثالی است!» .
آری از انسان مرده در عالم دنیا گوشت و استخوانی باقی نمی ماند جز طینت او که خداوند او را از آن آفریده و او فاسد نشده، از بین نمی رود تا اینکه به هنگام بعث برای روز رستاخیز به واسطه آن جسد اولیه او پدیدار می گردد .
از اینرو در برخی از روایات از طینت انسان به عنوان «عجب الذنب » یعنی ماده ادامه دهنده زندگی در عالم پس از مرگ در روز رستاخیز نام برده شده است چنانکه از معصوم علیه السلام نقل شده است: «کل ابن آدم یبلی الا عجب الذنب » . همه اعضا و جوارح فرزند آدم می پوسد جز عجب ذنب یعنی طینت او، یعنی ماده حیات او در روز رستاخیز .
پس جسد مثالی یک نوع جسدی است که روح در آن تصرف می کند و در نشات دنیائی (عالم دنیائی) نیز به توسط این بدن جسمی در آن قرار دارد; زیرا جسد مثالی با جسد جسمی دنیائی الآن با هم موجودند .
مرحوم فیض کاشانی معتقد است که این جسد مثالی که ما می گوئیم در عالم برزخ وجود دارد این طور نیست که بعد از مردن پیدا شده باشد . ایشان دلیلی که بر این مساله می آورد خواب است .
وی می گوید:
«نفس ما در این دنیا بعد از مرگ، از بدن خارج می شود ولی بدن، قالب آن به شمار می رود و همین قالب بعد از مردن به صورت لطیف تر و ظریف تر یعنی در قالب مثالی قرار گرفته به زندگی خود بعد از مرگ ادامه می دهد، ایشان معتقد است همان طور که در عالم خواب نفس انسانی یک قالبی دارد همین قالب به همراه جسد برای روح و نفس وجود دارد و با حیات نفس و بقای آن نیز ادامه پیدا می کند» .
برای تصویر این مساله مثال های زیادی وجود دارد . ایشان در کتاب «کلمات مکنونة من علوم اهل الحکمة و المعرفة » آن را این گونه توضیح می دهد که مثلا اگر گردوئی را در نظر بگیریم، این گردو یک پوسته سخت دارد و یک پوسته نرم که مغز گردو در داخل آن قرار گرفته است . در حقیقت قالبی که ما در دنیا داریم یک پوسته سخت بدن ما است اما هیچ منافاتی ندارد که در باطن همین جسم ما یک پوسته لطیف تر مثل پوسته نازک داخلی گردو وجود داشته باشد و این قالب لطیف و ظریف را از همین دنیا به عالم مثال بعد از مرگ می بریم .
ایشان بدنبال این مطالب می گوید: پیدایش این قالب مثالی نیز از اجسام خاکی است یعنی همان اجسامی که جسم بدنی ما را ایجاد کرده، همان عناصر و اجسام، این قالب مثالی را نیز ایجاد کرده اند . برای فهم بهتر مطلب باید گفت که این یک قانون طبیعی در مراحل مختلف خلقت است که مرحله بعدی خلقت از مرحله قبلی آن نشات می گیرد . و تا قبلی نباشد، بعدی تحقق پیدا نمی کند جسم ما نیز همین طور است که از نطفه پدید آمده و این نطفه نیز از عناصر زمینی است و اگر مراحل قبلی زمینی وجود نداشته باشد، نطفه وجود نخواهد داشت . و اگر نطفه وجود نداشته باشد جسم انسان و در نتیجه روح انسان و قالب مثالی نیز تحقق پیدا نمی کند .
پس، از نظر مرحوم فیض کاشانی این بدن عنصری به منزله قشر و غلاف آن می باشد وی در توضیح آن دو بیت شعر پرمعنی را این گونه سروده است:
گویم سخنی ز حشر چون برق از میغ
بشنو که ندارم ز تو این نکته دریغ
این جان تنست که هست شمشیر و غلاف
آن روز بود غلافش از جوهر تیغ پس، این جان و تن مانند شمشیر و غلاف است یعنی جان به منزله شمشیر و تن به منزله غلاف آن است . و در روز قیامت خداوند این شمشیر را از غلاف بیرون آورد .
حاصل نظر محقق فیض کاشانی در دو مطلب زیر خلاصه می شود:
مطلب اول: اینکه جسد مثالی که ارواح بعد از مرگ دارند در عالم دنیا و از جسم بدنی انسانها در دنیا هم موجود است و دلیل آن هم خواب است .
مطلب دوم: اینکه این قالب مثالی در این دنیا و قبل از مرگ از مواد موجود در دنیا پدید آمده است نه اینکه بعد از مردن انسان پدید آمده باشد با توجه به مثالهائی که قبلا توضیح آن ذکر گردید .

منبع : حوزه نت
این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .