تبیان، دستیار زندگی

رسانه ها و واقعیت های اجتماعی_علیرضا حسن زاده

تکنولوژی های نوین ارتباطی ابعاد و عناصر زمان و مکان را دگرگون و کل سیاره ی زمین را تحت تأثیر ویژگی های خود قرار داده اند؛ به گونه ای که می¬توان گفت عصر فاصله ها به ویژه فاصله های فیزیکی به پایان رسیده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
علیرضا حسن زاده
علیرضا حسن زاده- مدس دانشگاه
تکنولوژی­های نوین ارتباطی ابعاد و عناصر زمان و مکان را دگرگون و کل سیاره­ی زمین را تحت تأثیر ویژگی های خود قرار داده اند؛ به گونه­ای که می­توان گفت عصر فاصله­ها به­ویژه فاصله­های فیزیکی به پایان رسیده است. صاحب­نظران ارتباط جمعی به طور کلی درباره نقش اساسی رسانه­های همگانی در جامعه دو پیش فرض را در نظر می گیرند: اول اینکه رسانه ها با عملی که در تولید، تکثیر و توزیع دانش و اطلاعات در جامعه انجام می دهند به ایجاد ذهنیت و تجربیات مشترک کمک می کنند؛ و دوم اینکه رسانه­های ارتباط جمعی نقش یک واسطه را بین واقعیت های عینی و اجتماعی و تجربه­های شخصی ایفا می­کنند.
«مارشال مک لوهان» معتقد است که رسانه ها با داده ها به ماساژ مخاطبان می پردازند و پیام های رسانه ای بی آنکه آستانه حسی مخاطبان را تحریک کنند، وارد ذهن آنها می شوند. مک لوهان این روند را به گونه­ای صریح تر بیان می­کند: "پیام­های رسانه­ها، شبیه گوشت آبداری است که دزدها برای پرت کردن حواس سگ­های نگهبان به کار می گیرند."
در گذشته واقعیات اجتماعی در اثر تعاملات انسانی شکل می گرفت و رفتارهای اجتماعی از آن ناشی می شد، اما امروزه رسانه­ها منبع غالب شکل­گیری این واقعیات اجتماعی هستند. این رسانه­های جمعی هستند که واقعیات اجتماعی را شکل می دهند. به عبارت دیگر بخش اعظمی از واقعیات اجتماعی امروزه حاصل واقعیات رسانه­ای است و رسانه­ها به منبع غالب تعاریف واقعیات اجتماعی در نزد افراد جامعه تبدیل شده­اند.
تلویزیون
در میان رسانه های ارتباط جمعی امروزه تلویزیون نقش بسیار مهمی در شکل گیری واقعیات اجتماعی ایفاء می کند و توسعه فناوری­های ارتباطی در خدمت این رسانه و گسترش نفوذ آن بوده اند. گسترش این رسانه سبب شده است که مردم به راحتی به این شبکه دسترسی پیدا کنند. برنامه­های تلویزیونی یک محصول­اند؛ و از یک دیدگاه کلی­تر برنامه­های تلویزیونی منعکس کننده و شکل دهنده ارزش های حاکم در یک گستره خاص تاریخی اند. ارائه و تدوین رویدادهای تلویزیونی به گونه ای است که در نهایت، در خدمت صاحبان قدرت باشد.
در عصر ارتباطات می توان گفت که دیوار خانه­ها فرو ریخته­اند. دیگر خانواده آن محل امن و خارج از دسترس جامعه نیست. امواج تلویزیون، رادیو و همچنین ارتباطات مکتوب بدان سخت رسوخ کردند. ورود وسایل ارتباط جمعی مخصوصاً تلویزیون موجبات کاهش کنش و واکنش افراد خانواده با یکدیگر و توجه به کانونی خارجی یعنی تلویزیون و محتوای آن را فراهم ساخته است.
ماهواره
از دیگر رسانه­های ارتباط جمعی می توان به ماهواره­های سخن پراکنی اشاره نمود. آنها ابزارهایی ارزان و انعطاف پذیرتری را برای مبادله پیام در ساخت های طولانی ارائه می کنند. این فناوری به طور بالقوه، این توانایی را دارد که ارتباط مناطق غیر قابل دسترس را امکان پذیر سازد.
با توجه به سلطه­ای که کشورهای قدرتمند بر جریان انتقال اخبار و اطلاعات یافته اند، ارزش­ها، افکار و عقاید آنها روز به روز بیشتر بر روی کشورهای در حال توسعه سایه می افکند. در این بین ماهواره­ها نمود بیشتری یافته­اند و ابزار بی مانندی هستند در دست کشورهای قدرتمند برای ترویج و اشاعه­ی فرهنگ خود به کشورهای در حال توسعه. ماهواره­ها به بازنمایی واقعیت می پردازند؛ بازنمایی نه انعکاس و بازتاب معنای پدیده­ها در جهان خارج، که تولید و ساخت معنا براساس چارچوب­های مفهومی و گفتمانی است. بازنمایی ماهواره­ای، معناسازی خنثی و بی طرفی نیست، این بازنمایی ریشه در گفتمان و ایدئولوژی دارد که واقعیات براساس آن ساخته می شود. باید گفت هیچ امر فرازبانی، فراگفتمانی و فراتاریخی وجود ندارد که به نحو عینی و شفاف انعکاس یابد. بلکه هرگونه فهم و شناختی از واقعیت، امری است که در گفتمان خاص کشورهای فرستنده امواج وجود دارد. یکی از استراتژی هایی که در ایدئولوژی و گفتمان به­کار گرفته می­شود تا در قالب عقل سلیم در آید طبیعی سازی است. سازندگان برنامه­های ماهواره­ای سعی می کنند ایدئولوژی و گفتمان نهفته خود را امری طبیعی جلوه دهند.
مطبوعات
یکی از رسانه­هایی که نمود بیشتری در بازنمایی واقعیت دارد روزنامه است. گرچه رسانه­های الکترونیک گوی رقابت را از لحاظ سرعت انتقال اطلاعات از رسانه­ای سنتی ربوده­اند اما هنوز رسانه­های چاپی همچون روزنامه­ها ارزش خود را تا حدودی حفظ نموده­اند. روزنامه به عنوان قدیمی­ترین ابزار برقراری ارتباط میان صاحبان قدرت و مردم از جایگاه درخوری برخوردار است و همچنان به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات مکتوب که مجال فکر کردن بر روی مطالب را به مخاطب می دهد به حیات خود ادامه می­دهد. روزنامه­ها با داشتن خط مشی­های متفاوت اندیشه­های متفاوت را به سوی خود جذب می کنند. آنها وقایع یکسان را با دیدهای مختلف منتقل می کنند و امکان شکل­گیری افکار متفاوتی را در جامعه ایجاد می کنند.
كاركرد خبری‌ مطبوعات‌ در جامعه‌ كنونی‌، اهمیت‌ غیرقابل‌ انكاری‌ یافته‌ است.‌ شرایط‌ خاص‌ ملی‌، منطقه‌ای‌ و جهانی‌ و پیچیدگی‌ اوضاع‌ سیاسی‌ بر اهمیت‌ این‌ كاركرد نیز افزوده‌ است.‌ روزنامه‌ها به‌ دلیل‌ وابستگی‌های‌ ایدئولوژیك‌ و حزبی‌ خود از زوایای‌ فكری‌ مختلفی‌ به‌ تحولات‌ جامعه‌ می‌نگرند و در انعكاس و برجسته‌سازی‌ این‌ تحولات‌ و رویدادها به‌ شیوه‌های‌ مختلف‌ عمل‌ می‌كنند. برخی‌ دیدگاه‌های‌ انتقادی‌، فعالیت‌ خبری‌ رسانه‌ها را بخشی‌ از فعالیت‌های‌ ایدئولوژیك‌ احزاب‌ تلقی‌ كرده‌ و خبر را محصول‌ مصنوع‌ ایدئولوژی‌ می‌دانند و برخی دیگر نیز انعكاس‌ رویدادها در رسانه‌های‌ خبری‌ را فرآیند بازسازی‌ رویدادها تلقی‌ كرده‌ و تولید و انتشار اخبار را تحت‌ عنوان‌ «بازنمایی‌» یا بازنمود و به‌ معنای‌ ارائه‌ رویدادها از نگاه‌ خاص‌ و در واقع‌ بازسازی‌ رویدادها قلمداد می‌كنند.
علاوه‌ بر این‌ محتوای‌ خبری‌ روزنامه‌ها را از حیث‌ ثبت‌ و ضبط‌ رویدادها می‌توان‌ به‌ نوعی‌ «تاریخ‌نگاری‌» نیز تلقی‌ كرد. روزنامه‌ها از آنجایی‌ كه‌ رسانه‌ای‌ مكتوب‌ محسوب‌ می‌شوند، با درج‌ اخبار در واقع‌ به‌ ثبت‌ رویدادها در تاریخ‌ كمك‌ می‌كنند. همچنین‌، امروزه‌ مطبوعات‌ یكی‌ از منابع‌ مطالعات‌ تاریخی‌ نیز محسوب‌ می‌شوند و از این‌ حیث‌ یك‌ سند تاریخی‌ به‌ شمار می‌آیند.

منبع : انجمن روابط عمومی ایران

این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .